حقوق خبر

مقایسه عصبیت ابن خلدون و سرمایه اجتماعی (قسمت 1)

به اعتقاد پاتنام‌ منظور‌ از‌ سرمايه اجتماعی جنبه های گوناگون سازمان اجتماعی مـانند اعـتماد، هنجارها و شبکه هاست که می توانند بـا‌ تـسهيل اقـدامات هـماهنگ ، کـارايی جامعه را بهبود بـخشند


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

مقایسه عصبیت ابن خلدون و سرمایه اجتماعی

سـرمايه اجـتماعي از‌ مـفاهيم‌ نويني‌ است که در بررسي هاي اجتماعي و اقتصادي به يکـي از بـحث انگيزترين‌ و جنجالي ترين‌ مفاهيم علوم اجتماعي و پژوهش هاي توسعه تبديل شده است .

سرمايه اجتماعي به لحاظ تأثيرات مختلفي که‌ در‌ زنـدگي‌ دارد، مـورد تـوجه دانشگاهيان در رشته هايي نظير جامعه شناسي، علوم سياسي‌، مديريت‌ ، روانـشناسي‌ و به ويژه اقتصاد قرار گرفته است . در صورت فقدان سرمايه اجتماعي، ساير سرمايه ها‌ اثربخشي‌ خود‌ را از دست مي دهند و پيمودن راه هـاي تـوسعه و تـکامل فرهنگي و اقتصادي دشوار است . از‌ اين‌ رو، موضوع سرمايه اجتماعي به عنوان اصـلي مـحوري براي دستيابي به توسعه محسوب‌ مي شود‌. در واقع تأثير اين سرمايه ، به حدي است که از آن بـه‌ عـنوان ثروت نامريي يک کشور ياد مي کنند و از رهگذر اين سرمايه حياتي، انسجام‌ ، اعتماد‌ متقابل‌ و حس اطـمينان و هـمبستگي در جـامعه فراهم مي شود و هر گونه کاهش در آن ، موجب کاهش مشارکت‌ هاي‌ سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي شـهروندان مـي شود و رشـد آسيب ها و جرائم اجتماعي، بي اعتمادي‌، يأس‌ و نااميدي‌، احساس محروميت نسبي و بسياري از ناهنجاري ها، نتيجه تـقليل سـرمايه اجتماعي است.

عصبيت‌ نيز‌ از‌ کليدي ترين مفاهيم و زيربناي ايده هاي سياسي و اجتماعي ابن خـلدون اسـت کـه به‌ معناي‌ پيوند و پيوستگي است که در اثر پيوندهاي فاميلي، هم سوگندي و هم پيماني پديد مـي آيد. عـصر ابن‌ خلدون‌ با عواملي مانند حمله و غلبه بربرها بر اعراب شهرنشين ، بيماري طـاعون ، جـنگ‌ مـيان‌ دولت ها و حمله مغول روبرو بود که‌ همه‌ اين‌ عوامل سبب افول تدريجي جوامع اسلامي گـرديد‌ و از‌ آغـاز سده پنجم ، قبايل عرب به مغرب هجوم بردند و بر ساکنان قديم آن کـشور‌ يعـني بربرها غلبه يافتند و بيشتر‌ نواحي‌ و شهرهاي آن‌ سرزمين‌ را‌ تصرف کردند و در فرمانروايي بقيه شهرهايي‌ که‌ در دسـت آنـان مـانده بود، شرکت جستند. وي‌ در بحبوحه اين تحولات عظيم ، نظريه‌ عصبيت خود را صورت‌ بـندي‌ کـرد.

سرمايه اجتماعي

به اعتقاد پاتنام‌ منظور‌ از‌ سرمايه اجتماعي جنبه هاي گوناگون سازمان اجتماعي مـانند اعـتماد، هنجارها و شبکه هاست که مي توانند بـا‌ تـسهيل اقـدامات هـماهنگ ، کـارايي جامعه را بهبود بـخشند.

پير بورديو يکي‌ از نظريه پردازان اصلي‌ سرمايه‌ اجتماعي است . به اعتقاد وي سرمايه عبارت است از: کار انباشته که وقـتي بـر مـبنايي خصوصي، يعني انحصاري به تصرف عاملان يا گـروه هـايي از عـاملان در مـيآيد، آنـان را قـادر‌ ميسازد نيروي اجتماعي را، به شکل کار عينيت يافته يا جاندار به تصرف درآورند. سرمايه نيرويي است که کتيبه وار در ساختارهاي عيني و ذهني نوشته شده ، ولي در عين حال اصل‌ باطني‌ اسـت که زمينه اتکاي قاعده مندي هاي فطري جهان اجتماعي است.

به اعتقاد بورديو، سرمايه اجتماعي «جمع بالقوه يا واقعي است که حاصل شبکه اي بادوام از روابط‌ کمابيش‌ نهادينه شده آشنايي و شناخت مـتقابل يا عـضويت در گروه است . شبکه اي که هر يک از اعضاي خود را از پشتيباني سرمايه جمعي برخوردار مي کند و آنان را مستحق اعتبار‌ مي سازد‌». با توجه به تنوع تعاريفي که درباره مفهوم سرمايه اجتماعي در رويکرد سـرمايه اجـتماعي ملاحظه مي شود، در بررسي حاضر از تعريف پاتنام استفاده شده است .

مؤلفه هاي‌ سرمايه‌ اجتماعي‌

با استناد به تعريف پاتنام‌ که‌ رايج‌ ترين توضيح دربـاره سـرمايه اجتماعي را ارائه کرده است ، به تـشريح اين مـؤلفه مي پردازيم و ابعاد آن را از هم تفکيک مي کنيم‌ . به‌ اعتقاد‌ پاتنام ، سرمايه اجتماعي جنبه هاي گوناگون سازمان اجتماعي‌، مانند‌ اعتماد، هنجارها و شبکه هاست که مي توانند با تـسهيل اقـدامات هماهنگ ، کارايي جامعه را بـهبود بـخشند .

اعتماد‌: نشان‌ دهنده‌ سطح بهره مندي گروه ها و جوامع از سرمايه اجتماعي است‌ . به اعتقاد پاتنام ، سرمايه ناشي از دو منبع ، يعني هنجار معامله متقابل و شبکه هاي مشارکت مدني است. اعتماد‌، هـمکاري‌ را‌ تـسهيل مي کند و هر چه ميزان اعتماد در جامعه اي بيشتر باشد‌، احتمال‌ همکاري بيشتر است.

هنجارها: يکي از عناصر سرمايه اجتماعي، هنجارهاي مشترک است که‌ از‌ طريق‌ فرايند اجتماعي شدن و نيز از طريق اعمال مـجازات ، در افـراد جامعه تـثبيت‌ مي شود.

شبکه ها يا پيوندها: به اعتقاد پاتنام ، همکاري و تعاون داوطلبانه در جايي‌ که‌ ذخيره‌ و انباشتي از سرمايه اجـتماعي در قالب قواعد مبادله و شبکه هاي تعهد مدني وجود داشته‌ باشد‌، بـه آسـاني صـورت مي گيرد. سرمايه اجتماعي بر اشکالي از سازمان‌ هاي‌ اجتماعي‌ مانند اعتماد، قواعد و شبکه ها دلالت مي کند که مي توانند کـارايي ‌ ‌جـامعه را از طريق‌ کنش‌ هاي متناسب تسهيل کنند. برخي از اين شبکه ها، افقي‌ هستند‌ و شـهروندان‌ بـرخوردار از وضـعيت و قدرت برابر را دور هم جمع مي کنند. اما برخي ديگر، شبکه هاي‌ عمودي‌ هستند که شهروندان نـابرابر را از طريق روابط نابرابر مبتني بر سلسله‌ مراتب‌ و وابستگي‌ به هم پيوند می دهند.

از تعاريف مربوط به سـرمايه اجـتماعي استنباط مي شود‌ که‌ سرمايه‌ اجتماعي، مجموعه اي از ارزش ها و هنجارهايي است که تقويت ، اعتماد، پيوند‌، وفاق‌ و انسجام را ميان افراد در خانواده و جامعه پديد مي آورد.

تعريف عصبيت

عصبيت پديده اي است که‌ ابعاد‌ مختلف اجتماعي، فرهنگي و سياسي داشـته و در گذر زمان دچار تحول شده است.‌ عصبيت از ديدگاه ابن‌ خلدون‌ ، نيرويي‌ طبيعي همانند ساير نيروهاي طبيعي است . منشأ‌ عصبيت‌ ، خويشاوندي و امور مشابه آن است و فقط مبتني بر نسب خوني و وراثتي نـيست ، بـلکه‌ اين‌ نسبت بايد از طريق سازوکارهايي‌ مانند‌ عين مشترک‌ اجتماعي‌ ظاهر‌ شده باشد .

عصبيت‌ پيوند و وابستگي بين افراد در يک گروه اجتماعي يا قبيله است : عصبيت‌ از‌ راه پيوند نسبي و وابستگي خاندان ها‌ بـه يکـديگر و يا مفهومي‌ مشابه‌ آن حاصل مي شود، زيرا پيوند‌ خويشاوندي‌ به جز مواردي اندک در بشر طبيعي است . ابن خلدون پيوند خويشاوندي را‌ که‌ در بدو امر از راه‌ نسب‌ به‌ دست مي آيد، عصبيت‌ اصيل‌ مي داند، نـفوذ خـويشاوندي فقط‌ همين‌ پيوندي است که صله ارحام را ايجاد مي کند. ابن خلدون‌ در‌ تعريف عصبيت ، صرفا عصبيت نسبي را‌ مورد‌ توجه ندارد‌، بلکه‌ عصبيت‌ ناشي از هم پيماني‌، هم سوگندي و عصبيت نـاشي از اعـتقادات دينـي را نيز در نظريه عصبيت اجتماعي خـود لحـاظ‌ مـي کند‌.

مؤلفه هاي عصبيت

1-پيوند نسبي و وابستگي‌ خاندان‌ ها‌: ابن‌ خلدون‌ اين مطلب را‌ به‌ دو مقوله مرتبط ميداند:

الف - شخصيت فرد

ب - موقعيت خانوادگي صاحب عـصبيت

ابـن خلدون عصبيت‌ اصيل‌ و واقعي‌ را عصبيت خوني و خويشاوندي مـي داند و از نـظر‌ وي‌، خانواده‌ و نسب‌ عنصر‌ اساسي‌ عصبيت را شکل مي دهد:

«معني خانواده اين است که کسي از ميان نياکان خود، گروهي مردمان بلندپايه و نـامور بـرشمرد. آن وقـت به سبب تولد يافتن وي در‌ آن خاندان و انتساب به ايشان او هم در مـيان قبيله خويش به بزرگي و احترام اختصاص مي يابد و نام آن گروه ، مايه بزرگي و سرافرازي وي مي گردد». وي هم‌ چنين‌ مـيزان بـزرگي و اعـتبار خانواده ها را در عصبيت آن ها مي بيند که هر چه عصبيت خاندان بـيشتر بـاشد، احترام و شرافتش نيز بيشتر است :

«ميزان برخورداري خانواده از ثمرات بزرگي‌ به‌ نسبت اختلاف عصبيت ها بـا يکـديگر مـتفاوت است ، چه تنها راز اين گونه بزرگواريها در همان عصبيت است.»

٢- هم پيماني و هـم‌ سـوگندي‌

به اعتقاد ابن‌ خلدون‌ کساني که به واسطه هم پيماني و هم سوگني با هـم الفـت يابـند و در عصبيت شريک شوند، از همديگر دفاع مي کنند و پشتيبان هم مي شوند و يکي‌ از‌ عناصر عصبيت به واسـطه‌ هـمين‌ پيمان ها شکل مي گيرد:

«غرور قومي هر کس نسبت به هم پيمان و هـم سـوگندش بـه علت پيوندي است که در نهاد وي جاگير مي گردد و اين عاطفه هنگامي برانگيخته مي شود که‌ به‌ يکـي از هـمسايگان يا خويشاوندان و بستگان يا هر کس که به يکي از اقسام همبستگي و خويشي به انسان نـزديک بـاشد، سـتمي برسد و حق او پايمال شود»

٣- دين :

وي هم‌ چنين‌ دين را‌ تقويت کننده عصبيت مي داند. «آيين ديني، هم چشمي و حـسد کـردن به يکديگر را که در ميان خداوندان‌ عصبيت يافت مي شود را زايل مي کند و وجهه را تنها بـه سـوي‌ حـق‌ و راستي‌ متوجه مي سازد. از اين رو، هرگاه چنين گروهي در کار خويش بينايي حاصل کند، هيچ نيرويي در ‌‌برابر‌ آنـان ياراي مـقاومت نـخواهد داشت ، چه وجهه آنان يکي است و مطلوب در نزد‌ همه‌ آنان‌ وسيع و بـلند اسـت و چنان بدان دلبسته اند که حاضرند در راه آن جانسپاري کنند.»

منبع: بررسی تطبیقی عصبیت ابن‌خلدون و سرمایه اجتماعی- الهه فرجی و یارمحمد قاسمی - نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان » پاییز و زمستان 1393، سال چهارم - شماره 2

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: