حقوق خبر
آینده پژوهی

پیشینه ی آینده پژوهی

آینده پژوهی پدیده ای است که به طور عمده به دوران پس از جنگ جهانی دوم باز می گردد، اما همچون اکثر پدیده های اجتماعی دارای ریشه های عمیق است

پیشینه ی آینده پژوهی
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

پیشینه ی آینده پژوهی

آینده پژوهی پدیده ای است که به طور عمده به دوران پس از جنگ جهانی دوم باز می گردد، اما همچون اکثر پدیده های اجتماعی دارای ریشه های عمیق است. بشر همواره در طول تاریخ به شکل های مختلفی خواهان آگاهی از آینده بوده است و در تمامی جوامع مردم در مورد آینده تصورات مختلفی داشته اند.برای آنها صرفاً آگاهی از آینده اهمیت داشت زیرا نه توان و نه علم تأثیر گذاری بر آینده و مهندسی و طراحی آن را نداشتند. انواع روش های پیش گویی و غیب گویی نیز ناشی از همین علاقه به آگاهی از آینده ناشی می شود.

دردوران باستان, نوعی غیب گویی یا پیش گویی وجود داشت که نیاز به آینده نگری را برای نیازمندان به ویژه سلاطین و جنگ سالاران, پاسخگو بود. روشی که بیش تر از همه شهرت کسب کرده است در معابد یونان باستان جاری بوده که مشهور ترین آن ها معبد آپولو در دامنه کوهسار با شکوهی در دلفی بود. دلفی مهم ترین مکان مذهبی یونان باستان بود زیرا آن جا خانه سروش یا پیام آور غیبی بود. ژنرال ها در مورد استراتژی جنگ از پیام آور غیبی دلفی, نظر خواهی می کردند و مهاجران و سیاحان پیش از آن که به سوی ایتالیا, اسپانیا و آفریقا بادبان بر افرازند از دلفی راهنمایی می خواستند. شهروندان عادی نیز درباره مشکلات سلامت و سرمایه گذاری های شان از دلفی مشورت طلب می کردند.

پیشینه مکتوب توجه به آینده را می‌توان تا تفکرات آرمانشهری (اتوپیایی) نزد یونانیان باستان پیش برد. اتوپیا ترکیبی از دو کلمه لاتین «EU» به معنی خوب و «TOPOS» به معنای مکان که «مکان خوب»‌ معنای آن است، می‌باشد. در زبان فارسی نیز به «ناکجا آباد»‌، «هیچ جا»‌ و آرمانشهر برگردانده شده است. استفاده از مدینه فاضله به دو صورت انجام می شد: اول ارائه طرحی خیالی و غیر عملی برای بهبود اجتماعی و دوم توصیف و ترسیم جامعه ای غیر موجود که کمال مطلوب و ایده آل به نظر می رسید. مدینه فاضله به صورت مدلی که جوامع خیالی را تشریح و توصیف می کرد, برای نقد جوامع واقعی مورد استفاده قرار می گرفت.

افلاطون و توماس مور در غرب و ابونصر فارابی در شرق از جمله مهمترین افرادی هستند که آثاری را با موضوع مدینه فاضله به رشته تحریر درآوردند.

مشهورترین آرمانشهری که به تصویر کشیده شده، آرمانشهر افلاطونی است که در آن خردمندان بر اساس عدالت حکومت می‌کنند. کار بزرگ افلاطون مبنای کارهای بعدی بسیاری پیرامون ترسیم آینده‌های مطلوب گردید. ابونصر فارابی کتاب «آراء اهل مدینه فاضله» ‌را نگاشت. توماس مور در 1516 اتوپیای خود را متاثر از «جمهوری» افلاطون و «در ستایش دیوانگی»‌ اراسموس به رشته تحریر در آورد.

در قرن نوزدهم آرمانشهرها جای خود را به داستانهای علمی-تخیلی دادند و این بار آینده نه بر اساس مکان هایی آرمانی بلکه بر اساس زمان هایی متفاوت که علم و تخیل پایه های آن هستند شکل خواهد گرفت. داستان علمی-تخیلی ژول ورن مشهورترین آنها بود که مردم را نسبت به آینده علاقمند نمود.

با رشد کمی و کیفی دانش بشر و تغییرات شگرفی که در عرصه های مختلف اتفاق افتاد، روش های پیش بینی و آگاهی از آینده نیز دچار تغییرات فزاینده ای شد که از مهمترین آن استفاده از روش های علمی برای آگاهی از آینده بود. همچنین تغییر مهم دیگر در این عرصه رشد آگاهی و توان بشر برای نه تنها بررسی و شناخت مسائل آینده بلکه تأثیرگذاری و طراحی هوشمندانه ی آینده می باشد.

عوامل بسیاری را می توان در توسعه دانش آینده اندیشی بر شمرد. برخی از این عوامل از وضعیت اجتماعی ناشی شده و الزاما به صورت هدفمند و رسمی نمی باشند و دسته ی دیگر, فعالیت های آگاهانه و هدفمندی بوده که غالبا در شبکه ها, مجامع و انجمن های آینده اندیشی متبلور شده است.

در اوایل قرن بیستم تلاش های منظم و سیستماتیکی به ویژه توسط دولت های ملی برای پیش بینی آینده صورت گرفت که از آن جمله می توان به برنامه گاسپالان در بدو پیروزی انقلاب کمونیستی روسیه و اقدامات نظام فاشیستی ایتالیا برای ترسیم آینده این کشور تحت لوای حکومت فاشیستی اشاره کرد.

در ادامه به جریان هایی اشاره خواهد شد که به ایجاد آینده پژوهی در معنای امروزی آن منجر شده اند.

آگبرن و فناوری : تلاش های دانشمند جامعه شناسی به نام ویلیام اف.آگبرن و همکاران او بویژه اس. کولوم گیلفیلان را می توان سرآغاز یکی از این جریان ها دانست. هربرت هور رئیس جمهور وقت ایالات متحده در سال 1929 شورای پژوهشی ریاست جمهوری را تشکیل داد تا به بررسی روندهای اجتماعی بپردازد. این هیأت به ریاست آگبرن جامع ترین گزارش را دربارۀ تغییرات اجتماعی به وقوع پیوسته تا آن زمان در جامعۀ آمریکا تهیه کرد. این گزارش با عنوان روندهای اجتماعی اخیر در ایالات متحده در سال 1933 منتشر شد.

نظریه ی تغییرات اجتماعی آگبرن بر نقش اختراعات تأکید دارد. در نگاه آگبرنی، تغییرات دنیای مدرن به طور عمده از زنجیره ای علّی پیروی می کنند که با نوآوری یا اختراعی در حوزه ی فناوری آغاز شده است. تغییر در نهادهای اجتماعی-از قبیل خانواده یا دولت می انجامد. در نهایت، آگبرن معتقد است که تغییر نهادهای اجتماع، تغییر در فلسفه ی اجتماعی مردم یا به تعبیر بهتر، تغییر در باورها، نگرش ها و ارزش های آن ها را به دنبال دارد.

آگبرن را می توان تأثیر گزارترین فرد در حوزه ی مطالعه ی تأثیرات اجتماعی فناوری دانست, به طوری که ارزیابی فناوری به یکی از رویکردهای استاندارد در آینده پژوهی تبدیل شده است. جریان دیگری که در شکل گیری آینده پژوهی نقش مهمی داشته است, اما متأسفانه چندان مورد توجه قرار نگرفته است, فعالیتهای پژوهشگر گمنامی به نام ناتان ایزراییلی است. این پژوهشگر، پژوهش هایی را دربارۀ روان شناسی اجتماعی زمان حال و آینده انجام داده است. ابداع های ایزراییلی درباره ی تکنیک دلفی حائز اهمیت می باشد.

جریان دیگری که از آن به عنوان یکی از جریانات مهم در خلق آینده پژوهی نام می برند: برنامه ریزی ملی: نظامی، اقتصادی و اجتماعی نام دارد.

برنامه ریزان ملی، روش هایی برای آینده اندیشی ابداع کردند تا به کمک آن ها وظایف خود را بهتر انجام دهند و به این ترتیب توانستند جنگ جهانی اول را مدیریت کنند؛ بر رکود اقتصادی بزرگ چیره شوند؛ تحولات اجتماعی را در روسیه کمونیستی، ایتالیای فاشیستی و آلمان نازی هدایت کنند و در نهایت راهبردهایی برای اداره ی جنگ جهانی دوم و نیز بازسازی جهان پس از جنگ بیابند.

از بنیان گذاری و تأسیس کشورهای جدید نیز می توان به عنوان یکی دیگر از تحولات تأثیر گذار بر رویکردهای نظام مند در آینده اندیشی نام برد. در اواخر جنگ جهانی دوم بسیاری از کشورهای که جزء قلمروهای مستعمراتی کشورهای اروپایی و ایالات متحده بودند، به استقلال دست یافتند. که این روند تا دهۀ 90 و با تجزیه یوگسلاوی و اتحاد جماهیر شوروی تا سالهای اخیر نیز ادامه پیدا کرد.

همگام با به قدرت رسیدن رهبران ملی تازه، تصمیم های مربوط به استقلال ملی، پیش روی تمامی آنان قرار می گرفتند. در تمامی حدود یکصد و بیست کشور تازه تأسیس پس از جنگ جهانی دوم، رهبران ملی جدید ، قوانین اساسی و برنامه های اقتصادی تازه ای را تدوین می کردند و به طراحی آینده ی جوامع و فرهنگ های خود می پرداختند. رهبران ملی، خواسته یا ناخواسته، آماده یا ناآماده ، ناگزیر در روندهای برنامه ریزی و آینده اندیشی وارد شدند.

از تحقیق در عملیات و اندیشکده ها به عنوان آخرین جریان تأثیرگذار بر روند آینده پژوهشی می توان نام برد.

پژوهشگران عملیاتی واعضای اندیشکده ها، از جمله اعضای مؤسسه رند، پس از جنگ جهانی دوم پدیدار شدند. آن ها برخی از نخستین روش ها و نمونه های پژوهش درباره ی آینده های در حال ظهور را به عنوان ابزاری برای کمک به تصمیم گیران ابداع کردند.

مهم ترین ویژگی های تحقیق در عملیات عبارتند از :

رویکرد نظام یافته در بررسی مشکلات (دیدگاهی کل گرا به بررسی ارتباط بخش های گوناگون با یکدیگر و با کل واحد)

وجود گروهی بین رشته ای از پژوهشگران که افزون بر هماهنگ کردن تلاش های خود مسئله را از دیدگاه های علمی، نظری، دانشگاهی و حتی از زاویه ی دید کاربر یا ناظری عادی نیز بررسی می کنند.

برخورداری از روشی ویژه که اغلب نیازمند ساخت الگوی مجرد یا به عبارت بهتر، نمادین، از سامانه ی مورد بررسی است. این الگو باید به گونه ای تهیه شود که بتوان به روش هایی گوناگون و با سرعتی که در شرایط واقعی سازمانی، ناممکن به نظر می رسد، برروی آن آزمایش کرد.

اما فعالیت های رسمی و هدفمندی که در قالب انجمن ها و مجامع انجام می شد تاثیرات بسیار مهمی در این حوزه گذاشت. اگر چه تعداد این انجمن ها و جوامع زیاد بود اما تعدادی از آن ها آن چنان تاثیر شدیدی بر این حوزه گذاشت که به جرات می توان گفت که تاریخ آینده پژوهی بدون ذکر آن ها معنایی ندارد و آن ها نه تنها جزئی از تاریخ آینده پژوهی بلکه جزئی از خود آینده پژوهی هستند. مهم ترین این سازمان ها عبارتند از:

کلوپ رم

انجمن آینده جهان

موسسه رند

موسسه هادسون

فدراسیون آینده پژوهی جهان

دهه 1960 ، دهه ی پیدایش سازمان های آینده پژوهی در گوشه و کنار جهان بود. از آن پس آینده پژوه ها کم کم به ابزارهای خاص خود در شکل تکنیک و متدولوژی های جدی دست یافتند.

اندیشکده رند توسط نیروی هوایی ارتش امریکا و شرکت هواپیمایی داگلاس تاسیس گردید. آینده پژوهان اندیشگاه رند نخستین کسانی بودند که به طور جدی به مطالعه ی فناوری های نوظهور و پیامد های آن ها بر امنیت ملی و توان نظامی آمریکا پرداختند . این پیشگامان در کنار دیگر آینده پژوهان جهان ، فنون و روش های جدیدی را برای تفکر درباره ی آینده ابداع کردند . آینده پژوهان دریافتند که جهان آینده با جهان کنونی پیوسته است ؛ و بنابراین از طریق مطالعه ی نظام مند رویداد های کنونی می توان درباره ی رخ داد های آینده مطالب فراوانی آموخت .نکته ی کلیدی این است که به جای مطالعه و تمرکز بر رویداد ها ، یعنی رخ داد های ناگهانی و روز مره ، باید بر «روند ها» یعنی تغییر های دراز مدت و پیوسته در حوزه هایی هم چون جمعیت ، جامعه ، اقتصاد ، محیط زیست ، فناوری و ... تمرکز کرد. هر چند هدف اولیه تشکیل این موسسه تهیه گزارش‌های نظامی پیرامون آینده فن‌آوری بود اما از 1970 به تدریج فعالیت‌های غیر نظامی خود را آغاز و بسیاری از روش‌شناسی‌های دانش آینده‌پژوهی را گسترش داد، روش‌هایی همچون دلفی و شبیه‌سازی رایانه‌ای. امروز مؤسسه «ر‌ند»‌ یکی از مراکز مهم آینده‌پژوهی در جهان است.

ارتش آمريكا تقريباً در بحبوحه جنگ دوم جهاني، موسسه اي را با نام انديشگاه رند تاسيس كرد كه از نظرگاه تاريخي، نخستين اتاق فكر تمام عيار مدرن شناخته می شود. انديشگاه رند، كه بعدها از وزارت دفاع آمريكا منتزع و به يك موسسه ملي غيرانتفاعي تبديل شد، نقشي اساسي و هم جانبه در توسعه و تكوين آينده پژوهي و تبديل آن به يك رشته علمي دانشگاهي بازي كرد. شکل گيري انديشگاه رند، مقدمه اي شد براي گسترش شتابانه اتاق هاي فكر در ايالات متحده و سپس ژاپن و اروپا؛ و گسترش اين نهادها، بدين معنا بود كه فرآيند سياستگذاري در مقايسه با سالهاي پيش از جنگ دوم جهاني متحول شده است. اگر سازمان ها می توانستند در سالهاي قبل از جنگ، با استفاده از رويكردهاي ابتدايي كارشناسي به تدوين سياست هاي مورد نياز خود بپردازند، اينك بايد سياست هاي خود را بر پايه پژوهش هاي نظام مند در اتاقهاي فكر تدوين می كردند.

اندیشگاه آینده که در سال 1968 افتتاح شد ، مطالعات زیادی انجام داد و به خاطر تحلیل احتمالات آینده و مطالعه روش های پیش بینی شهرت زیادی کسب کرد. اندیشگاه هادسن را نیز می توان میراث رند به شمار آورد. هادسن توسط تحلیلگر سابق رند هرمان کان به همراه مکس سینگر بنیان نهاده شد.

دهه ی 1960 شاهد رشد بی سابقه ی آینده پژوهی در اروپا بود و افراد کلیدی در بسیاری از کشورها به تحلیل نظام مند آینده پرداختند، که از جمله می توان به گاستون برگر و برتراند دوژونل در فرانسه، رابرت یانگ در اتریش، یوهان گالتونگ در نروژ و غیره اشاره کرد.

جنبش آینده پژوهی جهان در دهه ی 1980 رو به افول نهاد. نتایج نا کامی گسترده ی پیش نگری اقتصادی در برآورد دوران سخت اقتصاد جهان، منجر به افول بیش تر آینده پژوهی شد. مهم تر آن که، جنبش محافظه کاران جدید قدرت گرفت که از جمله می توان به قدرت یافتن تاچر در انگلستان و ریگان در امریکا اشاره کرد. محافظه کاران جدید با حفظ احتیاط در برابر مداخله ی دولت در مسایلی که «جادوی بزرگ» و مشکوک به پرداختن به بحث آینده های جهان بود، فرصت اندکی برای آینده پژوهی باقی گذاشتند.

به طور کلی وندل بل معتقد است آینده‌پژوهی چندین مسیر را برای تکامل خود طی کرده است :

مسیری که در کارهای دبلیو.اف. اگبرن براساس تجزیه و تحلیل روندهای اجتماعی و نقش فن‌آوری در دگرگونی‌های اجتماعی پایه ریزی گردید. آنچه امروزه بعنوان حرفه‌ی «ارزیابی فن‌آوری» شناخته می‌شود.

مسیر دیگر برنامه‌ریزی راهبردی ملی بود. این مسیر ابتدا بعد از جنگ جهانی اول در بین چند کشور و با تشکیل نهادهای مداوم برنامه‌ریزی شکل گرفت که طی آن برنامه‌ریزی موقت جای خود را به برنامه‌ریزی دائم داد. در رکود بین دو جنگ جهانی و طی جنگ جهانی دوم نیز توسعه یافت. بعد از جنگ جهانی دوم به اروپای شرقی رسید و بعد از آن وارد کشورهای جهان سوم شد.

مسیر دیگر در بین کشورهای تازه مستقل شده از استعمار، عمدتاً در آسیا و افریقا شکل گرفت. کشورهای ملی که تازه شکل گرفته و بایستی شرایط استقلال ملی را فراهم می‌آورند. این کوشش‌ها منجر به شکل‌گیری تدریجی تصویر آینده در بین آنها شد.

مسیر دیگر را کانون‌های تفکر ایجاد نمودند. کانون‌هایی که ابتدا برای امور نظامی بکار ‌گرفته شد. مؤسسه رند یکی از اولین و مهمترین این کانون‌هاست. تلاش‌های این‌ مؤسسه بعداً به امور غیرنظامی نیز وارد شد و باعث گسترش بعضی از روش‌های آینده پژوهی شد.

مسیر دیگر تشکیل کمیسیون سال 2000 توسط فرهنگستان ادبیات و علوم امریکا بود. جلسات این کمیسیون در سال 1965 و 1966 به ریاست دانیل بل برگزار گردید و دانشمندان طراز اولی را در خود جای داد. هرچند کمیسیون دوام چندانی نداشت اما توانست به مطالعات آینده‌پژوهی اعتبار علمی و دانشگاهی ببخشد.

مسیر دیگر پیشرفت در علوم سیاستگذاری بود. اچ.دی. لاسول، دی. لرنر و عده‌ای دیگر در 1951 برای تأسیس رشته علوم سیاستگذاری دو هدف را عنوان کردند:

الف ) مطالعه و بررسی فرآیندهای سیاستگذاری و تصمیم‌گیری

) تهیه اطلاعات برای کمک به تصمیم گیرندگان در انجام وظایفشان. لاسول معتقد بود تصیم‌گیری و سیاستگذاری لزوماً بر پیش‌بینی آینده متکی است. بر این اساس او ایده خود «ساختار رو‌به رشد»[8] را که شیه تصویر آینده است مطرح نمود. او روش خود در تحقیقات آینده‌پژوهی را تحلیل توسعه‌ای نامیده.

جنبش آینده پژوهی مدرن که طی دهه ی 1960 م به سرعت گسترش یافت ، اینک دارای یک فلسفه یا دیدگاه جهانی منسجم است . در این جا برخی از اصول اساسی را که نشانه ی جوهره ی تفکر آینده پژوهان امروز هستند ، مرور می کنیم . این اصول عبارتند از :

وحدت یا ارتباط پیوستاری هستی ؛

اهمیت حیاتی زمان ؛ و

اهمیت ایده ها ، به ویژه ایده های مربوط به آینده

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات سیاسی



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: