امروز: جمعه, ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ برابر با ۱۹ شعبان ۱۴۴۵ قمری و ۰۱ مارس ۲۰۲۴ میلادی
کد خبر: 276446
۱۲۷۱۰
۱۱
۲
نسخه چاپی

تنفر از دیگران | چرا از دیگران نفرت داریم؟

تنفر از دیگران | چرا از دیگران نفرت داریم؟

تنفر یا نفرت داشتن از دیگران

تنفر از دیگران یک احساس شدید قوی است. این سم ذهنی می‌تواند روح شما را آلوده کند، روح شما را مسموم کند و به تمام روابطی که شما با اطرافیان خود دارید، نفوذ کند.

سم همیشه چیزی نیست که می‌خورید یا می‌نوشید ممکن است یک احساس باشد. تنفر از دیگران یکی از این احساسات سم گونه است که شما آن را در درون خود می‌خورد و باعث ویرانی‌های ذهنی می‌شود.

نفرت یک احساس نسبتاً پایدار بیزاری شدید نسبت به شخص، نهاد یا گروه دیگری است. نفرت از احساسات کوتاه مدت مانند خشم و انزجار متمایز است.

در حالی که برخی از اشکال خصومت ممکن است فقط مختصر و ملایم بروز کند، نفرت نوعی خصومت فعال و مداوم است که غالباً از انرژی عاطفی قابل توجهی استفاده می‌کند.

وقتی کسی نسبت به شخص دیگری احساس نفرت می‌کند، غالباً بیشتر وقت خود را صرف رفع خشم، تحقیر یا بیزاری و انتقام از شخص مقابل می‌کند.

هرکسی که خود را گرفتار این احساس کرده است می‌داند که چقدر می‌تواند آسیب زننده و ذهن ساز باشد. حتی خود کلمه نیز بار منفی و حامل قدرت است، به خصوص اگر از طرف یک دوست، یکی از اعضای خانواده یا یک کودک بیان شود.

در حالی که می‌توان نفرت را تقریباً به هر چیزی (حیوانات، غذاها، مشاغل، فیلم‌ها) معطوف کرد اما مخرب‌ترین نوع آن تنفر از دیگران است. اگر دچار این احساس شده‌‌اید، سعی کنید که این احساس منفی را قبل از اینکه مسئله ساز و بسیار خطرناک‌تر شود، برطرف کنید.

تنفر از دیگران، اگر کنترل نشود، روح شما را تخلیه می‌کند، روح شما را لکه دار می‌کند و روزهای شما را تاریک می‌کند.

تنفر از دیگران ظاهری هم خطرناک و هم زشت دارد. این احساس می‌تواند انگیزه‌‌ای برای جرم خشن و رفتارهای آسیب رساننده باشد. همه افراد نفرت‌ها را سرزنش می‌کنند، و این امر خصوصاً در مورد نفرتی که به ظاهر روا داشته می‌شود صدق می‌کند.

وقتی فرد احساس می‌کند توسط شخصی به طور جدی مورد ظلم قرار گرفته یا قربانی شده است، نارضایتی و عصبانیت او بذرهای احتمالی تنفر از دیگران را به همراه دارد.

این نقل قول از سیذارتا بودا تصدیقی بر این ادعا است: نگه داشتن عصبانیت مانند گرفتن زغال داغ به قصد پرتاب آن به سوی شخص دیگری است ولی درعوض تو کسی هستی که سوخته خواهی شد.

این نقل قول بسیار عالی است زیرا نشان می‌دهد که پادزهر نفرت قطعاً در اختیار خود فرد است. دستی که سیلی می‌زند توانایی تبدیل شدن به دستی را دارد که به راحتی ببخشد. همه چیز بستگی به نحوه استفاده و کنترل احساسات فرد دارد.

در حکایتی دیگر در میان، بومیان آمریکایی نیز آمده است: یک پدربزرگ که با نوه جوان خود صحبت می‌کند به پسرش می‌گوید که دو گرگ درون خود دارد وهمواره با یکدیگر درگیر می‌شوند.

اولین گرگ صلح، عشق و مهربانی است. دیگری گرگ ترس، طمع و نفرت است. جوان می‌پرسد پدر بزرگ کدام گرگ برنده خواهد شد؟ پدر بزرگ پاسخ می‌دهد هر کدام را که بیشتر تغذیه کنید.

هرچه بیشتر نفرت خود را حفظ کنید، به احتمال زیاد داغی ذغال شما را بیشتر می‌سوزاند. و هرچه بیشتر به آن غذا دهید، قوی‌تر می‌شود. با این وجود می‌توانید احساساتی را که منجر به تنفر از دیگران می‌شوند را کنترل کنید.

دلایل تنفر یا نفرت داشتن از دیگران

به دلایل زیادی تنفر از دیگران یا نفرت شدید احساسی ایجاد می‌شود. ممکن است افراد به دلایل زیر شروع به تنفر از دیگران یا گروه کنند:

- تحقیر شدن یا نداشتن رفتار درست توسط فردی دیگر
- احساس کوچک دانستن فرد دیگر یا باور به اینکه او فردی فرومایه است.
- یاد گرفتن نفرت از والدین، جامعه یا دیگر گروه های اجتماعی که در آن حضور دارند.
- احساس حسادت یا خواستن چیزی که فرد دیگر دارد. آن ها فکر می کنند اینکه فردی دیگر چیزی که آن ها ندارند را داشته باشد عادلانه نیست.

همچنین برخی افراد وقتی احساس عدم قدرت می کنند حس تنفر پیدا خواهند کرد. آن ها به جای اینکه اضطراب و حس خجالت خود را به درون خود برگرداند به دنبال یک هدف خارجی برای این حس منفی خواهند بود. در برخی موارد کسانی که قلدری یا خشونت را تجربه می کنند از کسی که به ان ها آسیب رسانده است متنفر خواهند شد.

در برخی موارد فرد بیشتر به خاطر چیزهایی که از خود نشان می دهد مورد تنفر است تا به خاطر کارها. برخی افراد باور دارند هدف تنفر ان ها قصد آزار رساندن به ان ها را داشته و اگر بتواند حتما این کار را خواهد کرد.با این وجود شاید هدف لزوما نیت آسیب زننده ای نداشته باشد یا اصلا تناسبی با آن آسیب نداشته باشد.

برای مثال دانش آموز ممکن است از معلم خود که باعث افتادن او در درسی شده است متنفر باشد. معلم شاید هیچ دشمنی ای با این فرد نداشته و تنها به سادگی کار خود را انجام داده باشد. با این وجود دانش اموز از معلم خود به عنوان پایه ای برای ناامیدی و شکست خود در درس استفاده می کند. شاید این حس تنفر زیاد شده و باعث شود او قصد اسیب زد به معلم را داشته باشد، شاید با گفتن شایعات غلط در مورد او یا فرستادن ایمیلی نامناسب برای معلم خود.

تنفر از دیگران | چرا از دیگران نفرت داریم؟

روش هایی برای شناخت و مقابله با نفرت یا تنفر از دیگران

برای مواجه با احساسات به صورت مثبت و در جریان بودن خود نسبت به احساساتمان، به دنبال روش هایی باشیم که میتواند ما را در مسیر بهتری از شناخت از خود و احساساتمان قرار دهد.

1- متوجه باشیم در چه حالتی و نسبت به چه کسانی دچار احساس نفرت می شویم

شرایط و زمان و مکان را به خوبی تحت نظر داشته باشیم و هوشیارانه نسبت به خود و اتفاقات اطرافمان بیندیشیم و نظاره گر باشیم.

2- از احساس نفرت نترسیم و از ظاهر شدن این احساس هراس نداشته باشیم

تمام انسان ها مملو از احساساتی مثل خشم، نفرت، عصبانیت، تحقیر شدن، شادی و لذت هستند. اگر از مواجه با احساسات و نشان دادنشان هراس داشته باشیم. مجبور به پنهان کردن آن احساس می شویم و دیگر نمی توانیم ریشه مشکلاتمان را پیدا کنیم.

3- به خودمان توجه کنیم

آیا احساس نفرت ما به هر شخص و یا مکانی خاطره هایی را در ما زنده میکند. ما را به یاد چه خاطره ایی در کودکی و یا رفتار چه کسی با ما می اندازد که اینگونه منقلب می شویم و نمیخواهیم احساسمان را تجربه کنیم.

4- به دنبال حل مسئله مان باشیم

نفرت احساسی نیست که نادیده گرفته شود. زیرا تمام وجود ما را مملو از خشم، کینه، بغض و ناراحتی میکند. اگر بخواهیم نفرتمان را نادیده بگیریم، باید در طول روز تمام این احساسات بد و منفی را با خود حمل کنیم و هر روزه احساس بدبختی بیشتری کنیم. از این رو باید به دنبال حل مسئله مان که در اینجا نفرت است، باشیم. نادیده گرفتن احساسات منفی، خود و ذهن و زندگیمان را درگیر می کند و هیچ فردی جز خودمان در شرایط آسیب قرار نمی گیرد.

5- به احساس نفرتمان دامن نزنیم

هرگاه از چیزی، فردی و یا محیطی احساس تنفر کردیم، به دنبال نکات مثبتی نیز در آن فرد و یا محیط بگردیم. دامن زدن به احساسات منفی و غرق شدن در این احساسات و مرور مداوم احساسات منفی باعث میشود صرفا انرژی روانیمان کاسته شود و فقط درگیر خود و احساسات منفی باشیم.

با پیدا کردن و دنبال کردن نکات مثبت در هر فرد و یا مکانی و یا افرادی که این حس را در ما به وجود می آورند، به دنبال احساس جدید و بهتری باشیم. انسان بر اساس روابط اجتماعی و معاشرت هایش تعریف میشود. از این رو نیازمند احساسات مثبت و موجه نسبت به دیگران است تا اینکه مدام درگیر نفرت و خشم و عصبانیت نیز باشد.

6- از عواملی که نفرت را در ما ایجاد میکنند دوری کنیم

اخبار منفی، جنگ، کودک آزاری، حیوان آزاری و شنیدن پیغام های منفی فقط باعث خشم و نفرت ما می شوند. بدون آنکه بتوانیم کار مثبتی در جهت بهبود آنها انجام دهیم. از این رو باید بیش از پیش از این عوامل، اخبار و نکات منفی دوری کنیم و به جای آنها به دنبال فعالیت های مثبتی باشیم که می تواند خیری به دیگران برساند.

کمک های خیریه و مردمی، تلاش برای کمک به کودکان حتی با رساندن یک وعده غذا به یک نیازمند، کمک به کسانی که در زندگی خود گره دارند و سر زدن به بیماران و سالمندان از دسته فعالیت هایی هستند که قطعا امواج و احساسات مثبت و رو به رشدی را در ما افزایش میدهند. در واقع میتوانیم هر بار که احساس نفرت شدیدی به مسئله ایی را تجربه کردیم، به نیازمندی کمک کنیم و یا حیوان بی آزاری را مورد توجه قرار بدهیم.

جا به جا کردن احساس منفی با یک احساس مثبت یک روش درمانی رفتاری است که به واسطه آن بصورت ناخودآگاه متوجه میشویم بجای درگیر بودن با احساس نفرت و خشم و عصبانیت، مدام در حال کمک به دیگران هستیم و قطعا احساست مثبت تری را هم مرور میکنیم.

7- گاهی نیاز داریم کسانی را نادیده بگیریم

نادیده گرفتن افرادی که بی جهت باعث خشم و نفرت ما میشوند نیز یک روش درمانی رفتاری دیگر است که جایگزین مناسبی به جای دیدن و دامن زدن به احساسات منفی است.

خود را سرگرم فعالیت های روزانه و قطعا مثبت کنیم؛ اینگونه است که اگر فردی که باعث نفرت ما میشود، نادیده گرفته شود، خود از رفتارهاش کوتاه میآید و ما نیز به همان میزان مشغول یک رفتار و یک هدف میشویم. در واقع وقت و زمانی برای ایجاد نفرت هدر نداده ایم و بیش از پیش به خود و هدفمان توجه کرده و بالغانه رفتار کرده ایم.

8- همه چیز همانطور که ما فکر می کنیم نیست

شاید فرد و یا مکانی که باعث نفرت ما میشود، در واقع هدفش ایجاد این احساس در ما نباشد. باید به این باور برسیم که تفکرات ما گاها دامن گیر خودمان است و به هیچ وجه همیشه درست عمل نمیکند. اگر ما فکر میکنیم فردی و با شخصی باعث نفرت ما میشود و هدفش هم همین بوده، قطعا ما درگیر تفکر خود شده ایم و تصورات ما همیشه درست نیست.

فرض کنید وارد محیط غریبه ایی می شوید و به یکباره همه میخندند. اولین تصور هر کسی این است که آنها به من خندیده اند اما قطعا در ۹۰ درصد موارد این تصور اشتباه است و در یک همزمانی ورود ما با خنده افرادی که به یک موضوع دیگر میخندیده اند، مواجه شده ایم. به همین سادگی میتوانیم از همه افراد آن جمع متنفر شویم و یا میتوانیم با آرامش دلیل خنده آنها را جویا شویم و با لبخندی از آن شرایط گذر کنیم. اینگونه است که میتوانیم فرصت هایی را که با خوشحالی گذرانده ایم، را با تفکرات اشتباه خودمان به خشم و نفرت تبدیل کنیم.

واکنش بدن به احساس نفرت از دیگران

برای اینکه بفهمید وقتی کسی را دوست ندارید در بدنتان چه اتفاقی می افت می تواند با تلاش برای درک درست ترس شروع کنید. اینکه چرا از کسی تنفر داریم، وقتی کسی را می بینیم که متفاوت از خودمان است، فعالیت بخش آمیگال در مغز است، این یعنی ناحیه ای در مغز که مرتبط با ترس و پرخاشگری می باشد. این واکنش عاطفی می تواند زمانی که کاری در ذهن شما تایید شد الگوی دراز مدتی از عدم علاقه ایجاد کند: اگر شما حس می کنید کسی به شما آسیب زده است ترس شما از او به نظرتان منطقی خواهد شد.

احساسات منفی ما به سمت این فرد با زیاد شدن تجربیات منفی با او قوی تر شده و این افکار منفی محرکی برای واکنش فرار یا مبارزه در بدن خواهند بود. واکنش فرار یا مبارزه راهی است که بدن با کمک آن با محرک های استرس برخورد می کند.

استرس زاهایی که محرک این واکنش فرار یا مبارزه می شوند لزوما زنده یا مرده نخواهند بود. متاسفانه بدن ما نمی تواند تفاوت میان یک استرس زای واقعی (اینکه فردی با چاقو شما را تهدید کرده و کیفتان را بزند) و در استرس دریافت شده (کار کردن در کنار کسی که از او نفرت دارید) را درک نمی کند. به همین دلیل دیدن پست هایی از کسی که در دبیرستان به شما قلدری می کرده است می تواند باعث شود برای قرار گرفتن دوباره تحت آن رفتارها اضطراب بگیرید: احساس ترس شما همراه با عدم علاقه به این فرد محرکی برای احساس نیاز شما برای حفاظت از خودتان خواهد بود.

  • منبع
  • همکده
  • موفقیت
  • مرکز مشاوره مکث

۲ دیدگاه

 
ir
ی | ۱ سال پیش
سلام
من شدیدا حس تنفر دارمازدواج کردم و الان وارد مرحله ۳۰ سالگی شدم از لاحاظ مالی و کاری اوضاعم خوب هست حتی ۹ سال خارج از کشور زندگی کردم.
وقتی از خونه بیرون میرم از همه متنفرم
وقتی میبینم کسی خونه یا ماشین گرون خریده ازش تنفر پیدا میکنم
یا وقتی میبینم کسی از همسایه ها مهمانی یا پارتی گرفته ازش متنفر میشم
و همیشه هم دلم میخواد به فجیع ترین شکل ممکن انتقام بگیرم
شدیدا این حس من رو آزار میده و تو زمان عصبانیت نمیتونم اصلا خودمو کنترل کنم به خصوص اگه کسی موجب ناراحتیم شده باشه
اگر براتون مقدور هست از همینجا یا از طریق ایمیل راهنماییم کنید ممنون میشم
۰
۰
 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید