حقوق خبر
شریعتی و مارکسیسم

شریعتی و مارکسیسم (قسمت دوم)

یکی از خدمات شریعتی، نقادی های مفصل و بکری است که بر ضد مارکسیسم داشت. این نقدها پسند نسل جدیدی بود که در عین علاقه به مباحث فکری جدید و اشتیاق برای ایجاد نوعی تحول، بر آن نبود تا از سنت های خود جدا شده و مارکسیست شود

شریعتی و مارکسیسم
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

شریعتی و مارکسیسم

این مسأله که مذهب امری روبنایی است، در بسیاری از این فرقه های انحرافی دهه ی 50 مطرح بود. اصل نظریه مارکسیستی بود، به این معنا که اساساً مذهب نوعی روبنا در جامعه ی فئودالی است. بعدها که مذهب باقی ماند، تبدیل به روبنایی فئودالی – خرده بورژوازی شد. حتی برای برخی این روبنا به عکس آنچه مارکس مطرح کرده بود، می توانست در جامعه ی سوسیالیستی هم باشد و به عنوان یک روبنا، شکل انقلابی هم به خود بگیرد. این زمانی بود که سازمان مجاهدین خلق درست شده بود و کمونیست ها نمی توانستند منکر وجود یک سازمان مذهبی انقلابی شوند و ناچار وقتی تحلیل می کردند از تئوری های مارکس که یک نوع مذهب می شناخت و آن هم افیون توده ها بود، فاصله می گرفتند. گلسرخی هم که یک کمونیست بود شبیه همین ایده ها را در دادگاه خود مطرح کرد. بنابراین وقتی شریعتی تمامی این بحثهای اخیر را تئوریزه کرده و در قالب طرح مذهب علیه مذهب ارائه می دهد و دو گونه مذهب روبنایی برای دو نوع نظام تولیدی طرح می کند، نباید شگفت زده شد.

در واقع دیدگاه های دکتر در زمینه فلسفه تاریخ، به ویژه آنچه درباره ی زیارت وارث و تحلیل زندگی هابیل و قابیل دارد دقیقاً دیدگاهی مارکسیستی است و از این زاویه مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. همین طور نگرش او تحت عنوان تز «مذهب علیه مذهب» توسط استاد مطهری نگرشی مارکسیستی عنوان شده است. متهم کردن شریعتی به داشتن افکاری به مانند مارکسیستها، ویژه آقای مطهری نبود. ساواک در گزارشی از یک نفر آورده است که در ستایش از برنامه های حسینیه ارشاد گفته است: «نامبرده – شریعتی – از مبارزین ورزیده می باشد که بسیار جالب حق را ادا کرده و مارکسیسم را در قالب اسلام تشریح می نماید.» به نوشته ی میثمی، مرحوم مهندس بازرگان تعبیر دکتر شریعتی از مستضعفین و مستضعف گرایی او را قبول نداشت و آن را مشابه حرف های حزب توده و کمونیست ها می دانست.» میثمی خودش هم بر این باور است که افکار شریعتی در این باره، در بخش هایی که به نظر می رسد اصالت به اقتصاد داده می شود، متاثر از مارکسیسم و در مواردی، گویی اصالت به انسان داده شده و به هر حال، نوشته هایش از نوعی عدم انسجام رنج می برد. میثمی بر این باور است که اگر مجاهدین نبودند، بیشتر شاگردان دکتر شریعتی جذب تشکل های مارکسیسم می شدند. مجاهدین این پدیده را به عقب انداختند! در واقع، هم شریعتی و هم مجاهدین، در یک فضا و تحت تاثیر یک گفتمان بودند و هر دو به یک اندازه و در عرصه های مختلف، تجربه فکری مارکسیسم را بر بخش هایی از اسلام منطبق می کردند.

با این همه باید بی پرده گفت، یکی از خدمات شریعتی، نقادی های مفصل و بکری است که بر ضد مارکسیسم داشت. این نقدها پسند نسل جدیدی بود که در عین علاقه به مباحث فکری جدید و اشتیاق برای ایجاد نوعی تحول، بر آن نبود تا از سنت های خود جدا شده و مارکسیست شود. تا پیش از آن، نقدهایی که از مارکسیسم می شد، بیشتر فلسفی بود و آنچه به لحاظ اجتماعی ارائه می گردید، بسیار سست. اما شریعتی با جدیتی خاص و با ادبیات ویژه خود، مارکسیسم را به صورت یک مکتب مادی در تنگنا قرار داد. این نوع نقد، با روحیات شریعتی که به نوعی عرفان خودساخته هم معتقد بود، سازگار بود.

سوی دیگر این سیاست وی، سبب می شد تا رژیم نیز که خطر کمونیسم را جدی می دید، چندان مزاحم وی و حسینیه ارشاد نشود. دکتر در نامه ی معروف خود به ساواک، افزون بر آن که خدمات خانوادگی پدر و خودش را بر ضد توده ای ها و مارکسیست ها بیان می کند، با اشاره به درسهای اسلام شناسی حسینیه می نویسد: از درس 25 به خاطر آن که احساس کردم نسل جوان نسبت به تبلیغات مارکسیستی حساسیت دارد و آسیب پذیر است، با سازمان امنیت مرکز تماس گرفتم و گفتم که مصلحت است که اکنون به عنوان ادامه درسم در فلسفه ی تاریخ، مارکسیسم را و مارکس را حلاجی علمی کنم و بطلان این مکتب را با زبان علمی دانشگاهی اثبات کنم؛ و آقایان تایید کردند و با استقبال روبرو شد. همچنین چاپ مقالات نقد مارکسیسم در کیهان یکی از عواملی بود که سبب شد تا دکتر از زندان آزاد شود. در این وقت که مبارزان از این کار او ناخشنود بودند، شریعتی به ظاهر از آن کار ابراز انزجار کرد، اما ساواک مدعی بود که دستنوشته های او که خود شریعتی به آنان تحویل داده، نزدشان موجود است. به علاوه بعدها طرفداران دکتر آن نوشته را در مجموعه آثار او چاپ کردند. به هر روی، مبارزات شریعتی بر ضد مارکسیسم کمک شایانی به شکست آن جریان در دانشگاه کرد. در واقع، با طرح اندیشه ی جدید شریعتی در باب اسلام که عناصر مهم مارکسیسم را در آن جای داده و اسلام انقلابی شبه مارکسیستی مقبولی را برای نسل جدید، پدید آورده بود، دیگر جایی برای نفوذ مارکسیسم باقی نمی گذاشت. این در حالی بود که دکتر در برخی از محافل خصوصی تاکید کرده بود که می بایست روی خلوص اسلام تکیه کرد و از هیچ نوع اشتراک نظری میان آن و مارکسیسم سخن نگفت. وی گفته بود که اکنون در حال انعقاد نطقه ی نوع اسلام اصیل هستیم و نباید اجازه دهیم عناصر فکری دیگر این خلوص را از بین ببرد. اما مع الاسف این مسأله در عمل مبنای کار او و بسیاری از تئوریسین های روشنفکر دینی در آن شرایط قرار نگرفت.

بیشتر بخوانید:

شریعتی و مارکسیسم (قسمت اول)

اندیشه های سید حسین نصر (قسمت اول)

اندیشه های سید حسین نصر (قسمت دوم)

اندیشه های سید حسین نصر (قسمت سوم)

اندیشه های سید حسین نصر (قسمت پایانی)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: جریان ها و سازمان های مذهبی - سیاسی ایران( 1320 - 1357)

پایگاه خبری حقوق نیوز - اندیشمندان ایرانی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: