حقوق خبر
روانشناسی یونگ

روانشناسی یونگ و کهن الگوی مادر اولیه (قسمت چهارم)

با وجود براندازی مذاهب ابتدایی که گاهی با سحر و افسون و اسرار آمیخته بوده است و با آن که مذاهب ابتدایی جای خود را به مذاهب یهود و مسیحی با سمبولهای نرینه داده است، هنوز زن درون یا روان زنانه به کار کشف و شهود می آید

 
 

روانشناسی یونگ و کهن الگوی مادر اولیه

درباره ی روان زنانه و شکلهای ابراز وجود این روان در عرصه هستی، مکتب یونگ این گونه اعلام نظر کرده است:

با وجود براندازی مذاهب ابتدایی که گاهی با سحر و افسون و اسرار آمیخته بوده است و با آن که مذاهب ابتدایی جای خود را به مذاهب یهود و مسیحی با سمبولهای نرینه داده است، هنوز زن درون یا روان زنانه به کار کشف و شهود می آید. به اعتقاد یونگ: «روتن زن تجسم تمام تمایلات روانی زنانه در روح مرد است، مانند احساسات و حالات عاطفی مبهم، حدسهای پیشگویانه، پذیرا بودن امور غیرمنطقی، قابلیت عشق شخصی، احساس خوشایند نسبت به طبیعت و- آخر از همه، ولی نه کمتر از همه – رابطه ی او با ضمیر ناخودآگاه .» تصادفی نیست که در زمانهای قدیم از کاهنه ها (مانند سیبل یونانی و گشتینانا خواهر دموزی شاه شبان سومری برای کشف اراده ی الهی و برقراری ارتباط با خدایان، استفاده می شد.

شاید بتوان بر نظریه ی یونگ این نکته را نیز افزود که کارایی و توانایی زنان جادوگر در جهت تحقق رویدادهای شر نشانه ای از همین نیروی استثنایی زنانه در ایجاد ارتباط با ناخودآگاه است.

یونگ همچنین به نمونه ی دیگری از توانایی روان زنانه در ایجاد رابطه با ضمیر ناخودآگاه اشاره می کند و می گوید: یک نمونه به ویژه خوب از تصویر باطنی روان زنانه در پزشکان و پیغمبران(شامانهای) اسکیمو و سایر قبایل ساکن قطب شمال یافت می شود. برخی از اینان حتی لباس زنانه می پوشند یا تصویر پستان بر روی جامه های خویش نصب می کنند تا طرف زنانه ی درونی خود را نشان دهند. – آن طرفی که آنها را قادر می سازد با سرزمین ارواح (یعنی آنچه که ما امروز ناخودآگاه می نامیم) مربوط شوند. بر آنچه یونگ اعلام داشته، شاید این نکته افزودنی است که : بخش زنانه از وجود انسان نهانگاه نیروهای است که با معیارهای صرفاً علمی قابل اندازه‌گیری نیست. هیچ کس تاکنون نتوانسته است مکانیسم بخش زنانه از وجود انسان را در ایجاد پل و ارتباط با ناخودآگاه تعیین کند. اما تمام کسانی که به روان ‌شناسی و جامعه شناسی پرداخته اند، حتی آنها که زنانگی را همواره از دیدگاه منفی نگریسته اند، به این تواناییهای بالقوه اشاره کرده و بنابر سلیقه ای که داشته اند اتفاقاً زن را از همین موضع کوبیده اند.

بشر از دورانی که مظاهر پرستش را در جنس زن (بزرگ مادر اولیه) جستجو می کرده و حتی از دورانی که مظاهر پرستش را از دو جنس نر و ماده برمی گزیده، خاطرات خوش و شیرین به یاد دارد. هرچند جنازه ی خدایان مادینه بعد از عصر اسطوره‌پیرایی در گورستان خودآگاه مردمان از یاد رفته، اما بزرگ مادر اولیه همچنان در ناخودآگاه انسان بر اریکه ی قدرت تکیه دارد و هر کجا پای منطق و عقل رایج و روزمره می لنگد و زبان آنها قادر به بیان احوال درون و بازگشایی اسرار وجود لایتناهی انسان نیست، انسان به ناخودآگاه یعنی به حریم و بارگاه بزرگ مادر اوایه پناه می برد و در آن فراخنا دامان پر عطوفت آن نماد قدرت و عطوفت ازلی را می چسبد. سرزمین ارواح و فضای لایتناهی و اسرارآمیز که فقط در ناخودآگاه می گنجد هنگامی در برابر انسان گشوده می شود که روان زنانه یا بخش زنانه از وجود تجلی جانانه داشته باشد. تواناییهای این بخش از وجود انسان را شاید مردانی که در مذاهب مختلف مدعی ارتباط با جهان بالا هستند، بهتر می شناسند. هم از این رو است که تمام کوششهای خود را مبذول می دارند تا زنانگی را خفه کنند یا آن را چنان در قیود و تکالیف خشک محبوس سازند که زنان نیروهای نهفته ی خود را برای ایجاد رابطه با ناخودآگاه که مردان در سطوح بالای مذاهب مدعیان تسخیر آن هستند به کار نیندازند.

بدین جهت است که روان زنانه به دلیل آن که اعجازگر و راهگشای دنیاهای اسرارآمیز انسان است، بیش از آن که بر انسان های عالم و دانشمند با معیارهای امروزی شناخته شده باشد، آشنای دیرین جادوگران، درمانگران و پیامبران برخاسته از زندگی ابتدایی انسان است. به این متن صوفیانه که متعلق به قرون وسطی است توجه کنید. در این متن، یک تصویر از روان زنانه طبیعت پرشور و پر تنوع خود را بدین گونه بیان می دارد:

«من گل صحرایی و لاله ی کوهیم. من مادر عشق زیبا و ترس و دانش و امید مقدسم... میانجی عناصرم، و یکی را با دیگر سازگار می سازم، گرم و سرد و سرد را گرم می کنم، آنچه را که خشک است تر می کنم و برعکس. آنچه را که سخت است نرم می سازم...من در کشیش، قانون- در پیغمبر، کلام و در خردمند، اندرزم. من خواهم کشت و برای زنده بودن خواهم ساخت و هیچ کس نیست که از دست من نجات یابد.»

این قطعه، صفات زنانه یا بخش زنانه از وجود را که در بافت مفاهیم مقدس می تواند تعریفی از صفات بزرگ مادر اولیه تعبیر شود بیان می کند.

بیشتر بخوانید:

روانشناسی یونگ و کهن الگوی مادر اولیه (قسمت اول)

روانشناسی یونگ و کهن الگوی مادر اولیه (قسمت دوم)

روانشناسی یونگ و کهن الگوی مادر اولیه (قسمت سوم)

علل ساخت پیکرک زن در فرهنگ‌های پیش از تاریخ ایران (قسمت اول)

علل ساخت پیکرک زن در فرهنگ‌های پیش از تاریخ ایران (قسمت دوم)

قدمت مذهب بانو - خدایی در ایران و جهان

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: شناخت هویت زن ایرانی در گستره‌ی پیش تاریخ و تاریخ - شهلا لاهیجی - مهرانگیز کار

پایگاه خبری حقوق نیوز

 

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: