حقوق خبر
پزشکی در ایران باستان

پزشکان و آزمون پزشکی در ایران باستان (قسمت 2)

دارندگان اجازه نامه ی پزشكی در ايران تا بدان حد پيش رفته بودند كه تنها داشتن مجوز و گواهينامه ی پزشكی برای معالجه ی آنها و پزشک خواندن ايشان كافی نبود بلكه بهره مند بودن از تخصص در يكی از زمينه های مذكور (گياه درمانی، گفتاردرمانی و كارد درمانی) نيز لازمه ی شروع به كار يک پزشک توانا در ايران پيش از اسلام بود

حقوق نیوز/ سلامت و بهداشت/ دانستنیهای پزشکی

پزشکان و آزمون پزشکی در ایران باستان (قسمت 2)

پزشکی در ایران باستان

پزشک آزموده در دربار شهریاران ایرانی

دارندگان اجازه نامه ی پزشكی در ايران تا بدان حد پيش رفته بودند كه تنها داشتن مجوز و گواهينامه ی پزشكی برای معالجه ی آنها و پزشک خواندن ايشان كافی نبود بلكه بهره مند بودن از تخصص در يكی از زمينه های مذكور (گياه درمانی، گفتاردرمانی و كارد درمانی) نيز لازمه ی  شروع به كار يک پزشک توانا در ايران پيش از اسلام بود.

آزمودن پزشكان برای پی بردن به مهارت ايشان تا بدان جا ضروری و مهم تلقی می شد كه حتی گاه پادشاهان آگاه در زمينه ی طبابت همچون بهرام اول خود مستقيماً پزشكان را مورد آزمون قرار می دادند و اين آزمون هنگامی تخصصی تر انجام می گرفت كه پزشک مورد نظر قصد ورود به دربار و قرار گرفتن در زمره ی پزشكان دربار را داشت. در اين هنگام نه تنها وی می بايست از عهده ی برخی آزمون ها برمی آمد بلكه در آخرالامر نيز اگر پادشاهِ وقت در پزشكی سررشته و اطلاعاتی داشت وی را و مهارت و توانايی او را محک می زد.

نمونه ی بارز اين امر هنگامی است كه حارث بن كلده به خدمت خسرو انوشيروان می رسد و انوشيروان از او پرسش درباره ی پزشكی و شيوه ی درمانگری مطرح می سازد. در اين باره آمده است كه وقتی كسری از نژاد حارث آگاه گرديد بدو گفت؛ عرب را با جهالت و كم عقلی و سوءتغذيه چه كار؟

حارث در جواب گفت: ای پادشاه با اين توصيفی كه نموديد و با آن صفاتی كه اعراب دارند، احتياج آنها به كسی كه جهالت آنها را بر طرف و انحراف آنها را مستقيم و ابدان آنها را اداره و وضع مزاجی آنها را تعديل نمايد به طبيب بيشتر است...سپس انوشيروان از وی درباره بنيان پزشک و شكمبارگی و ديگر مسائل پزشكی پرسيده و در نتيجه با پرسش و پاسخ هايی كه بين كسری و حارث درباره ی پزشكی در گرفته، انوشيروان حارث را به عنوان مردی عاقل و دارای مهارت پزشكی تأييد نمود و بدو اجازه طبابت داد.

مكاتب پزشكی در ایران باستان

به منظور بررسی مكاتب پزشكی ايران باستان سه مكتـب پزشكی كه آثاری از آنها تا به امروز باقی مانده به ترتيب زمان و قدمت معرفی می شود:

مكتب پزشكی مزديسنا

اين مكتب بر اساس آموزه های زرتشت، پيامبر زرتشـتيان بوده و در آن پيشگيری بر درمان ارجحيت داشته و اصل بر جلوگيری از ابتلا به بيماری ها بـوده اسـت. ايـن مكتـب قديمی ترين مكتب پزشكی شـناخته شـده ايـران بـه شـمار می رود.  امروز نيز اگر قسمت های باقيمانده اوستا بررسی شود در جای جای آن اصول بهداشتی و سفارش به آنهـا يافت می شود.

مكتب پزشكی سده اكباتان

اين مكتب توسط پزشكی به نام سئنا پور اهوم ستوت كـه از شــاگردان زرتشــت بــوده پايــه گــذاری گرديــد. بعــدها پلوتارك (قرن اول ميلادی) كه از اين مكتب و دانشـگاه آن ديدن می كند متـذكر مـی شـود كـه در آنجـا حكمـت، طـب،
نجوم و جغرافيا تدريس مـی شـود و 100 دانشـجو در آن مشغول به تحصيل اند.

مكتب پزشكی جندی شاپور

در دانشگاه جندی شاپور (دوره ساسانی) بـا تلفيـق پزشـكی ايراني، مزديسنايی، يونانی، هندی و سريانی مكتـب پزشـكی جديدی بوجود آمد كه برتر از ساير مكاتب بـوده و قـرن هـا مهمترين مركز پزشکی جهان به شمار مـی رفتـه اسـت. ايـن
مركزيت و اهميت آن تا تسخير ايران توسط مسـلمين ادامـه داشته است، اما بعد از آن به ويژه پس از تأسـيس دانشـگاه بغداد رفته رفته از اهميت آن كاسته می شود.

پزشکان و آزمون پزشکی در ایران باستان (قسمت 2)

مؤسسات، دانشگاه ها و مـدارس پزشـكی در ايـران باستان

شواهد نشان می دهد كـه مراكـز آمـوزش پزشـكی در دوره هخامنشـيان، در كنـار آتشـكدههـا قـرار داشـته انـد، در ايـن آتشكده ها زرتشتيان آتش مقدس را نگهداری كرده و عـلاوه بر جايگاه مذهبی، مانند مساجد دوره اسلامی، اين مكـان هـا
محل آموزش امور دينی و علوم ديگر از جملـه طـب نيـز بـه شمار می رفته اند. البته به نظر می رسد در دوره ساسانی اين مراكز علمی گسترش بيشتری يافته اند و دانشگاه های بزرگی از جمله جندی شاپور تبلور ترقی های بزرگ در اين زمينه اند.

از جمله مؤسسات و دانشگاه های علوم پزشكي می تـوان بـه اكباتـان، پارسـه، سـائيس، ری شـهر، جنـدی شـاپور، كـرخ شوش، سيراف و ساير مراكز آموزشی اشاره نمود.

اكباتان: اين مركز توسط سئنا پور اهـوم سـتوت پايـه گذاری شد و به تدريج تبديل به دانشگاه بزرگی گرديد كه تـا زمــان پلوتــارك (قــرن اول مــيلادی) نيــز رونــق فراوانــي داشت.

دانشگاه پارسه: در شهر پارسه و در مجـاورت تخـت جمشيد از دوره هخامنشـی مركـز علمـی پزشـكی و نجـوم وجود داشته است. در منـابعی از دوره ساسانی به يكی از شاگردان مكتب پارسه يعنی حارث بن كلده بن عمرو بن عـلاج ثقفـي معاصـر حضـرت رسـول اكرم(ص) اشاره شده است كه تحصيلات مقدماتی طب را در آنجا گذرانده سپس برای تكميل آن بـه جنـدی شـاپور رفتـه است. از اين پزشك عرب اهـل طـائف منـاظره ای بـا خسـرو انوشيروان ساسانی نيز باقی مانده است.
امروزه در بين محققين نظريه های متفاوتی درباره كاركرد عمارت مشـهور بـه كعبـه زرتشـت در نقـش رســتم (واقــع دراســتان فــارس) وجــود دارد، يكــی از نظريه های موجود نسبت به آن چنين است: كعبه زرتشـت را گشتاسب به اشـاره زرتشـت بنـا نهـاد و در آن احكـام زرتشت بر روی پوست گاو نگهداری می شد. نوشـته هـای روي پوسته ای دباغی شده گاو شامل اطلاعات ارزشمند علمی، پزشكی و دامپزشـكی نيـز مـی شـده كـه متأسـفانه مقدار اندكی از آن اطلاعات باقی مانده است. اين مجموعه می توانسته به عنوان بخشـی از دانشـگاه پارسـه عملكـرد كتابخانه ای داشته باشد.

مدرسه پزشكی سائيس: در منابع آمده است كه اين مدرسه به دستور داريوش اول هخامنشی در سائيس (در مصر باستان) توسط اوجاهور، پزشك مصری و مشـاور امور مصر داريوش باز سازی مـی شـود. قسـمتی از متن اوجاهور به خط هيروگليف بر «مجسمه حامل معـب» (519 يا 520 ق.م.) بدين شرح است: «آنگاه اعلی حضـرت داريوش شاه فرمان دادنـد بـه مـوطنم مصـر بـازگردم و بخش (پزشكی) خانـه هـای زنـدگی را بعـد از خرابـی بـاز سازم....».

ری شهر (ريواردشير): اين شهر در دوره ساسـانی جايگاه دانشمندان بوده است كه به خط علمی نـيم كشـتج، علومی از جمله طب را به رشته تحرير در مـی آوردنـد. قابل ذكر اسـت كـه ايـن شـهر از دوره هخامنشـی مركـز علمی پزشكی و نجوم بوده است.

دانشـگاه بـزرگ جنـدي شـاپور: در مـورد جنـدی شاپور بحث و تحقيق های گوناگوني صورت گرفته اسـت. شهر جندی شاپور در شـمال غربـی خوزسـتان در محـل دهكده شاه آباد كنونی واقع بوده است.

اين شـهر پـس از پيروزی شـاپور اول ساسـانی بـر والريـانوس، امپراطـور روم (258-250 م) به دستور شـاپور بـه وسـيله اسـرای رومی ساخته شد و «وه انديشاپور» نام گرفت و بعدها به گنــدی شــاپور و در دوران اســلامی بــه جنــدی شــاپور مشهور گشت.

در اين شهر دانشگاهی تأسيس شد كـه بـه خصوص بخش طب آن از رونق خاصی برخوردار بود و مجهز بـه بيمارسـتانی بـود كـه پزشـكان در آن آمـوزش عملی می ديدنـد. حتـی مطـابق تـاريخ الحكمـا قفطـی اولـين كنگـره پزشـكی جهـان در ايـن دانشـگاه در سـال بيسـتم پادشاهی خسرو انوشـيروان شـكل گرفـت.

همچنـين «واقعـه پزشـكی مهـم و جـالبی كـه در نيمـه اول سـلطنت انوشـيروان روی داد ايـن بـود كـه بـه امـر وی «انجمـن عمومی پزشكان» تشـكيل گرديـد. ايـن انجمـن بـه منظـور بحث و مطالعه درباره امور پزشكی به وجود آمـده. محـل انجمن جندی شاپور و رياست آن بر عهده سرجيس راس العينی (جبرئيل) يـا درسـت پـات ايـران بـود. اعضـای آن عبارت بودند از سرجيس راس العينی (رئيس)، بيادق طبيب (عضو) و برزويه طبيب (عضو)».

كرخ شوش: به قول طبری در اين ناحيه بعد از عهد شاپور ذوالاكتاف، پزشكی رواج زيادی داشـته اسـت كه می تواند نشانه ای از تأسيس دانشگاه يا مدرسه طب در آن منطقه باشد.

سيراف: «چهار طاقي منسوب به مدرسه در تل گنبد سيراف كه آتشگاه ساساني ايـن بنـدر بـوده، مكـان ارائـه خدمات پزشكی و بهداشتی در سيراف بوده است».

ســـاير مراكـــز آموزشـــی: در دوره هخامنشـــی حوزه هـای علمـی ديگـری از جملـه آذربايجـان (كتابخانـه شيپگان يا شيزگان) و بلـخ بـه پـژوهش در طـب و نجـوم مشـغول بـودهانـد. همچنـين داريـوش اول هخامنشـی در راه انــدازی آموزشــگاه هــای پزشــكی برســيپا، ميليــت و آرشــويی (آرخــويی) پيشــگام بــوده اســت.

در دوره اشكانی نيز در شهرهای بلـخ و سـغد و چنـد شـهر ديگـر مراكز علمی متعددی بوجود آمد كه در پيشرفت های علمی دوره ساسانيان به ويژه تشكيل دانشگاه جندی شاپور بی تأثير نبودند.

در دوره ساسانی نيـز آموزشـگاه هـا و مراكز علمی ديگری وجود داشتند كه بعضاً قدمتشـان بـه دوره هخامنشـی مـی رسـيده ازجملـه اكباتـان، شـيزگان، ســمرقند، بلــخ، مــرو، فرغانــه، سيســتان، ری و تيســفون (مدائن) قابل ذكر است.

پزشکان و آزمون پزشکی در ایران باستان (قسمت 2)

شاخه ها و حيطه های آموزش پزشكی

مطابق با مستندات موجود از جمله تخصص های مـرتبط بـا علوم پزشكی می توان به داروسـاز (baēšaza urvarō،) جـــــــراح (baēšaza kareto ) روان پزشـــــــك (baēšazēnitār mānsrspand) پزشـــك قـــانونی (baēšaza dāda ) دامپزشـك (سـتور پزشـك) و نيـز از بعضی قراين به حيطه های كاری پزشـكان در زمينـه هـايی چون چشم پزشكی، پزشـكی زنـان، زهرشناسـی، تغذيـه و بهداشت اشاره كرد.

در مورد مشخصات يك پزشك كامل و گسـتره اطلاعـات و اخلاق پزشكی، مطابق دينكرد، طبيب دانا كسی بوده است كه بتواند به دقت امراض را معاينـه كنـد، كتـاب بسـيار خوانـده باشد، اعضای بدن و مفاصل را بشناسد و اطلاعاتی راجع به ادويه داشته و محبوب و شيرين سخن باشـد و همچنـين بـا بيماران از روي شكيبايی و مهربانی رفتار كند.

از نكات جالـب توجـه وجـود آزمـون بـاليني پايـان دوره پزشكي براي دانشجويان اين رشته بوده است. در فرگـرد 7 از ونديـداد، بنـدهاي 36 الـي 40 شـرط دريافـت مجـوز طبابت را درمان 3 ديوپرست با كارد (جراحي) دانسته كـه اگر موفق شوند آن سه نفر را درمان كننـد اجـازه طبابـت خواهند يافت ولي اگر آن 3 بميرنـد حـق طبابـت نخواهنـد داشت و در صورت طبابـت مجـازات ايشـان مـرگ اعـلام شده است. در اين باره به بند 37 ،قسمتي از بند 38 و بنـد39  اشاره ميشود:

«بند 37 :اهورهمزدا پاسخ داد: بهتر آن است كـه نخسـتين بار كارآزمودگي و چيره دستي خويش را بر ديوپرسـتان بيازمايـد تـا بـر مـزدا پرسـتان. اگـر 3بـار هنگـام درمـان ديوپرستان با كارد، بيمار بميـرد، آن مزداپرسـت همـواره پزشــكي ناشايســته اســت. بنــد38...:اگــر او بــه درمــان مزداپرستان دست زند يا مزداپرستان را بـا كـارد درمـان كند، پادافره گناه كشتن آگاهانه بر او رواست. بند 39 :اگر او 3 بــار ديوپرســتان را بــا كــارد درمــان كنــد و بيمــار تندرستي خويش را بازيابـد، از آن پـس همـواره پزشـكي شايسته است».

آرتور كريستن سن، ايرانشناس معـروف دانمـاركی، نيـز در كتاب خود معتقد است «يك نوع شهادتنامه و اجازه ای به اطبا می دادند».

همچنين برای تحقيقات پزشكی و احتمالاً آزمون های بالينی پزشكی از محكومين به اعـدام اسـتفاده مـی شـده اسـت. در ايـن رابطـه در دينكـرد آمـده اسـت:
«مجرمان و جانيان مستحق اعدام را، برای اسـتفاده طبـي زنده نگه می داشتند».

پایان

منابع:

آموزش علوم پزشكی در ايران باستان - آرمان زرگران و دیگران - مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی - 1390

آزمون پزشک و امتیازات پزشکان در ایران پیش از اسلام - آذر آهنچی - حمید کاویانی پویا - فصلنامه تاریخ پزشكی - سال پنجم- شماره پانزدهم- 1392



+ 0
مخالفم - 0
منبع: حقوق نیوز
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: