امروز: پنج شنبه, ۰۶ آذر ۱۳۹۹ برابر با ۱۰ ربيع الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۲۶ نوامبر ۲۰۲۰ میلادی
کد خبر: 265766
۵۸۷
۱
۰
نسخه چاپی
نظریه اصالت فایده (Utilitarianism)

دولت و نظریه اصالت فایده

اصالت فایده نوع دیگری از فرایند عقلانی شدن دولت می باشد. در این نظریه تعقیب فایده و شادی و سعادت مشغله ای عقلانی بشمار می رود؛ همه مردم به دنبال سعادت و بهروزی هستند و تنها توجیهی که برای ایجاد و برقراری دولت متصور است این است که دولت به عنوان ابزار و دستگاهی دستیابی به چنان هدفی را آسان سازد

حقوق نیوز | سیاسی و اجتماعی | مفاهیم سیاسی و اجتماعی

دولت و نظریه اصالت فایده

نظریه اصالت فایده

اصالت فایده نوع دیگری از فرایند عقلانی شدن دولت می باشد. در این نظریه تعقیب فایده و شادی و سعادت مشغله ای عقلانی بشمار می رود؛ همه مردم به دنبال سعادت و بهروزی هستند و تنها توجیهی که برای ایجاد و برقراری دولت متصور است این است که دولت به عنوان ابزار و دستگاهی دستیابی به چنان هدفی را آسان سازد.

محور اصلی مباحث اصالت فایده در کلی ترین شکل آن، این است که اعمال باید فقط بر اساس پیامدهای آن قضاوت شود و خود آنها، درست یا غلط نیستند. با این حال اصطلاح مکتب اصالت فایده اغلب به دیدگاه خاصی اشاره دارد که در قرن هیجدهم توسط هلوتیوس در فرانسه و جرمی بنتام و پیروانش یعنی رادیکال های فلسفی در انگلستان مطرح شد. بر اساس این دیدگاه، درستی هر عملی با یک معیار تعیین می شود، یعنی نقش آن ایجاد بیشترین خوشی برای بیشترین تعداد از افراد است.

جرمى بنتام در سدۀ نـوزدهم، فايـده گرايى را شـكلى سـازمانيافته بخشيد و اين امر با اصلاحات جان استوارت ميل (در كتـاب فایـده گرایی utilitarianism ) تكميل شد.

فايده گرايى با اين عقيده آغاز مى شود كه ارزش هايى هستند كه بر اخلاق مقدم انـد، حتى اگر هيچ درستى و نادرستى اخلاقى نباشد؛ يعنى همواره بعضى چيزها خـوب و بـد هســتند. درســتى و نادرســتى اعمــال به واســطه ارزش غيراخلاقــى نتــايج آنهــا مشــخص مى گردد. ايـن نظريـه ها بـرخلاف وظيفـه گرايى كـه بـر عمـل تأكيـد دارنـد و بـرخلاف فضيلت گرايى كه برشخصيت عامل اخلاقى تكيه دارند، بـر ماهيـت و نتـايج خـود عمـل تمركز دارند. نتيجه هر عمل، تعيين كنندۀ درستى و اعتبار هـر حكـم خلاقـى اسـت.

فايـده گرايان كلاسـيك ماننـد بنتـام و ميـل، بيشـتر لـذت گرا بوده اند؛ يعنى خوب را معادل سعادت و سعادت را معادل لذت مى گيرند. اعمال به همان ميزان كه زمينه ساز ايجاد لذت و خوشبختى باشند، «خوب و درست» هسـتند و بـه همـان ميزان كه آمادۀ ايجاد الم و بدبختى باشند، «بد و نادرست» هستند . فايده گرايى كلاسيك را در سه گزاره مى توان خلاصه كرد:

اول. تنها بايد براساس نتايج كارها بايد دربارۀ درستى و نادرستى آنها حكم كرد.

دوم. در مقام ارزيابى نتايج، تنها نكتۀ مهم مقدار سعادت يا ناكامى پديدآمده است.

سوم. سعادت همه انسانها از اهميت يكسان برخـوردار اسـت؛ يعنـى صـرفا فاعل مهم نيست، بلكه بايد ميان سعادت خـود و ديگـران همچـون نـاظری غيرذینفـع و نيكوكاری بى طرف بود.

دولت و نظریه اصالت فایده

دولت و نظریه اصالت فایده

به نظر جرمی بنتام هدف از تشکیل دولت همان هدف عمومی کل زندگی آدمی یعنی تامین و اعتلای شادی و سعادت و لذات عمومی است. دولت باید در جهت تامین بیشترین شادیِ بیشترین مردم بکوشد تا مقصود از تشکیل خود را انجام دهد. اما از دیدگاه مسأله عقلانی کردن سیاست مهمترین دشواری نگرش اصالت فایده این است که شادی و بهروزی و سعادت ممکن است در سایه سلطه و اجبار و استبداد به دست آید و برای تامین شادی دیگران نیازی به جلب توافق آنها نباشد. شادی و بهروزی فرد با آزادی او در اظهارنظر، سخت درآمیخته و جدایی ناپذیراند.

دولتی که ضامن بهروزی و رفاه باشد ممکن است در عین حال دولتی تک ذهنی، سلطه‌گر و غیرعقلانی باشد. بنابراین خصلت عقلانی دولت در نظریه بنتهام حتی از دولت موردنظر هابز هم کمتر است. بعلاوه در نظریه بنتهام راهی عقلانی برای حل تعارضی که معمولاً میان سعادت و شادی فردی و جمعی پیش می آید عرضه نشده است. بنتهام انسان را موجودی کاملاً عقلانی می داند اما مشکل این است که عقلانی بودن به معنی تعقیب منافع فردی است یا منافع عمومی و چه تضمینی وجود دارد که تعقیب منافع و مصالح فردی به تامین خودبخودی مصلحت عمومی بینجامد؟ به این مسآله جان استوارت میل و ژان ژاک روسو به شیوه های گوناگونی پاسخ دادند.

جان استوارت میل از لذات عالی تر و معنوی تر سخن می گفت و بر آن بود که خواهش شخصی تنها در متن سعادت عمومی ممکن است عقلانی باشد. وی بر آن بود که شادیها از لحاظ کیفی با هم تفاوت دارند و نباید به شیوه بنتهام آنها را تنها از دیدگاه کمیت و شدت و حدت نگریست. میل بجای شادی و فایده از اصل حیثیت و کمال آدمی به عنوان غایت دستگاه دولت سخن می گفت.

دولت عقلانی از این دیدگاه همان دولت اخلاقی است. اخلاق بالاتر از لذت است. ما وقتی به شادی و لذت دست می یابیم که هدف خود را چیز دیگری قرار دهیم. برعکس وقتی عمداً و مستقیماً به دنبال لذت هستیم به آن دست نمی یابیم. این معضل لذت‌گرایی ( Paradox of Hedonism) است. دولت موسسه ای اخلاقی است که هدف آن ایجاد و پرورش فضیلت و احساس تعهد اخلاقی در فرد است. در حالی که بنتهام احساس تعهد و تکلیف اخلاقی را ناشی از ترس می دانست، میل آن را ناشی از عشق و احساس همدردی نسبت به دیگران می شمرد. به نظر میل تعهد اخلاقی را نمی توان بوسیله اصل لذت و شادی فردی توضیح داد. از اینجاست که اهمیت آزادی انسان آشکار می شود.

عقلانی کردن دولت یعنی اخلاقی کردن آن نیازمند آزادی و بویژه آزادی اندیشه است. پرورش اخلاقی فردی و جمعی نیازمند آزادی است؛ از طریق تامین شادی و رفاه تنها بخشی از نفس از انسان تحقق می یابد حال آنکه از طریق تامین آزادی تمامیت نفس آدمی محقق می شود. بنابراین دولت عقلانی تنها و یا ضرورتاً دولت رفاه نیست. با این همه مشکلی که در نظریه میل پیدا می شود این است که گرچه آزادی لازمه عقلانی شدن دولت است لیکن ممکن است میان آن دو تباینی پیدا شود. رفتار آزاد فرد همواره رفتار عقلانی نیست و خواست انجام رفتار عقلانی از جانب فرد ممکن است مستلزم منع آزادی وی باشد. از همین جاست که معضل معروف اجبار فرد به آزاد بودن از قید امیال و خواهشهای شخصی پیدا می شود.

به عبارت دیگر معضل اصلی کل مکتب اصالت فایده این است که بهرحال نقطه عزیمت آن فرد است و عقلانیت آن هم مقوله ای فردی است، حال آنکه چنانکه استدلال کردیم عقلانی شدن فرایندی جمعی است و فرد به تنهایی نمی تواند معقول باشد و سعادت جمع را آرزو کند، زیرا فرد پایبند خواهشهای فایده‌طلبانه خویش است.

ژاک روسو کوشید تا با طرح مقوله ی اراده عمومی معضل فردیت در اصالت فایده را حل کند. وی گرچه مخالف عقلگرایی اصحاب دایرة المعارف بود و عقل را عامل گمراهی انسان در جامعه می دانست، لیکن تنها دشمن یک نوع از عقل بود. به نظر او عقل به معنی رایج با مفهوم انسان طبیعی یا طبیعت انسانی بسیار فاصله دارد. روسو انسان را دارای دو غریزه اصلی می دانست: یکی غریزه خودخواهی و دیگری حس همنوع‌دوستی و یا غریزه جمعی. اما به نظر او میان این دو غریزه تعارض وجود دارد.

فرهنگ و تمدن عقلی انسان تا به امروز تنها بر اساس غریزه اول شکل گرفته است. اما انسان طبیعی یا کامل انسانس است که در او عقل سلیم و وجدان میان دو غریزه اصلی تعادل ایجاد کرده باشد. انسان همواره اسیر خودخواهی بوده و تمدن در او تغییری ایجاد نکرده است. با این حال تنها در وضع مدنی یا در درون جوامع است که غریزه نوع‌دوستی انسان امکان بروز پیدا می کند و در نتیجه انسان از آزادی اخلاقی برخوردار می شود. شاید هم حتی انسان در وضع طبیعی متعادل تر از انسان در جامعه متمدن بوده است. با این حال تنها در درون جامعه است که ممکن است انسان به نحو کامل تری طبیعی و متعادل شود، همچون گیاهی که در اثر رسیدگی باغبان بارورتر می شود و همه توانائیهای بالقوه اش بالفعل می گردد. اما در جوامع موجود غریزه اول عقل را فریب داده و در اختیار خود گرفته است. چنین عقلی که در خدمت منافع خصوصی است جامعه و دولت را تباه می کند. جامعه و دولت مبتنی بر چنین عقلی انسان را برخلاف طبیعت راستینش راهنمایی می کند. اما عقل مطلوب روسو به منافع عموم نظر دارد. باید عقل را از چنبر خودخواهی انسان رهانید. جامعه و دولت به معنای درست و راستین عقلانی نیست بلکه باید عقلانی بشود.

موضوع اصلی کتاب میل پرورش انسان طبیعی یا عقلانی است. موضوع اصلی قرارداد اجتماعی هم ترسیم دولت آرمانی عقلانی است که تنها در آن انسان به کمال طبیعت خود دست می یابد. جامعه و دولت آرمانی و عقلانی بر قرارداد و توافق عمومی استوار خواهد بود. قرارداد اجتماعی در اندیشه روسو چیزی نیست که بر اساس آن اولین جامعه یا دولت از لحاظ تاریخی پیدا شده باشد، بلکه قراردادی است که به موجب جامعه عقلانی معطوف به مصالح عمومی و مبتنی بر اراده عمومی در آینده پیدا خواهد شد. در جامعه و دولت مبتنی بر قرارداد اجتماعی قانون، مظهر غریزه جمعی و اراده عمومی انسانها و ضامن عدالت و آزادی خواهد بود. اراده عمومی در حقیقت مجموعه غریزه های نوع‌دوستانه افراد است که معطوف به منافع و خیر عمومی است. اراده عمومی واقعی تر، عینی تر و عقلانی تر از اراده خصوصی است و دولت عقلانی نماینده چنین اراده ای است.

اراده عمومی هم در فرد و هم در دولت ظاهر می شود. اجبار فرد هم به اطاعت از اراده عمومی عین آزادی او خواهد بود. بدین سان عقلانی کردن دولت و سیاست از نظر روسو به معنی بسط و تقویت اراده عمومی معطوف به خیر عامه است. دولت عقلانی دولت اخلاقی است: اگر دولت به صورت غیر اخلاقی عمل کند خود را نفی می کند و دیگر دولت راستین نخواهد بود. اما مشکل فلسفه سیاسی روسو مانند فلسفه سیاسی افلاطون در این است که عملاً همه کس نمی تواند اراده عمومی را اراده کند و ممکن است اراده عمومی تنها در یک فرد یعنی قانونگذار که همپایه ی فیلسوف شهریار افلاطونی است تجلی یابد. در نتیجه ممکن است پس از تکوین دولت مبتنی بر قرارداد اجتماعی فرآیند ذهن و عقل جمعی بپایان رسد و دولتی تک ذهنی و واجد وحدت که ظاهراً نماینده اراده ی عمومی است ظاهر گردد. در اینجاست که بر طبق نظر منتقدین روسو، دموکراسی او توتالیتر می شود و وظیفه تشخیص مصلحت عمومی از حوزه عمومی خارج می گردد.

منابع(References)

عقل در سیاست - حسین بشیریه

مکتب اصالت فایده - دی.اچ.مونرو - ترجمه سید حسین میرجلیلی - مجله اقتصادی - شماره 61-62

ارزیابی رویکرد فایده گرایی کلاسیک به مسئولیت اخلاقی در قبال دیگری - محمدامین خوانساری و دیگران - فصلنامه علمی و پژوهشی فلسفه و الاهیات - شماره 96 - زمستان 398

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید