حقوق خبر
سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا

منابع و نهادهای اثرگذار بر سياست خارجی ايالات متحده آمـريکا (قسمت 2)

آژانس اطلاعات مـرکزي (سـيا) سـازماني جـاسوسي اسـت کـه در ترسيم سياست خارجي ايالات متحده بسيار موثر است . اين سازمان در سال ١٩٤٧‌ تاسيس‌ شد. سيا از تاسيس تا امروز يکي از ابزارهاي اجرايي سياست خارجي ايالات متحده بوده است

منابع و نهادهای اثرگذار بر سياست خارجی ايالات متحده آمـريکا (قسمت 2)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

منابع و نهادهای اثرگذار بر سياست خارجی ايالات متحده آمـريکا

سـه . آژانس اطلاعات مرکزي (سيا)

آژانس اطلاعات مـرکزي (سـيا) سـازماني جـاسوسي اسـت کـه در ترسيم سياست خارجي ايالات متحده بسيار موثر است . اين سازمان در سال ١٩٤٧‌ تاسيس‌ شد. سيا از تاسيس تا امروز يکي از ابزارهاي اجرايي سياست خارجي ايالات متحده بوده است .

سازمان سيا از آغاز تـاسيس ، در جمع وزارت خانه ها و سازمان هاي مستقل ستاد‌ رياست‌ جمهوري ، از نقش قابل توجهي برخوردار شد. رياست اين سازمان از سوي رييس جمهور معرفي مي شود و سنا نيز بايد وي را تاييد کند. رييس کل سيا رياست عـالي‌ ((جـامعه‌ اطلاعاتي ) ) آمريکا را برعهده دارد و از اعضاي بلندپايه شوراي امنيت ملي نيز به شمار مي آيد.

اين سازمان با جمع آوري اطلاعات از ديگر‌ کشورهاي‌ جهان‌ ، ارايه تحليل به رييس جمهور‌، وزير‌ امور‌ خارجه و مشاور امنيت ملي و انجام عـمليات بـرون مرزي ، به اعمال نظر در سياست خارجي مي پردازد. بسياري از مواقع ، تحليل ها‌ و نظرات‌ کارشناسي‌ مسئولين سيا اساس کار دستگاه ديپلماسي قرار مي گيرد و رونـد سـياست خارجي را مشخص مي سازد. بـيشتر سـفارت خانه هاي ايالات متحده‌ ، داراي‌ بخش‌ وسيعي است که در اختيار کارمندان سيا قرار داشته و به‌ جمع آوري اطلاعات جاسوسي ، تحت پوشش فعاليت هاي ديپلماتيک مي پردازد. افشاي اسـناد سـفارت خانه هاي آمريکا در‌ تـهران‌ بـه‌ دست دانشجويان پيرو خط امام خميني (ره ) نشان داد که سيا‌ تا‌ چه اندازه در کشورهايي همچون ايران نفوذ داشته و خط مشي روابط بين دو کشور را تعيين‌ مي‌ کرده‌ است .

سازمان سيا در کنار وظايف جاسوسي بـارها ابـزار سياست خارجي ايالات‌ متحده‌ بوده‌ و به عمليات و دخالت در امور داخلي ديگر کشورها اقدام نموده است . سيا طي ٥٠‌ سال‌ گذشته‌ چند کودتا را در کشورهاي جهان به مرحله اجرا گذاشته و از اجراي طرح تـرور‌ رهـبران‌ کشورهاي ديگـر نيز خودداري نکرده است .

اعمال نفوذ بر انتخابات پارلماني ايتاليا در‌ سال‌ ١٩٤٨‌ براي کمک به حزب دموکرات مـسيحي در مقابل کمونيست ها، سرنگوني دولت دکتر مصدق‌ در‌ سال ١٩٥٣ در ايران ، عمليات ناموفق خليج خـوک هـا بـراي پياده کردن کوبايي‌ هاي‌ ضد‌ انقلاب در خاک آن کشور در سال ١٩٦١، طراحي و انجام چندين عمليات ترور ناموفق فيدل‌ کاسترو‌ در دهـه ‌ ‌١٩٦٠، نـفوذ به خاک لائوس و جنگ با آن کشور در‌ دوران‌ رياست‌ جمهوري جانسون ، کودتا عليه دولت ملي سـالوادور آلنـده و بـه قدرت رساندن ديکتاتور پينوشه در سال‌ ١٩٧٣‌، کمک‌ به ضد انقلابيون نيکاراگوئه در دوران رياست جمهوري ريگان و سرانجام عـمليات رواني‌ ، تبليغاتي‌ عليه نظام کمونيسم ، در طول جنگ سرد و کمک به فروپاشي بلوک شـرق و تجزيه اتحاد جماهير شـوروي‌ از‌ جـمله اقدامات برون مرزي سيا در راستاي سياست خارجي ايالات متحده آمريکا‌ بوده‌ است .

يافته ها و اطلاعات‌ سيا‌ از‌ راه هاي گوناگون به دست سياست گذاران‌ مي‌ رسد: دسته اول ، اطلاعات در مورد رويدادها و تحولات جهاني است کـه هر روز‌ يک‌ و حتي چند بار براي مقامات‌ عالي‌ رتبه آماده‌ مي‌ شود‌. هر روز صبح گزارشي فشرده به‌ رييس‌ جمهور در کاخ سفيد مي رسد. گاهي هم نسخه هايي از اين‌ گزارش‌ ها بـين مـعاون رييس جمهور، وزير‌ امور خارجه ، وزير دفاع‌ ، مشاور‌ امنيت ملي و رييس ستاد مشترک‌ ارتش‌ توزيع مي شود.

دسته ديگر اطلاعات ، از طريق همکاري سيا در تشريح وقايع‌ جاري‌ و فرصت ها يا مسائل بالقوه‌ مربوط‌ به‌ آمريکا، بـا تـجزيه‌ و تحليل‌ گزارش هاي سياسي به‌ دست‌ مي آيد. تقريبا همه جلسات شوراي امنيت ملي و جلسات فرعي کابينه با بررسي خلاصه‌ گزارشي‌ که رييس سيا يا يک کارشناس‌ رده‌ پايين تر‌ ارايه‌ مي‌ دهد، آغـاز بـه کار‌ مي کند. افزون بر موارد قبل ، برآوردهاي سازمان نيز مي تواند نقش مهمي در سياست‌ گذاري‌ بازي کند. اين برآوردها، بررسي عملي‌ موضوع‌ را‌ ممکن‌ و تحولات‌ آينده را پيش‌ بيني‌ مي کـند. از شـيوه هـاي متداول در اين زمينه ، توجه به ديدگـاه هـاي مـتنوع و طرح هاي‌ جانشين‌ و ارايه‌ بهترين برآورد براساس ارزيابي نتايج احتمالي راه‌ هاي‌ مختلفي‌ است‌ که‌ حوادث‌ ممکن است بپيمايد. اين گونه بـرآوردها تـوسط تـحليلگران سازمان هاي مختلف جاسوسي و تحت نظارت کارشناسان ارشـد سـازمان که افسر ملي ناميده مي شوند، صورت مي گيرد. اين‌ برآوردها، رسمي ترين ديدگاه سازمان محسوب مي شوند.

در مـجموع ، هـمان طـور که سيا از جانب نويسندگان به عنوان حکومتي نامرئي معرفي مـي شود، با بررسي عملکرد اين سازمان ، مي‌ توان‌ آن را نامرئي ترين ، موشکاف ترين و گسترده ترين سازمان اطلاعاتي جهاني به شـمار آورد. سـيا در حـالي که گاهي توان رد اظهارات و پاسخ گويي به انتقادات عمومي را دارد‌، معمولا‌ مـجبور مـي شود سکوت پيشه کند که نتيجه آن تخيلاتي آشفته و ضد و نقيض درباره سازمان و درک بسيار ناچيز از نقش واقـعي آن در‌ حـکومت‌ ايالات مـتحده است .

ب. قوه مقننه

کنگره در سياست گذاري خارجي ايالات متحده نـقش مـهم و تـعيين کننده ايفا مي کند. با نگاهي اجمالي به مباحث انجام شده‌ در‌ زمان تصويب قـانون اسـاسي‌ و هـمچنين‌ بندهاي قانون اساسي امريکا، به اين نکته پي مي بريم که هدف نويسندگان قانون اساسي ، تـقسيم اخـتيارات موجود در حوزه سياست خارجي ميان دولت و کنگره بوده است .

کنگره ايالات متحده‌ از‌ دو مجلس نمايندگان و سـنا تـشکيل شـده است . دو مجلسي بودن کنگره به چند دليل است . نخست اينکه ، در جريان شکل گرفتن نهادهاي حـکومتي در آمـريکا، مستعمره نشين ها سعي کردند‌ از‌ تجربه موفق‌ انگلستان براي توسعه دموکراسي نسخه بـرداري کـنند.

دوم اينـکه ، در جريان تدوين قانون اساسي نويسندگان آن براي‌ از ميان بردن اختلافات بين ايالات پيشنهاد کردند که قدرت سـياسي‌ بـه‌ نحوي‌ بين ايالات تقسيم شود که ايالات کوچک و بزرگ هر دو احساس کنند منافعشان حـفظ مـي شـود. بر ‌‌اساس‌ اين توافق بنا شد تمامي ايالات بدون توجه به جمعيت يا وسعت خاک‌ ، هريک‌ دو‌ کرسي در مـجلس سـنا داشـته باشند. از طرف ديگر با توجه به اينکه جمعيت ايالات‌ بزرگ بيشتر بـود، مـي توانستند تعداد نماينده بيشتري در مجلس نمايندگان داشته باشند‌. دليل سوم انديشه کنترل‌ و موازنه‌ است که بر اسـاس آن نـهادهاي مختلف حکومت يکديگر را کنترل مي کنند، در کنگره نيز اعضاي کنگره و سنا يکـديگر را کـنترل مي کنند، در نتيجه جلوي تمرکز قدرت در دسـت‌ يک مـجلس گـرفته مي شود.

عمده ترين وظايف کـنگره بـرابر قانون اساسي ، عبارتند از:

ـ قانونگذاري : کليه قوانين به تصويب کنگره رسيده و رييس جمهور بعد از تـصويب کـنگره آنها‌ را‌ امضاء مي نمايد؛

ـ اعـلان جـنگ : از اختيارات انـحصاري کـنگره بـه شمار مي آيد و هرگونه اعزام نيروي هـاي مـسلح به خارج از کشور، بايد به تصويب گنگره برسد؛

ـ تصويب پيمان هاي‌ خـارجي‌ : هـرگونه پيمان و قراردادي که دولت فدرال با دولت هـاي خارجي يا سازمان هاي بـين المـللي منعقد نمايد، بايد به تـصويب مـجلس سنا برسد. کسب دو سوم آراي سناتورها در‌ تصويب‌ آنها ضروري است و اگر سنا پيماني را تـاييد نـکند، رييس جمهور مجبور به تبعيت از سـناست . بـراي نـمونه ، مخالفت سنا بـا تـصميمات کنگره ورساي در سال ١٩١٩، حـضور فـعال‌ ايالات‌ متحده‌ را در صحنه بين الملل‌ از‌ جمله‌ عضويت در جامعه بين الملل حداقل پانزده سال بـه تـاخير انداخت و به شکست حزب دموکرات در انـتخابات ١٩٢٠ انـجاميد. همچنين پسـ‌ از‌ ورود‌ آمـريکا بـه جنگ جهاني اول ، رييس جمهور وقـت‌ اين‌ کشور (ويلسون ) به مقامات سوييسي اطلاع داد که ايالات متحده آمريکا تا زماني که وضعيت بـي طـرفي سوييس توسط‌ دشمنان‌ محترم‌ شمرده شـود، آن را رعـايت خـواهد کـرد. امـا اگرچه پيمان‌ يا قـراردادي در اين زمـينه منعقد نشده بود، کنگره امريکا قوانيني را که بر خود بي طرف سازي‌ دلالت‌ دارند‌ و به نـحوي اين دولت را نـسبت بـه دولت هاي ديگر مقيد‌ و متعهد‌ سازد، تصويب نـکرد؛

ـ تـاييد مـقامات دولت فـدرال : کـليه مقامات دولت فدرال جز رييس‌ جمهور‌ و معاون‌ وي ، براي تصدي سمت هاي خود بايد تاييد دو سوم سناتورها را‌ کسب‌ نمايند‌؛

ـ ابطال وتوي رييس جمهور: رييس جمهور مي تواند مصوبات کنگره را وتو نـمايد، اگر‌ دو‌ سوم‌ اعضاي هر دو مجلس کنگره در نشستي مشترک ، راي به ابطال وتوي رييس جمهور‌ دهند‌، مصوبه کنگره لازم الاجرا خواهد بود؛

ـ استيضاح رييس جمهور: رييس جمهور يا هر‌ يک‌ از‌ مقامات دولت فدرال ، اگر مرتکب تخلف قانوني شـوند، کـنگره مي تواند آنان را استيضاح‌ نمايد‌. ابتدا موضوع تخلف قانوني در مجلس نمايندگان مطرح و اگر دو سوم نمايندگان مجلس‌ اتهام‌ تخلف‌ را پذيرفتند، موضوع به سنا ارجاع داده مي شود و در سنا دادگاهي تشکيل مـي شـود‌ که‌ رياست آن بر عهده رييس ديوان عالي فدرال خواهد بود. در پايان‌ جلسات‌ محاکمه‌ سنا، اگر سناتورها با اکثريت آراء به محکوميت رييس جمهور يا ديگر مقامات دولت فدرال‌ راي‌ مـثت‌ دهـند، آن فرد برکنار خواهد شد.

نـقش‌ کـنگره در سياست گذاري از اهميت بيشتري برخوردار است ، به طوري که بعد از عقب نشيني‌ از‌ ويتنام به طور فعالانه اي در صدد تعيين سياست هاي مختلف و رويه‌ هاي‌ سـياست گـذاري بر آمد که بـراي نـمونه‌ مي‌ توان‌ به موارد زير اشاره کرد: در سال ١٩٧٤ کنگره وتوي رييس جمهور نيکسون را رد کرد تا‌ قطعنامه‌ اختيارات جنگ به قانون تبديل‌ شود‌، به اين‌ صورت‌ که‌ رييس جمهور ملزم مي گـرديد قـبل‌ از‌ اعزام سربازان به خارج از مرز با کنگره مشورت نمايد و در همان‌ سال‌ از دادن اجازه به رييس جمهور‌ براي اعطاي امتياز دولت‌ کامله‌ الوداد به اتحاد شوروي ، با‌ مشروط‌ کردن آن به مهاجرت يهوديان شوروي امـتناع ورزيد.

در سـال ١٩٨٢ کنگره وزارتـ‌ دفاع‌ و سيا را از اعطاي اعتبار‌ به‌ منظور‌ سرنگون ساختن حکومت‌ نيکاراگوئه‌ محروم ساخت .

در سال‌ ١٩٨٦‌ وتوي رييس جمهور را رد کرد تـا تحريم اقتصادي در مورد آفريقاي جنوبي را‌ برقرار‌ کند.

دو. نهادهاي غير رسمی

الفـ‌ . احـزاب‌ سـياسی :

احزاب‌ واسطه‌ بين‌ حکومت و مردم به شمار‌ آمده و جايگاه ويژه اي در ساختار سياسي ايالات متحده آمريکا داشته و بخش وسيعي از مـعادلات‌ ‌ ‌سـياسي‌ ـ اجتماعي کشور را تحت تاثير قرار‌ مي‌ دهند‌. احزاب‌ در‌ بيشتر انتخابات فدرال‌ و ايالتي‌ ، بـا قـدرت و تـوان بالايي شرکت کرده و بر نظام سياسي تاثير مي گذارند. روساي جمهور و اعضاي کنگره‌ ، مقامات‌ بـلندپايه‌ حزبي هستند که مسئوليت اجرايي و قانون گذاري‌ را‌ در‌ دست‌ گرفته‌ و در‌ طول فعاليت خود بـه راهبردهاي دولت شکل مي دهـند.

ايالات مـتحده نظامي دوحزبي دارد و احزاب سوم هرگز نتوانسته اند در اين کشور پا بگيرند.

ريشه اين امر‌ را در درجه اول بايد در ساختارهاي فکري اوليه مردم ايالات متحده که حول دو محور فدراليست و ضد فدراليست بسيج شده بودند يافت . حزب فدراليست خواستار ايجـاد ثبات و تمرکز قدرت‌ در‌ دست دولت فدرال بود، در حالي که ضد فدراليست ها خواستار آزادي بيشتري براي ايالات و شهروندان ايالات متحده بودند.

امروزه در صحنه سياسي ايالات متحده آمريکا‌ دو‌ حزب قدرتمند و گسترده دموکرات و جمهوري خواه حضور دارنـد کـه به تناوب و به شکل دوره اي توانسته اند قدرت را در قوه مجريه به‌ دست‌ گيرند. اين دو حزب هر‌ يک‌ داراي ويژگي هاي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي خاص خود هستند و محل بروز رقابت واقعي ، بين دو حزب عـمده کـشور هنگام انتخابات رياست جمهوري است . موقعيت‌ دو‌ حزب به گونه اي‌ است‌ که هيچ يک داراي تسلط مطلق بر ديگري نيست و البته مانع ورود حزب سوم به منازعات سياسي کشور نيز مي شود.

احـزاب سـياسي آمريکا با خصايص ويژه اي از هم‌ تايان‌ خود در ديگر کشورها متمايز مي شوند که مي توان به دو تفاوت اصلي اشاره کرد:

يک . تمرکز در امور انتخاباتي : حزب سياسي در آمريکا به سادگي قابل انـفکاک از‌ صـدها‌ گـروه ذي‌ نفوذ و يا سازمان هاي سياسي غـيرحزبي نـمي بـاشد که به طور وسيعي در فعاليت هاي سنتي حزبي‌ مانند رقابت هاي انتخاباتي و بسيج افراد و دستگاه هاي حکومت مشارکت دارند‌ که‌ مـي‌ تـوان هـمه سازمان هاي سياسي اعم از احزاب و غير آنها را در اين حـيطه بـه عنوان واسطه ‌‌هايي‌ بين سياست خرد فردي و سياست کلان نهادها و نظام هاي سياسي در نظر گرفت‌ . ليکن‌ در‌ بررسي و مطالعه تـاريخ احـزاب آمـريکا تمايز عمده اي که احزاب سياسي آمريکا را از ديگر‌ سازمان هاي سـياسي جدا مي کند، تمرکز آنها در امور انتخاباتي است .

دو‌. ماهيت غير ايدئولوژيک احزاب‌ : بسياري‌ از افرادي که به آمريکا روي آورده بودند، دلايلي در گـريز از زجـر و آزار مـذهبي داشتند و در کشورهاي اروپايي عمدتا مذاهب مختلف اقليت ، در ميان افراد اکثريت غالبا روي آسـايش را‌ بـه خود نمي ديدند. در پيدا کردن کار و ديگر مسائل با مشکل روبه رو بودند و ديگر رنج ها و ملامت هـا را بـه سـبب برخورداري ديني متفاوت از ديگران بر خود مي‌ ديدند‌. اينها زماني که پي بـردند در آمـريکا کـيش و آيين مسئله اي ايجاد نمي کند، بدان سوي روي آوردند. بنابراين از عوامل اساسي قابل توجه در احزاب سـياسي آمـريکا تـکيه و جهت‌ گيري‌ کمتر آنها به سوي تمايلات ايدئولوژيک نسبت به احزاب ديگر کشورها بوده اسـت و هـمين امر باعث شده احزاب افراطي ايدئولوژيک مانند احزاب کمونيست و فاشيست و حتي احزاب سوسياليست نـتوانند در‌ اين کـشور پا بگيرند.

بیشتر بخوانید:

منابع و نهادهای اثرگذار بر سياست خارجی ايالات متحده آمـريکا (قسمت 1)

 

منبع: منابع و کانون های سیاست گذاری در ایالات متحده آمریکای امروز - رهبر طالعی‌حور

پایگاه خبری حقوق نیوز - مقالات عمومی



+ 0
مخالفم - 0
سرخط خبرها: