امروز: پنج شنبه, ۰۲ بهمن ۱۳۹۹ برابر با ۰۷ جمادى الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۲۱ ژانویه ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 275232
۷۳
۱
۰
نسخه چاپی

تجدید نظرخواهی چیست؟ | دادگاه تجدید نظر چیست؟ | آراء قابل تجدید نظر | فرآیند تجدید نظر خواهی | تصمیمات دادگاه تجدید نظر

مفهوم اصطلاحی تجدید نظر از معنی لغوی آن دور نمی‌شود. در حقیقت تجدید نظر دوباره قضاوت کردن امری است که بدواً مورد قضاوت قرار گرفته و به نوعی بازبینی اعمال دادگاه بدوی است. در نتیجه دادگاه تجدید نظر از همان اختیاراتی برخوردار است که دادگاه بدوی دارا است یعنی هم نسبت به امور موضوعی و هم نسبت به امور حکمی رسیدگی و قضاوت می‌نماید

تجدید نظرخواهی چیست؟ | دادگاه تجدید نظر چیست؟ | آراء قابل تجدید نظر | فرآیند تجدید نظر خواهی | تصمیمات دادگاه تجدید نظر

اعتراض به رأی صادره از دادگاه بدوی (نخستین) و درخواست رسیدگی مجدد به تمام یا بخشی از دعوا از دادگاه تجدید نظر را تجدید نظر خواهی می‌گویند؛ بنابراین تجدید نظر خواهی یعنی اینکه شخصی نسبت به رأیی‌ای که از سوی دادگاه بدوی در خصوص وی صادر شده است معترض است لذا از دادگاه دیگری می‌خواهد که مجدد به پرونده وی رسیدگی کند.

تجدید نظرخواهی چیست؟

تجدید نظر در لغت به معنی «در امری یا نوشته‌ای دوباره نظر کردن، آنرا مورد بررسی مجدد قرار دادن» آمده است.

مفهوم اصطلاحی تجدید نظر از معنی لغوی آن دور نمی‌شود. در حقیقت تجدید نظر دوباره قضاوت کردن امری است که بدواً مورد قضاوت قرار گرفته و به نوعی بازبینی اعمال دادگاه بدوی است. در نتیجه دادگاه تجدید نظر از همان اختیاراتی برخوردار است که دادگاه بدوی دارا است یعنی هم نسبت به امور موضوعی و هم نسبت به امور حکمی رسیدگی و قضاوت می‌نماید.

اعتراض به رأی صادره از دادگاه بدوی (نخستین) و درخواست رسیدگی مجدد به تمام یا بخشی از دعوا از دادگاه تجدید نظر را تجدید نظر خواهی می‌گویند؛ بنابراین تجدید نظر خواهی یعنی اینکه شخصی نسبت به رأیی‌ای که از سوی دادگاه بدوی در خصوص وی صادر شده است معترض است لذا از دادگاه دیگری می‌خواهد که مجدد به پرونده وی رسیدگی کند.

دادگاهی که در رأی صادره تجدید نظر می‌کند، دادگاه تجدید نظر نام دارد. لازم به ذکر است که اگر از رأی صادره درخواست تجدید نظر شود تا قبل از تعیین نتیجه دادگاه تجدید نظر رأی اجرا نمی‌شود.

قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۷۸ از مواد ۲۳۲ الی ۲۶۰ و قانون آئین دادرسی مدنی از مواد ۳۳۰ الی ۳۶۵ را به مبحث تجدید نظر اختصاص داده‌اند.

دادگاه تجدید نظر چیست؟

ما همه انسان هستیم و هیچ کدام مبرا از هرگونه خطا و اشتباه هم نخواهیم بود. قضات هم از این امر مستثنا نیستند و گاهی بیم و احتمال اشتباه هم از آنان می رود. حتی بهترین قضات هم می توانند در معرض اشتباه و لغزش قرار بگیرند در نتیجه قانون گذار محترم ترتیبی را اتخاذ نمودند تا اگر طرفین دعوا که نسبت به حکم اعتراضی داشته و حکم و آرای دادگاه بدوی را بر خلاف واقعیت دانستند حکم آن قاضی مورد بازبینی قرارگرفته و به آن دعوا با همان موضوع مطروحه مجددا رسیدگی و مورد بازبینی قرار گیرد که این بازبینی را قضات دادگاه تجدیدنظر که از نظر سوابق بالاتر از قضات دادگاه بدوی می باشند را به عهده میگیرند.

جهات تجدید نظر

در امور کیفری و در امور مدنی، این جهات ذکر گردیده که به طور مختصر عبارتند از:

1- ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه؛
2- ادعای فقدان شرائط قانونی شهادت شهود؛
3- ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی؛
4- ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رأی؛
5- ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی یا مقررات قانونی.

آراء قابل تجدید نظر

الف) در امور کیفری

در ماده ۲۳۲ ق.آ.د.ک آراء قابل تجدید نظر ذکر شده است:

1- جرائمی که مجازات قانونی آنها اعدام یا رجم است.
2- جرائمی که به موجب قانون مشمول حد یا قصاص نفس و اطراف می‌باشد.
3- ضبط اموال بیش از یک میلیون ریال و مصادرۀ اموال.
4- جرائمی که طبق قانون مستلزم پرداخت دیه بیش از خمس دیه کامل است.
5- جرائمی که حداکثر مجازات قانون آن بیش از سه ماه حبس یا شلاق یا جزای نقدی بیش از پانصد هزار ریال باشد.
6- محکومیت‌های انفصال از خدمت.

- تجدید نظر اختصاص به متهم ندارد شاکی و مدعی خصوصی هم ممکن است از رأی برائت قرا منع تعقیب صادره تقاضای تجدید نظر داشته باشد.
- هیئت عمومی دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویه شمارۀ ۶۴۰- ۱۸/۸/۷۸ قابل اعتراض بودن قرارها را اصل دانسته است.

ب) آراء قابل تجدید نظر در امور مدنی

1- احکام صادره در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن از سه میلیون ریال متجاوز باشد. (مادۀ ۳۳۱ ق.آ.د.م بند الف).

چنانچه خواسته مصرّحه در دادخواست سه میلیون ریال باشد و تا پایان اولین جلسۀ دادرسی خواهان آنرا به بیش از سه میلیون ریال افزایش دهد حکم صادره که در این حالت قطعی محسوب نمی‌گردید و قابل تجدید نظر خواهد است. هم چنین در صورتی که خواسته مندرج در دادخواست بیش از سه میلیون ریال باشد و تا قبل از صدور حکم به سه میلیون ریال یا کمتر کاهش یابد حکم صادره قطعی خواهد بود.

2- کلیّۀ احکام صادره در دعاوی غیر مالی قابل تجدید نظر می‌باشند و تفاوتی ندارد که دعوا غیر مالی ذاتی و یا غیر مالی اعتباری باشد. (مادۀ ۳۳۱ بند ب)

3- حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدید نظر باشد.(ماده ۳۳۱ بند ج)

منظور از متفرعات دعوا حقوقی است که علاوه بر اصل خواسته قابل مطالبه بوده و مستلزم اقامۀ دعوای مستقل نباشد و به صرف درخواست آن در دادخواست قابل رسیدگی باشد که از جملۀ آنها می‌توان به هزینۀ دادرسی، حق الوکالۀ وکیل، خسارات ناشی از تأخیر در ادای دین و یا عدم تسلیم خواسته، هزینۀ واخواست اسناد تجاری و… چنانچه در حکم نسبت به آن اتخاذ تصمیم شده باشد، اعم از اینکه خوانده محکوم به پرداخت آن شده یا خواهان در این خصوص محکوم به بی‌حقی شده باشد، قابل تجدید نظر است. در این خصوص تفاوتی بین دعاوی مالی و غیر مالی وجود ندارد و تفاوتی ندارد که متفرعی که مورد خواسته و یا حکم قرار گرفته کمتر و یا بیشتر از سه میلیون ریال باشد و حکم راجع به اصل دعوا مورد درخواست تجدید نظر قرار گرفته شده باشد یا نگرفته باشد.

4- قرار‌های قاطع دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل درخواست تجدید نظر باشد. که این قرارها در ماده ۳۳۲ ق.آ.د.م بدین شرح می‌باشد: قرار ابطال دادخواست، قرار رد دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد، قرار رد دعوا، قرار رد استماع دعوا، قرار سقوط دعوا، و قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا. بنابراین قرارهای اعدادی یا مقدماتی مستقلاً قابل تجدید نظر نمی‌باشد.

- قانونگذار قرارهائی را ضمن تجدید نظر به اصل رأی صریحاً قابل تجدید نظر اعلام نموده است مانند اعتراض به قبول یا رد درخواست دستور موقت مندرج در مادۀ ۳۲۵ ق.آ.د.م.

احکام و قرارهای قابل نقض در دادگاه تجدیدنظر

ماده ۳۲۶ ـ به موجب ماده ۳۹ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب الحاقی ۱۳۸۱/۷/۲۸ صریحا نسخ گردیده است .

ماده ۳۲۷ – با توجه به نسخ صریح ماده ۳۲۶ به موجب ماده ۳۹ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب الحاقی ۱۳۸۱/۷/۲۸ این ماده بطور ضمنی منسوخ است .

ماده ۳۲۸ – با توجه به نسخ صریح ماده ۳۲۶ به موجب ماده ۳۹ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب الحاقی ۱۳۸۱/۷/۲۸ این ماده بطور ضمنی منسوخ است .

ماده ۳۲۹ – با توجه به نسخ صریح ماده ۳۲۶ به موجب ماده ۳۹ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب الحاقی ۱۳۸۱/۷/۲۸ این ماده بطور ضمنی منسوخ است .

اشخاصی که حق تجدید نظر دارند

1- در مورد احکام حقوقی

طرفین دعوا یا وکلا یا نماینده قانونی یا قائم مقام آنها. منظور از نمایندگان قانونی وراث، وصی، قیم و انتقال گیرنده و یا مدیر شرکت محکوم علیه و…. می‌باشد. در مورد مدیران شرکتها، تجدید نظر خواهی مدیر یا مدیرانی پذیرفته می‌شود که صاحب امضاء مجاز محسوب شوند. (رأی اصراری شمارۀ ۲۱۱۰- ۱۰/ ۱۰/ ۳۵ هیئت عمومی شعب حقوقی دیوان عالی کشور)

2- در مورد احکام کیفری

محکوم‌علیه یا وکیل یا نماینده قانونی او، شاکی خصوصی یا نماینده قانونی او دادستان از حکم برائت یا محکومیت غیر قانونی متهم. (ماده ۲۶ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۲۸/ ۷/ ۱۳۸۱)

3- در مورد قرارها

هر یک از طرفین دعوا که قرار دادگاه به ضرر او صادر شده باشد یا نماینده قانونی آنها حق در خواست تجدید نظر دارند.

اصحاب دعوای تجدید نظر

1- تجدید نظر خواه: شخصی است که در رأی صادره از دادگاه نخستین کلا یا جزئا محکوم شده است.

2- تجدید نظر خوانده: شخصی است که در رأی صادره از دادگاه نخستین کلا یا جزئا پیروز شده است.

لازم به ذکر است که شخص فقط نسبت به بخشی از رأی می‌تواند تجدید نظر خواهی کند که محکوم شده باشد.

فرآیند تجدید نظر خواهی

دادخواست تجدید نظر را به هر یک از مراجع زیر می‌توانید تقدیم کنید:

۱- دفتر شعبه دادگاه بدوی صادر کننده رأی

۲- دفتر کل دادگاه تجدید نظر استان

۳- دفتر زندان یا بازداشتگاه برای اشخاصی که در زندان یا بازداشت هستند.

دادخواست به هر یک از مراجع فوق که تسلیم گردد این مراجع پس از ثبت دادخواست آن را به دفتر شعبه بدوی صادر کننده رأی ارسال می‌کنند.

مدیر دفتر دادگاه بدوی دادخواست تجدید نظر را مورد بررسی قرار می‌دهد در صورتی که کامل باشد یک نسخه از آن را برای تجدید نظر خوانده می‌فرستد و به وی ۱۰ روز مهلت داده می‌شود تا لایحه دفاعیه ارسال کند بعد از این مدت پرونده توسط مدیر دفتر به دادگاه تجدید نظر ارسال می‌شود.

لازم به ذکر است که اگر این مهلت ۱۰ روزه منقضی شود و پرونده همچنان در دادگاه بدوی باشد و تجدید نظر خوانده پاسخ خود را ارسال کند پاسخ وی دریافت می‌شود.

اگر هم پس از انقضای مهلت ۱۰ روزه پرونده به دادگاه تجدید نظر ارسال شده باشد تجدید نظر خوانده می‌تواند به دادگاه تجدید نظر مراجعه کند و پاسخ خود را تقدیم کند بنابراین انقضای مهلت ۱۰ روزه حق پاسخ تجدید نظر خوانده را زائل نمی‌کند.

مهلت تجدید نظر

در ماده ۲۳۶ ق.آ. د.ک و ۳۳۶ ق.آ.د.م مهلت درخواست تجدید نظر اصحاب دعوا، برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای افراد مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است.

آثار تجدید نظر

1- اثر تعلیقی: یعنی اولاً تا انقضاء مهلت تجدید نظر آراء قابل تجدید نظر قابل اجرا نمی‌باشد و ثانیاً در صورتی که نسبت به رأی تجدید نظر خواهی به عغمل آمده، تا روشن شدن نتیجه تجدید نظر، دستور اجرای رای نباید صادر شود.

2- اثر انتقالی: یعنی به وسیله تجدید نظر، اختلاف از دادگاه بدوی به دادگاه تجدید نظر، با امام مسائل موضوعی و حکمی که داشته است منتقل می‌شود. محدودۀ مرحلۀ تجدید نظر علی القاعده می‌تواند وسیعتر از مرحلۀ بدوی باشد و مرجع تجدید نظر فقط به آنچه که مورد تجدید نظر خواهی استو در مرحلۀ نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می‌نماید.(مادۀ ۳۴۹ ق. آ. د. م) از قاعدۀ مقرر در مادۀ ۳۴۹ ق.آ.د.م استنتاج می‌شود که دادگاه تجدید نظر نمی‌تواند محکومیت اعلام شده،تجدید نظر خواه را در امر تجدید نظر خواهی او تشدید نماید.

تصمیمات دادگاه تجدید نظر

1- چنانچه دادگاه تجدید نظر ادعای تجدید نظر ادعای تجدید نظر خواه می‌نماید. در غیر این صورت با رد درخواست و تأئید رأی، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد (مادۀ ۳۵۸ ق. آ. د. م)

2- دادگاه تجدید نظر در صورتی که قرار مورد شکایت را مطابق با موازین قانونی تشخیص دهد آنرا تأئید و در غیر این صورت با رد درخواست و تأئید رأی پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.(مادۀ ۳۵۸ ق. آ. د. م)

اگر دادگاه تجدید نظر، رأی دادگاه بدوی را نقص نماید ولی اظهار نظر ننمایند تخلف انتظامی محسوب می‌شود.

3- عودت پرونده به دادگاه بدوی به علت نقص دادخواست یا عدم ابلاغ رأی دادگاه بدوی به اصحاب دعوا.

4- صدور قرار رد دعوای بدوی: به علت عدم رفع نقص دادخواست دهنده بدوی در مهلت مقرر و یا محرز نبودن سمت دادخواست دهندۀ بدوی.

5- صدور قرار عدم صلاحیت.

6- قرار رد دادخواست تجدید نظر.

7- قرار رد دعوای تجدید نظر خواه در صورتی که سمت تجدید نظر خواه محرز نباشد.

8- صدور قرار عدم استماع دعوای تجدید نظر در صورتی که رأی تجدید نظر خواسته به هر علتی قابل تجدید نظر یا قابل استماع نباشد.

9- اختیار دادگاه تجدید نظر در تشخیص قرار یا حکم بودن رأی بدوی: عالی بودن دادگاه تجدید نظر نسبت به دادگاه بدوی و حق دادگاه تجدید نظر در فسخ آراء دادگاههای تالی و نیز ملاک مادۀ ۴۰۳ ق. آ. د. م مفید این معناست که دادگاه تجدید نظر در تشخیص رأی تجدید نظر خواسته اختیار مطلق دارد.

10- فسخ رأی بدوی که ممکن است به علت عدم صلاحیت دادگاه بدوی باشد (مادۀ ۳۵۲ ق. آ. د. م) یا به علت مخالفت قرارهای قاطع دعوا با موازین قانونی باشد.
واخواهی از رأی تجدید نظر در امور کیفری و مدنی: در مادۀ ۲۶۰ ق.آ.د.ک و ۳۶۴ ق.آ.د.م به این موضوع اشاره شده است.

11- عدم استماع ادعای جدید در مرحلۀ تجدید نظر.

  • منبع
  • یاسا
  • فرارو

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید