
تصور کنید در حال استخدام برای یک شغل یا پذیرش دانشجو در یک کالج هستید: یکی از متقاضیان علاقه زیادی به کار ابراز می کند، در حالی که دیگری به تشویق خانواده برای حضور در آن موسسه یا دنبال کردن آن رشته اشاره می کند. احتمال موفقیت کدام متقاضی بیشتر است؟
خرد متعارف - حداقل در ایالات متحده - نشان می دهد که کسی است که به اشتیاق شخصی قوی اشاره می کند. اما طبق یک مطالعه جدید توسط استنفورد، پاسخ به فرهنگ متقاضی بستگی دارد.
محققان دریافتند که انگیزه "یک سنگ بنای قدرتمند جهانی برای موفقیت" نیست، و فرهنگی که یک فرد در آن بزرگ شده است تفاوت بزرگی ایجاد می کند. این بدان معناست که دانشگاهها و شرکتهایی که بر علاقه داوطلبان متکی هستند، استعدادهای خود را از دست میدهند، بهویژه متقاضیان جوامع کم درآمد، غیرسفیدپوست و مهاجر.
این مطالعه که در ماه مارس در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم منتشر شد، نشان میدهد که انگیزه - که به عنوان علاقه، لذت و کارآمدی احساس میشود - پیشبینیکننده بسیار قویتری برای موفقیت در برخی جوامع نسبت به جوامع دیگر است.
زینگیو لی، دانشجوی دکترا در دانشکده تحصیلات تکمیلی استنفورد و نویسنده اصلی این مطالعه، گفت: این تحقیق به دلیل رویکرد استفاده از داده های بزرگ برای ارزیابی تفاوت های فرهنگی در دنیای واقعی، جدید است. همچنین طیف وسیع تری از جوامع متنوع فرهنگی را نسبت به مطالعات قبلی که ارتباط بین اشتیاق و موفقیت را بررسی می کردند، مقایسه می کند.
لی گفت، یافتههای این مطالعه نقطه کوری را در میان نخبگان در آموزش و اشتغال ایالات متحده نشان میدهد که اغلب بر «شور یا انگیزه» به عنوان معیار اصلی برای بیرون کشیدن متقاضیان برتر تکیه میکنند.
لی و نویسندگان همکارش می نویسند، این بدان معناست که آنها در معرض خطر «گذر و سوءمدیریت دانش آموزان و کارمندان با استعدادی هستند که به طور فزاینده ای از زمینه های اجتماعی-فرهنگی می آیند، جایی که مدل انگیزشی وابسته به یکدیگر متداول و مؤثر است.
لی گفت: ما باید فرآیندهای پذیرش و استخدام خود را برای افراد با پیشینههای مختلف منصفانه کنیم.
مدل های مختلف انگیزه
محققان نتایج سه سال برنامه ارزیابی بینالمللی دانشآموزان را تجزیه و تحلیل کردند، تنها آزمونی که دانشآموزان در سراسر جهان به طور گسترده در آن شرکت میکنند. این داده ها - که شامل نمرات 1.2 میلیون دانش آموز دبیرستانی در 59 کشور جهان است - همچنین شامل رتبه بندی دانش آموزان از علاقه، لذت، و خودکارآمدی آنها در علوم، خواندن و ریاضی است که محققان از آن برای سنجش سطح اشتیاق دانش آموزان استفاده کردند.
کسانی که علاقه شدیدی به ریاضیات، علوم یا خواندن داشتند، به احتمال زیاد در هر موضوع نمرات بهتری به دست میآوردند، اما در فرهنگهایی با جهتگیری فردگرایانه مانند ایالات متحده و استرالیا بسیار بیشتر از جوامع جمعگرا مانند چین تایلند و کلمبیا که دانشآموزان احساس کردند که حمایت خانواده برای علاقهشان به همان اندازه مهم است.
کشورهای فردگرا، از جمله بسیاری از کشورهای غربی، تحصیل کرده، صنعتی، ثروتمند و دمکراتیک - که در محافل تحقیقاتی با نام اختصاری WEIRD شناخته می شوند - خود را مستقل و منبع انگیزه می دانند. جوامع جمع گرا، خود را وابسته به یکدیگر، بخشی از شبکه ای از روابط، نقش ها و مسئولیت ها می دانند.
نویسندگان می نویسند که این ایده که اشتیاق به بهترین شکل موفقیت را پیش بینی می کند، منعکس کننده یک مدل مشخص غربی از انگیزه است، نویسندگان می نویسند، اما انگیزه در زمینه های اجتماعی-فرهنگی مختلف اشکال متفاوتی به خود می گیرد. در واقع، آنها خاطرنشان می کنند، زبان هایی مانند ماندارین و تایلندی هیچ ترجمه مستقیمی برای کلمه اشتیاق به معنای علاقه فکری ندارند.
به گفته محققان، انگیزه تحت تأثیر فلسفه های پیشرفت، الگوهای اجتماعی شدن و هنجارهای آموزشی یک فرهنگ خاص است.
هیزل رز مارکوس، استاد روانشناسی در دانشکده علوم و علوم انسانی استنفورد، گفت: «الگوی وابسته به هم انگیزه در بسیاری از نقاط جهان رایج و مؤثر است». حتی در ایالات متحده فردگرا، افرادی که دارای میراث آسیای شرقی یا لاتین هستند، احتمالاً به دلیل تأکید نسبتاً بیشتر بر رابطهگرایی در این جوامع با سبکهای انگیزشی وابستهای تمرین میکنند و آشنا هستند.
فرهنگ مهم است
نویسندگان تاکید می کنند که یک مدل فردی انگیزه از نظر عینی بهتر نیست. در ایالات متحده، عملکرد خوب به دلیل انتظارات دیگران ممکن است دلیلی بر کمبود پتانسیل باشد، نشانهای از اینکه مجبور شدهاید آنچه را که لازم است انجام دهید. اما نویسندگان می نویسند: «اشکال متقابل انگیزه نیازی به احساس طاقت فرسا و تخریب کننده استقلال شخصی ندارند». در عوض، آنها می توانند منبعی برای توانمندسازی، پایداری و انعطاف باشند.
مارکوس گفت: "انگیزه را می توان با برآورده کردن انتظارات و کمک به موفقیت و رفاه خانواده و سایر نزدیکان تقویت کرد."
جفری کوهن استاد آموزش و روانشناسی در استنفورد و یکی از نویسندگان این مطالعه گفت، یافتهها امکان طراحی مداخلات آموزشی را فراهم میکند که تنها بر ایده غربی پرورش شور و اشتیاق بهعنوان یک فرد متکی نیست، بلکه در عوض به چگونگی ایجاد سیستمهای انگیزشی جمعگرایانهتر توسط والدین، معلمان و همسالان کمک میکند.









دیدگاه