
نگاهی به زندگی فكری و سياسی علامه علی اكبر دهخدا
علی اکبر دهخدا ادیب، لغتشناس، مَثلشناس، شاعری بزرگ و فعالی سیاسی بود که نقش بسزایی در تکوین افکار عمومی زمان خود داشت. تألیفات بزرگ او همچون امثال حکم و لغتنامه، یکی از ویژگیهای مهم وی یعنی تعالی بخشیدن به مخاطبان را به اثبات رساند.
علامه دهخدا به عنوان پیشرو در نوآوری شعر برای اهالی شعر و ادب چهرهای آشنا است. برخی از محققان شعر و ادب معاصر درباره پیشروان نوآوری شعر معاصر، نظریاتی اظهار داشته اند که شاید صحت و درستی آن مورد تردید باشد. در این میان برخی نیز تأکید دارند که در واقع نخستین فردی که نمونهای از شعر نو را ارایه کرد، علامه دهخدا است که شعر او به لحاظ قالب، وزن، زبان، موضوع و نگاه شاعرانه، شعری جدید به شمار میرود که بعد از انتشار آن، تعدادی از شاعران معاصر برخی از عناصر شعرش را تقلید و اقتباس کردهاند.
زندگی علیاکبر دهخدا
علیاکبر دهخدا فرزند خانباباخان در حدود سالهای ۵۸-۱۲۵۷ خورشیدی در تهران و در محله سنگلج، پای به عرصه وجود گذاشت. پدرش که از زمینداران متوسط قزوین بود، پیش از تولد علیاکبر، زندگی در تهران را انتخاب کرده بود. هنگامی که پسرش ۱۰ ساله بود دنیا را ترک گفت و به دیار باقی شتافت و پسر عمو، ولی و حافظ اولاد صغار او نیز بعد از دو سال درگذشت.
دهخدا در غیاب پدر و با راهنماییهای مادر دلسوزش نزد یکی از روحانیون آن زمان به نام شیخ غلامحسین بروجردی که در نزدیکی منزل پدری دهخدا و در مدرسه علمیه حاج شیخهادی نجمآبادی حجره داشت به فراگیری علوم حوزوی و اسامی پرداخت و تحت تعلیم و تربیت او، دوره نوجوانی را پشت سر گذاشت. در همین دوره نوجوانی با وجود اینکه سن او کم بود، اما همانند بزرگسالان پای درس مرحوم حاج شیخ هادی نجمآبادی که از علمای بزرگ و آزادیخواه تهران بود هم حاضر میشد و بهره میبرد.
عناصر موثر در شکلگیری شخصیت دهخدا همین سه نفر بودند: مادر، شیخ غلامحسین بروجردی و آیتالله نجمآبادی. او در نوشتههایش، مربی قلب و فواد، یعنی وجدانیات خود را از آن مادر بیبدیل و معلم دانشهای رسمی خود را آن دانشمند متاله و تقویت عقل خود را از نجمآبادی میدانست و بیریا و خالصانه معترف بود که کم و بیش هر چه دارد از این سه وجود استثنایی دارد که کمتر کسی را یکجا دست داده است.
دهخدا و ورود به مدرسه سیاسی
علیاکبر دهخدا با تلاش و کوشش و علاقه زیاد در مدت نزدیک به ۱۰ سال دروس رایج را فرا گرفت و با گشایش مدرسه سیاسی در تهران به این مدرسه رفت و به تحصیل ادامه داد. معلم زبان فارسی مدرسه سیاسی محمدحسین فروغی موسس و مدیر روزنامه تربیت و پدر محمدعلی فروغی ذکاءالملک بود که گاهی اوقات تدریس ادبیات فارسی را به عهده دهخدا میگذاشت.
از آنجا که علیاکبر در این مدت توانسته بود زبان فرانسه را فرا گیرد و با علوم سیاسی هم آشنا بود به دعوت معاونالدوله غفاری که به سفارت ایران در بالکان منصوب شده بود به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به کار شد. وی در شهر وین پایتخت اتریش توانست زبان فرانسه و دیگر معلومات خود را تکمیل کند. مدت اقامت او در بالکان از سال ۱۲۸۲ تا ۱۲۸۴ به مدت دو سال بود، لذا وقتی به ایران بازگشت نهضت مشروطیت آغاز شده بود و او به این نهضت پیوست و در کنار مشروطهطلبان و آزادیخواهان به فعالیت پرداخت.
تجربه روزنامهنگاری علامه دهخدا
دهخدا در بازگشت به ایران مدتی معاون امور شوسه خراسان و مترجمی مهندسی بلژیکی مامور ساختن راه تهران به سمنان، به کار مشغول شد آنگاه به دلیل آگاهیهای سودمند و قلم خوبی که داشت، به عرصه روزنامهنگاری وارد شد و با همکاری جهانگیرخان و قاسمخان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر کردند و دهخدا سردبیر این روزنامه شد. روزنامهای که از رسانههای پرآوازه عصر مشروطیت شد.
به قول مرحوم دکتر محمد معین: «جذابترین قسمت آن روزنامه ستون فکاهی بود که به عنوان چرند و پرند به قلم استاد و با امضای دخو نوشته میشد و سبک نگارش آن در ادبیات فارسی بیسابقه بود و مکتب جدیدی را در عالم روزنامهنگاری ایران و نثر معاصر پدید آورد.
وی مطالب انتقادی و سیاسی را با روش فکاهی در طی آن مقالات منتشر میکرد.» (لغتنامه دهخدا، جلد مقدمه، چاپ دوم از دور جدید، صفحه ۳۷۳- از مقاله دکتر محمد معین) یادآوری میشود که دهخدا نوشتههای انتقادی و طنز خود را علاوه بر اینکه با دخو امضاء میکرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادمالفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوتها و نخود هر آش هم امضا میکرد.
البته دهخدا به جز نوشتههای فکاهی و طنز، بسیاری از سرمقالههای روزنامه صوراسرافیل را هم مینوشت و مسائل سیاسی و اجتماعی روز را در آنها منعکس میکرد. (دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۲۴).
گفتنی است که در شرح حال علیاکبر دهخدا نوشتهاند که در فاصله آغاز انتشار صوراسرافیل تا تعطیلی آن، حوادثی بر دهخدا گذشته است که به اختصار عبارتند از؛ تهدید و تطمیع شده از جانب محمدعلی شاه با فرستادن پول، تهدید شدن به مرگ از طرف شاهزاده عزیز و مریدانش به تحریک امیراعظم حاکم گیلان و محاکمه شدنش در مجلس شورا بنا به اعتراض طلاب متعصب تا حد تکفیر شدن. دهخدا همه این حوادث را با هوشیاری و تدبیر دفع و از خود رفع خطر کرد. (همان، به نوشته دبیر سیاقی)
پیروزی مشروطه و آغاز استبداد صغیر
جنبش مشروطه به پیروزی رسیده بود، اما جانشین مظفرالدین شاه یعنی محمدعلی شاه با آن به مخالفت برخاست و مجلس شورای ملی را تعطیل کرد و مشروطهطلبان آزادیخواه را تحت تعقیب قرار داد و تعدادی از آنان از جمله علیاکبر دهخدا را به اروپا تبعید کرد. دوره استبداد صغیر آغاز شد و لذا افراد دلسوز و فهمیدهای، چون دهخدا هر کجا باشند نمیتوانند آرام بنشینند و در سرنوشت مردم کشورشان سهیم نباشند. مدت کمی در پاریس ماند و با علامه محمد قزوینی که از دانشمندان شناخته شده بود نزدیک شد و با وی معاشر شد، سپس به سوییس رفت و نشریه روحالقدس و سپس صوراسرافیل را منتشر کرد تا از این طریق حرف مردم را منعکس کند.
ورود به مجلس شورای ملی
دهخدا هنگامی که خبر کشته شدن جهانگیرخان را شنید شعر مانگار «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» سرود که خیلی مورد توجه مردم قرار گرفت. او پس از سه شماره از انتشار صور اسرافیل برای نزدیکتر شدن به ایران به استانبول رفت و در آنجا با کمک چند نفر ایرانی علاقهمند، روزنامه سروش را به زبان فارسی منتشر کرد. حدود ۱۵ شماره از این نشریه را به دست انتشار سپرده بود که که قیامهایی در بعضی از مناطق ایران از جمله آذربایجان و گیلان و چهارمحال و بختیاری و اصفهان شکل گرفت و در اندک مدتی مجاهدین وطنپرست و آزادیخواه رو به پایتخت نهاده و تهران را فتح کردند و با شکست دادن محمدعلی شاه، بساط استبداد صغیر را جمع و مشروطیت را زنده کردند.
بعد از خلع شاه مستبد قاجار، مجلس دوم شورای ملی تشکیل شد و مرحوم علیاکبر دهخدا به نمایندگی کرمان به مجلس راه یافت. (کتاب مقدمه لغتنامه، همان) دهخدا همزمان با نمایندگی مجلس، از کار روزنامهنگاری دست نکشید و با نوشتن مقالات انتقادی سیاسی در نشریات: مجلس، آفتاب، شورا، پیکار و ایران کنونی، مسوولیت آگاهی بخشی خود را تعقیب میکرد.
آغاز جنگ جهانی اول
جنگ جهانی اول که آغاز شد و پرتوی از آن به ایران رسید و اوضاع را به هم ریخت. زندگی علیاکبر دهخدا هم در راه دیگری قرار گرفت؛ به گونهای که از سیاست کنارهگیری کرد و به کار تحقیق و تالیف و ترجمه که به آنها گرایش زیادی داشت، مشغول شد. زمانی که ارتشیان روسیه و انگلستان وارد کشور شدند، آزادیخواهان به قصد مهاجرت، تهران را ترک کردند. دهخدا هم به یکی از روستاهای منطقه بختیاری رفت. ابتدا در روستای کلاته وارد شد سپس به دعوت امیر مفخم بختیاری ساکن روستای دزک و به مدت ۶ ماه مهمان امیر بختیاری شد. او در این مدت طرح تالیف دو اثر جاودانه خود یعنی لغتنامه و امثال و حکم را تدوین کرد. با پایان یافتن جنگ و بازگشت آرامش به پایتخت، دهخدا به تهران برگشت و به فعالیت فرهنگی پرداخت و البته مختصری هم دارای مسوولیت مدیریتی شد.
پایهریزی لغتنامه «دهخدا»
چند صباحی رییس دفتر وزیر معارف بود، آنگاه مدیریت مدرسه علوم سیاسی را به عهدهاش گذاشتند؛ مدرسهای که با اضافه شدن رشته حقوق به آن به دانشکده حقوق تبدیل شد. (دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۲۴) وی در سال ۱۳۲۰ بازنشسته شد و به گردآوری لغاتی که ضمن مطالعه متون ادبی یادداشت کرده بود، همت گماشت و لغتنامه دهخدا را پایهریزی کرد. نگارنده سالهای پیش از یکی از اندیشمندان آگاه شنید که دهخدا نزدیک به یک میلیون فیش برای خلق کتاب عظیم لغتنامه تهیه کرده بود.
او غیر از لغتنامه، آثار دیگری در تالیف و ترجمه دارد که نشان میدهد این مرد مبارز و آزادیخواه چقدر در راه فرهنگ و ادب ایران عزیز تلاش و کوشش کرده است. پیش از آنکه به آثار مکتوب این دانشمند دلسوز و پرکار پرداخته شود، بد نیست متنی را که آقای سیدمحمد دبیرسیاقی از دانشمندان شهیر و از کسانی که در سامان دادن به لغتنامه دهخدا نقش ارزشمندی داشته در ارتباط با بخشی از زندگی مرحوم علیاکبر دهخدا نوشته نقل کنم: «خصیصه برجسته علمی و خستگی ناپذیری دهخدا در کار تحقیق علمی و نیز نوآوریهایش در نویسندگی بود که او را در نخستین کنگره نویسندگان ایران که در تیرماه ۱۳۲۵ تشکیل شد، بر صدر نشاند (درودیان، «زندگینامه»، ۱۴) و مایه مباهات نویسندگان ساخت.
تاسیس جمعیت مبارزه با بیسوادی
دومین صفت برجسته دهخدا میهندوستی و وطنخواهی و نوع دوستی او بود. در سالهای مقارن حکومت ملی، بار دیگر آتش پرفروغ و گرمی بخش وطنخواهی و انساندوستی و نوعپروری دهخدا از زیر خاکستر زمان زبانه کشید. آن وضع، مرد تشنه آزادی و آزادگی را جان و نیروی تازه بخشید و بیآنکه کار تحقیق و مطالعه و تالیف را رها سازد، با مقالات مستدل و اشعار پرنیش و نوش و مصاحبههای نغز رادیویی و مطبوعاتی به دفاع از آزادی و ستیز با استبداد به حمایت از حق محرومان برخاست.
از کارهای نمایان او در این راه یکی تاسیس جمعیت مبارزه با بیسوادی در اوایل اسفند ۱۳۲۹ (نک: درودیان، همانجا) و صدور اعلامیه آن در اردیبهشت ۱۳۳۰ است. اقدام دیگر کوششی است که با قلم و قدم در ملاقات ماهانه با رییس دولت داشت تا از عوامل ایجادکننده سد و بند در حکومت و گرفتن تصمیمات نامساعد احتمالی جلوگیری کند. دهخدا بر آن بود که همه ما چندروزه مهمان این مملکت هستیم. باید آن را به خوبی حفظ کنیم و آنگونه که گذشتگان آن را به ما سپردهاند، ما هم به آیندگان بسپاریم و کاری نکنیم که مستوجب لعن و نفرین آیندگان شویم. (دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۲۴)
کودتای ۲۸ مرداد و بازجویی از علامه دهخدا
علیاکبر دهخدا بهرغم بزرگی شخصیتش نزد مردم و اندیشمندان ایران، بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ روزهای سختی را گذراند. در شرح حالش نوشتهاند بعد از کودتا، وی را مورد بازخواست قرار دادند. اولینبار سرتیب آزموده در منزل از وی در مورد رفتن شاه از ایران و قصد دکتر مصدق در اداره کشور و تلقی دهخدا از نوع حکومت و میزان دخالت وی در این مساله بازجویی کرد.
در مرتبه بعد برای دهخدا از دادستانی ارتش احضاریه ارسال میشود. در محل دادستانی، ساعتها دهخدای رنجور و ناتوان از پیری را رها کرده و در ساعتی از شب او را برای بازجویی میبرند و باز هم به او بیتوجهی میکنند. دهخدا با عصبانیت سرتیپ آزموده را مورد عتاب قرار میدهد و پس از مدتی، تن رنجور دهخدا را در دالان خانهاش رها مرده و میروند. دهخدا در حالت اغما تا اذان صبح در حیاط باقی میماند که خدمتکارش او را پیدا میکند، این جریان بیماری استاد را شدت میبخشد. (تاریخ حوادث و رجال عصر پهلوی، پژوهشگاه باقرالعلوم، جلد دوم)
دهخدا زیر ضربات مداوم به کلی از پای درمیآید. در یک کلمه با کودتای ۲۸ مرداد دقمرگ میشود. وی پس از ۷۷ بهار و خزان، بعدازظهر روز دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۳۴ روی در نقاب خاک کشید. جنازه او را روز چهارشنبه به شهرری مشایعت کردند و در گورستان ابنبابویه در مقبره خانوادگیاش به خاک سپردند.

علامه دهخدا چهرهای ادبی و اجتماعی
علامه علی اکبر دهخدا از شخصیت های ادبی و اجتماعی مشهور کشور است. فعالیت های متنوع فرهنگی و اجتماعیاش سبب شد که وی را در شخصیت های گوناگونی بشناسیم. نخستین چهره ای که از این استاد فرزانه در خور توجه است، چهره سیاسی او به شمار می رود. از نکات برجسته فعالیتهای سیاسی وی، انتخابش از طرف مردم تهران و کرمان به نمایندگی مجلس شورای ملی و تلاش او در سنگر مجلس برای حصول آزادی و پای فشردنش در دفاع از حقوق ملت در مقابل استبداد قاجاری بود. همین امر موجب شد که پس از به توپ بسته شدن مجلس، استاد دهخدا مجبور به کوچ اجباری شد اما او در متن حوادث سیاسی و اجتماعی روزگارش آزمون پس داد و بر باور و اعتقادات فکری و اجتماعیاش استواری ورزید.
دهخدا به لحاظ فکری در ستیز میان سنت و تجدد که از امور معمول آن دوران بود از زمره افرادی محسوب می شد که به طور عمیق به سنتهای بومی و اسلامی وفادار ماند و به قول برخی ادیبان «کهن جامه خویش پیراستن را به از جامه عاریتی رنگین خواستن می دانست» و در زمینه شعر و ادب نیز نمی خواست که «چشمه خضر را به پای خم نصرانی» فدا کند. دهخدا درمان نابسامانیها ایران را در پایهگرفتن حکومت قانون و برچیده شدن بساط خودسری و خودکامگی میدانست و هر اندازه که مخالفت محمدعلی شاه را با آزادیخواهان دوران مشروطه شدن بیشتر مییافت، زبان طنز خود را در طعنهزنی بر حکومت تندتر و تیزتر میکرد. اما فرمان ولادیمیر لیاخوف فرمانده روسی و غرش توپهایی که بر سر مجلس و نمایندگان مردم باریدن گرفت، طنین طنز دهخدا را نیز خاموش کرد.
میرزاجهانگیرخان شیرازی را در باغ شاه به دار آویختند و دهخدا به ناچار به طرف اروپا روان شد. او در سوییس پس از آن که در خواب با میرزا جهانگیرخان شیرازی دیدار کرد و او به دهخدا گفت که«چرا نگفتی آن جوان افتاد»، شعر بسیار شناخته شده خود، یادآر ز شمع مرده یادآر، را سرود که میتوان آن را پاسداشتی برای همه جانباختگان راه آزادی دانست:
ای مونس یوسف اندر این بند تعبیر، عیان چو شد تو را خواب
دل پر ز شعف، لب از شکر خند محسود عدو، به کام اصحاب
رفتی بر بار و خویش و پیوند آزادتر از نسیم و مهتاب
دهخدا پس از جنگ جهانی اول و روی کار آمدن رضاخان از کار سیاسی کناره گرفت و به کار گردآوری لغت روی آورد. اما با اوج گرفتن جنبش ملی کردن نفت و آغاز نخست وزیری محمد مصدق بار دیگر به گفتمان سیاسی روی آورد و در گفت و گویی که رادیو ایران با او انجام داد، مصدق را نابغه شرق خواند. او مقالههایی در دفاع از دولت مصدق در روزنامهها منتشر کرد و مردم را به پشتیبانی از دولت مصدق فراخواند. آتش پر فروغ و گرمیبخش وطنپرستی دهخدا بار دیگر چنان افروخته شد که برای پشتیبانی از دولت مصدق به سرودن شعر حماسی «گیرید همه از دل و جان راه مصدق»، نیز روی آورد:
ای مردم آزاده کجایید کجایید آزادگی افسرد بیایید بیایید
در قصه و تاریخ چو آزاده بخوانید مقصود از آزاده شمایید شمایید
تالیفات و ترجمههای دهخدا
علیاکبر دهخدا در زمینههای فرهنگ، سیاست، ادبیات، قانون و زمینههای دیگر تالیفات و ترجمههایی دارد که برای هرکدام میتوان شرحی نوشت، اما در این نوشته به ذکر نام آنها بسنده میکنیم:
۱- لغتنامه دهخدا
۲- امثال و حکم
۳- ترجمه عظمت و انحطاط رومیان. تالیف منتسکیو.
۴- ترجمه روح القوانین، تالیف منتسکیو.
۵- فرهنگ فرانسه به فارسی.
۶- شرح حال ابوریحان بیرونی.
۷- تعلیقات بر دیوان ناصرخسرو.
۸- دیوان سیدحسن قزوینی.
۹- دیوان حافظ.
۱۰- دیوان منوچهری.
۱۱- دیوان فرخی.
۱۲- دیوان مسعود سعد.
۱۳- دیوان سوزنی سمرقندی.
۱۴- لغت فرس اسدی.
۱۵- صحاح الفرس.
۱۶- تصحیح دیوان ابن یمین.
۱۷- تصحیح یوسف و زلیخا.
۱۸- مجموعه مقالات.
۱۹- پسندها و کلمات قصار.
۲۰- دیوان دهخدا. (کتاب مقدمه لغتنامه، از مقاله دکتر محمد معین)
۲۱- چرند و پرند.
۲۲- نامههای سیاسی دهخدا. (دانشنامه دانشگستر، جلد ۸، چاپ اول)
دستاوردهای علمی و چهره مطبوعاتی علامه دهخدا
لغتنامه دهخدا بزرگترین دستاورد علمی علامه دهخدا است. او در ۴۵ سال کوشش پیگیر توانست بیش از سه میلیون برگه از نوشتههای استادان ادب فارسی و عربی، لغتنامههای چاپی و خطی، کتابهای تاریخ و جغرافیا، پزشکی، اخترشناسی، ریاضی، فلسفه، فقه و بسیاری دیگر فراهم آورد. همچنین در این کوشش پیگیر برای فراهم آوردن لغتنامه، به تصحیح برخی از کتابهایی که از آنها بهره میبرد، نیز روی آورد که برخی از آنها به چاپ رسیده و برخی هنوز چاپ نشده است.
با این همه، لغتنامه مهمترین دستاورد علمی دهخدا به شمار میآید. دهخدا هنگامی که در جریان جنگ جهانی اول در یکی از روستاهای چهارمحال و بختیاری به سر میبرد، به فکر نگارش چنین اثری افتاد. او در آن گوشه تنهایی در پی کتاب بود تا مونس تنهاییاش باشد و در آنجا تنها به لاروس کوچک دست یافت. بهناچار کار پژوهشی خود را با همان لاروس کوچک آغاز کرد و برابرهای فارسی بسیاری از آن واژههای فرانسوی را پیدا کرد و نوشت. پس از بازگشت از چهارمحال و بختیاری در ۱۲۹۷ خورشیدی جست و جو برای گردآوری لغت را آغاز کرد.
چهره دیگر علامه دهخدا چهره مطبوعاتی اوست. از این منظر، او ۱۵ شماره از روزنامه سروش را در استانبول ترکیه در زمان مهاجرتش نشر داد. افزون بر این مقالات فکاهی طنزآمیزی با عنوان «چرند و پرند» و با امضای «دخو، خرمگس، سگ حسن دله، غلام گدا و...» که در روزنامه صوراسرافیل میرزا جهانگیر خان چاپ و منتشر می کرد. وی این شیوه را به عنوان تالی همشهری قدیمی اش یعنی عبید زاکانی شناساند. همین مقالات چرند و پرند او، چیزی شبیه داستان های کوتاه است. با اینکه وی از نوشتن آنها قصد داستان نویسی نداشت اما ویژگی هایی مثل شخصیت پردازی، حادثه، گفت وگو و لحن را دربرداشت و بعدها منبع الهام سیدمحمد علی جمالزاده در نوشتن و ارایه نخستین داستان های کوتاه فارسی شد.
چهره دیگر استاد دهخدا که قابل ذکر است، آشنایی با او به عنوان ادیبی محقق، متتبع و لغوی است که در این چهره نیز آثاری ارزنده از خود به یادگار نهاد. آثاری چون لغت نامه که دارای ۴۰۰ هزار لغت، اصطلاح، ترکیب، تعبیر و اعلام است و از جهت ارزش باید گفت به میزان شاهنامه در حفظ و تحکیم زبان فارسی موثر بوده است. کار دیگر استاد دهخدا در این حوزه جمع آوری و تدوین امثال، حکم و ضرب المثلهای فارسی است که با همین نام در چهار جلد چاپ شده و منبع الهام بسیاری از شاعران و ادیبان دوره معاصر در تدوین و ارایه نمونه آن شده است.
وجه ارزشمند دیگر استاد، شاعری اوست که در این چهره شاید چندان شناخته شده نباشد. شعرهای او را با توجه به خصوصیات ادبی مثل ارکائیک بودن، عامیانه گویی و نوسرایی می توان به سه دسته تقسیم کرد.
برخی از این اشعار در قالب های کلاسیک و قدیمی شعر فارسی قرار دارد و در آنها تقلید و اقتباس از آثار قدما کاملا به چشم می خورد و نیز تاثیر لغت نامه بر این شعرها قابل درک است. بسیاری از واژگان مشکل و نامأنوس فارسی و عربی خودآگاهانه و ناخودآگاه در این اشعار وارد شده است که برای درک و فهم آنها گاهی باید به همان لغت نامه مراجعه کرد. بدین سبب می توان دهخدا را اسدی توسی، شاعر و لغوی و صاحب لغت فرس مقایسه کرد.
دسته دوم از شعرهای دهخدا شعرهای عامیانه یا «احمدا»ی اوست. یعنی شعرهایی که در آن به زبان محاوره و ادبیات شفاهی مردم و مثل ها و ضرب المثل ها توجه می شود و از جمله این اشعار، شعر «روسای ملت» است. هر چند که در این اشعار تاثیر ادبیات شفاهی مردم و ضرب المثل هایی که وی در کتاب مستطاب «امثال و حکم» جمع آوری و تدوین کرده آشکار است. بنابراین تاثیر نمونه کارهای یغمای جندقی، شاعر دوره سبک بازگشت ادبی در «احمدا» گویی بر کارهای او غیرقابل انکار است.
دسته سوم از شعرهای استاد دهخدا، اشعار نو است که در آنها گرایش به تازگی دیده می شود و به لحاظ موضوع، قالب و عنصر خیال و عناصر دیگر شعر، جدید است و شعر «یادآر شمع مرده یادآر» از این نوع است اما نکته ای که در خصوص شعر و شاعری استاد دهخدا گفتنی است، پیشرو بودن وی در تحول شعر معاصر است. موضوع شناسایی آغازگران نوآوری شعر معاصر از موضوعاتی به شمار می رود که ذهن بسیاری از محققان و ادیبان را به خود معطوف کرده است و شماری از آنان برآنند که شاعرانی مانند جعفر خامنه ای، تقی رحمت، شمس کسمایی از جمله پیشاهنگان تحول شعر معاصر محسوب می شوند. این سخن وقتی صحیح و پذیرفتنی است که ابتدا تلقی خود را از تحول مشخص کنیم.
اگر مقصود از تحول، نوآوری فقط در یکی از اجزا و عناصر شعر مثل لفظ و معنا، قلب و وزن و قافیه تخیل، مخاطب و نگاه و جهت گیری فکری شاعر باشد در این صورت می توانیم این شاعران را در یکی یا برخی از این اجزا و عناصر پیشرو بدانیم اما اگر مقصود تحول در همه اجزا و عناصر شعر باشد در این صورت با قاطعیت نمی توان چنین حکمی صادر کرد زیرا چنین ویژگی هایی را در شعر این شاعران به شکل مطلوب نمی توان یافت.
با این حال با بررسی تاریخ شعر معاصر از دوره مشروطیت به بعد به چهره هایی بر می خوریم که نمونه های قابل قبولی را از تحول در همه اجزای شعر در دفتر شعر و شاعری خود ثبت کرده اند. از جمله این شاعران علامه دهخدا است که قدیمی ترین نمونه شعر تحول یافته معاصر نیز به لحاظ لفظ و معنا، قالب و وزن و قافیه، مخاطب، نگاه و جهت گیری فکری و اجتماعی و به کارگیری زبان محاوره مردم در شعر از آن اوست.
این شعر که با عنوان «کنسرت ایرانی به اشتراک دوشیزگان قوچانی» مشهور است، نخستین بار در نشریه صور اسرافیل میرزا جهانگیرخان شیرازی چاپ و منتشر شد. ادوارد براون محقق انگلیسی نیز آن را به عنوان یک شعر جدید در کتاب تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطه آورده است. دهخدا این شعر را درباره حادثه ای که در ۱۳۲۳ در قوچان خراسان رخ داده، سروده است. در این سال تعدادی از دختران قوچانی ربوده می شوند. در اینجا دهخدا با سرودن شعری در واقع نخستین واکنش اعتراض آمیز ایرانیان مسلمان نسبت به این واقعه را نشان می دهد.
این شعر همان گونه که پیشتر ذکر شد، نخستین نمونه شعر فارسی است که در آن ویژگی هایی وجود دارد که آن را از اشعار قبل از خود متمایز می کند. یکی از آن ویژگیها، انسجام و یکپارچگی آن است. این شعر به لحاظ ساختمان در محور عمودی و طولی از انسجام معنایی برخوردار است. افزون بر این موضوع آن یک مساله سیاسی و اجتماعی روز و یک حادثه ملی و وطنی به شمار می رود. این شعر در میان اشعاری که در آن زمان به لحاظ موضوع و مضمون در خدمت مدح شاهان و امیران بود، تازگی داشت. در واقع زبان شعر به زبان محاوره مردم آن روزگار نزدیک است و مخاطب شعر نیز دربار و درباریان نیستند، بلکه مردم کوچه و بازارند و به ظاهر دهخدا این شیوه شعر را همچنین باید از شعرها و ادبیات شفاهی خود مردم اقتباس کرده باشد.









دیدگاه