امروز: چهارشنبه, ۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۰۸ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۲۱ آوریل ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 267874
۳۰۰۷
۱
۰
نسخه چاپی
Ivan Pavlov

ایوان پاولف | پاولف و کتاب بازتاب های شرطی

ایوان پاولف | پاولف و کتاب بازتاب های شرطی

ایوان پاولف (Ivan Pavlov)

ایوان پتروویچ پاولف در 1849در شهر ریازان نزدیک مسکو (روسیه) متولد شد. در میان یازده فرزند خانواده بزرگترین فرزند بود. پدرش ابتدا معلم زبان (یونانی و لاتین) بود، ولی بعد ها به شغل کشیشی روی آورد.

پاولف در دوران کودکی از جای بلندی سقوط کرد و آسیب شدید دید و برای همین یکسال از مدرسه ماند. در دوران نقاهت خود بیشتر اوقاتش را با ناپدری اش می گذراند که رئیس صومعه بود و به امور دنیوی هیچ تعلق خاطری نداشت، ولی به جزئیات خیلی توجه داشت. همین امر بر پاولف تأثیر گذاشت. پاولف بعد از به پایان رساندن مدرسه ی دینی، به جای رفتن به سمت کشیشی، در آکادمی پزشکی ارتش ثبت نام کرد و به مطالعه ی علوم طبیعی پرداخت.

پاولف بعد از دریافت مدرک دکترا به مدت دو سال در آلمان به تحصیل فیزیولوژی پرداخت. بعد از بازگشت به روسیه در آکادمی پزشکی ارتش در سن پترزبورگ به سمت استاد فیزیولوژی برگزیده شد و به تحقیق در مورد دستگاه گوارش ادامه داد. بالاخره بعد از صدها آزمایش که روی سگ ها انجام داد در 1904 موفق به کسب جایزه ی نوبل و در 1915 به دریافت جایزه لوژیون دونور از فرانسه شد.

در 1881، با سرافیما واسیلیونا کارچنسکایا ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند شد که یکی از آن ها بعد ها فیزیکدان شد. پاولف در 1936در 87 سالگی، در حالی که در آزمایشگاه خود مشغول کار بود، دار فانی را وداع گفت. او با وجود آن که به کمونیسم اعتقادی نداشت، اما بعد از انقلاب اکتبر روسیه به کمک بلشویک ها پیشرفت های بسیار کرد، زیرا لنین امتیازات خاصی به او اعطا کرد و او را قهرمان انقلاب نامید. همچنین در جایی گفت که کار پاولف برای طبقه ی کارگر در تمام جهان بسیار مهم است.

قبل از ورود به دانشگاه، خانواده از پاولف انتظار داشتند شغل پدرش را دنبال کند و در کلیسا ارتودوکس کشیش شود؛ ولی او تحت تأثیر نوشته های داروین قرار گرفت و از مدرسه ی دینی فرار کرد و برای خواندن فیزیک و شیمی به سن پترزبورگ رفت. بعد از ورود به دانشگاه در رشته ی فیزیولوژی چنان از خود پشتکار و علاقه نشان داد که در آزمایشگاه چندین استاد برجسته ی خود به کار مشغول شد. بعد از مدتی به قدری استادان و مسئولین دانشگاه را تحت تأثیر قرار داد که آزمایشگاه کوچکی را در اختیار او قرار دادند و خود مسئول و سرپرست آن جا شد.

پاولف و کتاب بازتاب های شرطی

کتاب بازتاب های شرطی بررسی فعالیت فیزیولوژیکی قشر مخ، که به زبان روسی نوشته شده است، مجموعه سخنرانی هایی است که پاولف در دانشکده ی پزشکی ارتش در سن پترزبورگ ارائه داد و حاصل تحقیقات گسترده ی او و گروه همکارانش بود که برایش جایزه نوبل را به ارمغان آورد.

او معتقد بود مغز نباید قلمرو روانشناسی، بلکه ی در حوضه ی فعالیت فیزیولوژیست ها قرار بگیرد، زیرا آن ها هستند که می توانند اطلاعات ذی قیمتی را در مورد فیزیک و شیمی مغز ارائه دهند. او همواره رنه دکارت را می ستود، زیرا او سه قرن پیش حیوانات را همچون ماشین هایی توصیف کرده بود که در مقابل محرک های محیطی واکنش های پیش بینی شده ای را نشان می دهند تا با محیط خود به تعادل و سازگاری برسند.

به اعتقاد او این واکنش ها بخشی از فعالیت دستگاه عصبی انسان نیز هستند که در مسیر اتصالات عصبی معینی رخ می دهند. یکی از این واکنش های پیش بینی شده ترشح بزاق است. پاولف ابتدا آن را در سگ ها بررسی کرد. او در آزمایش های اولیه ی خود متوجه نکته ی عجیبی شد و مشاهده کرد ترشح بزاق سگ به عنوان یک واکنش، جنبه ی روانشناختی دارد. یعنی ترشح بزاق سگ موقعی اتفاق می افتاد که سگ متوجه می شد که قرار است به او غذا بدهند.

پاولف برای اینکه بفهمد چه چیزی موجب ایجاد چنین واکنشی می شود تصمیم گرفت یک سری از محرک ها را روی سگ ها آزمایش کند. اما قبل از آن با استفاده از جدیدترین روش ضد عفونی و مهارت برجسته ی خود در جراحی، ترتیبی داد که مقداری از بزاق سگ، قبل از آن که از طریق لوله ی گوارش وارد معده گردد در ظرفی وارد شود تا بتواند مقدار آن را اندازه گیری کند.

محرک هایی را که درست در لحظه ی غذا دادن روی سگ ها به کار برد عبارت بودند از: مترونوم، زنگ اخبار، زنگوله، صدای ترق و تروق، نشان دادن یک مربع سیاه، گرما، لمس بخش های مختلف بدن سگ و همچنین روشن و خاموش کردن متناوب یک لامپ. بدین ترتیب، سگ به این محرک ها شرطی شد. یعنی وقتی که سگ یکی از این محرک ها را می شنید، می دید یا حس می کرد، حتی بدون آن که غذایی در کار باشد بزاقش شروع به ترشح می کرد. یعنی فقط صدای زنگ اخبار باعث تولید بزاق می شد.

پاولف دریافت که اکنون حیوان دو نوع واکنش یا بازتاب در مقابل محیط دارد:

1. واکنش طبیعی یا غیر شرطی (برای مثال، ترشح بزاق سگ هنگامی که شروع به خوردن غذا می کند).

2. واکنش اکتسابی یا شرطی شده، که از طریق یادگیری ناخود آگاه ظاهر می شود (برای مثال، سگ با شنیدن صدای زنگ اخبار شروع به ترشح بزاق می کند، چون این صدا برای او همانند غذاست).

این آزمایش به پاولف نشان داد که اگر حیوان همچون است که به محرک های محیطی پاسخ می دهد پس باید ماشین پیچیده ای باشد. او آشکار کرد که قشر مخ، یعنی پیشرفته ترین بخش مغز، بسیار انعطاف پذیر است و اتصالات عصبی متصل به آن نیز از همین ویژگی برخوردارند. او همچنین توانست نشان دهد که از طریق مرتبط کردن غذا با چیزی که سگ به آن علاقه ای ندارد می توان واکنش های او را متوقف کرد.

پاولف معتقد بود ایجاد واکنش های شرطی دارای محدودیت هایی نیز هستند. این واکنش ها به مرور زمان تضعیف می شوند و گاهی اوقات سگ ها تمایل چندانی به واکنش ندارند و می خوابند. او طی یک عمل جراحی قشر مخ سگی را به طور کامل برداشت. با این عمل سگدقیقا به ماشینی تبدیل شد که فقط واکنش های غیر شرطی را که در مغز و سیستم عصبی اش تعبیه شده بود از خود بروز می داد. یعنی در هنگام راه رفتن اگر به مانع کوچکی مثل پایه ی یک میز برخورد می کرد نمی توانست تصمیم بگیرد چه کار کند.

در صورتی که یک سگ عادی وقتی با کوچک ترین مانعی برخورد کند یا با کوچک ترین تغییر در محرک های محیطی مواجه شود، واکنش جست و جو گرانه ای را از خود بروز می دهد، گوش هایش را تیز می کند یا آن محرک را بو می کشد. یک سگ ممکن است مدت زیادی را فقط صرف جست و گری کند تا واکنش های خود را با جدیدترین تغییرات محیط تطبیق دهد.

پاولف بر این باور بود که نتیجه ی آزمایش های او فقط به سگ ها مربوط نمی شود، بلکه موجود زنده هرچه قدر پیشرفته تر باشد، ارتباطاو با محیط پیچیده تر است و سازگاری و تطابق او با شرایط بیرونی متنوع تر و دقیق تر خواهد بود. تفاوت انسان ها با سگ در این است که واکنش های شرطی انسان خیلی بیشتر از واکنش های طبیعی اوست. در حالی که سگ ها در واکنش به محیط می توانند شناخت کامل تری در مورد آن پیدا کنند، انسان ها با تغییر دادن محیط و ایجاد تمدن به محیط زیست خود واکنش نشان می دهند.

پاولف معتقد بود طریقه ی یادگیری انسان تفاوت چندانی با سگ ها ندارد. مثلا بهترین راه یادگیری مرحله به مرحله است و انسان ها مثل سگ ها وقتی یک سری چیز ها را یاد می گیرند، یک سری از آموخته های خود را از یاد می برند. پاولف برای انجام دادن آزمایش های خود از مکانی که کاملا ضد صدا بود استفاده می کرد چون متوجه شده بود محرک های خارجی بر واکنش های شرطی تاثیر می گذارند. خیلی از ما وقتی فیلمی در حال پخش است نمی توانیم کتاب بخوانیم، یا بعد از تعطیلات و وقفه ی موقت در زندگی عادی، از سر گیری مجدد آن برایمان دشوار است.

پاولف همچنین فهمیده بود که برخی اوقات واکنش هایی که سگ ها از خود نشان می دهند قابل پیش بینی نیست. مثلا در زمان وقوع یکی از سیل های معروف شهر پتروگراد، بعضی از سگ های آزمایشگاه هیجان زده شدند، بعضی وحشت کردند و بعضی پا به فرار گذاشتند. پاولف معتقد بود واکنش عاطفی انسان ها نیز در برابر توهین شدید یا از دست دادن یکی از عزیزان خود قابل پیش بینی نیست. این واکنش ممکن است هیستریک (توأم با هیجان روان رنجورانه) یا نوراستنی (توأم با عقب نشینی و سکوت و بی تحرکی) باشد.

ما انسان ها نیز مانند دیگر حیوانات، مستعد شرطی شدن هستیم، ولی در عین حال اگر بفهمیم بعضی از الگوهای رفتاری مان به نفع ما نیستند می توانیم آن ها را تغییر دهیم. یعنی به کمک بازخوردی که از محیط می گیریم می توانیم واکنشی مناسب ارائه دهیم.

همان طور که بسیاری از واکنش های سگ ها قابل پیش بینی نبودند، حتی یعد از شرطی شدن هنوز امکان بروز ویژگی های متفاوت با خصوصیات شرطی شده وجود داشت، در مورد انسان ها نیز با توجه به بزرگی قشر مخ انسان، ما از ظرفیت گسترده ای برای واکنش نشان دادن به محیط برخوردار هستیم.

منبع: مکاتب روان شناسی - حمیدرضا بلوچ

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید