امروز: یکشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۰۳ شوّال ۱۴۴۲ قمری و ۱۶ مه ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 276394
۲۸۹
۱
۰
نسخه چاپی
واقع‌گرایی (Realism)

رئالیسم یا واقع‌گرایی | بررسی رئالیسم در سبک های هنری مختلف

واقع‌گرایی یا رئالیسم در هنرهای تصویری و ادبیات، نمایش چیزها به شکلی است که در زندگی روزانه اتفاق می‌افتد، بدون هرگونه آرایش یا تعبیر افزون، این واژه همچنین برای شرح کارهای هنری که برای آشکار کردن راستی، چیزهایی چون زشتی و پستی را تأیید کرده‌اند نیز به کار می‌رود.

رئالیسم یا واقع‌گرایی

رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی. این مکتب به وجود جهان خارج و مستقل از ادراک انسان، قائل است.

رئالیسم

رئالیسم در لغت به معنای واقع گرایی است. سبک رئالیسم به زبان ساده به معنی مشاهده واقعیت و تجسم آنهاست. یعنی خالق اثر تحت هیچ شرایطی افکار و عقاید خود را در فرآیند آفرینشگری دخالت نمی‌دهد و هرچه که پیش رویش باشد را بازنمایی می‌کند. «ماتیو آرنولد» از متفکران رئالیسم می‌گوید: “هدف اصلی ادبیات و هنر نقادی است، پس هرگاه از این دریچه به ادبیات نگاه کنیم مهمترین مسئله زیبایی‌شناسی، نسبت میان هنر و واقعیت می‌شود”.

در اوایل قرن ۱۹ میلادی هنرمندان فرانسه به این نتیجه رسیدند که سبک پیشین یعنی رومانتیسیسم واقعیت را نادیده گرفته است. آنها معتقد بودند که هنرمندان رمانتیک با مبالغه در بیان احساسات مفرط درباره مناظر و انسان‌ها، واقعیت را تحریف می کنند.

با این حال هنرمندان در پی خلق سبک جدیدی بودند که بتوانند اشیاء و موجودات را آن گونه که هستند، زشت را زشت و زیبا را زیبا ترسیم نمایند. در این میان پیدایش سبک رئالیسم یا واقع گرایی توانست مهر تاییدی برای به تصویر کشیدن واقعیت های عینی و بیرونی باشد. این سبک تمامی فرم‌های سنتی هنر را نفی کرد و رویدادهای واقعی را به‌ عنوان موضوع نقاشی، جایگزین تصاویری آرمان‌گرایانه ساخت.

ابتدا سبک رئالیسم در ادبیات پدید آمد و سپس به هنرهای تجسمی راه یافت. رئالیسم ادبی در فرانسه با «بالزاک» شروع و در تکامل به «زولا» رسید و در انگلستان نیز رمان‌ های اجتماعی «چارلز دیکنز» در این دسته قرار می‌گیرند.

پایه‌گذاران اصلی مکتب رئالیسم

پایه‌گذاران اصلی رئالیسم در فرانسه نویسندگان و شاعران کم‌شهرتی بودند که به‌طور صریح با مکتب رمانتی‌سیسم مقابله می‌کردند؛ از جمله این افراد می‌توان به شامفلوری (chamflevry)، مورژه (murger) و دورانتی (Duranty) اشاره کرد.

• گوستاو کوربه

نخستین عرصه‌ای که رئالیسم توانست در آن خودی نشان بدهد، هنر نقاشی بود و گوستاو کوربه (۱۸۱۹ – ۱۸۷۷ م) یکی از پیشگامان آن محسوب می‌شود.

• بالزاک

بالزاک (Balzak) (۱۷۹۹ – ۱۸۵۰ م) نیز اولین کسی است که با نوشتن رمان‌هایی در مجموعه «کمدی انسانی»، مسائل اجتماعی را به شکل جدی‌تری مطرح نمود. این رمان‌ها درباره زندگی قشر متوسط مردم فرانسه سخن می‌گفت. با وجود آنکه بالزاک قصد تشکیل مکتبی را نداشت، اما با نگارش این آثار به‌عنوان پیشرو نویسندگان رئالیست مطرح شد.

• جورج الیوت و ویلیام دین هاولز

در انگلستان، جورج الیوت (George Eliot) و در آمریکا ویلیام دین هاولز (William Dean Howells) نیز مکتب رئالیسم را پایه‌گذاری کردند.

عقاید مکتب رئالیسم

در مکتب رئالیسم، اصل بر این است که نویسنده در اثر خود تخیل خود را چندان به کار نگیرد؛ بلکه با بی‌طرفی و به دور از هرگونه قضاوتی تنها راوی یک داستان باشد؛ داستانی درباره زندگی مردم رنج‌کشیده و ضعیف و کارگران و پیشه‌ورانی که تا آن زمان در هنر و ادبیات توجه زیادی به آنها نشده بود. نویسندگان رئالیست می‌کوشیدند زندگی مردم زمان خود را به شکلی کاملاً عینی و واقعی در آثار خود منعکس کنند. رئالیست‌ها در واقع منتقدان اصلی جامعه خود بودند. آنها با نشان دادن مشکلات اجتماعی و فاصله طبقاتی میان مردم و پرده برداشتن از اعمال ناشایست طبقه اشراف، اعتراض خود را به هیئت حاکم ابراز می‌داشنتد.

رئالیست‌ها معتقد بودند که دیگر ذائقه مردم شعر را نمی‌پسندد. به همین سبب، آنها رمان و داستان کوتاه را برای بیان افکار خود را برگزیدند. این‌گونه بود که شعر و عشق که دو رکن اساسی مکتب رمانتیک بود، از دستور کار رئالیست‌ها خارج شد.

ویژگی آثار رئالیستی

مهم‌ترین ویژگی آثار رئالیستی آن است که انسان را به عنوان موجودی اجتماعی مطرح می‌کند و ریشه همه رفتارهای نیک و بد او را در اجتماع جست‌و‌جو می‌کند.

بنابراین رمان‌نویسی که در این مکتب قلم می‌زند، باید شناخت درستی از محیط اطراف خود داشته باشد. او باید بتواند با نفوذ به دنیای درون شخصیت‌ها، تصویر روشنی از آنها در پیش چشم مخاطب ترسیم نماید. قهرمانان رمان‌های رئالیستی غالباً از طبقه متوسط اجتماع برگزیده می‌شدند که نماینده هم‌نوعان و هم‌فکران خود بودند.

به سبب واقع‌گرایی و نیز پیوندی که مکتب رئالیسم میان فرد و جامعه برقرار کرد، این مکتب هیچ‌گاه رونق خود را از دست نداد و به یک دوره خاص محدود نشد؛ بلکه در همه دوران‌ها هوادارانی برای خود کسب نمود.

رئالیسم در نقاشی

سبک نقاشی رئالیسم نقطه مقابل سبک رمانتیسیسم قرار دارد،‌ که در آن هنرمند باید در نمایش طبیعت (طبیعت بدونِ انسان و با انسان) از هرگونه “احساساتی گری” خودداری کند.

سعی هنرمند نقاش رئالیست در این است که موضوعات منتخب را بدون کم و کاست و شیرین کاری و عوام فریبانه شدن طرح در ذهن بیننده، ترسیم کند و تخیلات غیرواقعی نیافریند و شعار ندهد.

مبنای کار آنان صادقانه نگری و صادقانه اندیشیدن است. همچنین،‌معتقد است وجود و هستی پدیدها مستقل از ادراک و حواس بشر است.

هدف هنرمند سبک رئالیسم به تصویر کشیدن موضوعات عادی و روزمره مردم کوچه و بازار، دهقانان، کارگران و سایر اقشار جامعه است.

بر خلاف مکاتب قبلی خود، فقط به دنبال به تصویر درآوردن صحنه های ناب و زیبا و تجملی زندگی نبوده است.

سبک رئالیسم تا دهه ی 1960 طرفداران زیادی داشت، و از این سال ها به بعد دیگر از رسته ی گرایشات مطرح در نقاشی حذف شد و از آن نامی در میان نبود. تا این که توسط “رئالیسم نو” (Neo Realism) دوباره حیات خود را باز یافت.

مشهورترین و اصلی ترین هنرمند سبک رئالیسم، گوستاو کوربه، نقاش فرانسوی بود.

کوربه می گوید هدفم این بوده است که بتوانم رسوم، اندیشه ها و ظواهر را آنچنان که به چشم می بینم شبیه سازی کنم.

همچنین او می گوید: من اصلا نمی توانم فرشته ای را بکشم که او را هرگز ندیده ام. فرشته را نشانم دهید تا بتوانم تابلویی از پیکرش بکشم. این نقطه مقابل “رمانتیسیسم” است.

هنگامی که کوربه پرده ی «سنگ شکنان» را به معرض نمایش گذاشت، نخستین اثری بود که رئالیسم برنامه ریزی شده ی او را به طور کامل در بر داشت.

وی دو مرد را که بر جاده ای کار می کردند دیده بود و آن ها را سرمشق نقاشی اش قرار داده بود. کوربه آن ها را به اندازه ی طبیعی، با هیکلی جسیم و حالتی کاملا عادی، بدون هیچ گونه نشانی از بارقه ی رنج یا حساسیت بارز نقاشی کرد.

سنگ شکنان

اثر رئالیسم مشهور نقاشی مراسم تدفین، جنازه ای را در منظره ای بیروح و ولایتی نشان می دهد، که مردمی ناشناس و بی اهمیت!

از نوع شخصیت های داستانهای بالزاک و فلوبر در آن حضور یافته اند. اینان که لباس سیاه یکدست به تن دارند، بی سر و صدا در اطراف گور حلقه می زنند و در همان حالت روحانی، به خواندن دعای میت می پردازند.

چهره های حاضران بازتاب های گوناگونی از واکنش آنان و در حکم مجموعه ای از حالات روانی تشییع کنندگان و چهره های مومن فقراست که نشان دهنده اوج و شکوه واقع گرایی سبک رئالیسم است

کوربت در اینجا موضوعی را که حتی کمتر ممکن بود مورد توجه تماشاگران سالن پاریس قرار گیرد، بزرگ می کند.

ولی همین موضوع در آینده ای نه چندان دور به تمام زوایای زندگی و هنر سده ی نوزدهم راه میابد و پیش می رود:

انسان دوستی و علاقه به اصلاحات اجتماعی. در اینجا دیگر اثری از عنصر قهرمانی، متعال و هراس آور نیست، بلکه واقعیت تلخ و کسل کننده ی زندگی و مرگ بر آن سایه افکنده است.

آنچه به نظر هنرمند رئالیسم جالب می رسد، اکنون در محیط خود اوست. این موضوع جالب مردم اند، نه آن بازیگران فوق بشر یا دون بشر در صحنه ای عظیم. مردم همان گونه که هستند و با آهنگ عادی زندگی نوین به حرکت در می آیند.

اثر مشهور ” صدقه گدا به گدا ” از آثار دیگر وی است.

مراسم تدفین

رئالیسم در ادبیات و فلسفه

افراط ورزیدن بیش ازحد دراحساسات توسط هنرمندان رمانتیک باعث شد که آنها به تدریج از واقعیات اطراف خود دورشوند، غرق شدن درتخیلات باعث شد که پیوند خود را با مردم و دنیای واقعی قطع کنند. دراین شرایط کم کم نویسندگان دیگری پدیدارشدند که درآثارشان اجتماع را با تمام خوبی ها و بدی هایش به تصویر کشیدند و چهره ای از زندگی واقعی را نشان دادند.

در این زمان بود که مکتب رئالیسم یا واقعگرایی ادبی درفرانسه شکل گرفت. دراین مکتب برخلاف رمانتیک به واقعیت اهمیت داده می شد و مشکلات و مسائل اجتماعی مطرح می شد و تنها چیزهایی که دیده می شد بیان می گردید و حتی به شعر نیز به اندازه رمان اهمیت داده نمی شد. از معروفترین نویسنده های رئالیست انوره دو بالزاک با اثر معروفش " کمدی انسانی" است که به عنوان پیشوای مکتب رئالیسم در ادبیات شناخته شد. این رمان درمورد جامعه پاریس درقرن ۱۹ نوشته شده بود. بالزاک معتقد بود نباید درمورد کسی یا چیزی که هرگز ندیده است بنویسد. از دیگر نویسندگان معروف این سبک گوستاو فلوبر با کتاب "مادام بواری" که به عنوان "کتاب مقدس رئالیسم " شناخته شده است. این کتاب به تمامی اصول این مکتب پایبند است همچنین استاندال با رمان معروفش "سرخ و سیاه" و گی دومو پاسان با داستانی چون" گردنبند" که عمده شهرتش به خاطر داستانهای کوتاه رئالیستی است.

ئالیسم ادبی درروسیه با داستان "شنل" اثر نیکلای گوگول آغاز شد. وی واقعیت های روسیه معاصرخود را بوسیله هجو و طنز بیان می کرد. اما معروفترین رمانهای رئالیستی روس مانند"جنگ و صلح، آنا کارنینا و رستاخیز"مربوط به نویسنده بزرگی چون "لئون تولستوی" است.

و اما بیشتر داستان های فئودور داستایوفسکی به "رئالیسم روانکاوانه " معروف هستند در شاهکارش"جنایت و مکافات" مستقیماً با اثرات روانی جنایت برروح شخصیتش سرو کار دارد . اینجا لازم است از ایوان گنچاروف با اثر جاودانش "اُبلوموف" یادآوریم، دراین رمان کاهلی و سستی طبقه اشراف روس بررسی می شود.

همچنین ماکسیم گورکی که امضای او درزبان روسی به معنای "تلخ و بینوا" شهرت بسیار یافت. داستانهای او بیشتر بیان زندگی انسان های مطرود ازاجتماع و فرودست است که ذاتا خلافکار نیستند و جامعه مسئول بدبختی آنهاست و کورمال به دنبال نوری می گردند. آنتوان چخوف که تحصیل اصلی او دررشته پزشکی بود، اما بعدها به فعالیت ادبی روی آورد. وی نمایشنامه و نوول (داستان کوتاه) های بسیاری نوشته است.

واژه رئالیسم در فلسفه در واقع به معنای مکتب اصالت، واقع است. مکتب رئالیسم نقطه مقابل مکتب ایده آلیسم است؛ یعنی مکتبی که وجود جهان خارجی را نفی کرده و همه چیز را تصورات و خیالات ذهنی می داند.

رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی. این مکتب به وجود جهان خارج و مستقل از ادراک انسان، قائل است. ایده آلیست ها همه موجودات و آنچه را که در این جهان درک می کنیم، تصورات ذهنی و وابسته به ذهن شخص می دانند و معتقدند که اگر من که همه چیز را ادراک می کنم نباشم، دیگر نمی توانم بگویم که چیزی هست. در حالی که بنابر نظر و عقیده رئالیستی، اگر ما انسان ها از بین برویم، باز هم جهان خارج وجود خواهد داشت. به طور کلی یک رئالیست، موجودات جهان خارج را واقعی و دارای وجود مستقل از ذهن خود می داند.باید گفت در واقع همه انسانها رئالیست هستند، زیرا همه به وجود دنیای خارج اعتقاد دارند. حتی ایده آلیست ها نیز در زندگی و رفتار، رئالیست هستند، زیرا باید جهان خارج را موجود دانست تا بتوان کاری کرد و یا حتی سخنی گفت. کلمه رئالیسم در طول تاریخ به معانی مختلفی غیر از معنایی که گفته شد، استعمال شده است. مهمترین این استعمال ها و کاربرد ها، معنایی است که در فلسفه مدرسی یا اسکولاستیک (Scholastic) رواج داشته است.

در میان فلاسفه، مدرسی جدال عظیمی بر پا بود که آیا کلی وجود خارجی دارد و یا اینکه وجودش فقط در ذهن است؟ کسانی که برای کلی واقعیت مستقل از افراد قائل بودند، رئالیست و کسانی که کلی را تنها دارای وجودی ذهنی و در ضمن موجودات محسوس می دانستند و برای آن وجود جدا از جزئیات قائل نبودند، ایده آلیست خوانده می شدند. بعدها در رشته های مختلف هنر مانند ادبیات نیز سبک های رئالیستی و ایده آلیسمی به وجود آمد و سبک رئالیسم در مقابل سبک ایده آلیسم است. (سبک رئالیسم یعنی سبک گفتن و نوشتن متکی بر نمودهای واقعی و اجتماعی. اما سبک ایده آلیسم عبارت است از سبک متکی به تخیلات شاعرانه گوینده یا نویسنده)

رئالیسم در سینما و عکاسی

فیلم های رئالیستی در سینما به دو بخش عمده ی فیلم های مستند و فیلم های رئالیستی اجتماعی تقسیم می شوند. که ظهور هر کدام از این ها لازمه ی زمان مشخصی است. و بوجود آمدن این سبک در هنر سینما در هر کشور و هر سینمایی قابل بحث عمیق است.

لویی و آگوست لومیر، سازنده ی نخستین فیلم ها بودند. برادران لومیر مخترع "سینماتوگراف" (دستگاه نمایش دهنده فیلم) بودند.

نخستین فیلمی که به صورت رسمی نمایش داده شد در تاریخ ۲۸ دسامبر ۱۸۹۵ در زیر زمین گراند کافه – واقع در بلوار کاپوسین پاریس – بود این تاریخ را به طور کل به عنوان سر آغاز تاریخ سینما به رسمیت می شناسند.

همزمان با اختراع لومیرها در فرانسه ادیسون نیز دستگاهی به نام "کینتوسکوپ" (kinetoscope) را اختراع کرد. اما تصاویر متحرک آن از یک روزنه و تنها برای یک نفر قابل دیدن بود. نخستین فیلم های لومیرها تنها یک سری تصاویر از زندگی عادی و روزمره مردم بود، مثل غذا دادن به کودک (کودکی روی زانوی مادرش نشسته و مادرش غذا را به دهان او می گذارد) یا خروج کارگران از کارخانه (عده ای کارگر که کارخانه لومیرها را ترک می کنند) باغبان آبپاشی شده (جوانی پایش را روی شلنگ آبیاری یک باغبان می گذارد وقتی باغبان شلنگ را بررسی می کند، ناگهان آب به شدت به صورتش می پاشد) و بعدها صحنه معروف "ورود قطار به ایستگاه" قطاری که لوکوموتیوش به نظر رها شده می آمد و به شدت باعث وحشت تماشاگران شد! لومیرها سازنده فیلم هایی بودند که امروزه "مستند" نامیده می شوند. فیلم مستند گرچه واقعیت زندگی روزمره است اما در سینما چیزی که به عنوان رئالیسم به مفهوم خاص به فیلم ها نسبت داده شد. چیزی جدای فیلم های مستند بود.

رئالیسم در سینما و عکاسی

بارزترین نوع سینمای رئالیسم نوین در آلمان پس ار سال ۱۹۲۴ بود. (سبک اکسپرسیونیسم- در آلمان دهه ی بیست اوج گرفته بود و راهنمای سبک رئالیسم شد) درسال های پس از جنگ آلمان بسیاری از کارگردانان خود را از قالب های سینمایی پس از جنگ رها کردند و رئالیسم نوینی در پایان سالهای بیست در هنر سینما پایه گذاردند. و ظاهرا هرگونه برخورد عاطفی از نوع رمانتیک با شخصیتهایی که توصیف می شوند از فیلمها طرد شد. و تصمیم گرفته شد که فرد به هیچ وجه نباید مرکز ثقل توجه قرار گیرد واین توجه باید معطوف به عده ی کثیری از افراد گردد و واقعیت گرایی نوین، ناب ترین بیان خود را ارائه داد.

جنبش دیگر رئالیسم به صورت رئالیسم شاعرانه در فرانسه در سالهای اختراع صدا در سینما (۱۹۲۸) تجلی یافت. سال های میان ۱۹۳۵ تا۱۹۳۹ برای سینمای فرانسه به صورت سال های پرباری در آمد و موفق به ابداع و کسب روش ویژه ای شد که در خارج از فرانسه موجب کسب اعتبار برای آن گردید.

گرایش به واقعیت ها، انتقاد شدید اجتماعی همراه با نوعی بدبینی نامشخص، از ویژگی های بیشتر فیلمهای این دوره به شمار می رود. ژان ویگو با فیلم "درباره ی نیس"، که فیلمی انتقادی – طنز بود پا به عرصه سینمای رئال فرانسه گذاشت. در این فیلم که نوعی فیلم مستند اجتماعی بود، دو فیلمبردار با دوربین مخفی خود از زنان ثروتمندی که در بلوار آنگلز شهر نیس به گشت و گذار مشغول بودند فیلم برداری کردند و بعد ویگو در حین مونتاژ، صحنه هایی از شهر قدیمی نیس را با تصاویری جالب از باغ وحش در هم آمیخت. تصاویر تحریک آمیز هتل های اشرافی دنیای یکنواخت و پر امتیاز اشراف را به زیر سوال کشید. درباره ی نیس یک فیلم ساخته پرداخته ی مونتاژ بود که تصاویر آن در برخورد با یکدیگر معنی و مفهوم پیدا می کردند. فیلم دیگر ویگو"نمره ی اخلاق صفر" نیز نقطه نظری مستند به شمار می آمد. اصطلاح رئالیسم شاعرانه اولین بار به فیلمهای مارسل کارنه داده شد.

خصوصیت فیلم های رئالیستی عبارت بودند از علاقه و توجه به محرومین، توجه به مسائل اجتماعی و به ویژه تعارض های میان فرد و جامعه و تجزیه و تحلیل افراد در محیط های خاص. اصولا پیدایش رئالیسم در حوزه هنر عکاسی به طور مستقیم به پیشرفتهای تکنولوژیک بشر مرتبط است.

یک دیدگاه جالب این است که پیدایش رئالیسم به طور مشخص با کشف دوربین عکاسی مرتبط است. یعنی پیدایش وسیله ای که به انسان امکان ثبت و ضبط کامل یک لحظه (و یا برش) از زندگی را میدهد. بررسی همزمانی کشف و پیشرفت تکنولوژی دوربین عکاسی با ایجاد و پیشرفت سبک رئالیسم ادبی به شکلی تایید کننده نظر فوق است.

در یکی از روزهای تابستان سال۱۸۲۷ ژوزف نیسفور نیپس موفق به ثبت اولین تصویر ثابت شد. البته مدت کمی بعد نمونه بهتری از عکس و دوربین Niépce به وسیله Louis-Jacques-Mandé Daguerre ساخته شد . این دوره زمانی را تقریبا با دوره کاری بالزاک می شود یکسان گرفت.

جالب اینجاست که در سال ۱۸۷۷ صفحات عکاسی (فیلم عکاسی) جدیدی به وسیله George Eastman ساخته شد که عملا انقلابی در ساختار دوربین های عکاسی پدید آورد. دوربینهای ساخته شده بعد از تولید این صفحات عکاسی را به عنوان اولین نسل جدی دوربین های عکاسی امروزی به حساب می آورند.

اما نکته جالب اینجاست که این پیشرفت چشمگیر در صنعت عکاسی با دوره کاری امیل زولا ( ۱۸۴۰-۱۹۰۲ ) هماهنگی دارد. به عنوان مثال امیل زولا (نویسنده ی ناتورالیست) شاهکارش "ژرمینال" را در فاصله سالهای ۵-۱۸۸۴ نوشت. این به این معنی است که پیشرفت تکنولوژیک در صنعت عکاسی با انتقال جریان ادبی رئالیسم به ناتورالیسم هماهنگی زمانی دارد.

این هماهنگی زمانی کاملا معنادار است و نشانه اثر گذاری این جریان ها بر یکدیگر و رشد هر دوی آنها ست. یعنی ایجاد توانایی در ثبت و ضبط لحظات و عینیت بیرونی افراد و اشیا و گسترش توانایی در این نحوه نمایش. عکسهای رئال نیز مانند فیلمهای رئال در دسته عکس های مستند و خبری دسته بندی می شوند.

عکس هایی از لحظات طبیعی زندگی انسان ها یا حیوانات و… خصوصیت عکس های رئالیستی- انسانی نیز در بیشتر موارد علاقه و توجه به محرومین، موضوعات جنگ و خسارات جنگی، توجه به مسائل اجتماعی و همان تعارض های میان فرد و جامعه و تجزیه و تحلیل افراد در محیط های خاص بود که بدون اغراق عکاس (برعکس سبک های دیگر در عکاسی که لازمه ی آنها اغراق می باشد) و از راه ثبت مستقیم لحظه یا ثبت فرد در لحظه ای غیر از ژست و به طور طبیعی است.

عدم استفاده از رتوش، گریم، نورپردازی خاص و نشان دادن جزئیات صورت از خصوصیات عکسهای پرتره ی رئالیستی است. عکس های رئالیستی در فضایی کاملا طبیعی و با نوری طبیعی و بدون اغراق ثبت می شدند.

از عکاسانی که غالب آثار رئالیستی دارد می توان به gowin اشاره کرد. که خصوصیت بیشتر عکسهایش ثبت لحظاتی خاص در زندگی روزمره ی انسان هاست.

  • منبع
  • ویکی فقه
  • آرتوگرافیک
  • پروانه
  • نعیمی ثانی

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید