امروز: یکشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۰۳ شوّال ۱۴۴۲ قمری و ۱۶ مه ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 276405
۱۷۱
۱
۰
نسخه چاپی

انواع مجازات بر اساس قانون مجازات اسلامی

انواع مجازات بر اساس قانون مجازات اسلامی

انواع مجازات بر اساس قانون مجازات اسلامی

مجازات یا کیفر به معنای جزای کار و سزای عمل است. در حقوق، مجازات به معنای واکنش جامعه به عمل مجرمانه ای است که علاوه بر آسیب زدن به قربانی ، وجدان جامعه را هم جریحه دار کرده است. هدف از تعیین مجازات هم همین است که افراد جامعه بدانند که اگر اعمال آنها جان و مال دیگران را به مخاطره اندازد، اقدامات آنها بی جواب نخواهند ماند. از این رو هر فرد باید بداند چه عملی مجرمانه است و مجازات در پی دارد. قانون گذار با در نظر گرفتن مجازات برای مجرم سعی دارد امنیت و اعتماد را به جامعه برگردانده و مجرم را به نتیجه اعمالش برساند.

بر اساس قانون مجازات اسلامی مجازات ها به سه دسته اصلی، تکمیلی و تبعی تقسیم می شود.

مجازات های اصلی در قانون مجازات اسلامی

به آن دسته از جرم هایی که در قانون به طور مستقیم برای آنها مجازات در نظر گرفته شده است؛ مجازات های اصلی گفته می شوند و مجازات هایی که قانون برای هر جرم چندین مجازات در نظر گرفته است و فقط با حکم قطعی دادگاه می باشد، که خود به چهار دسته تقسیم می گردد.

بر اساس ماده 14 قانون مجازات اسلامی انواع مجازاتهای اصلی به 4 دسته تقسیم می شود که عبارتند از:

الف- حد
ب- قصاص
پ- دیه
ت- تعزیر

قصاص

در قانون جزا قصاص را اینگونه تعریف کرده اند که قصاص، مجازات اصلی جنایات عمدی بر نفس، اعضاء و منافع است. به زبان ساده تر می توان اینگونه بیان کرد که قصاص کیفری می باشد که جنایتکار به آن محکوم شده است و باید مطابق و برابر با جنایتی باشد که او انجام داده است.

دیه

بر اساس ماده 445 در قانون مجازات اسلامی دیه اعم از مقدر و غیر مقدر، مالی است که در شرع مقدس برای ایراد جنایت غیرعمدی بر نفس، اعضاء و منافع و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد به موجب قانون مقرر می شود.

دیه به دو صورت می باشد:

اول در جرایمی که به صورت عمدی انجام شده است و بنا به دلایلی قصاص صورت نمی گیرد به طور مثال می توان گفت زمانی که یک قتل صورت میگیرد و خانواده مقتول به جای قصاص از خانواده قاتل دیه تقاضا میکنند.

دوم در جرایمی می باشد که به صورت غیر عمدی است و در این صورت مجرم با پرداخت دیه مجازات می گردد.

دیه انواع متفاوتی دارد: دیه قتل، دیه اعضای بدن، دیه منافع اعضا و دیه جراحات

حد

حد به مجازاتی گفته می‌شود که نوع و میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است، وهر بار که قوانین کیفری اصلاح شود مقررات مربوط به حدود تغییر چندانی نخواهد کرد.

در شرع مشخصات این مجازات از نظر نوع، میزان و کیفیت مشخص شده است، به‌عنوان مثال حد مصرف مشروبات از نوع تازیانه و میزان آن برای زن و مرد هشتاد تازیانه است. بعضی حد را به معنی تازیانه محدود می‌کنند در حالی که حد ممکن است مصداق‌های مختلفی داشته باشد مثلاً قطع انگشتان نیز در شرایطی ممکن است حد سرقت باشد.

بر اساس ماده 13 قانون مجازات اسلامی در قانون برای مجازاتی که میزان و نوع آن و کیفیت آن در شرع مشخص شده باشد حد گویند. مجازات هایی که برای حد تعیین گردد از قبیل: قتل، تازیانه، قطع عضو و نفی بلد است.

پس بنابراین می توان اینگونه بیان کرد که حد، کیفرهایی هستند که مقدار آنها تعیین شده است و بیشتر بدنی می باشند و تصمیمات و اختیارات قاضی در آن دخیل نمی باشد.

تعزیرات

به مجازات ها و تنبیه هایی که مقدار آن کمتر از حد می باشد تعزیر می گویند و اینگونه می‌توان گفت که تعزیر مقدار مجازاتی می باشد که اندازه و حدود آن در قانون و شرع تعیین نشده است و اندازه آن بستگی به اختیارات و نظر قاضی دارد همانند جزای نقدی، حبس و شلاق. میزانی که در تعزیرات برای شلاق در نظر می‌گیرند باید از میزانی که در حد است کمتر باشد.

ماده 18 قانون مجازات اسلامی درباره مجازات تعزیر آورده است:

تعزیر مجازاتی است که مشمول عنوان حد، قصاص یا دیه نیست و به موجب قانون در موارد ارتکاب محرمات شرعـی یا نقض مقررات حکومتی تعیین و اعمال می گردد. نوع، مقدار، کیفیت اجراء و مقررات مربوط به تخفیف، تعلیق، سقوط و سایر احکام تعزیر به موجب قانون تعیین می شود. دادگاه در صدور حکم تعزیری، با رعایت مقررات قانونی، موارد زیر را مورد توجه قرار میدهد:
الف- انگیزه مرتکب و وضعیت ذهنی و روانی وی حین ارتکاب جرم
ب- شیوه ارتکاب جرم، گستره نقض وظیفه و نتایج زیانبار آن
پ- اقدامات مرتکب پس از ارتکاب جرم
ت- سوابق و وضعیت فردی، خانوادگی و اجتماعی مرتکب و تاثیر تعزیر بر وی

بر اساس ماده 19 قانون مجازات اسلامی مجازات های تعزیری به هشت درجه تقسیم می شود.

مجازاتهای تعزیری به هشت درجه تقسیم می‌شود:

درجه 1

- حبس بیش از بیست و پنج سال
- جزای نقدی بیش از یک میلیارد (۱.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال
- مصادره کل اموال
- انحلال شخص حقوقی

درجه 2

- حبس بیش از پانزده تا بیست و پنج سال
- جزای نقدی بیش از پانصد و پنجاه میلیون (۵۵۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال تا یکمیلیارد (۱.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال

درجه 3

- حبس بیش از ده تا پانزده سال
- جزای نقدی بیش از سیصد و شصت میلیون (۳۶۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال تا پانصد وپنجاه میلیون (۵۵۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال

درجه 4

- حبس بیش از پنج تا ده سال
- جزای نقدی بیش از یکصد و هشتاد میلیون(۱۸۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال تا سیصد و شصت میلیون (۳۶۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال
- انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی

درجه 5

- حبس بیش از دو تا پنج سال
- جزای نقدی بیش از هشتاد میلیون (۸۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال تا یکصد و هشتاد میلیون (۱۸۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال
- محرومیت از حقوق اجتماعی بیش از پنج تا پانزده سال
- ممنوعیت دائم از یک یا چند فعالیت شغلی یا اجتماعی برای اشخاص حقوقی
- ممنوعیت دائم از دعوت عمومی برای افزایش سرمایه برای اشخاص حقوقی

درجه 6

- حبس بیش از شش ماه تا دو سال
- جزای نقدی بیش از بیست میلیون (۲۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال تا هشتاد میلیون (۸۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال
- شلاق ازسی ویک تا هفتادوچهار ضربه و تا نودونه ضربه در جرائم منافی عفت
- محرومیت از حقوق اجتماعی بیش از ششماه تا پنجسال
- انتشار حکم قطعی در رسانه ها
- ممنوعیت از یک یا چند فعالیت شغلی یا اجتماعی برای اشخاص حقوقی حداکثر تا مدت پنج سال
- ممنوعیت از دعوت عمومی برای افزایش سرمایه برای اشخاص حقوقی حداکثر تا مدت پنج سال
- ممنوعیت از اصدار برخی از اسناد تجاری توسط اشخاص حقوقی حداکثر تا مدت پنج سال

درجه 7

- حبس از نود و یک روز تا شش ماه
- جزای نقدی بیش از ده میلیون (۱۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال تا بیست میلیون (۲۰.۰۰۰.۰۰۰) ریال
- شلاق از یازده تا سی ضربه
- محرومیت از حقوق اجتماعی تا شش ماه

درجه 8

- حبس تا سه ماه
- جزای نقدی تا ده میلیون (۱۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال
- شلاق تا ده ضربه

تبصره 1- موارد محرومیت از حقوق اجتماعی همان است که در مجازاتهای تبعی ذکر شده است.
تبصره 2- مجازاتی که حداقل آن منطبق بر یکی از درجات فوق و حداکثر آن منطبق با درجه بالاتر باشد، از درجه بالاتر محسوب می‌شود.
تبصره 3- درصورت تعدد مجازاتها، مجازات شدیدتر و درصورت عدم امکان تشخیص مجازات شدیدتر، مجازات حبس ملاک است. همچنین اگر مجازاتی با هیچ یک از بندهای هشتگانه این ماده مطابقت نداشته باشد مجازات درجه هفت محسوب می‌شود.
تبصره 4- مقررات این ماده و تبصره های آن تنها جهت تعیین درجه مجازات است و تاثیری در میزان حداقل و حداکثر مجازاتهای مقرر در قوانین جاری ندارد.
تبصره 5- ضبط اشیاء و اموالی که در ارتکاب جرم به کار رفته یا مقصود از آن به کارگیری در ارتکاب جرم بوده است از شمول این ماده و بند (ب) ماده(۲۰) خارج و در مورد آنها برابر ماده(۲۱۵) این قانون عمل خواهد شد. در هر مورد که حکم به مصادره اموال صادر می‌شود باید هزینه های متعارف زندگی محکوم و افراد تحت تکفل او مستثنی شود.

مجازات تکمیلی در قانون مجازات اسلامی

در برخی از موارد قاضی مجازات اصلی را برای مجرم کافی و کامل نمی داند . از این رو قاضی برای تکمیل مجازات اصلی اقدام به تعیین مجازات تکمیلی می کند . البته اینطور نیست که قاضی هر زمان خواست و بنا به سلیقه خودش اقدام به تعیین مجازات تکمیلی کند . قاضی زمانی می تواند اقدام به انجام این کار کند که قانونگذار در قانون به قاضی اجازه داده باشد که علاوه بر مجازات اصلی می تواند مجازات تکمیلی هم مشخص کند .

در ماده 23 قانون مجازات اسلامی موارد زیر بیان شده که قاضی می تواند فردی را که به یکی از مجازاتهای اصلی ( قصاص ، حدود ، دیه و تعزیر ) محکوم شده است را به یکی یا چند تا از مجازاتهای تکمیلی زیر هم محکوم کند . البته تعیین مجازات تکمیلی باید متناسب با جرم ارتکابی و خصوصیات جرم و مجرم تعیین شود . مجازاتهای تکمیلی مقرر در قانون به این ترتیب ذکر شده اند:

الف- اقامت اجباری در محل معین
ب- منع از اقامت در محل یا محل های معین
پ- منع از اشتغال به شغل، حرفه یا کار معین
ت- انفصال از خدمات دولتی و عمومی
ث- منع از رانندگی با وسایل نقلیه موتوری و یا تصدی وسایل موتوری
ج- منع از داشتن دسته چک و یا اصدار اسناد تجارتی
چ- منع از حمل سلاح
ح- منع از خروج اتباع ایران از کشور
خ- اخراج بیگانگان از کشور
د- الزام به خدمات عمومی
ذ- منع از عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی یا اجتماعی
ر- توقیف وسایل ارتکاب جرم یا رسانه یا موسسه دخیل در ارتکاب جرم
ز- الزام به یادگیری حرفه، شغل یا کار معین
ژ- الزام به تحصیل
س- انتشار حکم محکومیت قطعی

مجازات های تبعی در قانون مجازات اسلامی

یک سری از مجازاتهای هستند که بر مجازات اصلی متهم به صورت پیش فرض قرار می گیرند؛ یعنی این مجازات‌ها شخص را از حقوق اجتماعی خود محروم میکند. و نیازی به اجازه حکم قاضی نمی باشد بلکه این مجازات‌ها با توجه به مجازاتی که قانون به مجرم داده است به تبع آن یکسری ممنوعیت هایی خود به خود برای آن ایجاد می شود.

مدت زمانی که برای مجازات های تبعی محاسبه میکنند بستگی به مجازات اصلی مجرم دارد. ولی بیشترین مجازات تبعی که محرومیت از حقوق اجتماعی بود به مدت ۷ سال طول کشید.

به طور کلی می‌توان گفت که مجازاتهای تبعی در موارد زیر اتفاق می افتد:

- مجازات تبعی برای جرایمی که عمدی باشند
- مجازات تبعی برای جرایمی که عمدی می‌باشد و حکمی که برای آنها بریده اند که همان حکم کیفری است قطعی باشد.
- مجازاتهای تبعی بعد از اجرای حکم می‌تواند قابل اجرا باشند

بر اساس ماده 25 قانون مجازات اسلامی محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی، پس از اجرای حکم یا شمول مرور زمان، در مدت زمان مقرر در این ماده محکوم را از حقوق اجتماعی به عنوان مجازات تبعی محروم می کند:

الف- هفت سال در محکومیت به مجازاتهای سالب حیات و حبس ابد از تاریخ توقف اجرای حکم اصلی
ب- سه سال در محکومیت به قطع عضو، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده بیش از نصف دیه مجنیٌعلیه باشد، نفی بلد و حبس تا درجه چهار
پ- دو سال در محکومیت به شلاق حدی، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده نصف دیه مجنیٌ علیه یا کمتر از آن باشد و حبس درجه پنج

محرومیت های حقوق اجتماعی مجازات های تبعی

بر اساس ماده 26 قانون مجازات اسلامی حقوق اجتماعی موضوع این قانون به شرح زیر است:

الف- داوطلب شدن در انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا
ب- عضویت در شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام یا هیأت دولت و تصدی معاونت رئیس جمهور
پ- تصدی ریاست قوه قضائیه، دادستانی کل کشور، ریاست دیوان عالی کشور و ریاست دیوان عدالت اداری
ت- انتخاب شدن یا عضویت در انجمنها، شوراها، احزاب و جمعیتها به موجب قانون یا با رأی مردم
ث- عضویت در هیأتهای منصفه و امناء و شوراهای حل اختلاف
ج- اشتغال به عنوان مدیر مسؤول یا سردبیر رسانه های گروهی
چ- استخدام و یا اشتغال در کلیه دستگاههای حکومتی اعم از قوای سه گانه و سازمانها و شرکتهای وابسته به آنها، صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران، نیروهای مسلح و سایر نهادهای تحت نظر رهبری، شهرداریها و مؤسسات مأمور به خدمات عمومی و دستگاههای مستلزم تصریح یا ذکر نام برای شمول قانون بر آنها
ح- اشتغال به عنوان وکیل دادگستری و تصدی دفاتر ثبت اسناد رسمی و ازدواج و طلاق و دفتریاری
خ- انتخاب شدن به سمت قیم، امین، متولی، ناظر یا متصدی موقوفات عام
د- انتخاب شدن به سمت داوری یا کارشناسی در مراجع رسمی
ذ- استفاده از نشانهای دولتی و عناوین افتخاری
ر- تأسیس، اداره یا عضویت در هیأت مدیره شرکتهای دولتی، تعاونی و خصوصی یا ثبت نام تجارتی یا مؤسسه آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و علمی

  • منبع
  • دادپلاس
  • وکیل تاپ

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید