امروز: دوشنبه, ۲۲ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۲۷ محرّم ۱۴۴۸ قمری و ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
کد خبر: 296258
۱۷۲
۱
۰
نسخه چاپی

چرا استالین لئون تروتسکی را کشت؟ اختلاف ایدئولوژیک، کینه شخصی و یا...

استالین با ائتلاف با جناح راست و سپس حذف تدریجی آنان، توانست تروتسکی را منزوی کند. تروتسکی ابتدا در سال ۱۹۲۵ از کمیساریای جنگ برکنار شد، سپس در سال ۱۹۲۷ از حزب اخراج و در نهایت در سال ۱۹۲۹ به ترکیه تبعید شد

چرا استالین لئون تروتسکی را کشت؟ اختلاف ایدئولوژیک، کینه شخصی و ترس از محبوبیت

مقدمه

در ۲۰ اوت ۱۹۴۰، مردی با یک تبر یخ‌نوردی به دفتر لئون تروتسکی در حومه‌ی مکزیکوسیتی وارد شد و ضربه‌ای مهلک بر سر او فرود آورد. تروتسکی روز بعد جان سپرد و ضارب، رامون مرکادر، دستگیر شد .

اما این ضربه، صرفاً حاصل یک نفرت شخصی یا یک نقشه‌ی انفرادی نبود؛ پایان‌بخش یک دهه تعقیب و آزار سیاسی و نقطه‌ی اوج یکی از مشهورترین و خونین‌ترین دشمنی‌های قرن بیستم بود: نبرد بی‌امان ژوزف استالین با لئون تروتسکی.

دلایل این ترور را باید در آمیزه‌ای از تفاوت‌های ایدئولوژیک، کشمکش بر سر جانشینی لنین، خصومت شخصی شکل‌گرفته در جریان جنگ داخلی، و در نهایت، ترس استالین از محبوبیت و نفوذ رو به رشد تروتسکی در تبعید جستجو کرد.

۱. ریشه‌های اختلاف: از انقلاب تا جنگ قدرت

اختلافات ایدئولوژیک: "انقلاب دائمی" در برابر "سوسیالیسم در یک کشور"

پس از مرگ لنین در سال ۱۹۲۴، حزب بلشویک بر سر آینده‌ی انقلاب به دو جناح اصلی تقسیم شد.

تروتسکی نظریه‌ی "انقلاب دائمی" را مطرح کرده بود که بر اساس آن، انقلاب سوسیالیستی در روسیه‌ی عقب‌مانده تنها در صورتی می‌توانست پیروز و پایدار بماند که با انقلاب پرولتاریا در کشورهای پیشرفته‌ی اروپایی همراه و پشتیبانی شود. بدون این حمایت، انقلاب روسیه محکوم به انحطاط و بازگشت به سرمایه‌داری بود .

در مقابل، استالین نظریه‌ی "سوسیالیسم در یک کشور" را مطرح کرد. او معتقد بود که اتحاد جماهیر شوروی می‌تواند و باید با تکیه بر توانایی‌های داخلی خود، بدون انتظار برای انقلاب در غرب، به سوسیالیسم دست یابد.

این شعار که در سال ۱۹۲۵ به عنوان سیاست رسمی حزب پذیرفته شد، ساده‌تر و برای کادرهای حزبی که خواهان تثبیت و تمرکز قدرت بودند، جذاب‌تر بود . این اختلاف نظر، اگرچه در ظاهر نظری بود، اما به ابزاری برای حذف رقیب تبدیل شد.

منازعه شخصی: "درگیری تزاریتسین"

دشمنی استالین و تروتسکی تنها به نظریه‌پردازی محدود نبود و ریشه‌ای عملی در جریان جنگ داخلی روسیه داشت.

در تابستان ۱۹۱۸، شهر تزاریتسین (بعدها استالینگراد) توسط نیروهای سفید محاصره شده بود. استالین که از سوی لنین برای تامین غلات به آنجا فرستاده شده بود، با سیاست تروتسکی، کمیسر خلق در امور نظامی، برای به کارگیری افسران مجرب ارتش تزار در ارتش سرخ به شدت مخالفت کرد .

استالین این افسران را خائن و غیرقابل اعتماد می‌دانست و خودسرانه تعدادی از آنان را دستگیر و اعدام کرد. او دستورات تروتسکی را نادیده می‌گرفت و حتی یک مرکز فرماندهی جایگزین تشکیل داد.

تروتسکی که خواهان انضباط و حرفه‌ای‌گری بود، خواستار فراخواندن استالین از جبهه شد. لنین در نهایت از تروتسکی حمایت کرد و استالین را به مسکو بازخواند، اما کینه‌ای عمیق از این تحقیر در دل استالین باقی ماند .

۲. حذف از قدرت: مسیر تبعید

پس از مرگ لنین، استالین با هوشمندی و استفاده از موقعیت خود به عنوان دبیرکل حزب، توانست متحدانی مانند زینوویف و کامنف را علیه تروتسکی بسیج کند.

وصیت‌نامه‌ی لنین که در آن لنین به تندخویی استالین اشاره کرده و او را برای این سمت نامناسب خوانده بود، از سوی استالین مخفی و بی‌اثر شد.

لنین در این وصیت‌نامه از تروتسکی به عنوان "برجسته‌ترین فرد کمیته مرکزی" یاد کرده بود، اما این ستایش نیز نتوانست مانع از سقوط او شود .

استالین با ائتلاف با جناح راست و سپس حذف تدریجی آنان، توانست تروتسکی را منزوی کند. تروتسکی ابتدا در سال ۱۹۲۵ از کمیساریای جنگ برکنار شد، سپس در سال ۱۹۲۷ از حزب اخراج و در نهایت در سال ۱۹۲۹ به ترکیه تبعید شد .

چرا استالین لئون تروتسکی را کشت؟ اختلاف ایدئولوژیک، کینه شخصی و ترس از محبوبیت

۳. تبعید: تهدیدی فزاینده برای کرملین

تبعید به معنای پایان کار تروتسکی نبود. او از ترکیه، فرانسه، نروژ و نهایتاً از مکزیک، جایی که از ۱۹۳۷ در آنجا اقامت گزید، به نوشتن مقالات و کتاب‌هایی در نقد استالین و رژیم او ادامه داد .

مهم‌ترین تهدید او، بنیان‌گذاری "انترناسیونال چهارم" در سال ۱۹۳۸ بود که به عنوان یک آلترناتیو انقلابی در برابر انترناسیونال سوم (کمینترن) تحت کنترل استالین عمل می‌کرد .

وحشت استالین از نفوذ ایدئولوژیک

تروتسکی در نوشته‌های خود استالین را به خیانت به آرمان‌های انقلاب اکتبر متهم می‌کرد و رژیم او را بوروکراتیک و ضدانقلابی می‌خواند.

او استالین را به خاطر پیمان مولوتوف-ریبنتروپ با آلمان نازی به شدت مورد انتقاد قرار داد و او را "مقدم‌چیان هیتلر" خطاب کرد . این انتقادات، از زبان یکی از معماران اصلی انقلاب ۱۹۱۷، برای استالین بسیار خطرناک بود، زیرا مشروعیت او را در داخل و خارج از شوروی به چالش می‌کشید.

پاکسازی بزرگ و شکار اراذل و اوباش سیاسی

در جریان پاکسازی بزرگ دهه ۱۹۳۰، استالین تقریباً تمامی رهبران قدیمی بلشویک را از دم تیغ گذراند. صدها هزار نفر به اتهام "تروتسکیسم" دستگیر، تبعید یا اعدام شدند، حتی اگر هرگز تروتسکی را ندیده بودند .

نام تروتسکی به نماد خیانت تبدیل شد و تروتسکیسم معادل جاسوسی و ضدانقلاب بود. با این حال، تا زمانی که خود تروتسکی زنده بود و آزادانه می‌نوشت، این نماد همچنان جان داشت و خطری برای استالین محسوب می‌شد.

به قول نشریه‌ی تروتسکیستی سوسیالیست اپیل در سال ۱۹۴۰، استالین دیگر در زرادخانه‌ی سیاسی خود سلاحی جز اسلحه در دستان قاتلان اجیر شده نداشت .

۴. عملیات ترور: عملیات اردک

برنامه‌ریزی برای ترور تروتسکی توسط سرویس جاسوسی شوروی (NKVD) با جدیت دنبال می‌شد. پاول سودوپلاتوف، افسر ارشد NKVD، مأموریت یافت تا شبکه‌هایی مستقل برای این کار ایجاد کند .

استالین شخصاً بر ضرورت این کار تأکید داشت و به سودوپلاتوف گفت: "تروتسکی باید ظرف یک سال، پیش از آنکه جنگ اجتناب‌ناپذیر آغاز شود، حذف شود" .

نخستین سوءقصد نافرجام

در ۲۴ مه ۱۹۴۰، گروهی از افراد مسلح به رهبری نقاش مشهور مکزیکی، دیوید آلفارو سیکویروس، به ویلاهای تروتسکی در کویوآکان یورش بردند. آنها با شلیک مسلسل، اتاق تروتسکی را به رگبار بستند، اما تروتسکی و همسرش به طور معجزه‌آسایی زنده ماندند. نوه‌ی ۱۴ ساله‌اش زخمی شد و یکی از محافظان نیز ناپدید و بعداً مرده یافت شد .

نفوذ و ضربه نهایی

پس از شکست عملیات نخست، طرح دیگری با نام رمز عملیات اردک (Operation Utka) به اجرا درآمد.

عامل آن، رامون مرکادر، یک کمونیست اسپانیایی بود که مادرش از اعضای با نفوذ NKVD محسوب می‌شد.

مرکادر با هویت جعلی یک روزنامه‌نگار بلژیکی به نام فرانک جکسون موفق شد به حلقه‌ی نزدیکان تروتسکی نفوذ کند و با یکی از منشی‌های او رابطه برقرار نماید. او به تدریج توانست اعتماد ساکنان ویلا را جلب کند .

در ۲۱ اوت ۱۹۴۰، مرکادر مقاله‌ای را به تروتسکی ارائه داد تا نظر او را جویا شود. در زیر بارانی‌اش، یک تبر یخ، یک خنجر و یک هفت‌تیر پنهان کرده بود. در لحظه‌ای که تروتسکی مشغول خواندن مقاله شد، مرکادر تبر را از زیر بارانی بیرون آورد و با چشمان بسته ضربه‌ای به سر او فرود آورد .

نتیجه‌گیری

ترور لئون تروتسکی در ۲۱ اوت ۱۹۴۰، نه یک قتل ساده، بلکه نمادین‌ترین اقدام استالین برای تحکیم قدرت مطلق خود و ریشه‌کن‌کردن آخرین بازمانده‌ی مخالفان تاریخی‌اش بود .

استالین از ایدئولوژی رقیب، از محبوبیت بی‌نظیر او در میان هوادارانش در سراسر جهان، و از توانایی تروتسکی در بسیج افکار علیه رژیم بوروکراتیک کرملین می‌ترسید.

دلایل ترور، تلفیقی از انتقام شخصی بابت تحقیرهای قدیمی، حذف یک رقیب سیاسی خطرناک، و ترس از تداوم نفوذ ایدئولوژی "انقلاب دائمی" در برابر نظریه‌ی "سوسیالیسم در یک کشور" بود .

اگرچه استالین موفق به کشتن تروتسکی شد، اما نتوانست افکار او را از بین ببرد. مرکادر که پس از ۲۰ سال زندان در مکزیک آزاد شد، عنوان "قهرمان اتحاد شوروی" را دریافت کرد . اما میراث فکری تروتسکی به حیات خود ادامه داد و نام او تا ابد به عنوان نماد مقاومت در برابر استبداد استالینی در تاریخ ثبت شد.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید