امروز: پنج شنبه, ۲۹ مهر ۱۴۰۰ برابر با ۱۴ ربيع الأول ۱۴۴۳ قمری و ۲۱ اکتبر ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 278570
۷۱
۱
۰
نسخه چاپی

با تله های ذهنی آشنا شوید تا خود را گرفتار آن نکنید!

اغلب احساسات ناخوشایند انسان ها ناشی از تله های ذهنی است. گاهی ذهن ما مدت های زیادی افکار منفی را به ما نشان می دهد.

تله های ذهنی

تله های ذهنی

گاهی برای ما اتفاقاتی پیش می آید که آن ها را به زبان خاصی تعبیر و تفسیر می کنیم. مثلا فلانی به من این گونه نگاه کرد یا چرا برای عید به منزل ما نیامد و... تمام این ها برخاسته از دیدگاه " من" هستند. اغلب اتفاقات زندگی ما برخاسته از همین نگرش ها و قضاوت های منفی است. تله فکر به معنی اسارت در افکار و باورهایی است که فرد را به سمت منفی اندیشی می برد و سلامت روان و کیفیت زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد. این تله به راحتی افراد را به سمت افکار ناخوشایند و تصمیمات اشتباه سوق می دهد اما کسانی که می توانند این تله ها را بشناسند سریع در دامشان نمی افتند.

انواع تله های ذهنی

قبل از هر چیز لازم است با انواع تله های ذهنی آشنا شوید تا بتوانید به راحتی با تشخیص تله فکر خود، تصمیم درست بگیرید.

1. ذهن خوانی

برای همه ما گاهی پیش می آید در جمع مهمانی یا دوستان مان با خود می اندیشیم که فلانی در مورد ما چه می گوید، چه ذهنی راجع به من می کند و مرا چگونه آدمی می داند. ممکن است اگر آشنایی از کنارمان رد شود و به ما سلام نکند، این را این گونه برداشت و قضاوت می کنیم که حتما از من خوشش نمی آید یا فکر می کند من ارزش احترام ندارم.

2. شخصی سازی

فرد در این حالت اتفاقات ناگوار را به شدت به خود نسبت می دهد. نسبت به خود بدبینی دارد و خودش را مقصر هر چیزی در زندگی می داند. او غیر منصافه به خودش می نگرد و به این موضوع توجه نمی کند که دیگران هم ممکن است سهمی در مسائل و مشکلات داشته باشند. برای مثال "ازدواجم به بن بست رسید چون من شکست خوردم و از پسش برنیامدم".

3. پیش گویی

در این تله ذهنی، فرد آینده را پیش بینی می کند بدون آن که شواهدی در دست داشته باشد. فرد پیش بینی می کند که اوضاع بدتر خواهد شد یا اتفاق ناگواری در راه است. به عنوان مثال" من حتما در امتحان شکست می خورم" یا " این فرصت شغلی را امکان ندارد به دست آورم".

4. فاجعه سازی

فرد بر این اعتقاد است که آن چه اتفاق خواهد افتاد آن چنان دردناک و غیر قابل تحمل می شود که نمی تواند لحظه ای با آن کنار بیاید. و احساس اضطراب می کند. مثلا اگر من در امتحانات پایان ترم قبول نشوم وحشتناک می شود.

5. برچسب زدن

فرد یک ویژگی منفی خیلی کلی را به خود و دیگران نسبت می دهد. افکار منفی در ذهن وی ریشه دوانده. مثلا" من دوست داشتنی و جذاب نیستم" یا "او بی لیاقت است".

6. بی توجهی به جنبه های مثبت

در این تله ذهنی فرد اعتقاد دارد که دستاوردهای مثبت وی یا دیگران ناچیز و کلی هستند. برای مثال" این وظیفه زن است که خانه را تمیز کند، شق القمر نکرده است"یا "این چنین موفقیت ها که مهم نیستند خیلی راحت همه می توانند بدست آورند".

7. فیلتر ذهنی

فرد به طور افراطی و منحصرا بر جنبه های منفی تمرکز می کند و به ندرت به جنبه مثبت و مثبت گرایی، توجه نشان می دهد. مثلا" اگر نگاه کنی می بینی چقدر آدم هستند که اصلا از من خوششان نمی آید".

8. تعمیم افراطی

فرد صرفا بر اساس یک رویداد خاص یک الگوی منفی فراگیر را استنباط می کند. در این عادت بد، شما تصور می کنید اگر اتفاقی بر حسب واقعیت برای شما افتاده، از این به بعد همیشه برایتان پیش می آید. مثلا اگر مغازه داری سر شما کلاه گذاشت این گونه فکر می کنید که از این به بعد همه مغازه داران با شما این چنین رفتار خواهند کرد.

9. تفکر دوقطبی

فرد نگاه سیاه و سفید دارد و اتفاقات را به شکل منفی و کلی بیان می کند. مثلا " هیچ کس به درد آدم نمی خورد" یا " همه از من بدشان می آید". به واژه های همه و هیچ دقت کنید. این افراد دچار تله فکری هستند زیرا در دنیای واقعی چنین حرف هایی معنا ندارد.

10. تله بایدها

رویدادها بر مبنای این که چطور باید می بودند تعبیر می شوند نه بر مبنای این که واقعا چطور هستند. برای مثال باید خوب عمل کنم و اگر خوب عمل نکنم یعنی من شکست خورده ام. تله بایدها منجر به وسواس و کمال گرایی می شود. فرد فکر می کند که این اتفاق باید حتما بیفتد و اگر نیفتد یعنی پیامد ناگواری خواهد داشت.

تله های ذهنی

11. مقصر دانستن

در این تله ذهنی فرد دیگران را منبع اصلی احساسات منفی خود می داند و مسئولیت تغییر خود را نمی پذیرد. برای مثال تقصیر اوست که من شکست خورده ام یا تمام مشکلات من تقصیر والدینم است.

12. مقایسه های غیرمنصفانه

فرد اتفاق ها را بر اساس استانداردهایی تفسیر می کند که واقع بینانه نیستند. به این ترتیب که به افرادی توجه می کند که بهتر از وی عمل می کنند و در نتیجه در مقایسه خود با دیگران، خودش را حقیر و پست می بیند. برای مثال او در مقایسه با من موفق تر است یا دیگران بهتر از من امتحان دادند.

13. همیشه پشیمان بودن

مشخصه این تله فکری، تمرکز و اشتغال ذهنی با این که من می توانستم بهتر از این ها عمل کنم به جای توجه به این که من الان چه کارهایی را می توانم بهتر انجام دهم، است. برای مثال اگر تلاش کرده بودم می توانستم شغل بهتری داشته باشم یا من نباید این حرف را می زدم.

14. خود کم بینی

فرد یک سلسله سوالات از خود می پرسد که همه به این صورت هستند که چه می شود اگر؟!. نکند که اتفاق خاصی بیفتد و البته فرد از پاسخی که به خود می دهد، راضی نیست و دچار خود کم بینی است. برای مثال درسته ولی اگر مضطرب بشم چه؟ یا اگر نتوانم درست نفس بکشم چی می شود؟

15. استدلال هیجانی

فرد به خود اجازه می دهد که احساساتش تفسیر وی از واقعیت را هدایت کنند. برای مثال احساس افسردگی می کنم و این یعنی ازدواجم به بن بست رسیده است یا دلم گواهی می دهد که من در امتحان رانندگی قبول نخواهم شد.

16. ناتوانی در عدم تایید شواهد

فرد همه شواهد و مدارک علیه افکار منفی خود را رها می کند. آنها دچار نشخوار ذهنی شده اند. برای مثال وقتی این تفکر را دارم که دوست داشتنی نیستم هر مدرکی که نشان بدهد آدم ها وی را دوست دارند، رد می کند. در نتیجه افکار فرد قابل رد کردن نیستند. برای مثال موضوع واقعا این نیست، مشکلات عمیق تر از این حرف ها هستند، دلایل و عوامل دیگری در کارند.

17. برخورد قضاوتی

فرد در این تله فکری دیگران و اتفاقات را به جای این که صرفا توصیف کند، بپذیرد یا درک کند، به صورت سیاه و سفید ارزیابی می کند. خودش و دیگران را بر مبنای معیارهای دلبخواه و سلیقه ای قضاوت می کند و به این نتیجه می رسد که خودش و دیگران کوتاهی کرده اند. به قضاوت دیگران یا به قضاوت سخت گیرانه از خودش درباره خویش بهای زیادی می دهد. برای مثال در دانشگاه خوب درس نخواندم، اگر تنیس کار کنم خوب از آب در نمی آید یا ببین او چقدر موفق است اما من نیستم.

18. اثر هاله ای

این تله فکری به این معناست که ما افراد را صرفاً بر اساس یک ویژگی انها قضاوت شان می کنیم مثلاً اگر فردی را مهربان بدانیم با اینکه مدرک مستقیمی مبنی بر اینکه او بسیار مهربان است، نداشته باشیم اما او را این گونه می پذیریم. ویژگی منفی این خطاهای شناختی این است که خصوصیات کامل و همه جانبه افراد را نمیتوانیم ببینیم.

19. اعتماد به باورهای جمعی

گاهی تصور ذهنی ما این است که اگر افراد در یک جمع باشند و باور آن جمع فلان چیز باشد حتماً همان درست است حال آن که اصلا دلیلی واقع بینانه ای ندارد. این افراد که متاسفانه و کورکورانه از باورهای جمعی پیروی می‌کند دچار این تله فکری هستند که هر آنچه جمع می گوید حتی بدون شواهد و مدارک درست است . این همان تله فکری خطرناک است چرا که باعث می‌شود افراد وارد هر جمع می شوند با پیروی کورکورانه از عقاید آن جمع آسیب‌های زیادی برایشان رقم بخورد.

20. انتظار مثبت

انتظار مثبت نوعی تله فکری است که در آن افراد فکر می‌کنند که اتفاقی نمی‌افتد مثلا افرادی که اعتیاد به قمار کردن دارند که نوعی هم اختلال محسوب می شود تصورشان بر این است که در قمار های بعدی شانس زیادی خواهند داشت و پول زیادی به دست می‌آورد که این چنین عقیده‌ای درست نیست. این انتظارِ مثبت نوعی تله فکری است که افراد قمار باز گرفتار آن می شوند.

21. آزرو

آرزو از آن جهت تله فکری است که منجر به حرص و طمع می‌شود فرد خودش را مورد مقایسه قرار می‌دهد من می خوام آن ویژگی را داشته باشم من می خوام اینطور باشم ولی نیستم. این آرزوهای دراز باعث می‌شود که او دچار افسردگی و ناامیدی شود. خیلی از جرم ها و دزدی ها به دلیل آرزوهایی بود که افراد نتوانستند به آن برسند.

تله های ذهنی

راهکارهایی برای رهایی از تله های ذهنی

حال که با تله های فکری آشنا شده‌اید بهتر است راه مقابله با آن را پیدا کنید راه های رهایی از تله های فکری به این صورت است که ابتدا مکث کنید و آنها را بشناسید با خود یک لحظه بیاندیشید که آیا این فکر من واقعیت دارد و کجاها این اتفاق دوباره افتاده. چه شواهد و مدارکی دال بر آن وجود دارد. بهترین راه های رهایی از تله ذهنی موارد زیر است:

• در زمان حال زندگی کنید. شما بهتر است در عین حال که نگاهی به آینده دارید و گذشته خود هم عبرت گرفته اید تمرکز خود را بر زمان حال متمرکز کنید.

• به افکار خود توجه کنید. گفتگوی درونی با خود را تغییر دهید و سعی کنید افکار مثبت داشته باشید.

• زمان هایی را به خود اختصاص دهید و خاطرات مثبت خود را به یاد آورید و آنها را یادداشت کنید. بدانید که شما در زندگیتان در کنار اتفاقات ناگوار دوران خوبی هم داشته اید.

• در برنامه زندگی خود تغییراتی ایجاد کنید سبک زندگی سالمی را در پیش بگیرید و ورزش کنید و رژیم غذایی مناسب را در اولویت قرار دهید. به خودتان اهمیت دهید و زمان‌هایی را فقط به خودتان اختصاص دهید. مسیر تغییر کردن بسیار سخت و پیچیده است پس برای طی کردن این مسیر احتیاج به مهربانی برای خودتان دارید.

• به سراغ فعالیت های مدیتیشن و آرام سازی برای خود بروید همچنین نیاز است مراقبه و تنفس عمیق هم داشته باشید.

• خودتان را مدام با دیگران مقایسه نکنید. بپذیرید که شما هم ممکن است دچار اشتباهاتی شوید. و بی عیب و نقص نیستید دست از کمال گرایی بردارید و خودتان را آنگونه که هستید دوست داشته باشید.

تله های ذهنی

• گاهی بهتر است خود را جای دیگری بگذارید و ببینید اگر آن فرد هم بود آیا این چنین فکر می کرد.

• محیط را تغییر دهید این یک ترفند عالی برای رهایی از دام های فکری است. مغز ما در این شرایط با تغییر محیط خود را سازگار می کند و بر اساس آن تغییر رفتار می دهد. این تغییر باعث می شود راه حل های جدید و بهتری را برای مسائل خود پیدا کنیم.

• توجه خود را تغییر دهید حتی اگر نمی توانید از شر تله های فکری خود راحت شوید بهتر است خود را مشغول کار دیگری کنید. فکر ها می آیند و می روند. حساسیت زیاد نشان دادن باعث اذیت شدن خودمان می شود. بنابراین به کار دیگری که بی ربط با موضوع ذهنتان است بپردازید.

• بهتر است هوش معنوی خود را تقویت کنید. قرار نیست اتفاقات زندگی همیشه همان گونه باشد اتفاقات مثبت در جریان است و اتفاق خواهد افتاد.

  • منبع
  • هنر زندگی

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید