حقوق خبر
سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا

منابع و نهادهای اثرگذار بر سياست خارجی ايالات متحده آمـريکا (قسمت 1)

ايالات مـتحده‌ آمريکا، متاثر از توانايی های سياسی ، اقـتصادی ، نـظامی و همچنين سـنت هـای تـاريخی خود، گسترده ترين سـياست خارجی را در بين کشورهای دنيا داراست


 

پایگاه خبری حقوق نیوز

منابع و نهادهای اثرگذار بر سياست خارجی ايالات متحده آمـريکا

ايالات مـتحده‌ آمريکا، متاثر از توانايی های سياسی ، اقـتصادی ، نـظامی و همچنين سـنت هـای تـاريخی خود، گسترده ترين سـياست خارجی را در بين کشورهای دنيا داراست . منافع ملی امريکا در سراسر جهان گسترده‌ شده‌ است و نياز بـه سـياست خارجی جهانی در نظر سياست مداران آمـريکايی احـساس مـی شـود. در بـيشتر رويدادهايی که در جـهان اتـفاق می افتد، به گونه ای دخالت مستقيم يا‌ غيرمستقيم‌ ايالات متحده در آن رويداد بوده يا مورد توجه طراحان سياست خارجی آن کشور بـوده اسـت . بـخش بسياری از تحولات آسيا، اروپا، آفريقا‌، خاورميانه‌ و بيشتر رويدادهـای نـيم کـره غـربی‌ مـتاثر‌ از خـط مشی سياست خارجی ايالات متحده است .

قدرت سياسی در سيستم فدرال آمريکا غيرمتمرکز است و در داخل حکومت فدرال ، اختيار و مسئوليت سياست خارجی‌ کشور‌ بين رييس جمهور و کنگره‌ تقسيم‌ شده است . دايره مـرکزی در روند سياست گذاری مرکب است از رييس جمهور، مشاوران نزديک وی و مقامات مهم سياسی همچون وزيران امورخارجه ، دفاع ، رييس سازمان اطلاعات مرکزي (سيا)، معاونين و دستياران‌ گوناگون‌ وزيراني که داراي مسئوليت انجام تصميمات سياسي هستند. همه تـصميمات مـهم که متضمن سرنوشت کشور است اصولا در اين حلقه اتخاذ مي گردد. دايره دوم مشتمل است بر وزارت خانه‌ ها‌ و سازمان هاي‌ مختلف قوه مجريه و در نهايت دايره بيروني مرکب است از کنگره ، احزاب سياسي ، گروه هـاي ذي نـفع‌ ، افکار عمومي ، رسانه هاي جمعي که نسبت به دايره مرکزي کمترين‌ مداخله‌ را‌ در روند روزمره سياست خارجي دارند.

بر همين اساس می تـوان مـنابع تاثيرگذار ‌‌در‌ سياست خارجی امريکا را بـه دو گـروه نهادهای رسمی و غيررسمی تقسيم کرد:

يک‌ . نهادهايی رسمی

الف . قوه مجريه

بر حسب سنت قوه مجريه مسئوليت عمده اي در تنظيم سياست خارجي‌ کشورها برعهده دارد و از قديمي تـرين دسـتگاه هاي سياست گذاري خـارجي مـحسوب مي‌ شود. معمولا رييس قوه‌ مجريه‌ در هر کشور (پادشاه ، رييس جمهور يا نخست وزير )مسئوليت اصلي برقراري روابط ديپلماتيک و اداره امور بين المللي را برعهده دارد.

رييس جمهور به عنوان بالاترين فرد اجرايي‌ در ايالات متحده مسئول اجرا و اداره سـياست خـارجي است . ميزان دخالت هر رييس جمهوري در سياست خارجي متفاوت است و بستگي به ميزان علاقه و توجه وي به مسائل مختلف دارد. گروهي از‌ آنان‌ در حد مسائل داخلي ، موضوعات بين المللي را نيز هدايت مي کنند و سـعي دارنـد نقش بـيشتري را در اين زمينه بر عهده گيرند. بيشتر روساي جمهور آمريکا به مسائل داخلي‌ ، مانند‌ اقتصاد و رفع معضلات اجتماعي بـيشتر توجه نموده ، هدايت دستگاه ديپلماسي را به مشاوران ارشد خود واگذار مـي نـمايند. ريچـارد نيکسون و جورج بوش ، پس از جنگ جهاني دوم جزو روساي‌ جمهوري‌ بودند که بخش عمده دوران رياست جمهوري خود را به پي گـيري ‌ ‌مـسائل بين المللي اختصاص دادند. نيکسون در آن راه از هنري کسينجر سود جست و در حقيقت وجود‌ وي‌ در‌ وزارت امور خـارجه بـاعث شـد‌ تا‌ نيکسون‌ با جديت بيشتري سياست خارجي را پي گيري نمايد. در عوض روساي جمهوري همچون جانسون ، فـورد و کلينتون حل مسائل داخلي را‌ در‌ صدر‌ اولويت هاي خود قرار داده و هيچ يک از‌ آنها‌ دستاوردي برجسته در عـرصه نظام بين المللي ارايه نـدادند و خـط مشي سياست خارجي آمريکا را نيز دچار تغيير ننمودند‌.

رييس‌ جمهور‌ به عنوان عالي ترين مقام قوه مجريه در امريکا، همه‌ روابط خارجي ايالات متحده را طرح ريزي و اجرا مي کند. اعزام سفير و ساير مأموران سـياسي و کنسولي به کشورهاي‌ ديگر‌ و پذيرفتن‌ سفيران و نمايندگان سياسي و کنسولي ديگر کشورها از اختيارات خاص رييس جمهور‌ است‌ . البته انتصاب سفيران بايد به تاييد مجلس سنا هم برسد.

رييس جمهور فرماندهي کل نيروهاي مسلح‌ و شـبه‌ نـظاميان‌ ايالتي را برعهده دارد و از اختيارات جنگي برخوردار است ، ولي نمي تواند‌ خودسرانه‌ کشور‌ را به جنگ هاي خارجي بکشاند. هرگاه نياز به اعزام نيروهاي نظامي به خارج‌ از‌ مرزها‌ باشد، رييس جمهور بايد آن را به اطلاع کـنگره رسـانده و مجوز کسب نمايد. به‌ عبارتي‌ اعلان جنگ بر عهده کنگره گذاشته شده است . رييس جمهور مسئوليت دارد اداره‌ امور‌ داخلي‌ و سياست خارجي را در هنگام حل و فصل بحران هاي داخلي و منطقه اي برعهده گـيرد‌ و بـا‌ مشاوران و دستياران خود در کابينه ، امور کشور را اداره کند. وي براي پيشبرد‌ خط‌ مشي‌ مورد نظرش ، دچار محدوديت قانوني نيست اما همواره بايد ديدگاه ها و مواضع اعضاي کنگره را‌ در‌ حل و فصل بحران هـاي داخـلي و مـنطقه اي درنظر بگيرد. تصويب بودجه کـشور‌ يا‌ مـجوز‌ اعـزام نيروهاي نظامي به خارج از مرزها بر عهده کنگره است و در صورتي که رييس‌ جمهور‌ يک‌ جانبه تصميم گيري نمايد، براي کسب بـودجه هـاي مـورد نياز يا اعزام‌ نيروهاي‌ نظامي به خارج از مرزها بـراي دخـالت در بحران هاي منطقه اي و بين المللي با مشکل‌ مواجه‌ خواهد شد. نهادها، سازمان ها و وزارت خانه هاي متعددي رييس جمهور‌ را‌ در امر سـياست گـذاري خـارجي ياري مي‌ کنند‌ که‌ مهم ترين آنها عبارتنداز:

يک . وزارت امور‌ خارجه‌

اين وزارت خـانه از نخستين وزارت خانه هاي ايالات متحده است که هم‌ زمان‌ با تشکيل دولت ايالات متحده‌ همراه‌ با وزارت‌ خزانه‌ داري‌ و جنگ (وزارت دفاع کـنوني ) در سـال‌ ١٧٨٩‌ بـنيان گذاري شد. وزارت امور خارجه موظف است ، روابط سياسي و ديپلماتيک ايالات‌ مـتحده‌ را بـا کشورهاي ديگر شکل دهد‌ و رييس جمهور را در‌ اداره‌ روابط سياسي ياري کند. وزير‌ امور‌ خارجه همچنين بايد به سازمان هـاي دولتـي ديگـر در چارچوب حوزه وظايف آنها‌ کمک‌ نمايد تا سياست خارجي کشور‌ هماهنگ‌ و مـنسجم‌ عـمل نـمايد.

در ايالات متحده‌ ، در‌ اکثر مواقع ، وزير امور خارجه نقش مجري سياست هاي رييس جمهور در امور بين‌ المللي‌ را بـازي مـي کـند. از طرفي‌ گاهي‌ رؤساي جمهور‌ به‌ علت‌ نداشتن اطلاعات کافي از‌ مسائل بين المللي و سياست خـارجي و بـي ميلي نسبت به امور بين المللي ، اداره سياست خارجي‌ را‌ به وزراي امور خارجه خود کـه‌ از‌ اطـلاعات‌ و مـهارت‌ کافي‌ برخوردارند، تفويض مي‌ نمايند‌. براي نمونه در دولت هاي افرادي همچون هري ترومن ، دوايت آيزنهاور، لينـدون جـانسون و جرالد فورد وزراي‌ امور‌ خارجه‌ نقش عمده را در سياست خارجي ايفا‌ مي‌ کردند‌. در‌ مقابل‌ افـرادي‌ هـمچون جـان اف کندي ، ريچارد نيکسون و جيمي کارتر شخصا نقش عمده اي را در سياست خارجي داشته اند.

دو. شوراي امنيت مـلی

شـوراي امنيت ملي در سال‌ ١٩٤٧ تاسيس شد. هدف از ايجاد چنين شورايي در ستاد رياست جـمهوري ، ارايه مـشاوره بـه رييس جمهور درباره مسائل داخلي ، خارجي و نظامي مرتبط با مباحث امنيتي عنوان شده است ؛ يعني‌ شـوراي‌ امـنيت مـلي موظف است درباره مسائل امنيت ملي تحقيق و بررسي کرده ، اطلاعات مورد نـياز را بـراي تصميم گيري در اختيار رييس جمهور بگذارد.

اين شورا مهم ترين نهادي است‌ که‌ تنها به موجب قانون ايجـاد گـرديده است . شوراي امنيت ملي در کانون ساختار امنيت ملي کشور قرار دارد و با وجـود آنـکه به عنوان‌ عالي‌ ترين نهاد مشورتي اسـت در‌ مـجموعه‌ دولت مـحسوب مي شود و مستقل از کابينه عمل مي کـند. اعضاي شوراي امنيت ملي عبارتند از: رييس جمهور، معاون رييس‌ جمهور‌، وزير امور خارجه ، وزير‌ دفـاع‌ ، وزير امـنيت داخلي ، رييس سازمان مرکزي اطلاعات (CIA) و رييس سـتاد مـشترک ارتش . ضـمن اينـکه روسـاي جمهور متناسب با ديدگاه شخصي خـود مـي توانند شمار ديگري از مقامات دولتي را نيز‌ به‌ عضويت شورا در آورند. افراد ياد شـده ، هـمواره عضو شوراي امنيت ملي بوده و تـرکيب اصلي آن را تشکيل مي دهـند. افـزون بر اعضاي ثابت شوراي امـنيت مـلي ، هر رييس جمهوري‌ براي‌ خود، مشاور‌ امنيت ملي برمي گزيند تا آخرين اطلاعات تـحقيقات و تـحليل هاي سياسي ـ امنيتي را به وي ارايه دهـد‌، مـشاور امـنيت ملي از جايگاه ويژه اي در کـابينه بـرخوردار است‌.

کسينجر‌ و برژينسکي‌ ازجـمله مـشاوراني بودند که نفوذشان بيش از وزراي خارجه وقت بود و مغز متفکر نيکسون و کارتر به شمار ‌‌مـي‌ آمـدند و بسياري از دستاوردهاي سياست خارجي آمريکا بـر پايه انـديشه و ذهنيت خـلاق آنـان‌ بـوده‌ است‌ . تصميم گيرنده اصـلي در مسائل خارجي نه وزراي وقت بلکه آنان بودند و مشاوران امنيت ملي‌ کابينه گاهي راي نهايي را در آن مورد ارايه مـي نـمودند که يکي‌ از آن اختلاف نظر‌ ميان‌ بـرژينسکي و سـايروس ونـس ، دربـاره انـقلاب اسلامي ايران بود کـه مـوجب کناره گيري وزير خارجه آن زمان شد و تفکرات برژنيسکي (مشاور امنيت ملي ) را بر سياست خاورميانه اي ايالات متحده آمريکا حـاکم‌ نـمود.

منبع: منابع و کانون های سیاست گذاری در ایالات متحده آمریکای امروز - رهبر طالعی‌حور

 

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات عمومی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: