امروز: سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۱۸ ربيع الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۱ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
کد خبر: 296413
۹
۱
۰
نسخه چاپی

جبران خسارت در قراردادهای بین‌المللی؛ شرایط، انواع و نحوه مطالبه

جبران خسارت قراردادی به سازوکاری گفته می‌شود که به موجب آن، طرفی که در نتیجه عدم اجرای تعهد قراردادی زیان دیده است، تحت شرایط مقرر می‌تواند برای دریافت غرامت اقدام کند. این خسارت ممکن است ناشی از عدم اجرای کامل قرارداد، اجرای ناقص، اجرای معیوب یا تأخیر در اجرای تعهد باشد

جبران خسارت در قراردادهای بین‌المللی؛ شرایط، انواع و نحوه مطالبه

مقدمه

جبران خسارت در قراردادهای بین‌المللی یکی از مهم‌ترین مباحث حقوق تجارت بین‌الملل است؛ زیرا نقض یک قرارداد فرامرزی می‌تواند پیامدهایی بسیار گسترده‌تر از یک زیان ساده مالی داشته باشد.

تأخیر در تحویل کالا ممکن است باعث توقف خط تولید شود، عدم پرداخت وجه می‌تواند یک شرکت را با مشکل نقدینگی مواجه کند و تحویل کالای معیوب ممکن است قراردادهای بعدی یک تاجر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که صرفاً «چه کسی قرارداد را نقض کرده است؟»، بلکه باید مشخص شود چه خسارتی ایجاد شده، چه مقدار از آن از نظر حقوقی قابل مطالبه است، چگونه باید محاسبه شود و کدام قانون بر این مطالبه حاکم خواهد بود.

در قراردادهای بین‌المللی، پاسخ به این پرسش‌ها ممکن است به متن قرارداد، قانون منتخب طرفین، قواعد تعارض قوانین، کنوانسیون‌های بین‌المللی و در صورت وجود، مقررات داوری بستگی داشته باشد.

در حوزه بیع بین‌المللی کالا، کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره قراردادهای بیع بین‌المللی کالا، معروف به CISG، یکی از مهم‌ترین منابع حقوقی است. این کنوانسیون برای نقض قرارداد ضمانت اجراهایی از جمله مطالبه خسارت را پیش‌بینی کرده و مواد ۷۴ تا ۷۷ آن مستقیماً به نحوه جبران و محاسبه خسارت مربوط می‌شوند.

در کنار CISG، اصول قراردادهای تجاری بین‌المللی یونیدروا یا UNIDROIT نیز منبع مهمی برای تحلیل حقوق قراردادهای بین‌المللی محسوب می‌شود.

اصول یونیدروا 2016 قواعد جامعی درباره عدم اجرای قرارداد، جبران خسارت، پیش‌بینی‌پذیری زیان، کاهش خسارت، بهره و مبلغ توافق‌شده برای عدم اجرا ارائه می‌کند.

در این مقاله، تلاش می‌کنیم موضوع مطالبه خسارت در قراردادهای بین‌المللی را از منظر کاربردی و حقوقی بررسی کنیم و تفاوت روش‌های مختلف محاسبه خسارت را توضیح دهیم.

جبران خسارت در قراردادهای بین‌المللی چیست؟

جبران خسارت قراردادی به سازوکاری گفته می‌شود که به موجب آن، طرفی که در نتیجه عدم اجرای تعهد قراردادی زیان دیده است، تحت شرایط مقرر می‌تواند برای دریافت غرامت اقدام کند. این خسارت ممکن است ناشی از عدم اجرای کامل قرارداد، اجرای ناقص، اجرای معیوب یا تأخیر در اجرای تعهد باشد.

هدف اصلی جبران خسارت، در بسیاری از نظام‌های حقوقی و اسناد بین‌المللی، این است که زیان‌دیده تا حد امکان از نظر اقتصادی در وضعیتی قرار گیرد که در صورت اجرای صحیح قرارداد قرار می‌گرفت.

اصول یونیدروا در ماده ۷.۴.۲ از اصل جبران کامل خسارت سخن می‌گوید و زیان را شامل خسارت واردشده و منفعتی می‌داند که شخص در نتیجه عدم اجرا از آن محروم شده است؛ البته منافعی که شخص در نتیجه عدم اجرا به دست آورده یا هزینه‌هایی که از آن اجتناب کرده نیز باید در محاسبه مورد توجه قرار گیرد.

این مسئله یک نکته مهم را نشان می‌دهد: جبران خسارت با مجازات طرف ناقض قرارداد تفاوت دارد. هدف از مطالبه خسارت، اصولاً جبران زیان است، نه اینکه زیان‌دیده صرفاً به دلیل نقض قرارداد سود اضافی به دست آورد.

برای مثال، اگر فروشنده‌ای متعهد شود کالایی را به قیمت یک میلیون دلار تحویل دهد و بدون دلیل موجه از اجرای قرارداد خودداری کند و خریدار مجبور شود همان کالا را با قیمت یک میلیون و دویست هزار دلار تهیه کند، تفاوت ۲۰۰ هزار دلاری ممکن است در شرایط مقرر مبنای مطالبه خسارت قرار گیرد. اما اگر خریدار در نتیجه این اتفاق هزینه‌ای را متحمل نشده باشد یا بخشی از زیان خود را با اقدام دیگری جبران کرده باشد، این موارد نیز در محاسبه نهایی اهمیت پیدا می‌کنند.

شرایط مطالبه خسارت در قراردادهای بین‌المللی

مطالبه خسارت در یک قرارداد بین‌المللی معمولاً نیازمند بررسی چند عنصر اساسی است.

نخست باید وجود تعهد قراردادی مشخص باشد؛ سپس باید نشان داده شود که تعهد مذکور اجرا نشده یا به شکل ناقص یا نامنطبق اجرا شده است. پس از آن باید ورود زیان و ارتباط میان نقض قرارداد و زیان اثبات شود.

در پرونده‌های بین‌المللی، تشخیص این عناصر ممکن است پیچیده‌تر از اختلافات داخلی باشد؛ زیرا طرفین ممکن است در کشورهای متفاوت باشند، اسناد به زبان‌های مختلف تنظیم شده باشند و قانون حاکم نیز متعلق به کشور دیگری باشد.

از طرف دیگر، ممکن است قرارداد به صورت مرحله‌ای اجرا شده باشد و مشخص کردن اینکه دقیقاً کدام تخلف باعث ایجاد کدام خسارت شده، نیازمند بررسی تخصصی باشد.

اثبات نقض قرارداد

اولین گام، اثبات این است که تعهد قراردادی نقض شده است. برای مثال، اگر قرارداد فروش بین‌المللی مقرر کرده باشد که کالا باید در تاریخ مشخص، با مقدار و مشخصات فنی معین تحویل شود، اسناد حمل، بارنامه، گواهی بازرسی، گزارش کنترل کیفیت و مکاتبات طرفین می‌توانند برای اثبات اجرای ناقص یا عدم اجرا اهمیت داشته باشند.

در CISG، حق مطالبه خسارت برای خریدار و فروشنده در صورت عدم اجرای تعهدات پیش‌بینی شده و مواد ۷۴ تا ۷۷ روش اندازه‌گیری خسارت را تنظیم می‌کنند.

نکته قابل توجه این است که طبق راهنمای رسمی یونیدروا یا UNCITRAL درباره CISG، برای مطالبه خسارت الزاماً اثبات تقصیر طرف ناقض شرط نیست؛ بلکه باید نقض و رابطه میان آن و خسارت اثبات شود، البته قواعد مربوط به معافیت از مسئولیت نیز باید بررسی شوند.

اثبات ورود خسارت

وجود نقض قرارداد به تنهایی به معنای اثبات مبلغ خسارت نیست. خواهان باید نشان دهد که نقض قرارداد چه زیانی ایجاد کرده و مبلغ مورد مطالبه چگونه محاسبه شده است.

برای مثال، اگر یک شرکت ادعا کند که به دلیل تأخیر در تحویل تجهیزات، ۵۰۰ هزار دلار زیان دیده است، باید بتواند توضیح دهد این رقم از چه اجزایی تشکیل شده است.

هزینه توقف تولید، هزینه نیروی انسانی، هزینه تأمین جایگزین، کاهش فروش یا سود از دست‌رفته هر کدام نیازمند بررسی و مستندسازی جداگانه هستند.

رابطه سببیت میان نقض و خسارت

رابطه سببیت یکی از مهم‌ترین موضوعات دعاوی خسارت است. هر اتفاق مالی نامطلوبی که پس از نقض قرارداد رخ دهد الزاماً نتیجه حقوقی آن نقض محسوب نمی‌شود.

فرض کنید فروشنده یک ماه دیرتر کالا را تحویل داده، اما خریدار ادعا می‌کند که در همان دوره بازار نیز دچار رکود شده و به همین دلیل ۲ میلیون دلار فروش از دست داده است.

آیا تمام این مبلغ را می‌توان به فروشنده نسبت داد؟ احتمالاً نه؛ زیرا باید مشخص شود چه مقدار از زیان واقعاً ناشی از تأخیر بوده و چه مقدار به عوامل مستقل مربوط می‌شود.

اصل ارتباط میان عدم اجرا و زیان در اصول یونیدروا یا UNIDROIT نیز مورد توجه قرار گرفته است و ماده ۷.۴.۲ جبران زیانی را مطرح می‌کند که در نتیجه عدم اجرا ایجاد شده باشد.

اصل جبران کامل خسارت

یکی از اصول مهم در حقوق قراردادهای بین‌المللی، اصل جبران کامل خسارت است. بر اساس ماده ۷.۴.۲ اصول یونیدروا، زیان‌دیده اصولاً باید خسارتی را که در نتیجه عدم اجرای قرارداد متحمل شده جبران کند؛ این خسارت می‌تواند شامل زیان واقعی و منفعت از دست‌رفته باشد. در عین حال، جبران خسارت نباید موجب غنی‌شدن ناموجه زیان‌دیده شود.

CISG نیز در ماده ۷۴ رویکرد مشابهی دارد و خسارت را شامل زیان، از جمله سود از دست‌رفته می‌داند؛ اما این خسارت نباید از زیانی که طرف ناقض در زمان انعقاد قرارداد پیش‌بینی کرده یا می‌بایست پیش‌بینی می‌کرد، فراتر رود.

این اصل در عمل بسیار مهم است. تصور کنید یک خریدار به دلیل عدم تحویل کالا مجبور شده معامله جایگزین انجام دهد و ۱۰۰ هزار دلار بیشتر پرداخت کند. اگر این مبلغ واقعاً نتیجه نقض قرارداد باشد، می‌تواند بخشی از خسارت باشد.

اما اگر خریدار در نتیجه عدم اجرای قرارداد هزینه دیگری را متحمل نشده باشد یا منفعتی به دست آورده باشد که مستقیماً به عدم اجرا مرتبط است، محاسبه نهایی باید آن موارد را نیز لحاظ کند.

خسارت واقعی و سود از دست‌رفته

یکی از پرسش‌های پرتکرار در مطالبه خسارت در قراردادهای بین‌المللی این است که آیا فقط هزینه‌ها و زیان‌های بالفعل قابل مطالبه هستند یا سودی که به دست نیامده نیز قابل جبران است.

پاسخ واحدی برای تمام قراردادها وجود ندارد، اما در چارچوب CISG، ماده ۷۴ صراحتاً از loss of profit یا سود از دست‌رفته در کنار زیان سخن می‌گوید.

اصول یونیدروا نیز در ماده ۷.۴.۲ منفعتی را که شخص از آن محروم شده، در مفهوم خسارت قرار می‌دهد.

با این حال، مطالبه سود از دست‌رفته به معنای پذیرش هر برآورد فرضی نیست. اصول یونیدروا در ماده ۷.۴.۳ مقرر می‌کند که خسارت باید با درجه معقولی از قطعیت اثبات شده باشد و حتی در مورد خسارت آینده نیز باید وقوع آن با درجه مناسبی از اطمینان قابل اثبات باشد.

بنابراین، شرکتی که ادعا می‌کند به علت نقض قرارداد، یک میلیون دلار سود از دست داده است، بهتر است بتواند این ادعا را با قراردادهای فروش، سوابق مالی، سفارش‌های قطعی، ظرفیت تولید و داده‌های واقعی بازار پشتیبانی کند.

پیش‌بینی‌پذیری خسارت در قراردادهای بین‌المللی

قابلیت پیش‌بینی خسارت یکی از محدودیت‌های مهم در تعیین میزان مسئولیت قراردادی است. منطق این قاعده روشن است: نمی‌توان طرف قرارداد را بدون محدودیت مسئول تمام پیامدهایی دانست که شاید سال‌ها بعد و در نتیجه مجموعه‌ای از عوامل مختلف ایجاد شوند.

ماده ۷۴ CISG مقرر می‌کند که خسارت نمی‌تواند از زیانی فراتر رود که طرف ناقض در زمان انعقاد قرارداد آن را به عنوان پیامد احتمالی نقض پیش‌بینی کرده یا می‌بایست پیش‌بینی می‌کرده است.

اصول یونیدروا نیز در ماده ۷.۴.۴ قاعده مشابهی دارد و مسئولیت را به زیانی محدود می‌کند که طرف ناقض در زمان انعقاد قرارداد پیش‌بینی کرده یا به طور معقول می‌توانسته پیش‌بینی کند.

به همین دلیل، اطلاعاتی که هنگام مذاکره قرارداد میان طرفین رد و بدل می‌شود می‌تواند در آینده اهمیت زیادی پیدا کند.

اگر خریدار از ابتدا به فروشنده اطلاع داده باشد که تجهیزات برای پروژه‌ای با موعد افتتاح قطعی خریداری می‌شود، این موضوع ممکن است در ارزیابی پیش‌بینی‌پذیری خسارت ناشی از تأخیر اهمیت داشته باشد.

جبران خسارت بر اساس کنوانسیون CISG

کنوانسیون بیع بین‌المللی کالا (CISG) یکی از مهم‌ترین منابع در زمینه خسارت ناشی از نقض قراردادهای فروش بین‌المللی است.

یونیدروا توضیح می‌دهد که این کنوانسیون علاوه بر تشکیل قرارداد و تعهدات فروشنده و خریدار، مجموعه‌ای از ضمانت اجراها را برای عدم اجرای قرارداد پیش‌بینی می‌کند.

در بحث خسارت، مواد ۷۴، ۷۵، ۷۶ و ۷۷ اهمیت ویژه‌ای دارند.

ماده ۷۴ CISG و قاعده عمومی خسارت

ماده ۷۴ را می‌توان قاعده عمومی محاسبه خسارت در CISG دانست. مطابق این ماده، خسارت شامل مبلغی برابر با زیان واردشده، از جمله سود از دست‌رفته، در نتیجه نقض قرارداد است؛ اما این مبلغ به زیانی محدود می‌شود که طرف ناقض در زمان انعقاد قرارداد پیش‌بینی کرده یا می‌بایست پیش‌بینی می‌کرده است.

نکته مهم این است که ماده ۷۴ فقط به هزینه‌های بالفعل محدود نمی‌شود. در صورت وجود شرایط لازم، سود از دست‌رفته نیز می‌تواند در محاسبه قرار گیرد.

همچنین طبق راهنمای یونیدروا مواد ۷۵ و ۷۶ روش‌های خاص‌تری برای محاسبه خسارت در شرایط مربوط ارائه می‌کنند، اما ماده ۷۴ همچنان قاعده عمومی محسوب می‌شود.

ماده ۷۵ CISG و معامله جایگزین

ماده ۷۵ زمانی اهمیت پیدا می‌کند که قرارداد منحل شده و طرف زیان‌دیده معامله جایگزین انجام داده باشد.

برای مثال، فرض کنید خریدار قرار بوده ۱۰۰۰ دستگاه کالا را به قیمت هر دستگاه ۱۰۰ دلار خریداری کند، اما فروشنده قرارداد را نقض می‌کند. خریدار پس از انحلال قرارداد، در مدت معقول همان کالا را از فروشنده دیگری با قیمت ۱۳۰ دلار خریداری می‌کند.

در صورت تحقق شرایط ماده ۷۵، تفاوت قیمت قرارداد و قیمت معامله جایگزین می‌تواند مبنای محاسبه خسارت باشد.

راهنمای رسمی یونیدروا نیز توضیح می‌دهد که ماده ۷۵ در مورد معامله جایگزین انجام‌شده، پس از نقض و در زمان و شیوه معقول کاربرد دارد.

بنابراین، نگهداری اسناد معامله جایگزین، قیمت پرداخت‌شده، تاریخ خرید و شرایط کالا اهمیت زیادی دارد.

ماده ۷۶ CISG و قیمت جاری بازار

گاهی زیان‌دیده معامله جایگزین انجام نمی‌دهد. در این شرایط، اگر شرایط ماده ۷۶ وجود داشته باشد، خسارت می‌تواند بر اساس تفاوت میان قیمت قرارداد و قیمت جاری کالا محاسبه شود.

طبق راهنمای UNCITRAL، در چارچوب ماده ۷۶ قیمت جاری باید در زمان مربوط به اجتناب از قرارداد و در محل مقرر برای تحویل کالا مورد توجه قرار گیرد.

این موضوع اهمیت مستندات بازار را نشان می‌دهد. برای اثبات قیمت جاری نمی‌توان بدون بررسی دقیق شرایط معامله صرفاً به یک آگهی اینترنتی یا قیمت پیشنهادی استناد کرد. نوع کالا، کیفیت، حجم معامله، محل تحویل و زمان معامله می‌توانند بر قیمت اثرگذار باشند.

ماده ۷۷ CISG و تکلیف به کاهش خسارت

یکی از اشتباهات رایج در دعاوی تجاری این است که شخص زیان‌دیده تصور کند پس از نقض قرارداد می‌تواند صرفاً منتظر بماند تا زیان افزایش پیدا کند و سپس کل آن را از طرف مقابل مطالبه کند.

ماده ۷۷ CISG بر کاهش خسارت تأکید دارد. طرفی که به نقض قرارداد استناد می‌کند باید با توجه به شرایط، اقدامات معقولی برای کاهش زیان انجام دهد؛ در غیر این صورت ممکن است خسارت به میزان زیانی که می‌شد از آن جلوگیری کرد، کاهش پیدا کند.

یونیدروا نیز این قاعده را در توضیح مواد ۷۴ تا ۷۷ مورد تأکید قرار داده است.

برای مثال، اگر فروشنده اعلام کند که کالا را تحویل نخواهد داد و خریدار امکان خرید همان کالا از بازار را داشته باشد، عدم انجام هیچ اقدامی برای تأمین جایگزین ممکن است در محاسبه خسارت مشکل ایجاد کند.

خسارت ناشی از تأخیر در اجرای قرارداد

تأخیر در اجرای تعهد یکی از رایج‌ترین انواع نقض قراردادهای بین‌المللی است. این تأخیر ممکن است مربوط به تحویل کالا، پرداخت پول، ارائه خدمات، تکمیل پروژه یا انتقال اسناد باشد.

خسارت تأخیر می‌تواند در شرایط مختلف شامل هزینه‌های اضافی، هزینه انبارداری، هزینه تأمین مالی، توقف تولید یا سایر زیان‌های قابل اثبات باشد.

اما باید توجه داشت که هر نوع خسارت ناشی از تأخیر الزاماً قابل مطالبه نیست و باید شرایط قانون حاکم و قرارداد بررسی شود.

در قراردادهای تجاری، تعیین دقیق زمان اجرا اهمیت زیادی دارد. عباراتی مانند «تحویل در اسرع وقت» یا «تحویل تقریباً در ماه آینده» ممکن است در مقایسه با تعیین یک تاریخ دقیق، زمینه اختلاف بیشتری ایجاد کنند.

به همین دلیل، قراردادهای بین‌المللی حرفه‌ای بهتر است علاوه بر تعیین تاریخ اجرا، پیامدهای تأخیر را نیز مشخص کنند.

خسارت ناشی از اجرای ناقص یا معیوب

نقض قرارداد همیشه به معنای «عدم اجرا» نیست. گاهی تعهد اجرا شده، اما نتیجه با آنچه در قرارداد توافق شده مطابقت ندارد.

برای نمونه، کالا ممکن است تحویل شده باشد اما مشخصات فنی آن با قرارداد متفاوت باشد. همچنین ممکن است تجهیزات نصب شده باشند ولی ظرفیت مورد توافق را نداشته باشند.

در این وضعیت، موضوعاتی مانند هزینه تعمیر، هزینه تعویض، کاهش ارزش کالا، هزینه بازرسی، هزینه توقف تولید و سایر خسارت‌های مرتبط ممکن است مطرح شوند.

در قراردادهای صنعتی، درج دقیق استانداردهای فنی، معیارهای پذیرش کالا و روش بازرسی می‌تواند اختلافات مربوط به خسارت را تا حد زیادی کاهش دهد.

وجه التزام و خسارت توافق‌شده

یکی از ابزارهای مهم مدیریت ریسک در قراردادهای بین‌المللی، تعیین مبلغ توافق‌شده برای عدم اجرا است. طرفین ممکن است در قرارداد مقرر کنند که در صورت وقوع یک تخلف مشخص، مبلغ معینی پرداخت شود.

اصول یونیدروا در ماده ۷.۴.۱۳ چنین توافقی را اصولاً معتبر می‌شناسد و مقرر می‌کند که زیان‌دیده می‌تواند مبلغ توافق‌شده را مطالبه کند، حتی بدون اینکه خسارت واقعی دقیقاً به همان مبلغ باشد؛ با این حال، اگر مبلغ به شکل آشکاری نسبت به خسارت و اوضاع پرونده بیش از حد باشد، امکان کاهش آن وجود دارد.

در CISG نیز موضوع اعتبار شروط محدودکننده یا تعیین‌کننده خسارت کاملاً مستقل از قواعد محاسبه خسارت نیست و اعتبار برخی از این شروط می‌تواند تحت قانون داخلی قابل اعمال بررسی شود.

گزیده رسمی یونیدروا نیز به این نکته اشاره کرده است.

بنابراین، درج عبارت‌هایی مانند «در صورت تأخیر روزانه مبلغ X دلار پرداخت می‌شود» باید با توجه به قانون حاکم، ماهیت شرط و قابلیت اجرای آن انجام شود.

محدودیت مسئولیت در قراردادهای بین‌المللی

در بسیاری از قراردادهای تجاری بین‌المللی، طرفین تلاش می‌کنند مسئولیت خود را از قبل محدود کنند. این محدودیت ممکن است مثلاً سقف مشخصی برای مجموع خسارت تعیین کند یا برخی انواع زیان را از قلمرو مسئولیت خارج کند.

برای مثال، ممکن است قرارداد مقرر کند که مسئولیت فروشنده در هر حال از ارزش کل قرارداد فراتر نرود. یا ممکن است برخی خسارت‌های غیرمستقیم در متن قرارداد مستثنا شوند.

اما اعتبار چنین شروطی کاملاً به قانون حاکم بستگی دارد. بنابراین نمی‌توان صرفاً با استناد به متن قرارداد گفت که هر محدودیت مسئولیتی در هر کشور و نزد هر دادگاهی معتبر خواهد بود.

از منظر قراردادنویسی، بهتر است سقف مسئولیت، استثنائات آن، رابطه آن با وجه التزام و وضعیت مواردی مانند تقصیر عمدی یا نقض اساسی به شکل دقیق مشخص شود.

فورس‌ماژور و جبران خسارت

فورس‌ماژور یا قوه قاهره از مهم‌ترین مباحث مرتبط با مسئولیت ناشی از عدم اجرای قرارداد است. با این حال، هر افزایش هزینه، بحران اقتصادی یا دشواری تجاری را نمی‌توان خودبه‌خود فورس‌ماژور دانست.

در اصول UNIDROIT، ماده ۷.۱.۷ شرایطی را برای معذور شدن متعهد در صورت وجود مانعی خارج از کنترل او پیش‌بینی می‌کند. همچنین اطلاع‌رسانی به طرف مقابل درباره مانع و تأثیر آن بر اجرای قرارداد اهمیت دارد.

در CISG نیز ماده ۷۹ درباره معافیت از مسئولیت خسارت در شرایط مشخص صحبت می‌کند. بنابراین، در یک قرارداد بین‌المللی باید بررسی شود که فورس‌ماژور دقیقاً چگونه تعریف شده، چه حوادثی را پوشش می‌دهد، چه تکالیفی برای اطلاع‌رسانی وجود دارد و اثر آن بر خسارت و سایر ضمانت اجراها چیست.

خسارت، بهره و نوسان ارز

در قراردادهای بین‌المللی، ممکن است فاصله زمانی قابل توجهی میان تاریخ نقض قرارداد و تاریخ پرداخت خسارت ایجاد شود. در چنین شرایطی، بهره و تغییر ارزش پول می‌تواند بر میزان واقعی جبران اثر بگذارد.

اصول یونیدروا برای عدم پرداخت تعهدات پولی، حق دریافت بهره را پیش‌بینی کرده و همچنین در مورد بهره خسارت ناشی از تعهدات غیرپولی قواعدی ارائه می‌دهد.

موضوع ارز نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر قرارداد به یورو منعقد شده باشد اما زیان اصلی در دلار ایجاد شده باشد، انتخاب ارز مناسب برای محاسبه خسارت می‌تواند موضوع اختلاف باشد. در اینجا باید متن قرارداد، قانون حاکم و روش مناسب برای دستیابی به جبران واقعی بررسی شود.

به همین دلیل، در قراردادهای بزرگ بین‌المللی بهتر است درباره ارز قرارداد، ارز پرداخت، ارز محاسبه خسارت و نحوه محاسبه بهره تا حد امکان صریح عمل شود.

نقش قانون حاکم در مطالبه خسارت

یکی از مهم‌ترین بندهای هر قرارداد بین‌المللی، شرط قانون حاکم است. دو طرف ممکن است تابع دو نظام حقوقی متفاوت باشند و هر کدام نیز قواعد متفاوتی درباره خسارت، عدم‌النفع، وجه التزام و محدودیت مسئولیت داشته باشند.

انتخاب قانون حاکم می‌تواند تعیین کند که آیا یک شرط قراردادی معتبر است، چه نوع خسارتی قابل مطالبه است و چگونه باید خسارت محاسبه شود.

در قراردادهای فروش بین‌المللی، ابتدا باید بررسی کرد که آیا CISG بر قرارداد اعمال می‌شود یا خیر. UNCITRAL توضیح می‌دهد که CISG رژیم یکنواختی برای قراردادهای فروش بین‌المللی کالا ایجاد کرده و در شرایط مقرر بر روابط طرفین اعمال می‌شود.

بنابراین، عبارت ساده «این قرارداد تابع قوانین کشور X است» ممکن است به تنهایی تمام مسائل را حل نکند و باید مشخص شود رابطه قانون ملی منتخب با CISG و سایر مقررات قابل اعمال چگونه است.

نقش داوری بین‌المللی در مطالبه خسارت

بسیاری از قراردادهای تجاری بین‌المللی، داوری را به عنوان روش حل اختلاف انتخاب می‌کنند. اهمیت داوری در این حوزه تنها به انتخاب داور محدود نیست؛ بلکه باید به مقر داوری، قانون حاکم، زبان رسیدگی، تعداد داوران و نحوه اجرای رأی نیز توجه کرد.

در دعوای خسارت، خواهان باید بتواند رابطه میان نقض قرارداد و مبلغ مطالبه‌شده را با مدارک مناسب اثبات کند.

قرارداد، فاکتورها، مکاتبات، گزارش کارشناسی، اطلاعات بازار، صورت‌های مالی و اسناد مربوط به اقدامات انجام‌شده برای کاهش خسارت می‌توانند اهمیت زیادی داشته باشند.

از طرف دیگر، گرفتن رأی به نفع خواهان پایان کار نیست. اگر محکوم‌علیه در کشور دیگری دارایی داشته باشد، شناسایی و اجرای رأی در آن کشور نیز باید از ابتدا در استراتژی دعوا مورد توجه قرار گیرد.

نحوه اثبات و مستندسازی خسارت

در دعوای خسارت، یک عدد بزرگ بدون سند الزاماً ارزش حقوقی ندارد. هر مبلغی که مطالبه می‌شود باید تا حد امکان به یک زنجیره مستند متصل باشد.

بهتر است از همان زمان بروز اختلاف، اسناد زیر به شکل منظم نگهداری شوند:

  • قرارداد و الحاقیه‌ها
  • سفارش‌ها و فاکتورها
  • مکاتبات رسمی
  • اسناد حمل
  • گواهی‌های بازرسی
  • گزارش‌های فنی
  • قراردادهای معامله جایگزین
  • قیمت‌های بازار
  • صورت‌های مالی
  • اسناد پرداخت
  • گزارش کارشناسی
  • مدارک مربوط به اقدامات کاهش خسارت

این مستندات می‌توانند به دادگاه یا داور کمک کنند تا مشخص کند چه اتفاقی افتاده، چه زیانی ایجاد شده و مبلغ خسارت چگونه محاسبه شده است.

اشتباهات رایج در مطالبه خسارت قراردادهای بین‌المللی

یکی از اشتباهات رایج، تعیین مبلغ خسارت بدون توجه به قانون حاکم است. اشتباه دیگر، مطالبه تمام زیان‌های اقتصادی بدون تفکیک زیان مستقیم، سود از دست‌رفته، خسارت غیرمستقیم و زیان‌هایی است که ارتباط کافی با نقض قرارداد ندارند.

نادیده گرفتن وظیفه کاهش خسارت نیز می‌تواند مشکل‌ساز شود. همچنین، برخی طرفین تصور می‌کنند درج وجه التزام به تنهایی تضمین می‌کند که مبلغ تعیین‌شده بدون هیچ بررسی اجرا خواهد شد؛ در حالی که اعتبار و قابلیت اجرای چنین شروطی ممکن است به قانون حاکم وابسته باشد.

اشتباه دیگر، بی‌توجهی به شرط حل اختلاف است. ممکن است شرکت تمام انرژی خود را صرف محاسبه خسارت کند، اما بعداً متوجه شود که برای طرح دعوا باید ابتدا تشریفات قراردادی خاصی مانند اخطار رسمی، مذاکره یا طی یک مرحله قراردادی را انجام می‌داده است.

جمع‌بندی

جبران خسارت در قراردادهای بین‌المللی فرایندی است که از تشخیص نقض قرارداد آغاز می‌شود و تا اثبات زیان، رابطه سببیت، قابلیت مطالبه، محاسبه مبلغ و در نهایت وصول خسارت ادامه پیدا می‌کند.

در قراردادهای فروش بین‌المللی کالا، مواد ۷۴ تا ۷۷ CISG چارچوب مهمی برای محاسبه خسارت ایجاد کرده‌اند؛ ماده ۷۴ قاعده عمومی را بیان می‌کند، ماده ۷۵ به معامله جایگزین، ماده ۷۶ به قیمت جاری و ماده ۷۷ به کاهش خسارت می‌پردازد.

در کنار CISG، اصول یونیدروا نیز مجموعه‌ای منسجم از قواعد درباره حق مطالبه خسارت، جبران کامل، قطعیت خسارت، پیش‌بینی‌پذیری، کاهش زیان، بهره و مبلغ توافق‌شده برای عدم اجرا ارائه می‌کنند.

از منظر عملی، بهترین راه برای کاهش اختلافات این است که موضوع خسارت از همان زمان تنظیم قرارداد بین‌المللی مورد توجه قرار گیرد.

تعیین قانون حاکم، مرجع حل اختلاف، وجه التزام، سقف مسئولیت، فورس‌ماژور، نحوه اعلام نقض، ارز پرداخت و روش محاسبه خسارت می‌تواند در زمان بروز اختلاف تفاوت بسیار زیادی ایجاد کند.

در نهایت، قرارداد بین‌المللی حرفه‌ای قراردادی نیست که فقط در شرایط عادی اجرای تعهدات را توضیح دهد؛ بلکه قراردادی است که برای روز نقض قرارداد و پیامدهای مالی آن نیز راه‌حل روشن، قابل اثبات و تا حد امکان قابل اجرا پیش‌بینی کرده باشد.

پرسش‌های متداول

آیا برای مطالبه خسارت در قرارداد بین‌المللی باید تقصیر طرف مقابل اثبات شود؟

الزام به اثبات تقصیر به قانون حاکم و چارچوب حقوقی قابل اعمال بستگی دارد. در CISG، طبق توضیحات رسمی UNCITRAL، برای مطالبه خسارت در چارچوب مواد مربوط، اثبات تقصیر به عنوان شرط مستقل لازم نیست و باید نقض و رابطه میان نقض و خسارت اثبات شود؛ البته قواعد معافیت از مسئولیت مانند ماده ۷۹ باید جداگانه بررسی شوند.

آیا خسارت ناشی از عدم‌النفع قابل مطالبه است؟

در چارچوب CISG، ماده ۷۴ صراحتاً سود از دست‌رفته را در مفهوم خسارت قرار می‌دهد، اما این زیان باید در چارچوب شرایط ماده، از جمله پیش‌بینی‌پذیری و رابطه با نقض قرارداد، قابل مطالبه باشد.

معامله جایگزین چه تأثیری بر محاسبه خسارت دارد؟

اگر پس از نقض و اجتناب از قرارداد، معامله جایگزین به شکل معقول و در زمان معقول انجام شود، ماده ۷۵ CISG می‌تواند تفاوت قیمت قرارداد و قیمت معامله جایگزین را مبنای محاسبه خسارت قرار دهد.

آیا عدم کاهش خسارت باعث رد کامل دعوا می‌شود؟

لزوم کاهش خسارت به این معنا نیست که الزاماً کل دعوا رد می‌شود. در چارچوب ماده ۷۷ CISG، خسارت می‌تواند به میزان زیانی که با اقدامات معقول قابل جلوگیری بوده کاهش یابد. اصول UNIDROIT نیز در ماده ۷.۴.۸ رویکرد مشابهی دارد و هزینه‌های معقول انجام‌شده برای کاهش خسارت را قابل جبران می‌داند.

آیا وجه التزام در قرارداد بین‌المللی همیشه قابل وصول است؟

خیر. اعتبار و میزان قابلیت اجرای وجه التزام یا مبلغ توافق‌شده باید با توجه به قانون حاکم و متن قرارداد بررسی شود. اصول UNIDROIT اصل اعتبار مبلغ توافق‌شده را پذیرفته‌اند، اما در صورت آشکار بودن بیش از حد مبلغ نسبت به خسارت و شرایط پرونده، امکان کاهش آن را پیش‌بینی کرده‌اند.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید