
جایگاه زن در دوره هخامنشی و آشوری براساس شواهد باستانشناسی
به لحـاظ مقايسـه ای، اطلاعـات مــا از وضــعيت و جايگـاه زنـان در دوره هخامنشيان بسيار کمتر از دوره آشوريان است. داده ها و شواهد اطلاعاتی مـا دربـاره زنـان دوره هخامنشی بيشتر براساس لوح های تخت جمشيد است که در زمـان داريـوش اول نوشـته شـده است
اطلاعات تکميلی و حمايت کـننده ديگـر در اين خصوص به صورت محدود از مناطق بابـل و مصر، زمانی که تحت نفوذ هخامنشيان بوده اند، به دسـت آمـده اسـت.
در مقابـل، آثـار مـادی و شواهد تـاريخی بـه دست آمده از تمـدن آشـوريان در مـقايسـه بــا هخامنشـيان از کميـت و تنـوع بيشتری برخوردار است.
درباره زنان آشوری علاوه بر نقش برجسته ها، مهرها و اثرمهرها، لوح ها و متن نوشته هايی وجود دارد که بيانگر وجـود قـوانين و مقررات مختلف به خـصوص در زمـينه حقوق و تکاليف زنان است.
به رغم کمبـود مسـتندات درخصـوص زنـان هخامنشـی، برخـی از شـواهد همچون نقش برجسته ها و همچنين فرامين شاهان هخامنشی، روح قانون مداری و عدالت خواهی هخامنشيان را به زنان نشان مـی دهـد.
در تمدن های بين النهرين، بـه خصـوص آشـوريان، بـه رغـم وجود قوانين در زمينه حقوق و آزادی های افراد، مقررات سخت گيرانـه و ظالمانـه ای درخصـوص زنان وضع و اجرا می شد.
شواهد نشان می دهد در آشـور مـيانه آزادی زنان کـاهش يافته و موجـب پايين آمدن جايگاه و شأن زنان و افزايش مردسالاری شده بود.
مهم ترين شاهد در اين خصـوص «قانون ٤٠ آشور مـيانه » است که محدوديت های بيشتری برای زنان ايجـاد مـی کنـد.
بــه لحــاظ تـنوع قوانين درخصوص زنان، دوره آشور نسبت به دوره هخامنشی مدون و پيشرفته تر است کـه پايه قوانين آن بيشتر ملهم از قوانين حـمورابی از بـابل قديم است.
در دوره آشور ميانـه بـه بعـد، تلاش ها برای تنظيم و کنترل فعاليت هـای زنـان بـيشتر شد.
براسـاس قـانون پـيش گفتـه، دولـت کنترل بر جنس مؤنث را در اختيار داشته است. برخی را وادار بـه پوشـيدن روبنـد و برخـی را از پوشيدن آن منع می کرده است.
در تصاوير مهرهای به دست آمـده از دوره آشوری، زنانی به تـصوير کـشيده شده اند که در اسارت و کوچ اجباری به محل های ديگر می روند.
ملکه ها و زنـان دربـاری در هر دو تمدن مورد نظر از جايگاه بالايی برخوردار بوده اند.
با وجود جايگاه ملکـه هـا در هــر دو تمدن، به نظر می رسد بانوان والامقام دوره هخامنشـی نسـبت بـه دوره آشـوری از آزادی عمـل بيشتری برخوردار بودند.
در آثار هنری هخامنشـيان، زنـان دربـاری بـه تنهـايی و روی صـندلی درباری، مثل شاهان هخامنشی، تکيه داده اند و چند نـفر هـم بـه عنـوان نديمـه در اطـراف آن هـا آماده خدمت رسانی اند.
درصورتی که زنان آشوری در اکثـر نقـش برجسـته هـا همـراه فرمـانروای آشوری به تصوير کشيده شده اند،
در يکی از نقش ها، زن درباری هـخامنشی بـه صـورت مسـتقل در حال مسافرت ديده می شود. همچنين، در قاب تصويری از دوره هخامنشيان، مادری در حـال هديه دادن گل به دختر کوچک خود است.
در نقش برجسته های ديگـر، حضـور زنـان در مراسـم شادی و همچنين مـراسم تـشييع جنازه جايگاه و موقعيت زنان هخامنشی به خـوبی تصـوير شـده است.
در صحنه ضيافت های شاهانه آشوری، زنـان دربـاريی همـراه فرمانروايـان آشـوری ترسـيم شده اند.
در مقابـل، در دوره هخامنشـی، زنـانی غيـر از زنـان دربــاری نـوشـيدنی بــه فرمـانروای هخامنشی تعارف می کـنند. اين امـر احـتمالا می تواند دليلی بر ادعای مورخـان يونـانی مبنـی بـر حضور نداشتن زنان بزرگ پارسی در ضيافت های آن چنانی باشـد.
براسـاس مسـتندات و شـواهد موجود، حـضور زنـان هـخامنشی در فعاليت های سياسی، اقتصـادی و اجتمـاعی نسـبت بـه زنــان آشـوری بهتر و مطلوب تر بوده است.
وضعيت حقوقی و سياسی زنان دوره هخامنشی
اطلاعات و بينشی که ما از جايگاه زنان در دربار هخامنشی داريم بيشتر بر مبنای مطالبی اسـت که از نوشته های هـرودت و مورخان بعدی يونانی به دست آمده و به اشـارات پراکنـده ای محـدود است که به کارهای تعدادی از زنان از اندرون شاهی پارس نسبت داده اند.
مطالب محدودی کـه اين مورخان گرد آورده اند درخصوص زنان درباری و سلطنتی بـوده کـه بيشتر مطالبی اغراق آميـز و آميخته با غرض ورزی های سياسی بوده است.
اين در حالی است که در مـورد نحـوه زنـدگی و جايگاه زنان عادی مطالبی وجود ندارد. مورخان يونـانی بـه طـوری برجسـته زنــان پادشـاهان ايران را به عنوان افراد مداخله گر و فتنه جو در دربار ايران ترسيم می کننـد و بـه عنـوان محرکان شورش و انقـلاب قلمـداد مـی کننـد.
در اغلـب داسـتان هـای کـه يونانيـان سـاخته و پرداخته اند، زنـان پارسـی ستمکار، خشن و کينه توز معرفی شده اند که مدام در حال توطئه چينـی بوده و مسبب اصلی قيام ها و شورش ها هستند.
درباره زندگی و موقعيت زنان ايرانی در دوره پادشاهی هخامنشـی مــدارک تــازه ای از اواخــر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم بـه دسـت آمـده که امکان بررسی دقيق تر را فراهم مـی کنـد.
ايـن منابع لوح ها و نوشته های است که در جريان اکتشافات جديد در مرکـز امپراتـوری هـخامنشـی، يعـنی در بـابل، به دست آمده و نقش ملکه و زنان درباری هـخامنشی در فـعاليت هـای اقتصـادی را روشن می کند.
اين متون بينشی منحصـربه فـرد در مـورد وضـعيت اقتصـادی و اجتمـاعی زنـان سلطنتی و غيرسلطنتی در آن دوران ارائه می دهـد.
در مـتون ياد شـده شخصی، زنـان بـا پرداخـت جيره و حقوق و دستمزد برای کارگران زن و مـرد و فرمان های مهرشده بـه وسـيله خودشـان يـا عوامل آن ها شناسايی می شوند.
اطلاعات ارزشمندی در مورد اينکه چگونه اين زنــان قـدرتمنـد و ثروتمند دارايی خود را مديريت می کردند ارائه می شـود. آن هـا سرپرسـتی نـهـايی امـلاک و کارگاه هايشان را برعهـده داشـتند، دسـتورات لازم بـرای تـأمين کارگرانشـان را صـادر می کردند و به حساب ها مــی رســيدند.
آن هــا بـرای کارهـای گونـاگون خـود کارمنـدان ديـوانی مخصوص داشته اند و ناگزير از گزارش کـارهای خـود بـه ديوان شاه بـوده انـد. صـحت گـزارش هـا درباره درآمدها و مخارج بـا مهـر ملکـه تأييـد مــی شــد.
در ايـن دوران، زنــان دربـاری و بـانوان نجيب زاده مرتبط با خانواده شـاهی از ملازمـانی بـوده انـد کـه شـاه را در سـفرهايش هـمراهـی مـی کردند و درخصوص سفرهای رسمی و سفرهای خصوصی زنان درباری دوره هخامنشی نه تنها منابع يونـانی، بـلکه مـنـابع بـابلی و پارسـی را نيـز بايـد در نظـر گرفـت. مهـرهـا و اثرمهرهای برجای مانده از اين دوران، ما را از چگونگی وضـعيت زنـان آگاه می کند.
درخصوص شرايط و آداب و رسوم مربوط به ازدواج در دوره هخامنشيان مطالـب زيـادی در دست نداريم.
عـمده داده هـای ما در اين خصوص از منابع بابلی است که بـه نظـر مـی رسـد ايـن شرايط تا حدودی در قلمرو اصـلی شـاهنشاهی هخامنشی نيز وجود داشته اسـت .
درمجمـوع ، ٤٥ مورد سند ازدواج از بابل به دست آمـده کـه از دوران کـمبوجيه تا اردشير سوم را شامل می شـود و اطلاعات خوبی از ازدواج ايرانيان در اختيار ما مـی گـذارد.
در ايـن اســناد، درخـصـوص حـقـوق و تکاليف زنان در دوران زندگی زناشويی، جهيزيه و شرايط اقتصادی و تعهدات شوهر به همسرش در صـورت جـدايی اشاراتی شده است.
اين قرارداد معمولا بين شوهر و خانواده عروس منعقد و بـا شرح تعهد شوهر به زن آغـاز مـی شـد و پـس از موافقـت خـانواده عـروس يـک سـری تعهـدات و شرايطی که مد نظر خواستگار بـود قـيد می شد و در نهايت هدايايی به عـروس و خــانواده اش داده مـی شـد. البته، همچنان که گفته شد، هيچ مـدارکی دال بـر اينکه ايـن شـيوه هـا در همـه منـاطق يکسان بوده در دسترس نيست .
در تمدن های بين النـهرين، سـن خاصی برايی ازدواج دختران و پسران در نـظر گـرفته شده بــود و اين سـن بـرای دختران از ١٤ تا ٢٠ و برايی پسران از ٢٦ تا ٣٢ ســالگی مـتغيـر بـوده اسـت.
در دوره هخامنشيان، اين امر تابع سن خاصی نبوده و با رسيدن فـرزندان بـه سـن رشـد خـانواده هـا موظف بـودند شرايط و مقدمات ازدواج را تـدارک بـبينند.
دختران در انتخاب شـوهر آزادی عمـل داشـتند. ديدن چـهره زن جهت پسنديدن جايز و دادن جهيزيه برای دختـران نيـز مرسـوم بـود؛ به طوری کـه مـورخان از جهيزيه داريوش به دخترش مـطـالبی آورده انــد کــه البتـه ايـن مـوارد در بـين النـهرين نيز وجود داشته اسـت.
طـبق مفاد اين شرايط و تعهدات، اگـر زن بـه شـوهر خيانـت می کرد، شوهر حق داشت او را بکشد و اگـر شـوهر زن ديگری اختيار می کرد، بايد مـبلـغ مـعينـی به هـمسر اول خـود مـی داد.
زن می توانست به خـانه پدری خود برگردد؛ يعنی تقريبـا همـان گونـه که در بين النهرين بود.
وضعيت و موقعيت زنان در جـامعۀ آشـوريان
در جامعه آشوری، طبق مدارک و شواهد، شـاهد تـنزل حـقوق و آزادی هـای فــردی زنـان هسـتيم .
قـوانين کـلی معمولا سخت گيرانه تر از قوانين بابل بود. جامعـه آشـوری را جامعـه ای شـبه نظـامی دانسته اند کـه مـاننـد ســاير جـوامـع جنگجـوی ديگـر مردمـان را بـه زاد و ولـد بيشـتر ترغيـب مـی کـردند، زيرا اين دولت بـه سـربازان جـنگجو نـياز اساسی داشت. زنانی که فرزنـد پسـر بـه دنيـا می آوردند پاداش می گرفتند. درصورتی که فرزند مرده به دنيا می آمد يـا سـقط جنـين مـی شـد، مادر مـستحق مرگ بود.
از نگاه آشـوريان، زن فقـط مولـد توليـد مثـل بـود. فرهنگ آشوری از بسياری جهات شبيه به فرهنگ بـابلی بـود؛ مـثلا، بـه غيـر از تـاريخ سلطنتی، ادبيات آشوری عمـلا مشـابه هـمتـای بــابلی خـود بـود و بسـياری از شـاهان آشـوريی تحصـيل کـرده، بـه ويـژه آشـور بانيپـال، بـه انـدوختن رونوشـت هـاييی از اسـناد ادبـی بـابلی در کتابخانه هايشان افتخار می کردند.
زندگی اجتماعی يا خـانوادگی، مراسـم ازدواج و قوانين مـالکيت، هـمگي، شبيه به همتای بابلی خـود بودنـد.
سـه مجموعـه قـانونی آشـوری، کـه تاکنون يافت شده اند، همگی به قوانين سومری و بـابلی شـبيه انـد؛ اگـرچـه مـجـازاتی کـه تحـت قانون آشوری بـراي مـتخلفان تعيين می شد اغلـب وحشـيانه تـر و ابتـدايی بـود.
باورهـا و اعمـال مذهبی آشوريی تقريبا با تمدن همتای بابلی خـود يکسـان بـود؛ بـه جـز خـدای مـلـی آشــوری «آشور» که جايگزين خـدايی بـابليی مردوک شده بود.
بين قوانين مختلف آشوری، که در دوره هـای مختلـف تنظـيم شـده، قـانون آشـور ميانـه از اهميت زيادی برخوردار است.
اين قانون چگونگی ايجاد پيوند حقوق زنـان در دوران گذشـته بـا دوران کنونی را دربرمي گـيرد. دليل اين اهـميت آن است که قوانين آشور ميانـه و مهـم تـرين آن قانون ٤٠ آشور ميانه در ارتباط با زنان بـوده و محـدوديت هـای بيشـتری را بـرای زنـان ايجـاد می کند.
اين قوانين صورت اصلاح شده ايی از قوانين حمورابی است. اين مـدارک را بـايد نمونه ای از اولين تـلاش ها برايی تنظيم و کنترل فعاليت های زنان در بين النهرين دانست.
طبـق ايـن قـانون، دولت کنترل بر جنس مؤنث را در اخـتيار داشته است و برخی را وادار به پوشيدن روبند و برخيی را از پوشيدن آن منع می کـرد.
بـراساس قانون ٤٠ آشور ميانه، نظام سلسله مراتبـيی برايی زنان تعيين شده بود. در رأس اين سلسله مراتـب، بـانوی ازدواج کـرده يـا دختـر مـجـرد او، سـپس زن صيغه ای شوهردار، خواه برده يا آزاد، و در مرحله پايين اين سلسله مراتب زنان فاحشه و زنان برده قـرار داشـتند.
قـوانين مدونی که در آشور ميانـه وضـع شـده بـود، تلفيقـی از قـوانين پيشين بود. اين قوانين تضاد چـشمگيری را با قانون حمورابيی نشان می دهد که کاتبان ايـن دوره آن را نسخه برداری کرده اند.
شـکل معمول ازدواج، کـه براسـاس آن زن خــانواده پـدری را تـرک می کرد و به خانواده شوهر ملحق می شـد، تغييـر يافـت و ازدواجـی کـه زن در خـانواده پـدری می ماند و شوهر نيز هروقت خواست می توانست به منزل همسر برود مرسوم شد.

جايگاه ملکه ها و زنان درباری هخامنشی و آشوری
اصولا در بين النهرين اصطلاح شهبانو يا ملکه فقط در مورد الهه ها يا خدايان زنـی کـه حکومـت می کرده اند به کار می رفـته اسـت.
در دربار آشوری، همسر اصـلی شـاه يـا بـانوی کـاخ بـه همـراه معشوقه هايی او درون حرميی زندگيی می کرده اند که خواجگان مسئول حفاظت از آن ها بوده اند.
از طريق برخی نامه های مـکتوب، کـه از اواخر امپراتوری آشور برجای مانده، مشخص می شود همسـر اصلی و مادر شاه در بسياری از تصميمات سياسی نفوذ زيادی داشته اند.
در منابع، از وجود برخی زنان قدرتمند نام برده شده که نـفـوذ زيـادی در دربــار داشــته و از جايگاه مهمی برخوردار بوده انـد.
در دوره هـخامنشيان، بـا اينکه با گسست تاريخی دويست ساله بـا آشوريان مواجهيم، منابع مختلف از اسامی زنانی که دارای قدرت و نفوذ فراوان بوده انـد مطـالبيی آورده انـد.
بـراساس اسناد موجود، ميان موقعيت اعضای مختلف خانواده سـلطنتی تـفاوت آشـکاری وجود داشته است.
عناوين استفاده شده از سوی زنان سلطنتی رابطه اين زنان را با پادشـاه بيـان می کند؛ مثلا، مـادر شـاه بـالاترين مقام را داشته و به نظر می رسيد در رأس هرم زنان درباری حـکم سر اعضای خانواده را داشته است.
در مرتبه بعدی، مادر وليعهد يا همسر اصلی و به دنبال آن هـا دختران و خواهران پادشاه قـرار داشـتند.
عـناوين مادر پادشاه و همسر پادشاه حاکی از اين است که در سلسله مراتب اعضای خـاندان سـلطنتی آن دو مقام و موقعيت بالاتری داشته اند.
استفاده زنان از مهرهای شخصی يکی از شواهد محکمـی اسـت کـه بــر اســتقلال اقـتصـادی بانوان درباری در دوره هخامنشيان دلالت دارد و عمدتا برای صدور فرمان ها و دسـتورات کتبـی به مـستخدمان خـود بـوده و بيانگر داشتن امکانات اداری مشابهی با امکانـات شـاه و ملکـه اسـت .
ارتيستونه از مهر شخصی استفاده مـی کـرده و ٣٨ مـورد نامه با مهر و موم شخصيی در ارتبـاط بـا کارهای او يافت شده است.
در اين دوره، سه عامل اسـتفاده از القـاب، دريافت تدارکات درباريی يا جيره ی ويژه و نيز استفاده از مهرهای مخصوص در شناسـايی و برتـری زنـان (بـه خـصـوص زنــان دربـاری ) مؤثر بوده است.
روی مهرهای به دست آمده از اين دو تمدن تصاويری از زنان نيز حک شـده کـه بيانگر جايگـاه ويژه آنان است.
بيشترين مهرهای هخامنشی که در آن تصاوير زنان نشان داده شـده از مـلکه ها و زنان درباری بوده و بيان کننده جـايگاه سـياسی زنـان سلطنتی است.
بنابراين، تصـاوير عمـده ايـن مهرها را زنـان دربـاری و سلطنتی و زنانی که از خانواده ای ثروتمنـد بودنـد تشـکيل مـی دادنـد و مهرهای مربوط به زنـان عـادی کمتر ديده می شود.
معمـولا صــحت گــزارش هـايی را کــه دربــاره درآمـدها و مخارج ملکه ها و زنان درباری بــه آن هــا مـی رسـيده بـا مهـر مخصـوص خـود تأييـد می کرده اند. داشتن اين مـهر قـدرت و اختيارات زيادی به آن ها مـی بخشـيده اســت.
در مورد تصاوير زنـان در بـين النهرين بايد گفت پيکره هـای سـنگی، گلی، برخی اشـکفت و نقـوش صخره ای برجای مانده از زنان اين دوران کم نيستند.
با اين حـال، مـی توان گفت تعداد مهرهایی کـه در آن زنـان بـه تصوير کشيده شـده بـاشند به مراتب محدودتر اســت و وجــه تمـايزی کـه در ايـن خصوص با مهرهای هخامنشـی دارنـد در ايـن اسـت کـه مهرهـای بـه دسـت آمـده از ســرزمين بـين النهرين عمدتا مربوط به الهه هـای زن بوده و گـاهيی تـصـاويری از مـلکـه هـا و زنـان دربـاری را شـامل مي شود.
علاوه بر آن، تصاويري که زنان را به تنهايي نشان داده يا صدور مهـر بـراي تأييـد فـرمان هـا ملکه ها يا زنان درباري باشد ديده نـمي شـود و بـيشتر زنـان در حــال معرفـي بـه الهــه يـا شـاهان نشان داده شده اند. در ميان مهرهاي بين النهرين، مهرهايي نيـز ديـده مـي شـود کـه بـه جنبه هـاي ديگـر زنـدگي اجتماعي زنان مثـل فعاليـت هـاي گروهـي و کـارهـاي اقـتصـادي، امــور مـذهبي و مـوارد ديگـري که زنان در جامعه انجام مي داده اند پرداخته است.
تصاوير زنـان در مـراسم مـختلف
هنرمندان در دوره آشوريان و هخامنشيان تصاويري از مـردان و زنـان روي سـنگ نگارهـا حـک کرده بودند. البته در سنگ نگاره هـاي زمان هخامنشي تعداد تصاوير زنان در مقابل مـردان کمتـر بوده و به جز چند مـورد، آثاري شاخص در ايـن خصـوص يافــت نـشـده اسـت . بـرعکس ، از دوره آشوريان تصاويري که زنان را نشان دهد بيشتر بوده است.
شرکت زنان درباري هخامنشي در مراسم تشييع جنازه در مطالب نويسـندگان يونـاني آمـده است . زنان درباري در انتهاي صف ملازمان رکاب اسکندر بـودند کـه آشـکارا نشـانه اي از آداب و رسوم هخامنشيان بوده است . ترتيب قرار گرفتن ايـن زنـان را از توصـيف کنتـوس کورتيـوس رفوس از قافله نظامي داريوش سوم مي توان فهميد. مادر و همسرشان هريک در ارابه هاي خود و پيشاپيش ارابه هاي سـاير زنـان سفر مي کرده اند. بعد از آن ها، ارابه هاي شاهزاده ها و ملازمانشـان و در انتها ارابه زنان غيرعقدي و پشت سر آن ها ارابه خزانه سلطنتي ، همسران بسـتگان و دوسـتان شاه بوده است. با تـوجه بـه تصاوير معرفي شده و ديـدگاه مورخـان راجـع بـه شرکت زنان در مراسم هاي مختلف ، ماننـد مراسـم تشـييع جنـازه ، بـه اهميـت جايگـاه زنـان در اين گونه مراسم ها پي خواهيم برد.
تصاوير زنان مستقل روی آثار
در تصويري از مهر به دسـت آمـده متعلق به دوران هخامنشي ، نقش زنـي را مـي بينـيم که روي يک صندلي نـشسته و تـاجي بر سر و نمادهايي مثل گل سه شاخه ، پرنده و حلقه مرواريد در دست دارد. اين مهر بازنمايي مفهومي قديمي در هـنـر ايـران ، يعـنـي بــاروري و حاصـلخيزي ، است که روي مهرهاي هخامنشي در قالب نقش ايزدبانوي آناهيتا تجلـي پيـدا کـرده اســت. بـعضي از پژوهش گران تصوير زن روي اين مهر را زني هخامنشي مي دانند.
نقش مهر ديگري از دوره هخامنشيان زن تاجداري را نـشان مـي دهـد که روي يـک صـندلي زيبا، همانند صندلي داريوش يکم، در سنگ نگاره هاي تخت جمشيد نشسته و گيسـوان بـلنـد او در پشـت سر آويخته شده است. اين زن جامه اي چين دار و زيبا هماننـد جامـه مـردان پـارس و جامه بانوان فـرش پازيريک پوشـيده اسـت.
به نظر مي رسد مهرهاي مورد مطالعه هخامنشيان نه براي بيان ويژگـي هــاي اجـتمـاعي زن، بلکه براي نشان دادن مرتبه اجتماعي و نيز منزلت مذهبي زن بوده است.
زنـان در مـراسم ضـيافت درباری
در بعضي از شواهد هنري، تصاويري وجود دارد که حاکي از شرکت زنان دربـاري جـوامـع خــاور نزديک در ضيافت هاي شاهانه است. تصـاويري از زنـان در مهرهـاي هخامنشـي و آشوريان وجود دارد که آن ها را در حالي نـشان مـي دهد که به تنهايي جام پذيرايي در دست دارند يا در حال پذيرايي از شاه هستند. در مهري در آکـسفورد، مـردي ايراني با لباس سوارکاري و باشلق روي چهارپايه اي نـشسته و در مـقابل وي زنـي با لباسي ديگر جام به دست در حـال پذيرايي اســت. حالت پوشش اين زن و مرد، شبيه نگاره هاي هخامنشي است. جدا از مـنابع يونـاني، مدارک به دست آمده از لوح هاي باروي تخت جمشيد حاکي از آن اسـت که زنـان در جـشن ها و مهماني ها شرکت مي کـردند.
زنـان و اهميت به خانواده
علاقه به فرزند و خانواده در دوره هخامنشيان و بين زنان درباري اهميتي فـراوان داشـت . آنـهــا صرفا در بند مسائل شخصي نبوده انـد. زنـان ارشـد در خـاندان سـلطنتي و اشـراف در حـد مـقـررات تـعيين شـده عمـل مـي کردنـد. آن هـا علاقـه زيـادي بـه فرزنـدان خـود داشـتند؛ به طوري که مـقايسه شـمار نـوزادان پسر و دختر نشـان مـي دهـد نـوزادان دخـتـر بــه نـوزادکشـي مـحکوم نـشده انـد. همچنين ، لوح هاي باروي تخت جمشيد نشان مي دهد تعداد کارگران مرد و زن متعادل بوده و از هر دو قشـر در کارگـاه هـا حضـور داشـته انـد . بـرعکس ، در دوره آشوريان ، فرزند پسر اهـميت فراوان داشت و به زنان در به دنيا آوردن پسر پاداش مي داده انـد. در تصويري روی مهری که از دوره هخامنشيان باقي مانده، اهميت جايگاه فرزند دختـر همانند پسر در اين دوره مشهود است. مهر دو نقش متفاوت دارد. در يـک نقـش زنــي را نـشـان مي دهد که در حالت نشسته پرنده يا گلي را به دخترش هديه مي دهد.
تـصاويري از نقش برجسته هـاي آشـوري وجـود دارد کـه در آن نـوزادان بـه تصـوير کشـيده شده اند. تصاويري با اين مضمون اهميت علاقه زن به فرزند در خانواده را نشان نمي دهـند، بـلکـه صرفا به تصوير کشيدن قـدرت امـپراتوري بوده که در آن نـوزادان بـه همـراه مـادراني کـه اسـير شده اند به تصوير کشيده شده است . در چند نقش برجسته از اين دوران، مادران از فرزندان خـود در طول مـسير مـراقبت مي کنند. زنـاني ديده مـي شوند که در طول سفري طـولاني از نوزاداني که نمي توانستند پياده روي کنند نگهداري مي کردند. در سنگ نگاره اي از بين النهـرين که از کاخ نينوا به دست آمده، در صحنه اي در طول راه که اسيران را مي برند، زنـي دارد بـه فرزنـد خود، که تشنه شده، با مشک آب مي دهد.
زنان در سفرهای سياسی
در کل دوران امپراتوري هخامنشي ، زنان دربـاري و بـانوان نجيب زاده ، کـه با خـانواده شـاه مربـوط بودند، بخشي از ملازمـان شـاه را در سـفرها تشـکيل مـي دادنـد. هريـک از زنـان خانواده سـلطنتي به طور خصوصي مسافرت مي کردند؛ اگرچه اين سفرها فارغ از وظـايف رســمي نـبوده اسـت. با توجه به مضمون تصاوير، موقعيت زنـان در سـفرها در هريـک از دو تمدن مورد نظر متفاوت بوده است. زنـان در تـمدن هخامنشي يا بـه همـراه پادشـاه يـا نجبـا بـا احترام و تکريم يا به تنهايي و مستقل يا رسمي مـسـافرت مــي کـردنـد. البتـه چنـد غـلام همـراه آن ها حيواني را که سوار مي شدند به حرکت درمي آورده انـد. درصــورتي کـه در پيکرنگـاري هـاي برجاي مانده از زنان در تمدن آشور، به غير از زنان دربـاري ، تـصـاويري از زنـاني وجـود دارد کـه بـه عـنوان اسير جنگي به تصوير کشيده شده اند و سربازان آشوري در پشـت سـر آن هـا حيوانـات را با سرعت به حرکت درآورده اند.
در قسمتي از سنگ نگاره داسکيليون ، سه زن اسب سوار و دو مرد پياده ديده مي شوند. زنـان در اين سنگ نـگاره جامه آستين بلند ساده اي پوشيده اند که از گردن تا مچ پا مـي رسـد و چيـزي همانند بادبزن روي سر انداخته اند که اندکي از جامه اولي کوتاه تر بوده و تـا پـايين تـر از زانـوي آن ها مي رسيد. در اين سـنگ نـگاره ، نيم رخ بودن زنان و مردان و همچنين اسب ها و گام برداشـتن آرام و آهسته آن ها، شيوه بازنمايي چشم ها از روبه رو، قرارگرفتن پاها پشت هم ، بزرگ تـر نشـان دادن زنان سواره نسبت به مردان پياده (نشان از جـايگاه والاي آن هـا دارد) و موارد ديگـر همگـي از ويژگي هاي هنر هخامنشي هستند.
حضور زنان در جشن ها و مراسم شـادی
بـراساس مـنابع تاريخي و اسناد هنري به دسـت آمـده ، زنـان در دوره هخامنشـيان و آشـوريان در مـراسم و جشن ها شرکت مي کردند. مدارک محدودي از مورخـان يونـاني دربـاره شـرکت زنـان هخامنشيان در جشن ها به دست آمـده اسـت . هـرودت داستان فرستادگان پارس را نقـل مـي کنـد که شرکت و حضور زنان و همسران و هـمچنين زنـان غيرعقـدي را در جشـن درخواسـت نمـوده بودند. هراکشيد گفته است که فقط به زنان غيرعقدي اجـازه ورود در جشـن هــا داده شــد. پلـو تـارک هم عقيده دارد که هنگام نوشيدن شراب زنان دربار بايد مجلس را تـرک مــي کــرده انــد و زنان غيرعقدي و رقاصان و نوازندگان مجاز بودند در مراسم حاضر شوند. شرکت زنان غيرعقـدي در جشن هـاي پارسـيان مـشخص کننده موقعيت پايين اجتمـاعي آن هـا نبـوده اسـت.
غير از منابع يوناني، پنج مورد از متون بـاقي مـانده از اسناد تخت جمشيد از حضور زنـان دربـاري پارس در جشن ها حکايت مي کند.
روي يک مهر تصوير زن و مردي ديده مي شود. طبق نظر پـژوهش گـران ، ايـن زن لباس ايراني چين دار هخامنشي بـه تـن دارد. در اين تصوير، مرد يک دست در کمـر و دسـت ديگر روي شانه زن گذاشته است. زن هم با نـگاه خـيره بـه مرد، دست در شانه مرد گذاشته است .احتمال دارد که اين دو نفر در حال مراسمي مانند رقص باشند.
در دوران آشوری ها، از موسيقي عمدتا براي مراسم مذهبي و جشن ها استفاده مي شده است.
در مـيان نـقش بـرجسته هاي باقي مانـده از ايـن دوران، تصـويري وجـود دارد کـه در آن يـک نفـر به عنوان رهبر گـروه ديده مـي شود و گروه هاي نوازنده نيز متشکل از دو، سه ، چهار، پنج يـا شـايد بيشتر تشکيل شده بود. به نـظر مـي رسد آشوريان در بسياري از جنـگ هـاي واقعـي از موسـيقي استفاده مي کردند. در چند نـقش بـه جاي مانده از اين دوران ، گروه هايي از سـه نـوازنده را مـي بينيم . نوازندگان در اينجا به احتمـال اسـيراني هـسـتند کــه آشـوري هـا از کشـور خـود آورده اند. بـراي روحيه دادن به سربازان در جنگ ها، آن ها را وادار مي کـردند در مـراسم شرکت کنند.
با توجه به منابع تاريخي و اسـناد هـنري از اين دو تمدن (به رغم محـدودبودن اســناد هـنـري راجـع به هخامنشيان ) بـايد گـفت زنـان در دوره هخامنشـيان نسـبت بــه دوره آشــوريان از آزادي بيشتري برخوردار بوده اند. اسناد تصويري زيادي از زنان در دوره آشوري به دست آمده که در آن زنان را در حـال نـواختن موسيقي و ساززدن در دربار يا در ميدان جنگ بـه تـصوير کشيده انــد. بــا تـوجه به پوشش و چهره مـردان و زنان ، احتمالا اين افراد اسيراني بوده انـد کـه نظاميـان آشـوري براي روحيه دادن نظاميان در جنگ يا براي آرامـش فـرمانروايان آشوري در دربار آن ها را بـه ايـن کـارها وادار مـي کـرده انـد.
منبع: مطالعه جایگاه زن در دوره هخامنشی و آشوری براساس شواهد باستانشناسی - بهروز افخمی و دیگران - زن در فرهنگ و هنر - شماره 38









دیدگاه