حقوق خبر

گفتمان سیاسی شیعه از آغاز عصر غیبت تا صفویه (قسمت 1)

با توجه به حاکمیت اصل اساسی امامت در تفکر شیعه و تأکیداین اصل بر نصب، نص و عصمت، طبیعی بود که در غیبت امام معصوم نگاه فقها نسبت به حکام غیر معصوم و مشروعیت حکومت ها در قیاس با عصر امام (ع) تفاوت جدی کند


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

گفتمان سیاسی شیعه

مقدمتاً در پاسخ به این پرسش که چرا بررسی تحول گفتمان سیاسی شیعه را از عصر غیبت و نه پیش از آن آغاز کرده ایم، باید به این نکته توجه داشت که تا قبل از این دوران، حیات ائمه اطهار شیعه، فعالیت فقها و اندیشمندان شیعه استقلالی نداشتند و محوریت ائمه، کلام و سیره ی آن ها باعث می شد، آن گونه که در دوره های بعدی شاهد باروری نظرات اندیشمندان، فقها، متکلمین و فلاسفه ی شیعه هستیم، در سه قرن نخستین اسلامی جریان مستقل و خودجوشی شکل نگیرد.

نکته ی مهم دیگر که باید در مورد این دوران مورد توجه قرار داد، آن است که همانگونه که مرحوم شهید مطهری نیز بدان اشاره داشته اند «تا قبل از قرن دهم هجری و ظهور صفویه در فقه شیعه، غلبه با عناصر غیر ایرانی است و تنها از اواسط دوره ی صفویه است که غلبه با ایرانیان می گردد.» ضمن آنکه باید توجه داشت به لحاظ جغرافیایی نیز مرکز فقه و فقاهت قبل از صفویه ایران نبوده است. در ابتدا بغداد مرکز فقه بود، سپس نجف به وسیله ی شیخ طوسی مرکز شد، طولی نکشید که جبل عامل، پس از آن حله، سپس حلب به مرکزیت فقه شیعه تبدیل شد. از شهرهای ایران تنها شهر قم بود که در قرون اول اسلامی در همان زمان که بغداد مرکز فقاهت اسلامی بود، به وسیله ی فقهایی نظیر علی بن بابویه و محمد بن قولویه به صورت یکی از مراکز فقهی درآمد.

هرچند دوران مورد مطالعه (از قرن چهارم تا قرن دهم) به لحاظ سیاسی – اجتماعی شاهد تحولات قابل ملاحظه و فراز و نشیب های مختلف از جمله حاکمیت امرای شیعه آل بویه و حاکمیت مغول ها در دوره هایی از تاریخ سیاسی کشور در کنار سال های ممتد حکومت سلاطین و خلفای اهل سنت بود، با وجود این می توان این دوران را بر این اساس که شیعه در ایران (چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ دوری از قدرت) در اقلیت قرار داشت – به گونه ای که ظاهراً در دوره ی مورد بحث ضمن آنکه شمار شیعیان لبنان، عراق و حلب از شیعیان ایران بیشتر بود و شرایط مساعدتری نیز داشتند – تحت یک عنوان و یک دوره ی مورد بررسی قرار داد.

در دوره ی مورد اشاره، به لحاظ اهمیت متکلمین و فقهای برجسته ی شیعه ی غیر ایرانی همچون شیخ مفید، سید مرتضی، محقق حلی، علامه ی حلی، ابن ادریس حلی، شهید اول و غیره و نقش آن ها در تحول اندیشه ی شیعه ی ایرانی و یا نقش مهم آن ها در سیاست های حاکم بر ایران، در کنار اندیشمندان و فقهای شیعه ی ایرانی و در حقیقت به عنوان مکمل مورد بررسی قرار می گیرد.

در بررسی تحول گفتمان سیاسی شیعه با هدف محدود کردن بحث، سعی شده مباحث فصول مختلف از زاویه ی بحث حکومت و حاکمیت مورد بررسی قرار گیرد. موضوعاتی همچون منشأ مشروعیت حکومت، جایگاه حکومت در عصر غیبت، چگونگی تعامل با حکام (جائر و عادل) در عصر غیبت، وظایف حاکم عادل(فقیه) در عصر غیبت از جمله محورهای اصلی بحث تحول گفتمان سیاسی شیعه در دوره های موردنظر تلقی می شود. طبعاً بررسی نقش فقها در عصر غیبت (خصوصاً به لحاظ سیاسی) در این پژوهش جایگاه مرکزی را احراز می کند.

بیشتر بخوانید:

اندیشه ی سیاسی در ایران در دوران صفویه

1-سوال های اصلی و پاسخ اندیشمندان شیعه

1-1-سوال اصلی

با توجه به شرایط موجود جامعه طی این دوران – ناشی از غیبت امام معصوم و مسائل مرتبط با آن، روی کار آمدن پیاپی سلاطین شیعه، سنی و مغول، مسئولیت فقهای شیعه در سازماندهی امور جامعه از جمله امر قضا، اجرای حدود، امامت جمعه و غیره – طبیعی بود که بحث رهبری جامعه ی اسلامی و نوع همکاری با حاکم مهمترین دغدغه ی شیعه در عصر غیبت تلقی شود. که با توجه به در اقلیت قرار داشتن شیعه، آن ها ضرورت تثبیت وضعیت خود را نیز در مقابل اکثریت اهل سنت بیش از پیش احساس می کردند.

با توجه به حاکمیت اصل اساسی امامت در تفکر شیعه و تأکیداین اصل بر نصب، نص و عصمت، طبیعی بود که در غیبت امام معصوم نگاه فقها نسبت به حکام غیر معصوم و مشروعیت حکومت ها در قیاس با عصر امام (ع) تفاوت جدی کند. بر این اساس اصل زیربنایی تفکر سیاسی شیعه در این دوران غیرعادلانه و اغتصابی بودن هرگونه حکومت در عصر غیبت امام بود و از آنجا که در عصر غیبت حکومت عدل تنها به دست امام مهدی (عج) تحقق می یابد، بنابراین هر نوع حکومت و حاکمیتی از منظر تفکر سیاسی شیعی در این دوران فاقد مشروعیت تلقی می شد.

با توجه به شبهات و تردیداتی که در این دوران توسط مخالفین ایجاد می شد، مباحث کلامی و مباحثه با معارضین یکی از اولویت های ذهنی رهبران فکری شیعه در این دوران محسوب می شد. توانمندی فقها و متکلمین شیعه در این مباحث به تدریج اقبال عمومی را نسبت به شیعه و تشیع تحریک و به فزونی تعداد شیعیان کمک می کرد. شرایط مساعد سیاسی در مقاطعی از تاریخ نیز تسهیل کننده ی این امر بود. بنابراین در زمان غیبت امام معصوم، در کنار دوسوال اساسی پیرامون حق حکومت و اساس مشروعیت، مهمترین سوال های سیاسی که ذهنیت فقها و متکلمان و اندیشمندان شیعه را به خود مشغول می داشت، این بود که آیا با امام (سلطان) عادل یا جائر می توان همکاری کرد یا نه؟ اصولاً آیا قبول مسوولیت در شرایطی که یک حاکم عادل یا جائر در رأس امور است، به لحاظ شرعی صحیح است یا نه؟ قبول هدیه، جایزه و سایر امور از سوی حکام چه وضعی دارد؟ در عصر غیبت اجرای حدود، امر قضا، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، نماز جمعه و...که به نحوی مرتبط با رهبری سیاسی جامعه است، چگونه اعمال می شود؟ مسوولیت فقها در عصر غیبت در چه حیطه هایی است؟

طبعاً انعکاس این گونه مباحث در نوشته های این دوران نمایانگر حساسیت ضمنی نویسندگان نسبت به امر حکومت در عصر غیبت بود، به گونه ای که آن ها با نوشته های خود سعی در تبیین و تشریح جایگاه حکومت و شیوه ی تعامل با آن را داشتند. در عین حال شیوه ی عمل سیاسی فقها در این دوران نیز پاسخی به چگونگی نوع رابطه ی آن ها با سلاطین و دربار بود.

بیشتر بخوانید:

گفتمان سیاسی شیعه از آغاز عصر غیبت تا صفویه (قسمت 2)

گفتمان سیاسی شیعه از آغاز عصر غیبت تا صفویه (قسمت 3)

گفتمان سیاسی شیعه از آغاز عصر غیبت تا صفویه (قسمت 4)

 

منبع: تحول گفتمان سیاسی شیعه در ایران - جمیله کدیور

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی

 



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: