امروز: سه شنبه, ۰۹ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۲۴ ربيع الآخر ۱۴۴۳ قمری و ۳۰ نوامبر ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 278896
۴۴
۱
۰
نسخه چاپی

20 فیلسوف بزرگ و ایده های بزرگ آنها

20 فیلسوف بزرگ و ایده های بزرگ آنها

فلسفه چیز پیچیده ای است. این جستجوی معنا، برای درک بیشتر، برای پاسخ به سوالات پیرامون وجود، هدف ما و خود جهان است.

از آنجا که فلسفه موضوعی بسیار گسترده و فراگیر است - منظورم این است که اساساً در مورد همه چیز است - ما ادعا نمی کنیم که این موضوع را به طور جامع پوشش دهیم. راستش را بخواهید، تنها راه واقعی برای درک کامل نظریه‌ها، معرفت‌شناسی‌ها و چارچوب‌هایی که در اینجا توضیح داده شده است، خواندن نوشته‌های ایجاد شده توسط هر یک از این متفکران - و نقد اختصاص داده شده به آنها است. اما آنچه در ادامه می آید مقدمه شما است، نگاهی سریع به 20 فیلسوف بزرگ، ایده های بزرگ آنها.

1. سنت توماس آکویناس (1225-1274)

توماس آکویناس یک راهب دومنیکن قرن سیزدهم، الهی‌دان و دکتر کلیسا بود که در منطقه‌ای که امروزه به عنوان منطقه لاتزیو ایتالیا شناخته می‌شود، متولد شد. مهم ترین کمک او به تفکر غربی، مفهوم الهیات طبیعی است (که گاهی به عنوان تومیسم در ادای احترام به تأثیر او از آن یاد می شود).

این نظام اعتقادی معتقد است که وجود خدا از طریق عقل و تبیین عقلانی تأیید می شود، نه از طریق کتاب مقدس یا تجربه دینی. این رویکرد هستی‌شناختی یکی از مقدمات اصلی زیربنای فلسفه و آیین مذهبی کاتولیک مدرن است.

نوشته‌های آکویناس هنوز در زمره الگوهای برجسته کشیش کاتولیک محسوب می‌شوند. ایده های او همچنین در بحث های الهیاتی، گفتمان، و شیوه های عبادت محوری باقی می ماند.

ایده های بزرگ آکویناس

  • پایبند به اصل واقع گرایی افلاطونی/ارسطویی، که معتقد است مطلقات معینی در جهان وجود دارند، از جمله وجود خود جهان؛
  • بیشتر کار خود را بر روی آشتی دادن اصول ارسطویی و مسیحی متمرکز کرد، اما در عین حال به فیلسوفان یهودی و رومی، همگی برای غایت حقیقت پیشگویی در هر کجا که می‌توان یافت، گشایش عقیدتی را بیان کرد.
  • شورای دوم واتیکان (1962-1965) خود را - خلاصه ای از تمام آموزه های کلیسای کاتولیک تا آن مرحله - "فلسفه دائمی" اعلام کرد.

2. ارسطو (384–322 پ.م.)

ارسطو یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین متفکران و معلمان تاریخ بشر است که اغلب - در کنار استادش افلاطون - پدر فلسفه غرب محسوب می شود. او که در بخش شمالی یونان باستان متولد شد، نوشته‌ها و ایده‌هایش در مورد متافیزیک، اخلاق، دانش، و تحقیق روش‌شناختی ریشه تفکر بشری است.

اکثر فیلسوفانی که از او پیروی کردند - چه آنهایی که با نظرات او موافق بودند و چه آنها که مخالف ایده های او بودند - مدیون تأثیر گسترده او بودند. تأثیر عظیم ارسطو هم نتیجه وسعت نوشتار و هم دسترسی شخصی او در طول زندگی اش بود.

ارسطو علاوه بر فیلسوف بودن، یک دانشمند نیز بود، که باعث شد تا مجموعه عظیمی از موضوعات را مورد توجه قرار دهد، و عمدتاً از طریق این دیدگاه که همه مفاهیم و دانش در نهایت مبتنی بر ادراک هستند. نمونه کوچکی از موضوعات مطرح شده در نوشته ارسطو شامل فیزیک، زیست شناسی، روانشناسی، زبان شناسی، منطق، اخلاق، بلاغت، سیاست، حکومت، موسیقی، تئاتر، شعر و متافیزیک است.

او همچنین در موقعیت منحصربه‌فردی بود که مستقیماً بر تفکر در سراسر جهان شناخته شده چیره شد و به درخواست پدر فاتح آینده، فیلیپ دوم مقدونی، اسکندر مقدونی جوان را آموزش داد. این موقعیت به ارسطو ابزاری داد تا کتابخانه ای را در لیسیوم تأسیس کند، جایی که او صدها نوشته بر روی طومارهای پاپیروس نوشت. و البته، به او تسلط مستقیم بر ذهن مردی داد که روزی فرمانروایی امپراتوری از یونان تا شمال غربی هند را بر عهده خواهد داشت. نتیجه یک حوزه نفوذ عظیم برای ایده های ارسطو بود، حوزه ای که تقریباً 2000 سال بعد توسط متفکران رنسانس به چالش کشیده شد.

ایده های بزرگ ارسطو

  • استفاده از منطق را به عنوان روشی برای استدلال و ارائه الگوی روش شناختی اساسی برای گفتمان تحلیلی مطرح کرد.
  • از این درک حمایت می کند که دانش از مطالعه چیزهایی که در جهان اتفاق می افتد ساخته می شود، و برخی از دانش ها جهانی هستند - مجموعه ای از ایده های غالب در سراسر تمدن غرب پس از آن.
  • مابعدالطبیعه را به عنوان «شناخت وجود غیر مادی» تعریف کرد و از این چارچوب برای بررسی رابطه جوهر (ترکیبی از ماده و صورت) و ذات استفاده کرد که از آن می‌اندیشد که انسان از وحدت آن دو تشکیل شده است.

3. کنفوسیوس (551–479 پ.م.)

معلم، نویسنده و فیلسوف چینی کنفوسیوس خود را کانالی برای ایده‌های الهیات و ارزش‌های سلسله‌های امپراتوری پیش از او می‌دانست. کنفوسیوس با تأکید بر هماهنگی خانوادگی و اجتماعی، از شیوه‌ای از زندگی دفاع می‌کرد که منعکس‌کننده سنت معنوی و مذهبی بود، اما به‌طور مشخصی انسان‌گرا و حتی سکولاریستی بود. کنفوسیوس - که تصور می‌شود معاصر لائوتزو اجداد تائوئیست است - تأثیر عمیقی بر توسعه آداب و رسوم حقوقی شرقی و پیدایش طبقه حاکمه عالمانه داشت.

آیین کنفوسیوس با فلسفه‌های بودیسم و ​​تائوئیسم درگیر کشش تاریخی بود، و تغییراتی را تجربه می‌کرد. همانطور که بودیسم به نیروی معنوی غالب در چین تبدیل شد، آیین کنفوسیوس در عمل کاهش یافت. با این حال، این یک فلسفه اساسی است که در نگرش آسیایی ها و چینی ها نسبت به فعالیت های علمی، قانونی و حرفه ای نهفته است.

ایده های بزرگ کنفوسیوس

  • از طریق ویژگی هایی مانند عدالت، صداقت، و روابط مثبت با دیگران، یک سیستم اعتقادی را توسعه داد که بر اخلاق شخصی و حکومتی متمرکز بود.
  • از اهمیت پیوندهای قوی خانوادگی، از جمله احترام به بزرگتر، تکریم اجداد، و وفاداری زناشویی حمایت کرد.
  • اعتقاد به ارزش دستیابی به هماهنگی اخلاقی از طریق قضاوت ماهرانه به جای آگاهی از قوانین، به این معناست که باید از طریق تزکیه نفس به اخلاق رسید.

4. رنه دکارت (1596-1650)

دکارت فیلسوف، ریاضیدان و دانشمند فرانسوی در فرانسه به دنیا آمد اما 20 سال از زندگی خود را در جمهوری هلند گذراند. دکارت به عنوان عضوی از ارتش ایالات هلند، سپس به عنوان شاهزاده نارنجی و متعاقباً به عنوان مقام رهبری ملی در جمهوری هلند، نفوذ فکری قابل توجهی را در دوره ای که به عنوان عصر طلایی هلند شناخته می شود، داشت. او اغلب خود را با رد یا تلاش برای خنثی کردن ایده های کسانی که قبل از او بودند متمایز می کرد.

ایده های بزرگ دکارت

  • اعتقاد به همه چیزهایی را که مطلقاً قطعی نیستند کنار می‌گذارد و بر درک آن چیزی که می‌توان به طور قطعی دانست تأکید کرد.
  • به عنوان پدر هندسه تحلیلی شناخته می شود.
  • به عنوان یکی از تأثیرات برجسته در انقلاب علمی - دوره ای از اکتشافات، مکاشفه و نوآوری شدید که در اروپا بین دوره رنسانس و عصر روشنگری (به طور تقریبی، قرن 15 تا 18) موج می زند.

5. رالف والدو امرسون (1803 82)

رالف والدو امرسون، نویسنده، فیلسوف و شاعر متولد بوستون، پدر جنبش استعلایی است. این یک جهت گیری فلسفی آمریکایی بود که فشارهای تحمیل شده توسط جامعه، ماتریالیسم و مذهب سازمان یافته را به نفع آرمان های فردگرایی، آزادی و تأکید شخصی بر رابطه روح با جهان طبیعی اطراف رد می کرد. اگرچه خود صراحتاً «طبیعت‌گرا» نیست، اما آرمان‌های امرسون توسط این جنبش قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت. او همچنین به عنوان یک شخصیت کلیدی در جنبش رمانتیک آمریکا دیده می شد.

ایده های بزرگ امرسون

  • در مورد اهمیت موضوعاتی مانند اتکا به نفس، زندگی تجربی، و برتری روح نوشته است.
  • او به "بی نهایت انسان خصوصی" به عنوان دکترین اصلی خود اشاره کرد.
  • مربی و دوست همکار با نفوذ هنری دیوید تورو بود.

6. میشل فوکو (1926-1984)

میشل فوکو، مورخ، نظریه‌پرداز اجتماعی، و فیلسوف، متولد شهر ساحلی پوالتیه در فرانسه، بسیاری از تدریس و نوشته‌های خود را به بررسی قدرت و دانش و ارتباط آن‌ها با کنترل اجتماعی اختصاص داد.. اگرچه فوکو اغلب به عنوان پست مدرنیست شناخته می شود، اما ترجیح می دهد خود را منتقد مدرنیته بداند.

خدمات او به‌عنوان یک دیپلمات بین‌المللی از طرف فرانسه همچنین بر درک او از ساختارهای اجتماعی در طول تاریخ و نحوه خدمت آنها به اجرای نابرابری نژادی، مذهبی و جنسی تأثیر گذاشت.

آرمان های او به ویژه توسط جنبش های مترقی پذیرفته شده است، و او در طول زندگی خود با بسیاری از آنها متحد شد.

او که در جنبش‌های علیه نژادپرستی، نقض حقوق بشر، سوء استفاده از زندانیان، و به حاشیه راندن بیماران روانی فعال است، اغلب به عنوان یکی از تأثیرگذاران اصلی در جنبش‌های عدالت اجتماعی، حقوق بشر و فمینیسم نام برده می‌شود. به طور گسترده تر، بررسی قدرت و کنترل اجتماعی او تأثیر مستقیمی بر مطالعات جامعه شناسی، ارتباطات و علوم سیاسی داشته است.

ایده های بزرگ فوکو

  • او معتقد بود که مطالعه فلسفه باید از طریق مطالعه دقیق و مداوم تاریخ آغاز شود.
  • خواستار آن شد که ساختارهای اجتماعی برای نابرابری های سلسله مراتبی و همچنین از طریق تجزیه و تحلیل زمینه های مربوط به دانش که از این ساختارهای نابرابر حمایت می کنند، دقیق تر بررسی شوند.
  • انسانهای ستمدیده مومن مستحق حقوق هستند و وظیفه دارند در برابر سوء استفاده از قدرت برای حمایت از این حقوق قیام کنند.

7. دیوید هیوم (1711-77)

هیوم یک مورخ، اقتصاددان و فیلسوف متولد اسکاتلند، اغلب با متفکرانی مانند جان لاک، توماس هابز و سر فرانسیس بیکن به عنوان بخشی از جنبشی به نام تجربه گرایی بریتانیا گروه بندی می شود.

او بر ایجاد «علم طبیعت‌گرایانه انسان» متمرکز بود که به بررسی شرایط روان‌شناختی تعریف‌کننده ماهیت انسان می‌پردازد. بر خلاف عقل گرایان مانند دکارت، هیوم درگیر شیوه ای بود که احساسات (در مقابل عقل) بر رفتار انسان حاکم است. هیوم استدلال می‌کرد که این، انسان‌ها را مستعد دانشی می‌کند که نه بر وجود مطلق‌های معین، بلکه بر تجربه شخصی بنا شده است.

در نتیجه این ایده‌ها، هیوم یکی از اولین متفکران عمده‌ای است که آرمان‌های دینی و اخلاقی جزمی را به نفع رویکردی احساس‌گرایانه‌تر به طبیعت انسانی رد کرد. نظام اعتقادی او به اطلاع رسانی جنبش های آینده سودگرایی و پوزیتیویسم منطقی کمک می کند و تأثیر عمیقی بر گفتمان علمی و الهیات پس از آن خواهد داشت.

ایده های بزرگ هیوم

  • «مسئله استقرا» را بیان می کند و نشان می دهد که نمی توانیم اعتقاد خود را به علیت به طور منطقی توجیه کنیم، که ادراک ما فقط به ما اجازه می دهد رویدادهایی را تجربه کنیم که معمولاً به هم پیوسته هستند، و اینکه علیت نمی تواند به طور تجربی به عنوان نیروی اتصال در آن رابطه مطرح شود.
  • با ارزیابی این که انسان ها فاقد ظرفیت دستیابی به تصوری واقعی از خود هستند، که تصور ما صرفاً مجموعه ای از احساسات است که برای فرمول بندی ایده خود به آن متصل می شویم.
  • هیوم علیه مطلق‌های اخلاقی استدلال کرد، در عوض اظهار داشت که رفتار اخلاقی و رفتار ما با دیگران ناشی از عواطف، احساسات و احساسات درونی است، که ما به رفتارهای مثبت با نتایج مطلوب احتمالی آن‌ها تمایل داریم.

8. امانوئل کانت (1724-1804)

کانت متولد پروس (و بنابراین به عنوان یک فیلسوف آلمانی شناخته می شود)، یکی از اساسی ترین شخصیت های فلسفه مدرن، مدافع عقل به عنوان منبع اخلاق و متفکری است که ایده هایش همچنان در بحث های اخلاقی، معرفتی و سیاسی نفوذ می کند. . آنچه که شاید بیش از همه کانت را متمایز می کند، میل ذاتی او برای یافتن ترکیبی بین عقل گرایان مانند دکارت و تجربه گرایان مانند هیوم است، تا حد وسطی را رمزگشایی کند که به تجربه بشری منتهی می شود بدون اینکه در شکاکیت فرو رود. کانت با طرز تفکر خود راهی را با حل یک بن‌بست فلسفی مرکزی نشان می‌داد.

ایده های بزرگ کانت

  • کانت «امر مقوله‌ای» را تعریف می‌کند، این ایده که ایده‌های ذاتاً خوب و اخلاقی وجود دارد که همه ما نسبت به آنها وظیفه داریم و افراد عاقل ذاتاً دلیلی برای پایبندی به تعهد اخلاقی پیدا می‌کنند.
  • استدلال کرد که بشریت می تواند از طریق دموکراسی جهانی و همکاری بین المللی به صلحی دائمی دست یابد.
  • اظهار داشت که مفاهیم زمان و مکان، و همچنین علت و معلول، برای تجربه انسان ضروری هستند، و اینکه درک ما از جهان تنها توسط حواس ما منتقل می شود و نه لزوماً توسط علل زمینه ای (و احتمالاً ناپیدا) پدیده هایی که مشاهده می کنیم

9. سورن کیرکگارد (1813-1855)

کی یرکگور، الهی‌دان، منتقد اجتماعی و فیلسوف دانمارکی، از نظر بسیاری به‌عنوان مهم‌ترین فیلسوف اگزیستانسیالیست شناخته می‌شود. کار او عمدتاً به ایده فرد مجرد می پردازد. تفکر او تمایل داشت واقعیت ملموس را بر تفکر انتزاعی اولویت دهد.

در این ساختار، او انتخاب و تعهد شخصی را برجسته می‌دانست. این جهت گیری نقش عمده ای در الهیات او نیز داشت.

او بر اهمیت رابطه ذهنی فرد با خدا تمرکز کرد و در کارش به موضوعات ایمان، عشق مسیحی و عواطف انسانی پرداخت. از آنجایی که آثار کی یرکگور در ابتدا فقط به زبان دانمارکی در دسترس بود، تنها پس از ترجمه آثار او بود که ایده های او به طور گسترده در سراسر اروپای غربی گسترش یافت. این تکثیر نیروی اصلی در کمک به ریشه یابی اگزیستانسیالیسم در قرن بیستم بود.

ایده های بزرگ کی یرکگور

  • ایده حقایق عینی در مقابل حقایق ذهنی را بررسی کرد و استدلال کرد که ادعاهای الهیات ذاتاً ذهنی و اختیاری هستند زیرا نمی توانند توسط علم تأیید یا باطل شوند.
  • به شدت از درگیری بین دولت و کلیسا انتقاد کرد.
  • ابتدا مفهوم اضطراب را تشریح کرد و آن را ترسی تعریف کرد که ناشی از اضطراب در مورد انتخاب، آزادی و احساسات مبهم است.

10. لائوتسه (همچنین لائوزی، بین قرن 6 و 4 قبل از میلاد می زیسته است)

تاریخ‌دانان دقیقاً در مورد زمان زندگی و تدریس لائوتزو اختلاف نظر دارند، اما تا حد زیادی معتقدند که بین قرن‌های ششم و چهارم پیش از میلاد، «استاد قدیمی» تائوئیسم فلسفی را پایه‌گذاری کرد. ایده ها و نوشته های او که به عنوان شخصیتی الهی در مذاهب سنتی چین دیده می شود، یکی از ستون های اصلی (در کنار کنفوسیوس و بودا) برای تفکر شرقی است.

لائوتزو از زندگی ایده آلی حمایت می کرد که از طریق دائو یا تائو (که تقریباً به عنوان "راه" ترجمه می شود) زندگی می کرد. به این ترتیب، تائوئیسم به همان اندازه در دین و فلسفه ریشه دارد.

در روایت های سنتی، اگرچه لائوتزو هرگز مدرسه رسمی افتتاح نکرد، او به عنوان بایگانی برای دربار سلطنتی سلسله ژو کار می کرد. این امر به او امکان دسترسی به مجموعه گسترده ای از نوشته ها و مصنوعات را داد که او آنها را در شعر و نثر خود ترکیب کرد.

در نتیجه نویسندگی اش، تأثیر او در طول زندگی خود به طور گسترده گسترش یافت.

در واقع، یکی از نسخه‌های زندگی‌نامه او نشان می‌دهد که او احتمالاً مربی مستقیم بودا بوده است (یا در برخی نسخه‌ها، خود بودا بوده است). روایات رنگارنگ زیادی پیرامون لائوتزو وجود دارد که تقریباً برخی از آنها افسانه هستند. در واقع، برخی از مورخان وجود دارند که حتی این سوال را مطرح می کنند که آیا لائوتزو یک شخص واقعی بوده است یا خیر.

گزارش‌های تاریخی در مورد اینکه او چه کسی بود، دقیقاً چه زمانی زندگی می‌کرد و چه آثاری در قانون تائوئیسم مشارکت داشت، متفاوت است. با این حال، در بیشتر روایت‌های سنتی، لائوتزو تجسم زنده فلسفه معروف به تائوئیسم و نویسنده متن اصلی آن، تائو ته چینگ بود.

ایده های بزرگ لائوتزو

  • آگاهی از خود از طریق مدیتیشن
  • خرد متعارف را به عنوان ذاتاً مغرضانه مورد بحث قرار داد و پیروان تائو را ترغیب کرد که تعادل طبیعی بین بدن، حواس و امیال پیدا کنند.
  • افراد را ترغیب کرد که به وضعیت وو وی، رهایی از میل، یکی از اصول اولیه سنت بودایی پس از آن دست یابند.

11. جان لاک (1632-1704)

جان لاک، فیزیکدان و فیلسوف انگلیسی، متفکر برجسته ای در دوران روشنگری بود. بخشی از جنبش تجربه گرایی بریتانیا در کنار هموطنان دیوید هیوم، توماس هابز و سر فرانسیس بیکن.

لاک به عنوان یکی از عوامل مهم در توسعه نظریه قرارداد اجتماعی در نظر گرفته می شود و گاهی اوقات به عنوان پدر لیبرالیسم شناخته می شود. در واقع، گفتارهای او درباره هویت، خود و تأثیر تجربه حسی برای بسیاری از متفکران روشنگری و در نتیجه، برای انقلابیون واقعی مکاشفه‌های اساسی خواهد بود. گفته می‌شود که فلسفه او در فرمول‌بندی اعلامیه استقلال که آغازگر جنگ آمریکا برای استقلال از بریتانیا بود، نقش برجسته‌ای داشت.

ایده های بزرگ لاک

  • اصطلاح tabula rasa (لوح خالی) را ابداع کرد تا نشان دهد که ذهن انسان بدون شکل به دنیا می آید و ایده ها و قوانین تنها از طریق تجربه پس از آن اجرا می شوند.
  • روش درون نگری را با تمرکز بر احساسات و رفتارهای خود در جستجوی درک بهتر خود ایجاد کرد.
  • او استدلال کرد که برای اینکه چیزی درست باشد، باید قابلیت آزمایش مکرر را داشته باشد، دیدگاهی که ایدئولوژی او را با هدف سختگیری علمی بسته است.

12. نیکولو ماکیاولی (1469-1527)

نیکولو دی برناردو دی ماکیاولی در عین حال یکی از تأثیرگذارترین و مورد بحث ترین متفکران تاریخ است. ماکیاولی که نویسنده، صاحب منصب دولتی و فیلسوف ایتالیای دوره رنسانس بود، هم در موضوعات سیاسی مشارکت داشت و هم در مورد آن نوشتار برجسته ای داشت، تا جایی که برخی او را به عنوان پدر علوم سیاسی مدرن معرفی می کردند.

او همچنین به‌عنوان طرفدار ارزش‌ها و ایده‌های عمیقاً مشکوک - برخی از آنها کاملاً شیطانی استدلال می‌کنند - دیده می‌شود. ماکیاولی تجربه‌گرای بود که از تجربه و واقعیت تاریخی برای اطلاع‌رسانی به باورهایش استفاده کرد، تمایلی که به او اجازه داد سیاست را نه تنها از الهیات، بلکه از اخلاق نیز جدا کند.

برجسته‌ترین آثار او پارامترهای حکومت مؤثر را توصیف می‌کند، که در آن به نظر می‌رسد او از رهبری به هر وسیله‌ای که قدرت را حفظ می‌کند، از جمله فریب، قتل، و ظلم حمایت می‌کند. در حالی که گاهی در دفاع از وی ذکر می شود که خود ماکیاولی بر اساس این اصول زندگی نمی کرد، این فلسفه "ماکیاولیستی" اغلب به عنوان الگویی برای استبداد و دیکتاتوری حتی در عصر حاضر دیده می شود.

ایده های بزرگ ماکیاولی

  • مشهور است که اظهار داشت که اگرچه بهترین کار این است که هم دوست داشته باشیم و هم از او بترسیم، اما این دو به ندرت بر هم منطبق هستند، و بنابراین، امنیت بیشتری در دومی یافت می شود.
  • او به عنوان یک "انسانگرا" شناخته شد و معتقد بود که باید نوع جدیدی از دولت را در سرپیچی از قانون، سنت و به ویژه برتری سیاسی کلیسا ایجاد کرد.
  • جاه طلبی، رقابت و جنگ را جزئی اجتناب ناپذیر از طبیعت انسان می دانست، حتی به نظر می رسد که همه این تمایلات را در بر می گیرد.

13. کارل مارکس (1818-1883)

کارل مارکس، اقتصاددان، نظریه پرداز سیاسی و فیلسوف آلمانی الاصل، برخی از انقلابی ترین محتوای فلسفی تولید شده را نوشت. در واقع، نوشته های او در زمان حیاتش به قدری مرتبط با وضعیت انسانی بود که از کشور زادگاهش تبعید شد.

با این حال، این رویداد همچنین این امکان را برای مهم ترین ایده های او فراهم می کند تا مخاطبان محبوبی پیدا کنند. مارکس پس از ورود به لندن، با همکار آلمانی فردریش انگلس کار کرد. آنها با هم ارزیابی از پویایی طبقات، جامعه و قدرت ابداع کردند که نابرابری های عمیق را آشکار کرد و امتیازات اقتصادی خشونت، ظلم و جنگ تحت حمایت دولت را آشکار نمود.

مارکس پیش بینی کرد که نابرابری ها و خشونت ذاتی سرمایه داری در نهایت به فروپاشی آن می انجامد. از خاکستر آن، یک سیستم سوسیالیستی جدید، یک جامعه بی طبقه که در آن همه شرکت کنندگان (در مقابل مالکان خصوصی ثروتمند) به ابزار تولید دسترسی دارند، ظهور خواهد کرد.

چیزی که سیستم فکری مارکسیستی را تا این حد تأثیرگذار کرد فراخوان فطری آن به عمل بود که در حمایت مارکس از انقلاب طبقه کارگر با هدف سرنگونی یک سیستم نابرابر شکل گرفت.

فلسفه زیربنای مارکسیسم و شور انقلابی او در سراسر جهان موج می زند و در نهایت کل حوزه های فکری را در مکان هایی مانند روسیه شوروی، اروپای شرقی و چین سرخ متحول می کند. از بسیاری جهات، کارل مارکس رهبری انقلابی فلسفی را برعهده داشت که در حال حاضر در اشکال بی شماری از کمونیسم، سوسیالیسم، دموکراسی سوسیالیزه، و سازماندهی سیاسی مردمی ادامه دارد.

ایده های بزرگ مارکس

از دیدگاهی به نام ماتریالیسم تاریخی حمایت می‌کرد و برای ابهام زدایی از اندیشه و آرمان‌گرایی به نفع تصدیق دقیق‌تر اعمال فیزیکی و مادی شکل‌دهنده جهان استدلال می‌کرد.

استدلال کرد که جوامع از طریق مبارزه طبقاتی توسعه می یابند و این در نهایت منجر به از بین رفتن سرمایه داری می شود.

سرمایه داری را به عنوان یک سیستم تولیدی توصیف می کند که در آن تضاد منافع ذاتی بین بورژوازی (طبقه حاکم) و پرولتاریا (طبقه کارگر) وجود دارد و این درگیری ها در این ایده شکل می گیرد که دومی باید نیروی کار خود را با دستمزدی که هیچ سهمی در تولید ندارد به اولی بفروشد.

14. جان استوارت میل (1806-73)

جان استوارت میل، اقتصاددان، کارمند دولتی و فیلسوف بریتانیایی، یکی از محورهای نظریه اجتماعی و سیاسی مدرن محسوب می شود. او مجموعه‌ای از آثار انتقادی را به مکتب فکری به نام لیبرالیسم، ایدئولوژی مبتنی بر گسترش آزادی‌های فردی و آزادی‌های اقتصادی ارائه کرد.

به این ترتیب، میل قویاً از حفظ حقوق فردی دفاع می کرد و خواستار محدودیت در قدرت و اقتدار دولت بر افراد بود.

میل همچنین طرفدار فایده گرایی بود، که معتقد است بهترین عمل، کاری است که فایده را به حداکثر برساند، یا به بیان ساده تر، کاری است که بیشترین فایده را برای همه فراهم کند. این و ایده های دیگری که در آثار میل یافت می شود برای ارائه پایه های بلاغی برای عدالت اجتماعی، ضد فقر و جنبش های حقوق بشر ضروری بوده است. میل به نوبه خود، به عنوان یک عضو پارلمان، اولین بریتانیایی بود که از حق رای زنان دفاع کرد.

ایده های بزرگ میل

  • به شدت از حقوق بشر برای آزادی بیان حمایت کرد و تاکید کرد که گفتمان آزاد برای پیشرفت اجتماعی و فکری ضروری است.
  • مصمم است که بیشتر تاریخ را می توان به عنوان مبارزه بین آزادی و اقتدار درک کرد و باید محدودیت هایی برای حاکمیت قائل شد که منعکس کننده خواسته های جامعه باشد.
  • نیاز به یک سیستم "بررسی قانون اساسی" در مورد اقتدار دولتی را به عنوان راهی برای حمایت از آزادی های سیاسی بیان کرد.

15. فردریش نیچه (1844-1900)

فردریش نیچه شاعر، منتقد فرهنگی و فیلسوف و همچنین صاحب یکی از با استعدادترین ذهن های تاریخ بشر بود. نظام عقاید متفکر آلمانی تأثیر عمیقی بر جهان غرب خواهد گذاشت و به گفتمان روشنفکری هم در طول زندگی و هم پس از آن کمک می کند.

نیچه با وسعت زیادی از موضوعات، از تاریخ، دین و علم گرفته تا هنر، فرهنگ و تراژدی های دوران باستان یونان و روم، با شوخ طبعی وحشیانه و عشق به طنز می نوشت.

او از این نیروها برای نگارش بررسی های ساختارشکنانه حقیقت، اخلاق مسیحی و تأثیر ساختارهای اجتماعی بر فرمول بندی ارزش های اخلاقی ما استفاده کرد. همچنین برای نوشته نیچه بیان بحران نیهیلیسم ضروری است، این ایده اساسی که همه چیز از جمله خود زندگی فاقد معنا است.

این ایده به طور خاص جزء مهمی از جنبش‌های اگزیستانسیالیستی و سوررئالیستی باقی خواهد ماند.

ایده های بزرگ نیچه

  • دیدگاه گرایی مطلوب که معتقد بود حقیقت عینی نیست، بلکه پیامد عوامل مختلفی است که بر دیدگاه فردی تأثیر می گذارد.
  • معضل اخلاقی بیان شده به عنوان تنش بین اخلاق ارباب و برده. اولی که در آن ما بر اساس ارزیابی پیامدها تصمیم می گیریم، و دومی که در آن بر اساس تصورمان از خیر در مقابل بد تصمیم می گیریم.
  • به ظرفیت خلاق فرد برای مقاومت در برابر هنجارهای اجتماعی و قراردادهای فرهنگی به منظور زندگی بر اساس مجموعه ای از فضایل بیشتر اعتقاد دارد.

16. افلاطون (428/427؟–348/347؟ پ.م.)

فیلسوف و معلم یونانی افلاطون چیزی کمتر از تأسیس اولین مؤسسه آموزش عالی در جهان غرب، تأسیس آکادمی آتن و تثبیت جایگاه خود به عنوان مهمترین شخصیت در توسعه سنت فلسفی غرب انجام نداد.

افلاطون به‌عنوان شاگرد سقراط و مربی ارسطو، چهره‌ای است که می‌توان آن را سه‌گانه بزرگ تفکر یونانی در فلسفه و علم نامید.

نقل قولی از فیلسوف بریتانیایی آلفرد نورث وایتهد عظمت تأثیر او را خلاصه می کند و خاطرنشان می کند: «ایمن ترین توصیف کلی سنت فلسفی اروپایی این است که شامل یک سری پاورقی برای افلاطون است».

در واقع، می توان استدلال کرد که افلاطون فلسفه سیاسی را پایه گذاری کرد، و هر دو شکل دیالکتیک و دیالکتیک نوشتار را به عنوان راه هایی برای کشف حوزه های مختلف فکری معرفی کرد. (اغلب در دیالوگ های خود از مربی خود سقراط به عنوان ظرفی برای افکار و ایده های خود استفاده می کرد.)

در حالی که او اولین فردی نبود که در فعالیت های فلسفه سهیم شد، شاید اولین کسی بود که معنای واقعی آن را تعریف کرد، هدف آن را بیان کرد، و آشکار کرد که چگونه می توان آن را با دقت علمی به کار برد.

این جهت گیری چارچوبی جدید برای در نظر گرفتن مسائل اخلاق، سیاست، دانش و الهیات ارائه کرد. این چنین است که تقریباً غیرممکن است که تأثیر عقاید افلاطون بر علم، اخلاق، ریاضیات یا تکامل خود اندیشه را خلاصه کرد، جز اینکه بگوییم که این عقاید کامل، نفوذ ناپذیر و از سنت تفکر سختگیرانه بوده است.

ایده های بزرگ افلاطون

  • این دیدگاه را که اغلب از آن به عنوان افلاطونیسم یاد می شود، بیان کرد که کسانی که باورهایشان فقط به ادراک محدود می شود، از دستیابی به سطح بالاتری از ادراک شکست می خورند، سطحی که فقط در دسترس کسانی است که می توانند فراتر از جهان مادی را ببینند.
  • تئوری اشکال را بیان کرد، این باور که جهان مادی جهانی ظاهری و دائماً در حال تغییر است، اما جهان نامرئی دیگری برای همه چیزهایی که می‌بینیم علیت تغییرناپذیر ارائه می‌کند.
  • دیدگاه معرفت‌شناختی بنیادین «باور حقیقی موجه» را داشت که برای اینکه کسی بداند یک گزاره صادق است، باید برای گزاره صادق مربوطه توجیه داشته باشد.

17. ژان ژاک روسو (1712-78)

روسو یک نویسنده، فیلسوف و - در میان شرکت کنندگان در این فهرست منحصر به فرد - آهنگساز اپرا و ساخته های کلاسیک بود. روسو که در ژنو متولد شد، سپس یک دولت-شهر در کنفدراسیون سوئیس بود.

ایده های او در مورد اخلاق انسانی، نابرابری، و مهمتر از همه، در مورد حق حکومت، نه تنها بر تفکر در اروپا، بلکه بر پویایی قدرت واقعی در تمدن غرب تأثیری عظیم و قابل تعریف خواهد داشت.

در واقع، مهمترین آثار او مالکیت شخصی را به عنوان ریشه نابرابری معرفی می کند و این فرض را رد می کند که سلطنت ها از نظر الهی برای حکومت منصوب شده اند.

روسو این ایده را مطرح کرد که زمین را در هم می شکند که فقط مردم حق حاکمیت واقعی دارند. این ایده‌ها انقلاب فرانسه را برانگیخت، و به طور گسترده‌تر، به پایان دادن به درگیری چند صد ساله بین کلیسا، تاج و کشور کمک کرد.

روسو را می‌توان به خاطر ارائه چارچوبی اساسی برای جمهوری‌خواهی کلاسیک، شکلی از حکومت که حول ایده‌های جامعه مدنی، شهروندی، و حکومت مختلط متمرکز است، اعتبار داد.

ایده های بزرگ روسو

  • پیشنهاد کرد که انسان در بهترین حالت خود در یک حالت ابتدایی - معلق بین تمایلات حیوانی وحشیانه در یک سر طیف و انحطاط تمدن از سوی دیگر - و در نتیجه اخلاقیاتش فاسد نشده است.
  • پیشنهاد می‌شود که هر چه از «وضعیت طبیعی» خود منحرف شویم، به «زوال گونه‌ها» نزدیک‌تر می‌شویم، ایده‌ای که با فلسفه‌های مدرن زیست‌محیطی و محیط‌زیستی مطابقت دارد.
  • به طور گسترده در مورد آموزش نوشت و در دفاع از آموزشی که بر رشد شخصیت اخلاقی فردی تأکید می کند، گاهی اوقات به عنوان یکی از طرفداران اولیه آموزش کودک محور شناخته می شود.

18. ژان پل سارتر (1905-1980)

سارتر، رمان‌نویس، فعال و فیلسوف فرانسوی، یکی از نمایندگان برجسته جنبش اگزیستانسیالیستی قرن بیستم و همچنین از طرفداران سرسخت مارکسیسم و سوسیالیسم بود.

او از مقاومت در برابر ساختارهای ظالمانه اجتماعی دفاع می کرد و برای اهمیت دستیابی به یک روش واقعی وجود استدلال می کرد. نوشته‌های او مصادف در تقابل با عبور فاشیسم در اروپا، ظهور رژیم‌های استبدادی و گسترش نازیسم بود.

در این دوران افکار سارتر و اقدامات او اهمیت بیشتری یافتند. سارتر در مقاومت سوسیالیستی فعال شد، مقاومتی که فعالیت‌های خود را علیه همدستان نازی‌های فرانسوی هدف قرار داد.

شایان ذکر است، یکی از همکاران فعال او هم شریک عاشقانه و هم از هم گروهان اصلی اگزیستانسیالیسم، سیمون دوبوار بود.

پس از جنگ، نوشتار و مشارکت سیاسی سارتر بر تلاش‌های ضد استعماری، از جمله مشارکت در مقاومت در برابر استعمار فرانسه در الجزایر متمرکز بود. در واقع، مشارکت او باعث شد که سارتر دو حمله با بمب توسط نیروهای شبه نظامی فرانسوی را به همراه داشته باشد.

همچنین قابل توجه است که سارتر در طول زندگی خود از اتحاد جماهیر شوروی حمایت می کرد. اگرچه او گاهی اوقات به عنوان یک ناظر خارجی به طرح مسائلی در مورد نقض حقوق بشر می‌پردازد، اما تلاش اتحاد جماهیر شوروی برای نشان دادن مارکسیسم را ستود.

ایده های بزرگ سارتر

  • اعتقاد بر این است که انسان‌ها «محکوم به آزاد بودن» هستند، چون هیچ خالقی وجود ندارد که مسئول اعمال ما باشد، هر یک از ما به تنهایی مسئول هر کاری هستیم.
  • فراخوانی برای تجربه «آگاهی مرگ»، درکی از فناپذیری ما که یک زندگی اصیل را ترویج می کند، زندگی در جستجوی تجربه به جای دانش.
  • استدلال کرد که وجود اراده آزاد در واقع شاه دی بر بی تفاوتی جهان نسبت به فرد است، مثالی مبنی بر اینکه آزادی عمل ما نسبت به اشیا اساساً بی معنی است و بنابراین هیچ نتیجه ای برای مداخله جهان وجود ندارد.

19. سقراط (470–399 پ.م.)

سقراط به دلیل نقشی که اساساً به‌عنوان بنیان‌گذار فلسفه غرب ضروری است، در میان شرکت‌کنندگان در این فهرست منحصربه‌فرد است زیرا هیچ اثر مکتوبی که منعکس کننده ایده‌ها یا اصول کلیدی او باشد، تولید نکرده است. بنابراین، بدنه افکار و عقاید او از طریق آثار دو برجسته‌ترین شاگردش، افلاطون و گزنفون، و همچنین لژیون مورخان و منتقدانی که از آن زمان درباره او نوشته‌اند، رمزگشایی می‌شود.

متفکر کلاسیک یونانی بیشتر از طریق گفت و گوهای افلاطون شناخته می شود، که مشارکت کننده ای کلیدی در زمینه های اخلاق و آموزش نشان می دهد و از آنجایی که سقراط بیشتر به عنوان معلم اندیشه و بینش شناخته می شود، شاید مناسب باشد که شناخته شده ترین سهم او روشی برای رویکرد به تعلیم و تربیت باشد که اساساً حتی امروز نیز مرتبط است.

روش موسوم به سقراطی، که شامل استفاده از پرسش و گفتمان برای ترویج گفتگوی باز در مورد موضوعات پیچیده و هدایت دانش آموزان به بینش های خود است، در گفت و گوهای افلاطونی به نمایش گذاشته شده است.

رویکرد کنجکاوانه او همچنین او را به عنوان یک منتقد اجتماعی و اخلاقی مرکزی رهبری آتن قرار داد که در نهایت منجر به محاکمه و اعدام او به دلیل فاسد کردن ذهن جوانان آتن شد.

ایده های بزرگ سقراط

  • استدلال می‌کرد که آتنی‌ها در تأکید بر خانواده‌ها، مشاغل و سیاست به بهای رفاه روحشان اشتباه می‌کردند.
  • گاهی اوقات این جمله را می‌دانم که چیزی نمی‌دانم دال بر آگاهی از نادانی او و به طور کلی محدودیت‌های دانش بشری نسبت داده می‌شود.
  • اعمال ناشایست اعتقادی پیامد جهل بود، زیرا کسانی که رفتار غیر فضیلت‌آمیز داشتند این کار را انجام دادند زیرا چیزی بهتر از این را نمی‌دانستند.

20. لودویگ ویتگنشتاین (1889-1951)

ویتگنشتاین که در اتریش در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمد، یکی از شخصیت‌های رنگارنگ و غیرعادی‌تر فلسفه است. او زندگی عجیب و غریب و عشایری حرفه ای را سپری کرد، در دانشگاه، خدمت سربازی، آموزش و حتی به عنوان یک بیمارستان منظم مشغول بود. علاوه بر این، او در طول زندگی خود به طور گسترده نوشت اما تنها یک نسخه خطی منتشر کرد.

و با این حال، او توسط معاصران خود به عنوان یک نابغه شناخته شد. انتشار پس از مرگ مجلدات متعدد او این دیدگاه را برای نسل‌های آینده تأیید کرد و در نهایت ویتگنشتاین را به شخصیتی برجسته در حوزه‌های منطق، معناشناسی و فلسفه ذهن تبدیل کرد.

تحقیقات او در زمینه زبان‌شناسی و روان‌شناسی به‌ویژه وحیانی است دریچه‌ای متمایز ارائه می‌دهد که از طریق آن می‌توان تازگی ماهیت معنا و محدودیت‌های تصور انسان را درک کرد.

ایده های بزرگ ویتگنشتاین

  • استدلال کرد که سردرگمی مفهومی در مورد زبان، مبنای بیشتر تنش‌های فکری در فلسفه است.
  • اظهار داشت که معنای کلمات مستلزم درک ما از آن معناست، و انتساب خاص ما به معنا از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی پیرامون ما ناشی می شود.
  • به این نتیجه رسیدیم که چون فکر به طور جدایی ناپذیری با زبان گره خورده است، و از آنجا که زبان به صورت اجتماعی ساخته شده است، ما فضای درونی واقعی برای تحقق افکار خود نداریم، به این معنا که زبان افکار ما افکار ما را به طور ذاتی ساخته اجتماعی می کند.

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید