
مِریلین مونرو کیست؟
نورما جین مورتنسون (Norma Jeane Mortenson) معروف به مِریلین مونرو (Marilyn Monroe) بازیگر، خواننده و مانکن مشهور آمریکایی بود. وی در سن ۳۶ سالگی و در اوج محبوبیت درگذشت. مریلین مونرو از مهمترین بازیگران قرن بیستم است. او بیشتر نقش شخصیتهایی را بر عهده میگرفت که به «بلوند احمق» شهره شدند. مریلین مونرو از پولسازترین ستارگان عصر خود بود و تأثیرگذاریهایش در فرهنگ عامه از او یک شمایل فرهنگی ساخته است.
مریلین مونرو از مهمترین بازیگران قرن بیستم است، زیبایی و بی پروایی مریلین، او را تبدیل به سمبل جذابیت جنسی در دهه ۵۰ کرد، ولی در پشت ظاهری که در سینمای هالیوود پدیدار می گشت، شخصیتی چند گانه وجود داشت که پر از تناقض های گوناگون بود، چیزی که کمتر در مورد آن دانسته و صحبت شده است.

نورما جین مورتنسن در اول جولای ۱۹۲۶ (۹ تیر ۱۳۰۵) در لس آنجلس کالیفرنیا به دنیا آمد. او سومین فرزند گلدیس بیکر بود؛ این زن از ازدواجهای پیشین خود یک پسر و دختر دیگر داشت. مادرش از بیماری شیزوفرنی رنج می برد. گلدیس چند روز پیش از تولد دخترش از همسرش جدا شد. او سپس در گواهی تولد مریلین قید کرد که فرزند دیگری ندارد. مشخص نیست پدر این ستاره هالیوودی که بود. او در بزرگسالی ذکر کرد که اطلاعات شناسنامهاش دروغ بوده و پدر بیولوژیکی او فردی به نام چارلز استنلی گیفورد است.
زندگی این ستاره پر از اتفاقات ناخوشایند بود. از آنجاییکه دلیا، مادر گلدیس بیکر اجازه نداد این کودک در خانهاش بزرگ شود، مریلین به نوانخانه سپرده شد.

در سال ۱۹۳۳ سرپرستی نورما (مریلین) ۹ ساله مجددا به مادرش سپرده شد؛ اما این دختر باز هم تنها شد، زیرا گلدیس به دلیل فروپاشی روانی در یک بیمارستان بستری شده بود. بهترین دوست مادرش مک.کی سرپرستی او را برعهده گرفت؛ اما بدبختیهای نورما تمام نشده بود.
در سال ۱۹۳۴ گریس مک کی ازدواج کرد؛ اما از انجاییکه این زوج جوان مخارج خودشان را هم نمیتوانستند تأمین کنند، چه برسد به نورمای کوچک، پس مجدداً او را به نوانخانه سپردند.
در طول سالها، نگهداری مریلین مونرو به ۱۱ خانواده مختلف سپرده شد. او در دومین خانه مورد تجاوز قرار گرفت. این تجاوز تاثیرات روانی عمیقی بر او و به ویژه رفتار جنسی او گذاشت؛ او به طور دردناکی احساس نا امنی می کرد.
نورما در سن ۱۵ سالگی جیمز داگرتی را ملاقات کرده و با او ازدواج کرد. این ازدواج به او این فرصت را داد که دیگر به نوانخانه بازنگشته و توسط افراد دیگر طرد نشود اما این ازدواج دوامی نداشت و بعد از 4 سال به جدایی انجامید.

آغاز فعالیت هنری مریلین مونرو
مریلین مونرو در سن ۱۷ سالگی در کارخانه اسلحه سازی Padioplane کار میکرد. در سال ۱۹۴۴ عکاسان نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا به این کارخانه فرستاده شدند تا با ثبت تصاویر شعارگونه روحیه سربازان جنگ جهانی دوم را تقویت کنند. در این زمان نورما با عکاسی به نام دیوید کونور اشنا شد که پیشنهاد مدل شدن را به او داد. مشخص نیست چه چیز باعث شد که آن عکاس جذب این مدل زیبا اما معمولی شود. این ملاقات در زندگی هنری این ستاره نقش مهمی داشت. نورما در ژانویه ۱۹۴۵ کارخانه را ترک کرد و با مدلینگ برای کونور و سایر عکاسان همکارش صاحب درآمد شد.

دیوید به این دختر جوان پیشنهاد داد تا به آژانس مدلینگ برود. او در ماه اوت (آگوست) یک قرارداد امیدوارکننده را امضا کرد. در این زمان بود که به او توصیه شد رنگ موهایش را تغییر داده و برای خود یک نام مستعار انتخاب کند. در این زمان نورما موهایش را به بلوند پلاتینی تغییر رنگ داد و نام جین بیکر را برای خود انتخاب کرد. این تصویر جدید باعث شهرت او شد و این زن جوان در مدت زمان کوتاهی به شهرت رسید. در این زمان بود که بارون هاوارد هیوز میلیاردر او را دید و تصمیم گرفت این بلوند زیبا را در فیلمهای سینمایی قرار دهد.
نورما با اصرار بن لیون، تولیدکننده کمپانی فاکس قرن بیستم، نام خود را مجدداً تغییر داد و نام دوم مادرش را به عنوان نام خانوادگی انتخاب کرد، همچنین بن به او پیشنهاد کرد نام کوچک خود را مریلین بگذارد که او را به یاد ستاره برادوی مریلین میلر میانداخت. اینگونه بود که این بلوند زیبا با نام مریلین مونرو شهرت یافت.

بین سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۲ عکس های برهنه ای از او گرفته شد. عکس های برهنه او در ۱۹۵۳ بر روی صفحات پلی بوی به چاپ رسید، که برایش بسیار اضطراب آور بود، چرا که عکس های هیچ هنرپیشه ای تا آن تاریخ در هالیوود بطور برهنه گرفته نشده بود. چاپ این عکس ها که بعدها در سر هرکافه ای در کشور دیده می شد برای او اضطراب آور بود.

بازیگری مریلین مونرو
این ستاره زیبا برای مدت زمان طولانی پیشنهاد سینمایی دریافت نکرد، اما این مساله او را ناراحت نمیکرد. او در اوقات بیکاری میرقصید و آواز میخواند و با بازیگری آشنا میشد. در سال ۱۹۴۷ مجدداً با او قرارداد بسته شد. پیش از اتمام قرارداد پیشنهادهایی به او ارائه شده بود که چندان نظرش را جلب نکرده بود به همین دلیل از آنها استقبال نکرد.
در سال ۱۹۴۸ مونرو حرفه مدلینگ خود را ادامه داد و در ماه مارس با شرکت کلمبیا پیکچرز قرارداد بست. فعالیت در این شرکت شهرت و شکوه او را افزایش نداد، اما باعث شد به یک بازیگر تبدیل شود. مریلین با افراد حرفهای این عرصه آشنا شد که درباره تصویر و ظاهر او توصیههای سودمندی به او ارائه دادند.

این ستاره در سال ۱۹۵۰ و زمانی که ۲۴ سال داشت مجدداً به کمپانی فاکس قرن بیستم بازگشت و با بازی در اولین نقش خود توجه مخاطبان را جلب کرد. او در فیلم “جنگل آسفالت” (The Asphalt Jungle) تنها چند دقیقه بازی کرد اما این فیلم در موفقیت سینمایی او نقش مهمی داشت. او در عرض چند ماه در فیلم دیگری ظاهر شد: “همه چیز درباره ایو” (All About Eve). این فیلم به یک اثر کلاسیک هالیوودی بدل شد و ۶ جایزه اسکار را از آن خود نمود، همچنین با استقبال مخاطبین مواجه شد. مونروی جوان هم به شهرت رسید.
سال ۱۹۵۱ برای این بازیگر یک سال موفق بود. او در کمدیهای مختلف بازی کرد، منتقدین و روزنامه نگاران از این ستاره جوان تمجید کرده و پیشبینی کردند که او به زودی به یک ستاره موفق تبدیل خواهد شد. همین اتفاق هم رخ داد. علاوه بر این، شایعات و اخبار پیرامون او، مانند تصاویر برهنه مونرو و مشکلات زندگی شخصیاش، شهرت او را دو برابر کرد.

مریلین در سالهای ۱۹۵۲ و ۱۹۵۳ تبدیل به نماد جذابیت زنانه و همچنین جذابترین زن آمریکا شد. این بازیگر جوان و جذاب در فیلمهای موفق مختلف بازی کرد و بسیاری از ستارههای هالیوودی، مانند کری گرانت، فرد آلن و جین راسل در مقابل او قرار گرفتند.
شهرت او به عنوان نماد جذابیت با بازی در فیلم معروف “خارش هفت ساله” (The Seven Year Itch) افزایش یافت و صحنهای که دامن پیراهنش بالا میرود (پیراهن سفید) به یک صحنه افسانهای بدل شد. متاسفانه او در آن زمان به عنوان بلوند احمق (dumb blonde) شناخته میشد و نتوانست تا پایان عمر از زیر سلطه آن خارج شود.

آهنگهای خوانده شده توسط او نیز در سراسر جهان به یاد ماندنی شدهاند. آهنگ I Wanna Be Loved By You از فیلم “بعضیها داغشو دوست دارن” (Some Like It Hot) به شهرت بسیار زیادی رسید.
مونرو در دوره خاصی سبکهای غیر از نقشهای معمولی را نمیپذیرفت. سپس بیان کرد که علاقه دارد در حرفه خود تغییری ایجاد کرده و نقشهای متفاوت را ایفا کند، اما سینماگران چنین ریسکی را نپذیرفتند. تنها در سال ۱۹۶۱ و چندین ماه پیش از مرگ او، در فیلم “ناجورها” (The Misfits) نقش روزلین تیبور را ایفا کرد، یک زن حساس و عاقل که به دنبال روابط انسانی است نه ازدواج یا ماجراجویی.
مونرو لکنت زبان داشت. واقعیتی کمترشناختهشده که به آسانی به لطف تکنیسینهای صدای استودیو پوشانده میشد.

زندگی شخصی مریلین مونرو
این ستاره هالیوودی روابط متعددی داشت و به همین دلیل اغلب نامش در تیتر اخبار قرار میگرفت. این ستاره با بازیکن آمریکایی بیسبال، جو دی ماجیو، ازدواج کرد. این ازدواج از نظر دفتری و رسمی چندین سال به طول انجامید، اما احساسات آن دو نسبت به هم تنها شش ماه پس از مراسم عروسی متوقف شده بود.
جو قهرمان بیسبال، مردی مهربان اما خشن بود که خود را مالک مریلین می دانست. زندگی آنان پر از تنش بود و دوران این ازدواج بیش از ۹ ماه طول نکشید.
در سال ۱۹۵۵ ازدواج آرتور میلر نمایش نامه نویس برجسته آمریکایی با مریلین رخ داد. زندگی آنان ۵ سال بطول انجامید. او در این ازدواج سعی کرد مادر شود اما بارداریهای او به سقط منجر شدند. او سه بار مجبور به سقط جنین شد. این موضوع تاثیرات روحی اسف باری روی مریلین گذاشت و به قرص هایی که پزشک تجویز می کرد اعتیاد پیدا کرده بود.

آرتور میلر نویسنده نیز آدم سختی بود و در سر صحنه فیلمبرداری دخالت می کرد و به کارگردان می گفت که مثلا بخشی از فیلمنامه را که مربوط به مریلین است، باید تغییر دهند.
درباره رابطه عاشقانه این ستاره و رئیس جمهور آمریکا جان اف کندی و برادرش رابرت هم شایعاتی وجود داشت اما منابع رسمی صحت آن را تأیید نکردند.
مریلین مونرو نماد زنانگی و زیبایی است. این زیبای امریکایی همه چیز داشت: ظاهر، اندام (قد او ۱۶۲ سانتی متر و وزنش ۵۲ کیلوگرم بود)، جذابیت و شخصیت خلاق و البته استعدادی عجیب.
گفته میشود که این ستاره زیبا جراحی پلاستیک بینی داشته است که جراح پلاستیک ستارگان هالیوودی، مایکل گاردین، آن را تأیید کرده است. طبق گزارش پزشکی آمریکا، در تیغه بینی مریلین زخمی وجود داشت که میتواند عامل عمل بینی باشد.

زندگی خصوصی این زیبای امریکایی پر از قصههای جالب، عاشقانه و رازآلود است. سرنوشت این زن زیبا، مشهور و طلسم شده حتی دانشمندانی که میخواهند وقایع زندگی او را تحلیل کنند را به تفکر وا میدارد. ازدواجهای نافرجام، سقطهای جنین پی در پی و مشکلات روانی آن روی سکه زندگی اوست. دو روان شناس به نام سوزان ایسرالسن و الیزابت مکاووی با مطالعه بر روی زندگی او نوعی مشکل شخصیتی را به نام سندرم مریلین مونرو نام گذاری کردهاند.
مونرو اشتیاق زیادی برای خریدن کتاب داشت و در زمان مرگش بیش از ۴۰۰ جلد کتاب در کتابخانهاش موجود بود. آرتور میلر در اینباره میگوید: «به استثنای رمان «عزیز» کولت و چند داستان کوتاه، هیچوقت او را در حال کتاب خواندن ندیدم.
او گمان میکرد که میتواند ایدۀ یک کتاب را با خواندن فقط چند صفحه بگیرد و اغلب میتوانست.

مریلین مونرو شعر میخواند و شعر میگفت. شاعران محبوباش والت ویتمن و جان کیتس بودند.تمام عمر لیبرال دموکرات بود. روز شنبه ۱۹ ماه مه ۱۹۶۲ به افتخار ۴۵-مین سالروز تولد جان اف. کندی، در سالن Madison Square Garden در انظار عمومی حاضر شد و ترانۀ «تولدت مبارک آقای رئیسجمهور» را اجرا کرد.
پیراهنی که برای حضور در مراسم جشن تولد کندی بر تن مریلین بود، ۱,۲۶۷,۵۰۰ دلار ارزش داشت. یک رکورد جهانی برای گرانقیمتترین لباسی که تا به حال فروخته شده و در کتاب رکوردهای جهانی گینس نیز ثبت شده است.
مرگ مریلین مونرو
آخرین بار که مرلین مونرو در انظار عمومی ظاهر گشت، در ماه مه ۱۹۶۲ بود که ترانه «تولدت مبارک رییس جمهور» را برای جان اف کندی رییس جمهور وقت آمریکا خواند.
جسم بیجان مرلین مونروی زیبارو در حالی که گوشی تلفن در دستش خشک شده بود در رختخوابش در لسآنجلس پیدا شد.

در آن زمان گفته شد که مرلین مونرو با مصرف بیش از حد داروهای خوابآور خودکشی کرده است اما برای مرلین مونرویی که دنیا را در آستین خود داشت چنین مرگی بعید به نظر میرسد و همین امر گمانهزنیهای زیادی را در پی داشت.
این ستاره در سال ۱۹۶۲ و در اوج حرفه بازیگری از دنیا رفت. درباره دلیل مرگ او شبهات بسیاری وجود دارد و جامعه آمریکا به سرعت درباره مرگ او صحبت کرد و شایعات بسیاری به وجود آمد.
طرز قرار گرفتن جسد (مریلین دراز کشیده بود و سرش روی بالش قرار داشت)، نبود یادداشت خودکشی و شرایط او که نشان دهنده وقوع خودکشی نبود، باعث شد که مرگ این ستاره تصادفی به نظر نرسد. همچنین شایعات رابطه او به جان اف کندی باعث شد که مرگ او رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرد. راز مرگ او هنوز سر به مهر است.
با این حال طبق اخبار رسمی این بلوند مشهور خودکشی کرد. اما یک چیز مشخص است: با مرگ او هالیوود نماد حقیقی خود را از دست داد و مریلین به یک افسانه زنده بدل شد.









دیدگاه