حقوق خبر
نادر ابراهیمی

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 11)

 چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 11)
 

پایگاه خبری حقوق نیوز

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

نامه ی بیست و یکم

عزیز من!

خوشبختی، نامه ای نیست که یک روز، نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دست های منتظر تو بسپارد. خوشبختی، ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر... به همین سادگی، به خدا به همین سادگی؛ اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر...

خوشبختی را در چنان هاله ای از رمز و راز، لوازم و شرایط، اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو نبریم که خود نیز درمانده در شناختنش شویم...

خوشبختی، همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است...

نامه ی بیست و دوم

عزیز من!

گاهی که از روند روزگار، زیر لب، شکایتی می کنی، و اضهار تعجب از اینکه زندگی، با من تو نیز، گهگاه، سر مدارا نداشته است، اینگونه به نظر می رسد که تو هنوز هم، زندگی را چیزی مستقل از زندگانی می بینی، که به راه خود می رود و آن چه خود می خواهد انجام می دهد؛ و این، البته خوب می دانی که درست نیست. ما بر سر این مسأله، سال هاست که به وحدت نظر رسیده ایم و اراده به تردید نیز نکرده ایم:

زندگی، در بسیاری ار لحظه ها، عاری از هر نوع معنا و مفهومی ست.

این ما هستیم که با مجموعه ی عملکردهایمان به زندگی معنا و مفهوم می بخشیم. زندگی، به خودی خود، نه بد است نه خوب، نه تلخ است نه شیرین، نه ظالمانه و نه سرشار از عدالت...

انسان، فقط یک موجود زنده نیست؛ بلکه خود، هم زنده است و هم زندگی ست.

می دانم... راست می گویی... این سخنان را بارها و در هر جا که توانسته ام گفته ام؛ و نیز گفته ام که این حوادث نیستند که انسان را امیدوار یا نا امید می کنند؛ این طرز نگاه کردن ما به حوادث است و زاویه ی دید ما، که مایه ی اصلی یأس و امید را می سازد.

انسان هنوز یاد نگرفته آن گونه به حوادث نگاه کند که تلخ ترین و دردناک ترین آن ها را هشیار کننده، نیرو دهنده، تجربه بخش، برانگیزنده و آینده ساز ببیند.

استخراج قدرت از درون ضعف، استخراج ایمان از قلب بی ایمانی، بیرون کشیدن آرامش از اعماق آشفتگی ها، و تراشیدن و سخت تراشیدن سنگ حجیم و بی قواره ی سرخوردگی ها، آن گونه که از درون آن، پیکره صیقل و سنگی و استوار دلبستگس به آینده بیرون کشیده شود- این، وظیفه ی انسان عصر ماست، و این وظیفه ی من و توست به عنوان آدم هایی که ناگزیر، عصر خویش را پذیرفته ایم و با آن درگیر شده ایم.

بانوی من!

باور کن که این نگاهی بسیار فلسفی، پیچیده و عمیق به زندگی و ارزش های آن نیست، این فقط ساده نگاه کردن است؛ ساده و صادقانه و سازنده نگاه کردن. 

ما روزگار خویشتنیم، زمان و زمانه ی خویشتنیم، و جایگاه خویشتن.

ما نفس زندگی هستیم، و ماده ی زندگی، و روح زندگی ...

آیا زندگی را چگونه می خواهی؟

ما را آن گونه بخواه، و ما را آنگونه که می خواهی بساز!

از هم امروز

از همین حالا...

 

 

 

بیشتر بخوانید:

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 1)

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 2)

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 3)

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 4)

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 5)

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 6)

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 7)

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 8)

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 9)

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم (قسمت 10)

 

پایگاه خبری حقوق نیوز- ادبیات



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: