امروز: سه شنبه, ۲۳ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۲۸ محرّم ۱۴۴۸ قمری و ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
کد خبر: 279015
۱۸۱۴
۱
۰
نسخه چاپی

چرا ما (گاهی) امیدواریم افرادی که دوستشان داریم بمیرند؟

چرا ما (گاهی) امیدواریم افرادی که دوستشان داریم بمیرند؟

اعتراف بسیار شرم آور – وحشتناک – به نظر می رسد، اما مواقعی وجود دارد که ممکن است خودمان را در رویاپردازی در مورد اتفاق وحشتناکی که برای یکی از نزدیکانمان رخ می دهد، ببینیم. در اعماق حریم خصوصی ذهنمان، ممکن است احساس کنیم که اگر شریک زندگی یا یکی از اعضای خانواده از روی زمین ناپدید شود، تسکین بزرگی خواهد بود. آنها ممکن است در یک گذرگاه زیر گرفته شوند. ممکن است هواپیمای آنها سقوط کند. آنها می توانند به یک بیماری نادر و به سرعت کشنده مبتلا شوند (به هیچ وجه ضرری ندارد).

البته این بسیار غم انگیز خواهد بود، اما از جهاتی یک رهایی و تسکین بی حد و حصر خواهد بود. به محض اینکه این فکر به ذهن ما خطور کرد، احتمالاً با وحشت آن را تعقیب خواهیم کرد - و عمیقاً در مورد فسق خود احساس گناه می کنیم.

با این حال، برای نشان دادن تصورات مخوف خود، اولین چیزی که باید به خاطر بسپاریم این است که چقدر کمی از آنچه پنهانی در ذهن دیگران می گذرد، می دانیم. ما از تاریک ترین افکار خودمان آگاه هستیم، اما به ندرت می توانیم افکار دیگران را بشنویم. بنابراین، اغلب اتفاق می افتد که چیزها برای ما بسیار نادرتر از آنچه در واقعیت هستند احساس می شود. به نظر می رسد که تصورات تلخ بسیار رایج است.

مشاوران و درمانگران - که بیشتر از هر کس دیگری از کارهای پنهان ذهن دیگران می شنوند - هرگز تعجب نمی کنند وقتی یک مشتری خوب، معقول و جالب به طور آزمایشی آرزوی گهگاهی را برای تبخیر شدن یکی از عزیزان آشکار می کند.

نزدیک بودن به کسی لزوماً مستلزم درجه بالایی از چیزی است که درمانگران آن را «دوسوگرا» می نامند، ترکیبی از افکار عمیقا منفی و مثبت. وقتی مردم نقش بزرگی در زندگی ما بازی می کنند، وقتی قدرت عاطفی عظیمی بر ما دارند، وقتی بدهی (عاطفی) ما به آنها بسیار زیاد است، هم آنها را می ستاییم و هم در مواردی به شدت آنها را آزرده می کنیم. لطافت و خشم وجود خواهد داشت. دلبستگی و نفرت آن‌ها می‌توانند ما را ناامید کنند، مثل افراد کمی که ضعیف‌ترین نقاط ما را می‌شناسند، ما را مسحور می‌کنند، اما خسته‌مان می‌کنند.

ما واقعاً قرار نیست کاری انجام دهیم - البته. ما حتی کوچکترین اقدامات مقدماتی را انجام نمی دهیم. ما هرگز سم نمی خریم یا آنها را تشویق نمی کنیم که در غروب های طوفانی در صخره راه بروند. اما با این وجود می توان آرامشی را در رویاهای غم انگیز عجیب و غریب یافت.

فانتزی ها برنامه عمل نیستند. آنها با ارزش ها یا مقاصد واقعی ما مطابقت ندارند. آنها به عنوان فرارهای لحظه ای از احساسات قدرتمند عمل می کنند. ما در مورد مرگ یکی از عزیزان خیال پردازی می کنیم، نه به این دلیل که واقعاً می خواهیم آنها از بین بروند، بلکه به این دلیل که نزدیک بودن به آنها بخش بزرگی از زندگی ما است و در نتیجه گاهی اوقات دشوار است. فانتزی ما ادای احترامی عجیب اما واقعی به عمق پیوند ماست. احساس گناه نشانه ای است که با وجود تنش ها و ناامیدی های اجتناب ناپذیر و بسیار واقعی در رابطه، ما به آنها بسیار اهمیت می دهیم. معنای فانتزی این نیست که ما بیمار هستیم. این است که دوست داشتن کسی هرگز عاری از ناامیدی نیست.

خوشبختانه، بسیار محتمل است که یکی از اعضای خانواده یا شریک زندگی ما نیز فانتزی های مشابهی نسبت به ما داشته باشد و آنها نیز دقیقاً به همان روشی که ما انجام می دهیم احساس شرمندگی و گناه کنند. این هم هیولا نیست، فقط گواه دیگری از ظرافت های زیبا و شگفت انگیز عشق است.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید