
کارل فردریش ویلهلم گروسمان قاتل زنجیره ای با شغل قصابی
کارل فردریش ویلهلم گروسمان در سال ۱۸۶۳ میلادی از پدر و مادری ناشناس متولد و در یتیم خانه بزرگ شد. بعد از نوجوانی شغلهای بسیاری را تجربه کرد و در نهایت به شغل قصابی روی آورد.
کارل شخصیتی درونگرا و سادیسمی داشت. وقتی جنگ جهانی اول به راه افتاد و گوشت گران شد و مردم نتوانستند گوشت بخرند، افکار شیطانی به سراغ کارل آمد تا گوشتی ارزان و در دسترس را تهیه کند.
کارل گروسمان ابتدا به کشتن زنان روسپی روی آورد؛ زنهایی که همه عمرش را با آنها سپری میکرد اولین گزینه جنایاتش به شمار میرفتند.
به این شکل، کارل سفر آدم کشیاش را آغاز کرد. او دختران و زنان را یکی پس از دیگری به خانههای فساد میکشاند و بعد از شراب نوشیدن سر آنها را میبرید و گوشتشان را تکه تکه می کرد و صبح روز بعد در بازار برلین به فروش میرساند و ادعا میکرد گوشت خوک است.
گاهی گوشت آدمها به سوسیس تبدیل میشدند و در ایستگاه قطار نزدیک خانه او به شکل ساندویچ فروش میرسیدند.
او هیچوقت از وسایل قربانیانش دزدی نکرد، او باقیمانده جسد قربانیان را با نامهای روی آن دور میانداخت، محتوای نامه این بود: من آدم بیچارهای هستم، اما درون من یک آدمکش مخوف وجود دارد، او از داخل من بیرون آمد، دارم زد و الان در خیابانهای برلین با خوشحالی قدم میزند و بعد از کشتن آدمها دوباره برمیگردد.
او در ۲۱ اوت ۱۹۲۱ در آپارتمانش دستگیر شد و در ۵ ژوئیه ۱۹۲۲ در حالی که منتظر اجرای حکم اعدام بود، در زندان خودش را حلقآویز کرد.
طبق یک گزارش که در سال ۱۹۲۱ منتشر شده، گروسمان به حدود ۲۰ قتل در یک دورهٔ ۲۰ ساله اعتراف کرده بود. در گزارشی دیگر مربوط به سال ۱۹۲۲ ادعا شده گروسمان اقرار کرده بوده که ۴ نفر از قربانیانش زن بودهاند.









دیدگاه