حقوق خبر
مذاکره (negotiation)

مذاکره (قسمت اول)

از حالا به بعد، نگرش و روش شما در قبال زندگی باید این باشد:« همه چیز قابل مذاکره است.» یکی از بزرگترین موانع پیش روی موفقیت و شادی انفعالی بودن است

مذاکره (قسمت اول)
 

مذاکره

همه چیز قابل مذاکره است

از حالا به بعد، نگرش و روش شما در قبال زندگی باید این باشد:« همه چیز قابل مذاکره است.» یکی از بزرگترین موانع پیش روی موفقیت و شادی انفعالی بودن است. انسانهای منفی و منفعل صرفاً شرایط جاری زندگی را می پذیرند و اغلب احساس می کنند که تغییر دادن شرایط کاری از آنها ساخته نیست. از سوی دیگر کسانی که عامل هستند، به هر جایی که نظر می کنند فرصت های مناسب و امکانات را می بینند و همیشه دنبال راههایی می گردند تا شرایط را به سود خود تغییر دهند. راهکار شما هم باید همین باشد.

مانند یک مذاکره کننده فکر کنید

حتی اگر به شکل مکتوب هم نوشته باشند، چیزی به نام قیمت ثابت وجود ندارد. به خاطر داشته باشید بدون توجه به اینکه قیمت ها تا چه اندازه بی انعطاف به نظر برسندف همه چیز قابل مذاکره است. وظیفه ی شما این است که ببینید در کجا می توانید شرایطی بهتر از آنچه به شما پیشنهاد شده است به دست آورید.

وقتی مردم در 6000 سال قبل در سومر باستان شروع به داد و ستد کردند، فرض بر این بود که درباره هر قیمتی می توان چانه زد و مذاکره کرد. در بازارهای کشورهای جهان سوم و حتی در غرب، در حراج ها، هر قیمتی – چه فروش چه خرید – یک نقطه شروع است که یک مذاکره کننده خوب با آن شروع می کند و به قیمتی دیگر که موافق میل و خواسته اوست می رسد.

اما در سایر نقاط دنیای مدرن مذاکره و چانه زنی تشویق نمی شود. فروشندگان در بازارها سعی می کنند به هر قیمتی که شده از آن اجتناب کنند. در این کشورها قیمت را مکتوب می کنند و روی کالا می چسبانند، چنان که گویی این قیمتی است که روی سنگ حک شده و قابل تغییر نیست. اما نوشته شدن قیمت معنی خاصی ندارد. هر قیمتی که روی کالایی گذاشته می شود به وسیله ی کسی قابل تغییر است.

مذاکره (قسمت اول)
 

از مذاکره نترسید

راه رسیدن به یک معامله ی بهتر ساده است. بخواهید و درخواست کنید. بخواهید که از میزان قیمت خود بکاهند و یا شرایط قرارداد را بهتر نمایند. بخواهید که مفاد قرارداد را تغییر دهند. بخواهید به شما تخفیف بدهند و یا در ازای پولی که می پردازید کالا و خدمتی بیشتر در اختیارتان قرار دهند. درخواست خود را به شکلی خوشایند مطرح کنید. با اعتماد و اطمینان درخواست کنید. اگر فکر می کنید به سود شماسا، جدی تر و مصرانه تر درخواست کنید. اما همیشه درخواست قاطعانه و شفاف داشته باشید. همیشه بپرسید چرا؟ و چرا نه؟ آینده متعلق به ئرخواست کنندگان است. آینده متعلق به کسانی است که قاطعانه و شجاعانه خواسته های خود را با طرف مقابل در میان می گذارند. درخواست کنید و دوباره درخواست کنید.

اگر این توصیه تا این حد ساده است، چرا افراد کم شماری قدم به میان می گذارند و درخواست خود را مطرح می سازند؟ برای بسیاری از ما موضوع به دوران کودکی بر می گردد. بسیاری از ما با مهر و عشق بی چشمداشت بزرگ نشده ایم. وقتی بچه ها در سالهای شکل گیری با محیطی پرورش دهنده روبرو نمی شوند، وقتی بزرگ شوند فاقد عزت نفس و اعتماد به نفس می شوند. از این رو متوجه نیستند که می توانند به آنچه حق آنهاست برسند. نمی توانند متوجه بشوند که شایسته و سزاوار چه چیزهایی هستند.

این ترس از رد شدن انسانها را در تمام زندگی به عقب می برد و اجازه پیشرفت و رسیدن به حق خود را از آنها می گیرد. آنها به قراردادها و توافق نامه هایی تن می دهند، شرایطی از استخدام و اشتغال را می پذیرند که ابداً به سودشان نیست. همه ی آن به این دلیل است که مبادا کسی به آنها جواب نه بدهد.

می توانید با رفتاری متفاوت بر هراس خود غلبه کنید. اگر ترس از مخالفت و رد شدن دارید، اگر به طور انفعالی همه ی قراردادها و پیشنهادات دیگران را می پذیرید، پیوسته متقاضی چیزهای جدید شوید. درخواست کردن را تمرین کنید. به این که کسی به شما جواب منفی بدهد، توجه نکنید و بها ندهید.

این کار را به تکرار انجام دهید و مطمئن باشید که هراس تان به زودی برطرف می شود . ترس تان می ریزد. کافیست با هراسهایتان روبرو شوید و کاری را که از آن می ترسید به تکرار انجام دهید. ترس سرانجام از میان می رود.

همان طور که ترس یک عادت است، شجاعت هم یک عادت است. با مجبور کردن خود به اینکه رفتاری شجاعانه را به نمایش بگذارید، به خصوص با درخواست کردن برای پرداخت قیمتهای مناسب تر و با درخواست کردن برای تغییر دادن شرایط قرارداد، بر اعتماد به نفس و عزت نفس خود بیفزایید.

مذاکره به عنوان یک بازی

مذاکره کردن را یک بازی در نظر بگیرید. موضوع آنقدرها جدی نیست که پای مرگ و زندگی در میان باشد، بلکه نوعی ورزش کردن است. در واقع این یکی از بازیهای بزرگ در زندگی است. باید این بازی را به ماهرانه ترین شکلی که می توانید انجام دهید و بعد به تدریج در آن بهتر و باز هم بهتر شوید.

مذاکره کنندهگان خوب در هر زمینه ای مذاکره می کنند و چک و چانه می زنند. آنها چک و چانه می زنند زیرا این برایشان به شدت کاری تفریحی است. وقتی مذاکره را فعالیتی لذت بخش در نظر بگیرند و مطمئن و آرام و با اعتماد به نفس و بشاش باقی بمانید، همه جا با فرصت های چانه زنی و مذاکره روبرو می شوید.

بیشتر بخوانید:

مذاکره (قسمت دوم)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: مذاکره - برایان تریسی

پایگاه خبری حقوق نیوز - کسب و کار



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: