امروز: پنجشنبه, ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۰۵ ربيع الآخر ۱۴۴۸ قمری و ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
کد خبر: 279504
۱۶۸۰
۱
۰
نسخه چاپی

چگونه با احساس بی ارزشی و کم اهمیتی کنار بیاییم

احساس بی ارزشی از کجا می آید؟

همه گاهی اوقات احساس ناامنی می کنند، اما احساس مزمن بی ارزشی جدی تر از ناامنی ساده است. احساس بی ارزشی یا بی اهمیتی روزانه یکی از ویژگی های رایج افسردگی است که می تواند از منابع مختلف ناشی شود.

این یکی از علائم بارز اختلال افسردگی است، اگرچه احساس بی ارزشی حتی برای کسانی که مشکل روانی ندارند نیز می تواند غالب باشد. احساس بی اهمیتی شخصی که از افسردگی ناشی می شود به طور قابل توجهی شدیدتر از احساس عزت نفس پایین ساده است و حذف آن می تواند چالش برانگیزتر باشد.

احساس بی ارزشی از کجا می آید؟

یکی از گیج‌کننده‌ترین جنبه‌های احساس بی‌اهمیت یا بی‌ارزش بودن، تعیین منشأ آن است. به خصوص در افسردگی بالینی، افراد ممکن است از احساسات دردناکی رنج ببرند که منطقاً رویدادهای زندگی آنها را دنبال نمی کنند. گاهی اوقات، در مورد افسردگی، این احساسات قدرتمند و مخرب بدون سابقه واضح ایجاد می شود. با این حال، برای دیگران، دلایل قابل شناسایی برای آنها وجود دارد.

احساس بی ارزشی می تواند ناشی از عوامل مختلفی باشد. اینها برخی از رایج ترین آنها هستند:

تجربیات دوران کودکی. سوء استفاده، بدرفتاری یا بی توجهی در دوران کودکی عوامل مهمی هستند که بزرگسالان ارزش خود را زیر سوال می برند. بزرگسالانی که با والدین کمال گرا بزرگ شده اند ممکن است احساس بی ارزشی می کنند. کمال گرایی از سوی والدین باعث می شود کودک احساس کند هرگز به اندازه کتفی خوب نیست که منجر به احساس بی کفایتی در زندگی بعدی می شود.

شیوه و سبک توضیحی. افراد تمایل دارند مسئولیت را به صورت بیرونی یا درونی نسبت دهند. به این معنا که آنها چیزهایی را که روی می دهند بر اساس عوامل بیرونی یا درونی درباره خودشان قضاوت می کنند. برخی افراد هر چیزی که در زندگی اشتباه می شود را به شکست های شخصی خود، چه واقعی و چه خیالی، نسبت می دهند.

آسیب های گذشته. افرادی که با افراد بسیار انتقادی رابطه داشته اند ممکن است احساس بی ارزشی را درونی کنند. رویدادهای منحصر به فرد مانند پایان دادن به شغل، شکست های شغلی و سایر رویدادهای مهم مانند طلاق، اغلب کاتالیزورهای پشت احساس بی ارزشی هستند.

اختلال استرس پس از سانحه. احساس بی ارزشی در PTSD رایج است. PTSD همچنین ممکن است شامل احساس گناه بازمانده باشد که در آن فرد احساس می کند برای زنده ماندن از یک رویداد بی لیاقت است در حالی که دیگران این کار را نکرده اند.

افسردگی. همانطور که قبلاً بحث شد، افسردگی اغلب باعث می شود افراد احساس بی ارزشی و بی اهمیتی کنند. احساس گناه، شرم، ناامیدی و بی ارزشی همگی از علائم رایج افسردگی اساسی و سایر اختلالات خلقی هستند.

مقابله با احساس بی ارزشی

در اینجا چند ایده وجود دارد که می تواند به کسانی که از احساس بی ارزشی رنج می برند کمک کند:

با خودت مهربان باش. به این فکر کنید که چگونه با خودتان صحبت می کنید. آیا با یک دوست خوب همان طور رفتار می کنید که با خودتان رفتار می کنید؟ اغلب اوقات، ما به طرز وحشیانه‌ای نسبت به خود سخت‌گیری می‌کنیم و نمی‌توانیم عشقی را که به دیگران می‌دهیم به خودمان تعمیم دهیم. با خود مهربان باش با حذف خودگویی منفی، منتقد درونی آزاردهنده ای را که خیلی سریع قضاوت می کند ساکت می کنید.

قدردانی را تمرین کنید. یکی از دلایل رایج احساس بی ارزشی، طرز فکر مبتنی بر مقایسه است. این دیدگاهی است که در آن ما دائما خودمان را با دیگران مقایسه می کنیم، و به ویژه، در یک نور منفی. به جای اینکه خودمان را بر اساس معیارهای دیگران قضاوت کنیم، باید یاد بگیریم که برای همه چیزهایی که داریم - و هستیم - سپاسگزار باشیم. ما صرف نظر از اینکه چه چیزی داریم یا به دست آورده ایم، شایسته هستیم. نگه داشتن یک دفتر خاطرات سپاسگزاری می تواند به شما در درک اهمیت و ارزش خود کمک کند. همچنین یک راه موثر برای آموزش مجدد تفکر شما است.

مراقب زمینه احساسات خود باشید. اغلب، احساس بی‌اهمیتی و بی‌ارزشی در موقعیت‌های خاص بیشتر وجود دارد، یا ممکن است در اطراف افراد خاص ایجاد شود. به شرایطی توجه کنید که در آن احساس می کنید عزت نفس شما سقوط می کند.

بخشش را تمرین کنید - و این شامل خودتان نیز می شود. ما اغلب برای کارهایی که انجام داده‌ایم یا انجام نداده‌ایم احساس گناه بیهوده و مسموم داریم که بسیاری از آنها خیالی هستند. احساس بی ارزشی اغلب با این نوع احساس گناه طولانی القا می شود. تمرین بخشش یک راه موثر برای آرام کردن این احساسات است.

کمک به دیگران را در نظر بگیرید. کمک به دیگران می‌تواند برخی از احساس‌های بی‌ارزشی را با ترویج حس موفقیت از بین ببرد. تحقیقات نشان داده است که فعالیت های اجتماعی (کمک به افراد دیگر، کمک به جامعه) منجر به کاهش ادراک از بی اهمیتی می شود.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید