
مقدمه
در سال ۲۰۲۵، غزه دیگر فقط یک منطقه جغرافیایی در نقشه نیست؛ غزه به نماد زندهی رنج، مقاومت و فاجعه انسانی بدل شده است.
اما آنچه امروز در این سرزمین محصور رخ میدهد، فراتر از جنگ، بمباران یا ویرانی است. در سکوت جهان و زیر سایه رسانههای مشغول به روایتهای دیگر، گرسنگی به سلاحی مرگبار تبدیل شده است.
اسرائیل با قطع کامل ورود غذا، دارو، سوخت و آب، شرایطی را رقم زده که سازمان ملل آن را «سطح فاجعهبار ناامنی غذایی» توصیف کرده است.
در این میان، کودکان، آسیبپذیرترین قربانیاناند؛ بدنهایی که زیر بار سوءتغذیه تحلیل رفتهاند، چشمانی گودافتاده و صداهایی که به آهی بیرمق تقلیل یافتهاند.
این محاصره صرفاً یک اقدام نظامی نیست، بلکه شکلی از شکنجه جمعی سازمانیافته است که در تضاد کامل با اصول انسانی و حقوق بینالمللی قرار دارد.
اگر امروز جهان در برابر گرسنگی دادن به انسانها ساکت بماند، فردا این جنایت میتواند برای هر ملتی تکرار شود. این سکوت، نه بیطرفی، بلکه همدستی با جنایت است.
گرسنگی بهعنوان ابزار جنگی؛ نقض صریح حقوق بینالملل
استفاده از گرسنگی علیه غیرنظامیان، طبق اصول مسلم حقوق بینالملل بشردوستانه، یک جنایت جنگی شناخته میشود. این رفتار، نهتنها با موازین اخلاقی، بلکه با مقررات الزامآور معاهدات بینالمللی در تعارض آشکار قرار دارد.
آنچه در غزه در سال ۲۰۲۵ در حال وقوع است، استفاده سازمانیافته از گرسنگی به عنوان سلاح جنگی است — اقدامی که طبق استانداردهای حقوق بشردوستانه بینالمللی، ممنوع و مستوجب پیگرد کیفری بینالمللی است.
۱. مستندات حقوقی بینالمللی
طبق ماده ۵۴ از «پروتکل الحاقی اول به کنوانسیونهای چهارگانه ژنو ۱۹۴۹»، که بر مخاصمات مسلحانه بینالمللی نظارت دارد، طرفین درگیری حق ندارند «وسایل بقا برای غیرنظامیان» از جمله غذا، آب، و دارو را هدف قرار دهند یا از بین ببرند.
علاوه بر این، اساسنامه «دادگاه کیفری بینالمللی» (ICC) در ماده ۸، بند ۲، زیرماده ب، بند ۲۵ مشخصاً بیان میکند که «بهکارگیری گرسنگی بهعنوان روش جنگ، از طریق محرومکردن مردم غیرنظامی از اقلام حیاتی برای بقا» جنایت جنگی محسوب میشود.»
۲. شواهد انطباقی با وضعیت غزه
در سال ۲۰۲۵، مطابق با گزارشهای رسمی سازمان ملل متحد، اسرائیل با انسداد کامل گذرگاهها، ممنوعیت ورود غذا، سوخت، دارو، و تجهیزات پزشکی و همچنین هدفگیری سیستمهای زیرساختی مانند انبارهای مواد غذایی، کارخانههای آرد، و منابع آب، به شکل مستقیم موجبات قحطی گسترده در غزه را فراهم کرده است.
برنامه جهانی غذا (WFP) اعلام کرده که بخش عمده جمعیت غزه در مرحله پنجم ناامنی غذایی، یعنی سطح فاجعهبار (catastrophic) قرار دارند — مرحلهای که از نظر علمی و حقوقی معادل با وضعیت «قحطی» است.
این سطح از بحران، در ادبیات حقوق بینالملل، یک نقض فاحش و نظاممند از قواعد حمایت از غیرنظامیان محسوب میشود.
۳. مسئولیت حقوقی بینالمللی
مطابق قواعد مسئولیت دولتها در حقوق بینالملل، اگر کشوری در نقض یک قاعده آمره دخیل باشد، مسئولیت بینالمللی بر آن مترتب میگردد. استفاده از گرسنگی علیه غیرنظامیان، به عنوان رفتار ناقض قواعد آمره، اسرائیل را مشمول مسئولیت قرار میدهد.
علاوه بر آن، فرماندهان نظامی و مسئولان تصمیمگیر در سلسلهمراتب سیاسی و نظامی که در اتخاذ یا اجرای این سیاست نقش داشتهاند، میتوانند تحت تعقیب شخصی در دادگاه کیفری بینالمللی قرار گیرند.
این شامل اتهامات مستقیمی مانند «ارتکاب جنایت جنگی»، «مشارکت در جنایت» و حتی در برخی شرایط «جنایت علیه بشریت» نیز میشود.
در مجموع، گرسنگی دادن سیستماتیک به غیرنظامیان در غزه، یک نقض روشن از مفاد بنیادین حقوق بشردوستانه است که نهتنها مستوجب محکومیت اخلاقی، بلکه مستوجب پیگرد حقوقی و کیفری بینالمللی است.

کودکان، آسیبپذیرترین قربانیان قحطی تحمیلی
در هر بحران انسانی، همواره گروههایی وجود دارند که بیش از دیگران آسیب میبینند؛ و در میان آنان، کودکان بیتردید آسیبپذیرتریناند. در سال ۲۰۲۵، محاصره غزه و قطع سیستماتیک ورود غذا، دارو و کمکهای انسانی باعث شکلگیری یک فاجعه انسانی تمامعیار شده که کودکان را در خط مقدم قربانیان قرار داده است. سوءتغذیه، بیماری، اختلال رشد، و مرگ خاموش، امروز واقعیت زندگی هزاران کودک فلسطینی در غزه است.
وضعیت بحرانی تغذیه در میان کودکان غزه
طبق گزارش رسمی یونیسف (UNICEF) و برنامه جهانی غذا (WFP) در سهماهه نخست ۲۰۲۵، بیش از ۳۵٬۰۰۰ کودک زیر پنج سال در غزه دچار سوءتغذیه حاد (Acute Malnutrition) شدهاند، که از این میان، حدود ۸٬۰۰۰ نفر در مرحلهی خطرناک سوءتغذیه حاد شدید (Severe Acute Malnutrition - SAM) قرار دارند.
سوءتغذیه حاد شدید نوعی از سوءتغذیه است که میتواند در مدت بسیار کوتاهی، حتی ظرف چند روز، منجر به مرگ شود اگر مداخله تغذیهای و درمانی فوری انجام نشود. از آنجا که سیستم سلامت در غزه به دلیل بمباران و محاصره فروپاشیده، امکان درمان این کودکان در سطح بالینی وجود ندارد.
در گزارش سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل (FAO)، نوار غزه در وضعیت مرحله پنجم ناامنی غذایی (IPC Phase 5) طبقهبندی شده؛ این مرحله، بالاترین سطح هشدار و معادل با تعریف قحطی (Famine) است.
حقوق کودکان و نقض سیستماتیک آن
مطابق با کنوانسیون حقوق کودک (CRC) که اسرائیل نیز به آن پیوسته است، دولتها موظفاند "حق کودک به بقا و رشد" را تأمین و تضمین کنند. ماده ۲۴ این کنوانسیون صراحتاً به حق دسترسی کودکان به تغذیه مناسب، مراقبتهای درمانی و بهداشت اشاره دارد.
همچنین طبق قانون بشردوستانه بینالمللی (IHL)، طرفین درگیر موظفاند به کودکان غیرنظامی بیشترین سطح حفاظت را ارائه دهند. محرومکردن آگاهانه و سیستماتیک کودکان از غذا و دارو، حتی در شرایط جنگی، مصداق روشن نقض حقوق بشر بینالمللی است.
در واقع، با ایجاد شرایطی که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم باعث مرگ یا بیماری کودکان میشود، نه تنها مفاد کنوانسیون حقوق کودک، بلکه اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه نیز نقض شده است. چنین اعمالی در چارچوب جنایت جنگی یا در صورت گستردگی، جنایت علیه بشریت قابل بررسی کیفری هستند.
تبعات بلندمدت سوءتغذیه در کودکان
تأثیر قحطی بر کودکان محدود به مرگهای کوتاهمدت نیست. بر اساس مطالعات سازمان بهداشت جهانی (WHO)، کودکانی که در دوران بحرانی از سوءتغذیه حاد نجات مییابند، در معرض خطر بالای ابتلا به بیماریهای مزمن، ضعف سیستم ایمنی، مشکلات یادگیری، کاهش بهره هوشی (IQ)، و اختلالات روانی قرار میگیرند.
در نتیجه، بحران انسانی امروز غزه نهتنها جان کودکان امروز را میگیرد، بلکه آینده یک نسل کامل را تهدید میکند.
در مجموع کودکان در غزه نه جنگطلباند، نه تهدید امنیتی. آنها تنها قربانیان بیدفاع تصمیماتی سیاسی و نظامی هستند که حق آنان برای غذا، دارو، و زندگی را نادیده گرفتهاند.
استفاده از گرسنگی علیه غیرنظامیان – بهویژه کودکان – تنها یک بحران انسانی نیست؛ بلکه یک جنایت خاموش علیه بشریت است.
جامعه جهانی باید از مرحله هشدار فراتر رود و با استفاده از سازوکارهای حقوقی، دیپلماتیک و بشردوستانه، برای نجات کودکان غزه اقدام فوری کند. سکوت، همدستی است.

سکوت جهانی؛ مشارکت در فاجعه
در مواجهه با فجایع انسانی، جامعه بینالمللی همواره دو گزینه پیش رو دارد: واکنش و اقدام، یا سکوت و انفعال. تجربهی بحران انسانی در غزه در سال ۲۰۲۵، بار دیگر نشان داده است که در بسیاری از موارد، جامعه جهانی نهتنها در انجام وظایف اخلاقی و حقوقی خود ناکام میماند، بلکه با بیتفاوتی یا همراهی ضمنی، به شریک خاموش جنایت تبدیل میشود.
در غزه، جایی که میلیونها انسان، به ویژه کودکان، از گرسنگی تحمیلی رنج میبرند، سکوت جهانی نه فقط غیرمسئولانه، بلکه از منظر حقوق بینالملل، قابل پیگرد اخلاقی و حتی حقوقی است.
تعهدات جامعه جهانی در قبال نقضهای فاحش حقوق بشر
بر اساس منشور ملل متحد و اصول بنیادین حقوق بینالملل، تمامی دولتها موظفاند در برابر «نقضهای جدی و سیستماتیک حقوق بشر» واکنش نشان دهند. این تعهد، در قالب دکترین "مسئولیت حمایت" (Responsibility to Protect – R2P)، برای اولینبار در سال ۲۰۰۵ بهطور رسمی به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید.
دکترین R2P بیان میکند که اگر یک دولت نتواند یا نخواهد از مردم خود در برابر جنایاتی چون نسلکشی، جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت و پاکسازی قومی محافظت کند، این وظیفه به عهده جامعه جهانی خواهد بود.
در بحران غزه، شواهد روشن و گستردهای از مجازات جمعی، استفاده از گرسنگی به عنوان ابزار جنگ، تخریب زیرساختهای حیاتی و کشتار غیرنظامیان وجود دارد.
با این وجود، نه مداخلهی مؤثر بشردوستانهای شکل گرفته، نه تحریمهای بازدارندهای اعمال شده و نه حتی تحقیق بینالمللی با ضمانت اجرایی آغاز شده است.
سکوت بینالمللی: ابزار مشروعسازی فاجعه
سکوت جهانی نهتنها به منزله انفعال، بلکه بهطور غیرمستقیم به مثابه مشروعیتبخشی به نقضها تلقی میشود. زمانی که سازمانهای بینالمللی یا دولتهای غربی نسبت به سیاست گرسنگیدادن به مردم غزه واکنش کافی نشان نمیدهند، عملاً فضا را برای تداوم و تشدید رفتارهای غیرقانونی فراهم میکنند.
در بسیاری از موارد، این سکوت نه ناشی از ناآگاهی، بلکه نتیجهی ملاحظات سیاسی، روابط اقتصادی، و ائتلافهای نظامی است.
کشورهایی که حتی بر مبنای تعهدات حقوقی خود موظف به اقداماند، به دلیل وابستگی سیاسی به دولت اسرائیل، از اعمال فشار خودداری کردهاند. این رفتار از منظر اخلاقی، مشارکت در رنج مردم بیدفاع و از منظر حقوقی، تساهل در قبال جنایت جنگی تلقی میشود.
مسئولیت کشورها و سازمانها
مطابق پیشنویس مواد مربوط به مسئولیت بینالمللی دولتها (Articles on State Responsibility, ILC 2001)، هر دولتی که بهطور مؤثر در تداوم نقض فاحش حقوق بینالملل سهیم باشد – حتی با سکوت یا کمک غیرمستقیم – میتواند مسئول دانسته شود.
همچنین، دادگاه کیفری بینالمللی (ICC) در رویههای گذشته، اشاره کرده است که بیتفاوتی و عدم واکنش نهادهای بینالمللی، میتواند زمینهساز تداوم جنایات و تضعیف سازوکار عدالت جهانی شود.
علاوه بر دولتها، سازمانهای منطقهای، شرکتهای چندملیتی، و حتی رسانههای جهانی نیز مسئولاند. انکار واقعیت، سانسور اخبار، یا برجستهنکردن فاجعه انسانی، به استمرار چرخه خشونت و بیعدالتی کمک میکند.
فاجعهی گرسنگی تحمیلی در غزه آزمونی برای سنجش صداقت و کارآمدی نظم بینالمللی معاصر است.
اگر جامعه جهانی، بهرغم در اختیار داشتن اطلاعات کافی و ابزارهای دیپلماتیک، سیاسی و حقوقی، از اقدام برای پایان دادن به این جنایت خودداری کند، نه تنها مشروعیت خود را از دست خواهد داد، بلکه زمینه را برای تکرار چنین فجایعی در آینده فراهم میکند.
در این شرایط، سکوت نه بیطرفی، بلکه مشارکت در جرم است و این مشارکت، از نظر تاریخ و وجدان انسانی، بخشودنی نخواهد بود.

نتیجهگیری
آنچه امروز در غزه در جریان است، فراتر از یک بحران انسانی است؛ این یک جنایت ساختاریافته است که با استفاده از گرسنگی بهعنوان ابزار جنگ، به نابودی یک ملت و نسل آینده آن میانجامد.
کودکان، بیدفاعترین قربانیان این فاجعهاند، و جامعه جهانی با سکوت یا بیعملی، عملاً به مشارکت در این جنایت تبدیل شده است.
محرومسازی آگاهانه غیرنظامیان از غذا، آب و دارو، نهتنها نقض آشکار اصول حقوق بشردوستانه بینالمللی و کنوانسیون حقوق کودک است، بلکه اساسنامه دادگاه کیفری بینالمللی آن را جنایت جنگی میداند.
با این حال، سکوت قدرتهای جهانی، نهادهای بینالمللی و رسانههای غالب، نشاندهنده بحرانی عمیقتر است: فروپاشی وجدان جمعی انسانیت.
اگر جهان نتواند در برابر این ظلم تاریخی واکنش نشان دهد، فردا ممکن است همان ابزار علیه هر ملت دیگری استفاده شود.
دفاع از مردم غزه، دفاع از ارزشهای جهانشمول انسانی است. اکنون زمان آن است که سکوت شکسته شود و عدالت طلب شود — پیش از آنکه خیلی دیر شود.









دیدگاه