حقوق خبر

به کار گیری هوش اجتماعی در زندگی

اصطلاح‌ هوش‌ اجتماعی‌ بـرای اولیـن بـار در سال 1920توسط روانشناسی‌ به‌ نام"ثرندایک"مطرح شد. او هوش اجتماعی را توانایی درک و مدیریت مردان،زنان،پسران ودختران در خردمندانه عمل کردن در‌ روابط‌ انسانی‌ تـعریف کرد.

 هوش اجتماعی
 

هوش اجتماعی را می‌توان به عـنوان یـک تـوانایی برای تعبیر و تفسیر موقعیت‌های اجتماعی و سازگاری‌ با‌ آن‌ها تعریف کرد.

هوش اجتماعی یا رفـتار انـطباقی یـعنی قدرت کنار آمدن با دیگران و ارتباط‌ برقرار‌ کردن‌ با آن‌ها، یعنی کنار آمدن درمذاکرات، درگـیری‌ها، اشـتباهات و سـایر موقعیت‌ها. افزایش هوش یا همان رفتار‌ انطباقی‌ یا بهره اجتماعی کمک می‌کند که انسان با هـمه بـا قدرت ارتباط برقرار کند‌. با‌ پرورش رفتار‌ انطباقی می‌توان نیازهای شخصی افراد مقابل خـودرا فـهمید.

هوش اجـتماعی و اعتماد

یاماگیشی از اعتماد به‌ عنوان‌ نوعی هوش اجتماعی یاد می‌کند. منظور او از هوش اجتماعی توانایی کـشف وپردازش علائم‌ ریسک‌ موجود در تعاملات اجتماعی، می‌باشد. به عبارت دیگر، او هوش اجتماعی را توانایی فـرد بـرای‌ فـهم خود‌ و دیگران‌، و استفاده از این فهم در برقراری تعامل با دیگران، می‌داند. به همین جهت‌ یاماگیشی‌ معتقد است کـه افـراد دارای اعتماد بالا، کسانی هستند که دارای هوش اجتماعی بالایی هستند و به راحتی قادر‌ بـه‌ اسـتفاده از فـرصت‌های جدید می‌باشند. بی‌ اعتمادی سبب می‌شود فرد نتواند از فرصت‌های موجود برای‌ توسعه‌ هوش اجتماعی خود استفاده کند. چـنین فـردی‌ بـیشتر‌ انزوای‌ اجتماعی را می‌طلبد. او اگرچه ازمخاطرات موجود‌ در‌ تعاملات اجتماعی می‌گریزد، ولی هزینه زیادی بابت از دسـت دادن فـرصت‌ها می‌پردازد.

هوش اجتماعی‌ برای‌ اولین بار در تحقیقات یک روانشناس‌ به‌ نام ادوارد‌ ثرندایک‌ در‌ سال 1920 و بعدا توسطگلیفورد در سال‌ 1968‌ در مـدل هـوش رفتاری بررسی و جستجو گردید.

متاسفانه مطالعات و کارهایی که ثرندایک‌ در‌ موردمفهوم هوش اجـتماعی انـجام داده بود‌ تا سال 1983 به‌ دست فراموشی‌ سپرده شـد. تـا جـایی که‌ در‌ سال 1960 کتابی معتبر درباره آزمون‌های هوش، هـوش اجـتماعی را مفهومی بیهوده اعلام کرد.

اما‌ در‌ سال 1983 گاردنر از نظریات‌ او‌ استفاده‌ کرد و به انتشار مطالبی‌ درباره‌ هـوش چـندگانه پرداخت وی‌ بیان‌ داشتکه هـوش درون فـردی و هوش بـین‌فردی نـیز بـه اندازه بهره هوشی افراد که با آزمـون‌های‌ خـاصی‌ اندازه گرفته می‌شود اهمیت دارند.

از‌ سال‌ 1920 تا 1990 عـلاقه‌ بـه پژوهش در زمینه هوش اجتماعی دستخوش تحول بـوده است و دیدگاه‌های مختلفی به وجـود آمـده‌اند که هوش‌ اجتماعی‌ را به عـنوان توانایی ارتـباط با دیگران‌ به‌ دانش‌ میان‌ فردی‌، توانایی قضاوت درست درباره‌ احساسات‌، خلق‌ها و انگیزه دیـگران، عـملکرد اجتماعی موثر، همدلی و مهارت در رمزگشایی نـمادهای غـیرکلامی تـعریف کرده‌اند. به ایـن تـرتیب‌ محققان‌ به‌ این نـتیجه رسیده‌اند کـه هوش اجتماعی توانایی‌های فراتر‌ از‌ هوش شناختی‌ را‌ دربرمی‌گیرد‌.

اما‌ با وجود این تنها چند سال است که هـوش اجـتماعی به وسیله گلمن و آلبرشت 2006 معروف و شناخته شـد. بـه‌طوری‌که دانیل گـلمن در کـتاب خـود با عنوان پژوهشی نـو در زمینه ارتباطات‌ انسانی در عصر الکترونیک هوش اجتماعی را فراتر از ضریب هوشی و فراتر از هوش هیجانی می‌داند.

دسـتاوردهای هـوش اجتماعی

رهبران دارای هوش اجتماعی بهتر مـی‌توانند در بـین همکاران تـعامل بـرقرار کـنند‌ و از‌ توان اجتماعی آنـها بـهره گیرند. تقویت مهارت اجتماعی تیمی و در نتیجه ارتقای عملکرد تیم‌ها از آثار هوش اجتماعی است. به‌طور کلی دست‌ آوردهای هوش اجتماعی در سـازمان را مـی‌توان به صـورت فهرست‌ وار برشمرد:

  • ایجاد‌ هویت‌ سازمانی پایدار

  • ایـجاد هـمسویی کـارکنان بـه سـمت چـشم‌انداز

  • تقویت مسئولیت سازمانی

  • ایجاد پاسخگویی جمعی و گروهی

  • ایجاد و تقویت اعتماد سازمانی

  • ایجاد شبکه مدیریت دانش‌ جهت‌ تبادل تجارب

  • ایجاد تعهد رابطه‌ای‌ در‌ سازمان

طبق نظر گلمن هوش اجـتماعی از دو جز که هرکدام دارای چندین زیرشاخه است، تشکیل شده است.

آگاهی اجتماعی: یعنی آنچه درباره دیگران احساس می‌کنیم‌ و شامل‌ همدردی خالصانه، هم‌کودک بودن‌ و توافق داشتن‌، همدلی قلبی و شناخت و ادراک اجتماعی.

نرمش و انعطاف اجتماعی: شـامل هـمسازی و خودی نشان دادن، نفوذ، علاقه و توجه.

آگاهی اجتماعی،نرمش و انعطاف اجتماعی: وقوف براین امر که دیگری چه احساسی دارد و چگونه می‌اندیشد‌.

آگاهی‌ اجتماعی از قسمت‌های زیر تشکیل شده است:

همدردی خالصانه: با دیـگران هـم احساس شدن و علامت‌های هیجانی به زبان نیاورده را حس کردن و همدلی کردن. به‌طور انحصاری همدردی خالصانه توسط جاده پایین مدارات‌ مغز‌ ما احساس‌ می‌شود. یعنی هـمدردی از طـریق جاده پایین مغز ما به صـورت خـودکار و با سرعت و ناخودآگاه اتفاق می‌افتد. و در این‌ فرایند ذهنی عمدتا نورون‌های آینه‌ای مافعال می‌شود. نورون‌های آینه‌ای در سیستم‌های‌ گوناگون‌ از‌ جمله مغز ما وجود دارد.

هم‌کوک بودن و توافق داشـتن: بـا تمام وجود ‌‌به حرف‌ها‌ و درد دل‌های دیگری گوش سپردن و با او هماهنگ و موافق شدن.

هم‌کوک بودن و توافق داشتن‌ در‌ ارتباط‌ به معنی شریک شدن در گفتگو نیست (متکلم وحده شدن نیست) بلکه گوش دادن به طرف مـقابل‌ مـی‌باشد. زمانی که دو طرف مکالمه متقابلا هرکدام برای خود حرف بزنند یعنی باهم‌ حرف بزنند بدون این که‌ به‌ حرف‌های طرف مقابل گوش دهند در این حالت گفته می‌شود که جریان ارتباط برقرار نشده و هـرکس خـود را درمحفظه تـک‌گویی قرار داده است. وقتی ما در یک فرایند گفتگو هم‌کوک می‌شویم باید به‌ احساسات طرف مقابل واکنش نشان داده و با تـمام وجود به حرف‌ها و درد دل‌های دیگری گوش بسپاریم و با او هماهنگ و موافق شویم.

هـم‌کوک بـودن مـاورای همدلی قلبی لحظه‌ای است تا به کمال برسد. یعنی با حضور‌ مداوم‌ تفاهم را تسهیل می‌کند، تفاهم یعنی احـساس ‌خـوبی از شخص دیگر داشتن، دوستی، صمیمیت، درک و اصالت.

روزنتال تفاهم را در سه جز؛ دقت دو طرفه(تـوجهمتقابل)، احـساس مـشترک مثبت و نوعی‌ سازگاری‌ و سلوک دو سویه به زبان نیاورده در نظر می‌گیرد. آخرین جز می‌تواند به عنوان تـقارن فیزیولوژیکی شرح داده شود. هم‌کوک بودن هم بر توانایی‌های شناختی و هم غیر شناختی استوار اسـت.

همدلی قلبی‌: درک‌ آنـ‌چه شـخص دیگر فکر می‌کند، احساس می‌کند و در نظر دارد (تفاهم با افکار،احساسات ونیات دیگری). همدلی قلبی بر اساس همدلی و گوش دادن استواراست. اما گلمن جنبه شناختی درک کردن‌ را‌ اضافه‌ می‌کند و به طور آگاهانه نیت‌های اشخاص‌ دیگر‌ را‌ مـورد تامل قرار می‌دهد به این معنا که همدلی قلبی هم شامل جاده بالا و جاده پایین، مدارات عصبی ما و همچنین آمیگدالا و نئوکورتکس‌ است‌.

شناخت‌ و آگاهی اجتماعی: شناخت و شعور برکارکرد اجتماعی جهان شمول‌

شـناخت‌ و آگـاهی اجتماعی: به این معنی است که شما بدانید در موقعیت‌های اجتماعی از شما چه انتظاری می‌رود؛ توانایی شما در‌ رمزگشایی‌ علامت‌های‌ اجتماعی است. ازطریق فکر کردن به راه‌حل‌های ممکن.

 

تقویت هوش اجتماعی

انسان همواره برای زیستن به ارتباط برقرار کـردن نیازدارد. این ارتباط، در صورتی‌ موثر و مفید می‌شود که فرد هوش اجتماعی بالایی داشته باشد، بنابراین باید‌ آن‌ راتقویت‌ کرد.

راه‌های تقویت کردن هوش اجتماعی عبارتند از:

  • هماهنگی حرکات بدنی با گفتار

  • افـزایش مـعاشرت و ارتباط خود ‌‌با‌ دیگران

  • آموزش اولیه در خانواده

  • ارتباط و تبادل افکار و اطلاعات

  • نهادینه کردن آموزش هوش‌ اجتماعی‌ در‌ مدرسه وجامعه

  • تقویت هنر شنونده بودن (گوش کردن به حرف‌هایطرف مقابل)

  • برخورد بـا هـر فرد‌ به آن صورتی که هست و استحقاق دارد

  • ارزش قایل شدن برای سخنان افراد مقابل‌

  • استفاده از کلمات زیبا‌،سنجیده‌ و به موقع

 

منبع: مجله توسعه مدیریت- مقاله هوشیاری از جنس قرن بست و یکم- نویسنده: جعفر بیک زاد، معصومه سلطان دادشی

پایگاه خبری حقوق نیوز- موضوعات عمومی

 

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: