امروز: چهارشنبه, ۰۵ آذر ۱۳۹۹ برابر با ۰۹ ربيع الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۲۵ نوامبر ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 265138
۳۸۳۴
۱
۰
نسخه چاپی
هربرت مارکوزه Herbert Marcuse

هربرت مارکوزه و انسان تک ساحتی

جوامع صنعتی پیشرفته به کمک تکنولوژی رو به رشد، رفاه آدمیان را بالا برده و آنها را با زندگی ماشینی و رفاه اقتصادی هماهنگ نموده است ولی در عین حال روح آزادی و پرخاشگری و انتقادی را از افراد سلب کرده و باعث انسان های تک بُعدی شده است

هربرت مارکوزه و انسان تک ساحتی

هربرت مارکوزه از اندیشمندان مهم مکتب فرانکفورت با انتشار کتاب انسان تک ساحتی در سال 1964 چه از نظر یک تئوری‌پرداز انتقادی چپ نو و چه از نظر یک منتقد اجتماعی به اوج شهرت خود رسید.

انسان تک ساحتی در اندیشه هربرت مارکوزه

کتاب انسان تک ساحتی در حقیقت کیفر‌خواستی در برابر جوامع صنعتی و رو به رشد سرمایه داری بویژه ایالات متحده آمریکا به عنوان سردمدار جوامع فوق صنعتی است.

حقوق و آزادیهای فردی از مسائل بنیادی نظام صنعتی پیشرفته دموکراتیک غربی است که مفهوم خود را از دست داده و از مفهوم سنتی خود کاملا جدا شده است؛ آزادی تفکر و انتقاد که از ویژگی های جامعه آزاد است به زندگی مادی و حسابگر تبدیل شده است. ارزش آزادی با قدرت اقتصادی افراد سنجیده می شود، به همان مقدار که تولید کالا افزایش یافته و رفاه نسبی و ظاهری ایجاد نموده است، لیکن وابستگی افراد به مشاغل چنان افزایش یافته که معنای واقعی آزادی دیگر قابل احساس و تفسیر نیست. تولید و مصرف زیاد، باعث شده است تا انسانها به وابستگان کالا تبدیل شده و این از مشخصات جامعه تکنولوژیک و سرمایه داری نوین است که حتی انسانها را تبدیل به کالا نموده است. در این حالت انسانها متأثر از تبلیغات کالایی، رستگاری خود را در خرید و مصرف بیشتر می دانند که نتیجه آن کار بیشتر است و در نتیجه حالتی از خود بیگانگی در جامعه پدید آمده و منجر به انسان های تک ساحتی شده است.

مارکوزه عقیده دارد که در جامعه غیرصنعتی به صورت امروزی قلمرو حیات افراد از قلمرو نظام سیاسی جامعه جدا بوده و بدین ترتیب افراد، زندگی خصوصی داشته اند در حالیکه امروزه جامعه قلمرو حیات خصوصی را از انسانها گرفته و در نتیجه آنان را به تقلید کورکورانه تشویق و موجودی مصرفی و وابسته به کالا بار آورده است. نتیجه اینکه آنها بی تفاوت و از خود و جامعه بیگانه شده اند.

کشورهای دموکراتیک فوقِ صنعتی امروزی چنان در افراد و جامعه رسوخ نموده اند که حتی دانشمندان و فلاسفه را نیز پیرو خود ساخته و بطوریکه هرگونه مخالفت واقعیاز نظام را محکوم می سازند. عقل نظری به سود عقل عملی کنار رفته استپس برداشت های انسانها از واقعیت دور می شود. امروزه کارگر صنعت برده ی مادی و معنوی تکنولوژی شده است، زیرا ماشین کارائی بیشتری از خلاقیت کارگر پیدا کرده است. از نظر مارکوزه علم نه تنها در تئوری بلکه در عمل مجذوب تکنولوژی امروزین شده است. به عبارت دیگر اصول علم امروزین به شیوه نظری (ماقبل تجربی) چنان سازمان یافته که بتواند همچون افزاری در خدمت دنیایی که تابع سلطه های خودکار و تولیدکننده است به کار رود. مکتب اصالت کنش نظری، مطابق با اصالت کنش عملی درآمده است.

هربرت مارکوزه و انسان تک ساحتی

جوامع صنعتی پیشرفته به کمک تکنولوژی رو به رشد، رفاه آدمیان را بالا برده و آنها را با زندگی ماشینی و رفاه اقتصادی هماهنگ نموده است ولی در عین حال روح آزادی و پرخاشگری و انتقادی را از افراد سلب کرده و همان طور که گفته شد باعث انسان های تک بُعدی شده است. در همین رابطه است که مارکوزه ادعا می کند که هر آنکس که در فکر زندگی آزاد فردا باشد، از نظر حکومت و ذی نفوذان اقتصادی به عنوان دشمن جامعه ی سرمایه داری و رفاه مصرفی معرفی شده، زیرا بیداری انسان های از خواب نظام سرمایه داری و تکنولوژیک، مانع بهره‌وری و منافع صاحبان صنعت خواهد شد.

در نهایت مارکوزه نتیجه می گیرد که انسان های امروزی، آزادی طبیعی خود را از دست داده اند و به اسارت نیازهای کالای صنعتی که ظاهری فریبنده توأم با رفاه به ارمغان آورده است، درآمده‌اند. مارکوزه در آخر این سئوال را مطرح می سازد که چگونه می توان از قید اسارت کارفرمایان و خواستهای خویش بیرون شد؟ چگونه باید به این دور باطل اندیشید و آن را در هم شکست؟

اندیشه های سیاسی غرب در قرن بیستم- ملک یحیی صلاحی

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید