امروز: دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۶ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۱۰ اوت ۲۰۲۶ میلادی
کد خبر: 279404
۱۷۹۴
۱
۰
نسخه چاپی

10 نیاز عاطفی که در روابط باید در نظر گرفت

نیاز های مهم در روابط

نیاز های مهم در روابط

همه نیازهای عاطفی دارند.

نیازهای اساسی بقا مانند آب، هوا، غذا و سرپناه را در نظر بگیرید. برآورده کردن این نیازهای فیزیکی به این معنی است که می توانید زنده بمانید، اما برای معنا بخشیدن به زندگی نیاز به چیزهای بیشتری است.

شما نمی توانید چیزهایی مانند همراهی، محبت، امنیت یا قدردانی را ببینید یا لمس کنید، اما آنها به همان اندازه ارزشمند هستند. همین امر در مورد احساس شنیده شدن یا ارزشمند بودن نیز صدق می کند.

در یک رابطه، استحکام پیوند شما می تواند تفاوت زیادی در برآورده شدن نیازهای هر دوی شما ایجاد کند.

اگرچه هر رابطه کمی متفاوت به نظر می رسد، این 10 نیاز عاطفی نقطه شروع خوبی برای بررسی این موضوع است که آیا شما و شریک زندگی تان هر کدام آنچه را که نیاز دارید از رابطه دریافت می کنید.

1. محبت

بیشتر روابط شامل انواع مختلفی از محبت است:

• لمس فیزیکی

• صمیمیت جنسی

• کلمات محبت آمیز

• حرکات مهربانانه

محبت به شما کمک می کند پیوند برقرار کنید و صمیمیت را افزایش دهید.

همه به یک شکل محبت نشان نمی دهند، اما شرکا معمولاً به رویکردهای منحصر به فرد یکدیگر برای برآوردن این نیاز عادت می کنند.

برای مثال، کسی که نمی گوید "دوستت دارم" ممکن است توجه خود را از طریق اعمال خود نشان دهد.

اگر سطح محبت در رابطه شما به طور ناگهانی تغییر کند، ممکن است شروع به نگرانی کنید. بسیاری از مسائل مربوط به رابطه از فقدان محبت ناشی می شود، و این کاملاً قابل درک است که تعجب کنیم که چرا یک شریک که زمانی محبت کرده بود به نظر دور است یا از تماس اجتناب می کند.

اگر کمتر از حد معمول محبت آمیز به نظر می رسند، مکالمه محل خوبی برای شروع است. به یاد داشته باشید، شما بدون پرسیدن نمی دانید چه اتفاقی دارد می افتد.

2. پذیرش

دانستن اینکه شریکتان شما را همانگونه که هستید می پذیرد می تواند به ایجاد حس تعلق در رابطه کمک کند.

پذیرش فقط به این معنا نیست که آنها شما را می پذیرند. همچنین به این معنی است که شما احساس می کنید که با عزیزان آنها هماهنگ هستید و به زندگی آنها تعلق دارید.

این احساس تعلق ممکن است زمانی افزایش یابد که:

• شما را به خانواده و دوستان معرفی کند

• فعالیت هایی را برای انجام با هم برنامه ریزی کنید

• رویاها و اهداف آینده را به اشتراک بگذارید

• هنگام تصمیم گیری از مشاوره بخواهید

اگر احساس نمی کنید پذیرفته شده اید، ممکن است احساس کنید که در لبه های زندگی آنها معلق هستید. اینجا جای راحتی نیست.

برخی از افراد به راحتی صحبت نمی کنند و ممکن است دلایل دیگری برای اینکه شما را در بخش های خاصی از زندگی خود قرار ندهند داشته باشند. با این حال، احساس اینکه تعلق ندارید می تواند برای شما دشوار باشد که خود را در یک رابطه طولانی مدت ببینید.

3. اعتبار سنجی

بر اساس تحقیقاتی که در سال 2016 انجام شد، اکثر زوج ها انجام کار در طول موج یکسان را مهم می دانند. هنگامی که شریک زندگی شما به طور کامل نتواند دیدگاه شما را ببیند، ممکن است احساس کنید که شما دچار سوء تفاهم شده اید. اگر آنها احساسات شما را کاملاً نادیده بگیرند، ممکن است احساس نادیده گرفته شدن یا بی احترامی کنید.

اگر به طور کلی احساس اعتبار می کنید، اما این یک یا دو بار اتفاق می افتد، صرف نظر از اینکه احساس خود را به اشتراک بگذارید، مکالمه ضرری ندارد.

اما اگر دائماً احساس می‌کنید که شنیده نشده‌اید یا بی‌اعتبار هستید، ممکن است شروع به ایجاد رنجش کنید، بنابراین بهتر است زودتر به این موضوع رسیدگی کنید.

4. خودمختاری

با عمیق تر شدن یک رابطه، شرکا معمولاً علایق، فعالیت ها و دیگر جنبه های زندگی روزمره را به اشتراک می گذارند. ممکن است متوجه شوید که با نزدیک‌ تر شدن به یک واحد تبدیل می‌شوید.

اما مهم نیست که چقدر رابطه شما قوی می شود، حفظ حس خود ضروری است. در حالی که ممکن است چیزهای مشترک زیادی داشته باشید، شما دو فرد مجزا با اهداف، سرگرمی ها، دوستان و ارزش های منحصر به فرد هستید - و این چیز خوبی است.

اگر هویت شما شروع به محو شدن در هویت آنها کرده است، برای بررسی وضعیت یک قدم به عقب بردارید. این ترکیب خود می تواند به طور طبیعی با نزدیک شدن شما اتفاق بیفتد، اما همچنین می تواند زمانی اتفاق بیفتد که فکر کنید برای موفقیت رابطه باید بیشتر شبیه آنها شوید.

در حقیقت، حفظ علایق فردی می تواند حس کنجکاوی نسبت به یکدیگر را تقویت کند، که می تواند رابطه شما را تقویت کرده و آن را سرگرم کننده نگه دارد. اگر قبل از رابطه خود را از دست داده اید، زمانی را برای ارتباط مجدد با دوستان یا شروع مجدد یک سرگرمی قدیمی اختصاص دهید.

نیاز های مهم در روابط

5. امنیت

یک رابطه سالم باید احساس امنیت کند، اما امنیت می تواند معانی زیادی داشته باشد.

اگر در رابطه خود احساس امنیت می کنید، به طور کلی:

• بدانید که آنها به مرزهای شما احترام می گذارند

• برای به اشتراک گذاشتن احساسات خود احساس امنیت کنید

• با آنها احساس امنیت جسمانی کنید

• باور کنید که از انتخاب های شما حمایت می کنند

• احساس کنید که می توانید احساسات خود را به اشتراک بگذارید

تعیین مرزهای واضح می تواند به تقویت احساس امنیت شما کمک کند:

• من نمی‌خواهم سرم فریاد بزنند، بنابراین اگر صدایت را بلند کنی پاسخی نمی‌دهم.»

اگر شریک زندگی شما بدرفتار شد، به دنبال حمایت حرفه ای باشید. آزار جسمی اغلب به راحتی قابل تشخیص است، اما آزار عاطفی نیز می‌تواند باعث شود شما احساس ناامنی کنید، حتی اگر نتوانید انگشت خود را روی دلیل آن بگذارید.

6. اعتماد کنید

اعتماد و امنیت اغلب دست به دست هم می دهند. سخت است که با کسی که نمی توانید به او اعتماد کنید احساس امنیت فیزیکی یا عاطفی داشته باشید. وقتی به کسی اعتماد می‌کنید، می‌دانید که او هم به دنبال شما و هم خودش است.

اگر شروع به شک به آنها کردید، سعی کنید رفتارهای خاصی مانند بیرون ماندن تا دیروقت بدون توضیح را مطرح کنید. این به شما کمک می‌کند در حین لمس کردن بر اساس نیازهای ارتباطی، به آنچه در حال وقوع است برسید.

به طور کلی، اعتماد بلافاصله اتفاق نمی افتد. شما آن را در طول زمان پرورش می دهید، اما می توانید آن را در یک لحظه از دست بدهید. اعتماد شکسته گاهی قابل ترمیم است، اما این امر مستلزم تلاش هر دو طرف و اغلب به حمایت یک درمانگر است.

در مورد نحوه برخورد با نقض اعتماد در رابطه پیشاپیش باشید. در حالی که پاسخ خاص شما ممکن است بر اساس زمینه یک موقعیت خاص متفاوت باشد، شما احتمالاً ایده خوبی در مورد رفتارهایی دارید که نمی توانید آنها را بپذیرید، مانند خیانت یا دروغگویی. از اینکه این معامله گران را به شریک خود بشناسید، احساس گناه نکنید.

7. همدلی

داشتن همدلی به این معنی است که می توانید تصور کنید که شخص دیگری چه احساسی دارد. این توانایی برای روابط عاشقانه ضروری است زیرا به افراد کمک می کند یکدیگر را درک کنند و پیوندهای عمیق تری ایجاد کنند.

بگو تولدت را فراموش کرده اند. شما احساس عصبانیت و آسیب می کنید. بعد از 5 سال زندگی مشترک چطور توانستند؟ هیچ وقت تولدشون رو فراموش نکردی.

اما پس از عجله اولیه ناامیدی و عصبانیت، شروع به در نظر گرفتن طرف آنها می کنید. آنها اخیراً در محل کار با مشکل مواجه شده اند و این اضطراب روی خواب آنها تأثیر گذاشته است. بیشتر انرژی احساسی آنها صرف برنامه ریزی یک پروژه بزرگ شده است که می تواند به تغییر اوضاع کمک کند.

با همه اینها که در ذهن آنهاست، شما استدلال می کنید، قابل درک تر است که چگونه آنها در روز تولد شما کاملاً خالی کردند. شما می دانید که این یک حرکت جزئی عمدی نبوده، و همچنین می دانید که آنها احساس وحشتناکی دارند.

درک شما از موقعیت آنها به شما کمک می کند آنچه را که اتفاق افتاده است بپذیرید و به آنها دلسوزی و بخشش بدهید که می تواند شما را به شما نزدیک کند. از سوی دیگر، ادامه دادن به خورش ممکن است منجر به مشاجره شود یا شما را از راه های دیگری از هم دور کند.

8. اولویت بندی

خیلی طبیعی است که بخواهید شریکتان شما را در اولویت قرار دهد. شما می خواهید بدانید که شما اول هستید و بعد از اینکه آنها نیازهای خود را برآورده کردند، نیازهای شما در ردیف بعدی هستند.

البته، بیشتر مردم چند (یا بیشتر) روابط مهم دارند. گاه به گاه، شخص دیگری در زندگی خود ممکن است نیاز داشته باشد که در اولویت قرار گیرد، مانند دوستی که دچار بحران می شود یا یکی از اعضای خانواده که مشکلی سخت را تجربه می کند.

با این حال، به طور کلی، اگر احساس می کنید در زندگی آنها اولویت ندارید، احتمالاً احساس می کنید که واقعاً برای حضور شما ارزش قائل نیستند. این می تواند شما را متعجب کند که چرا آنها حتی با این رابطه زحمت می کشند.

گفتگو اغلب می تواند کمک کننده باشد. ابتدا، به این نکته اشاره کنید که چرا احساس اولویت نمی‌کنید - یک بیانیه I را امتحان کنید تا قضاوت‌کننده به نظر نرسید. شاید آنها برای یک روز یا بیشتر به پیامک‌های شما پاسخ نمی‌دهند، یا مرتباً برای ملاقات با دوستان، تاریخ شب را تغییر می‌دهند.

سپس یک راه حل ممکن را پیشنهاد کنید، مانند پاسخ دادن به پیامک هر شب یا با یک تماس تلفنی، یا انتخاب یک شب قرار معمولی.

9. اتصال

اشکالی ندارد که همه چیز را با هم انجام ندهید. در واقع، حفظ علایق و دوستی های جداگانه می تواند برای سلامت روان فردی و همچنین سلامت رابطه شما مفید باشد.

اما احتمالاً می خواهید در همان زمان احساس ارتباط کنید. این کاملا قابل درک است اگر زندگی مشترک خود را به اشتراک نگذارید، روابط برای چیست؟

بدون ارتباط، حتی زمانی که بیشتر وقت خود را با هم می گذرانید، می توانید احساس تنهایی کنید. ممکن است به نظر برسد که شما فقط دو نفر هستید که اتفاقاً فضای زندگی مشترکی دارید یا گاهی اوقات با هم وقت می گذرانید. این احتمال وجود دارد که شما نمی خواهید رابطه شما اینطور پیش برود.

این خبر خوب است: اگر این حس ارتباط را ندارید، اتصال مجدد و تعامل مجدد با آنها کاملاً امکان پذیر است.

چند نکته مفید:

• درباره جنبه ای از زندگی روزمره آنها که قبلاً هرگز به آن فکر نکرده اید سؤال بپرسید.

• پیشنهاد یک فعالیت جدید برای امتحان کردن با هم.

• با یک سفر یک روزه یا آخر هفته از روال معمول خود خارج شوید.

• به خاطرات مشترک خود بپیوندید یا خاطرات فردی را از دوران کودکی خود عوض کنید.

10. فضا

اتصال مهم است، اما فضا نیز مهم است.

فضای درون یک رابطه به این معنی است که هر دو شما این آزادی را دارید که هر زمان که می خواهید کارهای خود را انجام دهید. شما احساس حمایت می کنید اما می دانید که می توانید انتخاب های خود را انجام دهید.

همچنین به این معنی است که شما هنوز از حریم خصوصی لذت می برید. این حریم خصوصی می تواند به معنای فضاهای جداگانه برای کار یا استراحت در خانه باشد، اما به معنای حریم خصوصی احساسی نیز می باشد.

صادق بودن به این معنی نیست که باید هر فکری که به ذهنتان می رسد را به اشتراک بگذارید. برای مثال، اگر احساس ناراحتی می‌کنید، داشتن فضای فیزیکی و احساسی می‌تواند به شما کمک کند تا با این افکار به روش‌های سالمی کنار بیایید و از تهمت زدن شریک زندگی خود اجتناب کنید.

وقتی صحبت از فضا به میان می‌آید، درخواست چیزی که نیاز دارید مهم است.

در نظر گرفتن:

• هر روز کمی از زمان تنهایی خود را اختصاص دهید

• ایجاد یک فضای خصوصی برای خود در خانه، خواه این یک اتاق مجزا باشد یا یک گوشه کوچک

• گذراندن زمان بیشتر در بیرون

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید