امروز: یکشنبه, ۲۸ شهریور ۱۴۰۰ برابر با ۱۱ صفر ۱۴۴۳ قمری و ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 267127
۹۰۰
۱
۰
نسخه چاپی
فساد سازمانی (Corruption)

فساد سازمانی چیست ؟ | انواع و ابعاد فساد سازمانی

فساد یک سوءاستفاده از کالاها و امکانات دولتی و مردمی توسط مامورین دولتی برای بهره گیری شخصی است

فساد سازمانی چیست ؟ | انواع و ابعاد فساد سازمانی

فساد سازمانی چیست ؟

فساد سازمانی (Corruption) واژه ای است که تقریباً برای اکثریت افراد اهل مطالعه روشن و قابل درک است، اما با وصف این، هم به لحاظ رعایت قواعد علمی و هم برای بررسی و درک دقیق تر، نیاز به تعریف مشخص تر دارد.

بانک جهانی که به این مسئله پرداخته، دو تعریف عملی خلاصه و مفید داده است:

1- سوءاستفاده از قدرت عمومی برای بهره گیری خصوصی

2- پیشنهاد دادن، دریافت، یا تقاضای هر چیز با ارزش برای تاثیرگذاری بر روی رفتار یک کارمند دولتی در فرایند انجام یک کار یا قرارداد.

خانم آمنولدسن می نویسد: فساد یک سوءاستفاده از کالاها و امکانات دولتی و مردمی توسط مامورین دولتی برای بهره گیری شخصی است.

انواع و ابعاد فساد سازمانی

خانم آمنولدسن انواع و ابعاد فساد را چنین تشریح می کند:

1- رشوه

رشوه (Bribery) آن نوع فسادی است که برای دریافت سرویس دولتی یا دستیابی به امکانات و امتیازات به کارمند دولت پول داده می شود. رشوه دادن نیز خود به گونه های مختلف انجام می گیرد؛ از جمله از طریق پورسانت و یا پرداخت زیر میزی(under-the-table payments)

2- اختلاس

اختلاس (Embezzelment) وقتی است که شخص ورای قانون و مقررات، با روشهای غیر قابل کنترل و لذا غیر قابل مجازات عمومی، از قدرت خود سوءاستفاده می کنند.

آمنولدسن می نویسد:

- اختلاس یکی از مهمترین روش های کسب ثروت است.

- دارندگان قدرت بطور سیستماتیک از دفتر کار سیاسی خود در جهت تامین و گسترش اهداف اقتصادیِ شخصی خود سوءاستفاده می کنند.

- در برخی از کشورها، سیاستمداران برجسته، تجارت خارجی و منابع انحصارات را (رسماً) ملی کرده اند و از این طریق آنرا مجدداً بین اعضاء خانواده های حکام توزیع (سرازیر) می کنند.

- با نام خصوصی سازی Privatization تعداد زیادی از شرکتهای دولتی و نیمه دولتی به قیمت بسیار نازل به دوستان و خانواده وزرا و رئیس جمهورها منتقل شده اند.

3- کلک های اقتصادی

کلک های اقتصادی (Fraud) روشی است غیرقانونی اما نامشهود، مثلاً وقتی مامورین و نمایندگان دولتی در یک شبکه غیرقانونی تجارت مشارکت دارند و انواع وسائل و مواد را بطور قاچاق وارد یا صادر می کنند.

این مسئله از آن طریق نیز اتفاق می افتد که وزرا و مسئولان راس سازمانها چشمان خود را ببندند (و کاری به این کارها نداشته باشند) تا سهم خود را از این گونه تجارت ها بگیرند. بایارت و همکارانش این روش را کلک های کثیف سیاسی (dirty tricks politics) می نامند که شامل

- وارد کردن زباله های سمی و اتمی از کشورهای غربی؛

- چاپ اسکناس برای پرداخت کارمندان و ارتشیان؛

- تجارت مواد مخدر؛

- پول‌شویی می شود.

4- باج گیری Extortion

باج گیری خود به دو نوع است:

1- باج گیری از پائین Extortion from below : وقتی است که نیروهای غیر دولتی مانند مافیا در روسیه و ایتالیا قادر به اعمال نفوذ بین افراد اعضاء دولت و تمام سازمانهای حکومتی از طریق تهدید ترساندن و کشتن (ترور) باشند. آنچه اینان بدست می آورند:

- امتیازات شغلی

- آزادی از پرداخت مالیات

آزادی از مجازات های قضایی است.

2- باج گیری از بالا Extortion from above: وقتی است که دولت خود بزرگترین مافیا است. مثلاً وقتی حکام از بخش خصوصی باج می گیرند و یا عصاره آنها را می مکند مثلاً از طریق :

- مالیاتهای زیاد و محدودیت امتیازات، کنترل و بازرسی بیرحمانه پلیس؛

- انتظار تامین مادی تبلیغات ریاست جمهوری

همچنین باج گیری پلیس و ارتش در جاده ها از این جمله می باشند.

5- امتیاز دادن

امتیاز دادن Favouritism : شامل امتیاز دادن به دوستان و اقوام و افراد خاص می شود؛ مثلاً خصوصی کردن یک کارخانه و دادن آن به اقوام پارتی بازی دادن پستها و مقام ها. امتیاز دادن به خانواده خود به فرزندان خواهر و برادر و اقوام و پسرخاله و... دیگر اقوام می باشد. خانم آمنولدسن می نویسد:

- بسیاری از رئیس جمهورها، اقوام و بستگان خود را بر سر پست های مهم سیاسی و اقتصادی و نظامی می گمارند...

- برخی دیگر بر این کار گمارده می شوند که زمین های دولتی یا بایر را به قیمت ارزان بخرند و سپس از آن برای کارهای مختلف دولتی بهره برداری کنند.

از این طریق ثروت ملی کشور به ثروت خصوصی برخی از افراد و خانواده هایشان تبدیل می گردد.

این امتیاز دادن نه فقط از آنجا سرچشمه می گیرد که یک نظام حقوقی و قضائی و کنترل قوی وجود ندارد، بلکه همچنین به علت:

- نبود توانایی در کاربرد اقتصاد فعال تولیدی و

- بهره گیری از امکانات رشد واحدهای خرد اقتصادی و

- سازماندهی اجتماعی و اقتصادی کشور بر اساس یک نظام اقتصادی فاسد می باشد.

آمنولدسن در پایان تئوری توزیع مجدد فساد را مطرح می کند و می گوید:

در تعامل فساد بین دولت و بخش خصوصی:

- دولت یک بازیکن ضعیف و بازنده است.

- عوامل ایجاد فساد فعالند و دولت منفعل.

- عوامل فساد از دولت بیشترین بهره گیری را می کنند. سیاستمداران خریده می شوند تا حقوق و مقررات را طوری طراحی کنند که منافع افراد بهره برنده تامین شود.

- در نتیجه در پایان زنده ماندن یک حکومت به آن بستگی دارد که تا چه حد منافع یک گروه خاص را تامین نماید.

- در این بازی، بازنده دولت است.

- برندگان کسانی هستند که منابع ملی و عمومی را بطور استثنایی ارزان می خرند و تا پایان این بازی، از هر گونه گزند مصون می مانند.

نتیجه نهائی این بازی باختن دولت در زمینه سیاسی و اقتصادی است.

منبع: سرطان اجتماعی فساد - فرامرز رفیع پور

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید