امروز: یکشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ برابر با ۲۲ رجب ۱۴۴۲ قمری و ۰۷ مارس ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 275636
۲۰۵
۱
۰
نسخه چاپی

عصر قاجار | جایگاه خرافه گرایی و خرافه ستیزی در فکر سیاسی ایران (با تاکید بر عصر قاجار)

در میان شاهان قاجار، ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمد علیشاه به میزان زیادی اسیر سرپنجه خرافات شده بودند. آنان به جای توسل و تمسّک به خرد، اندیشه و علم، برای حل مشکلات دست به دامان انواع خرافات می شدند

عصر قاجار | جایگاه خرافه گرایی و خرافه ستیزی در فکر سیاسی ایران (با تاکید بر عصر قاجار)

جایگاه خرافه گرایی و خرافه ستیزی در فکر سیاسی ایران (با تاکید بر عصر قاجار)

خرافه گرایی و خرافه ستیزی را می توان یکی از موضوعات قابل توجه در تاریخ فکر سیاسی در ایران دانست. در واقع، جریانی که به گسترش خرافات دامن می زد یا وابسته به قدرت سیاسی بود و یا جریانی ضد عقلانی و انحرافی به شمار می آمد.

در میان شاهان قاجار، ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمد علیشاه به میزان زیادی اسیر سرپنجه خرافات شده بودند. آنان به جای توسل و تمسّک به خرد، اندیشه و علم، برای حل مشکلات دست به دامان انواع خرافات می شدند.

در این میان، نوعی خرافه گرایی پنهان نیز در میان برخی نخبگان سیاسی ایرانی به چشم می خورد که برآمده از فقر فرهنگی - اجتماعی بوده است. نمود این خرافه گرایی نهان گاه در موج سواری نخبگان ابزاری و گاه در تضاد رفتاری آنان به چشم می خورد، به گونه ای که بدون داشتن دغدغه اجتماعی، باورهای سنتی را ابزاری در خدمت تحمیق توده ها می پندارند و از سوی دیگر در اذهان و زندگی شخصی و عمل اجتماعی آنان همچنان رسوبات خرافه گرایی ریشه دوانده است.

در عرصه عمل اجتماعی چنین شیوه تفکر خرافه گرا پیامدی جز لمپنیسم را در بر ندارد که برآمده از فقر فرهنگی است. از آنجا که چنین افرادی شیفته تایید و تشویق عوام هستند، متناسب با موج احساسات اجتماعی سخن می گویند و بدین ترتیب خردگریزی را به جامعه تزریق می کنند. چنین لمپن های فرصت طلب و موج سوار که در پس نمایش های دلالانه شان خودشیفتگی و دلواپسی موج می زند، با توجه به رویکرد تقلیل گرایانه خود مانعی عمده فرا روی بالندگی فکر سیاسی در ایران به شمار می روند.

در مقابل، روشنفکران خردگرا همواره درپی تاختن بر این جریان خرافه گرا بوده اند، زیرا آن را یکی از عوامل دخیل در انحطاط و فروپاشی جامعه و مشوب شدن آن با فکر سیاسی در ایران می دانستند و بر این باور بودند که اندیشه های خرافی نهال تدبیر، تعقّل و توسعه را می فرساید و چیرگی اندیشه های اسطوره ای بر اندیشه عقلانی موجب شکل گیری اندیشه های خردگریز و عوام گرایانه می شود.

اندیشمندان خرافه ستیز بر این باور بودند که ورود خرافه به عرصه فکر سیاسی موجب تکیه زدن آن بر جای عقل و علم می شود که خود آفت درست اندیشی و یا اندیشه ورزی است. چنین رویکردی به ذهن گرایی منجر می شود که به نوبه خود موجب تضعیف خرد خواهد شد.

خرافه ستیزان معتقدند فرهنگ ناسالم سیاسی مبتنی بر خرافه و وهم اندیشی، بازتابی نامطلوب بر فکر سیاسی در ایران گذارده است. این طرز تفکر ناشی از عدم قابلیت درک و فهم جهان پیرامون و احساس عدم قابلیت کنترل آن می باشد. لذا، رویکردی عقلانیت گرا را برای ارتقای فکر سیاسی و توسعه سیاسی و اقتصادی ایران پیشنهاد می کنند.

جایگاه خرافه گرایی و خرافه ستیزی در فکر سیاسی ایران (با تاکید بر عصر قاجار) | فریبا مسعودی | محمود کتابی | علی اکبر امینی | سپهر سیاست | شماره 25 | 1399

  • منبع
  • سپهر سیاست

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید