حقوق خبر
معماری هخامنشی

هنر معماری در دوران هخامنشی(قسمت چهارم)

گفته ی هرودوت درباره ی هخامنشیان قابل توجه است، او می گوید پارسیان نه معبد داشته اند و نه قربانگاه و نه مجسمه های خدایان، این نظر تاریخ نویس یونانی درست است زیرا که پارسیان معابد یا قربانگاه و مجسمه های خدایان به آن صورتی که در یونان رایج بود، نداشته اند و در محیطی باز روی سکویی نیایش می کردند


 

مقابر دوره ی هخامنشیان

از این دوره دو نوع مقبره شناخته می شود یکی به شکل اطاق و دیگری به صورت دخمه هایی که در کوه سنگی حجاری شده اند. از نوع اول باید به آرامگاه کوروش هخامنشی که شبیه به ساختمان زیگورات است اشاره کرد.

آرامگاه کوروش

این آرامگاه در پاسارگاد واقع شده و بنایی است چهار ضلعی که روی صفه شش طبقه ای از سنگ استوار شده، به طوری که آرامگاه شکل یک هرم را پیدا کرده است. این بنا از تخته سنگهای بزرگ سفید ساخته شده و دارای در بزرگی از سنگ در سمت مغرب بوده که امروز از میان رفته است. اطاق آرامگاه که بر حسب گفته ی مورخین جسد کوروش در آن قرار گرفته بود بیشتر از شش متر مربع وسعت ندارد و سقف آن از دو پارچه سنگ مسقف شده است و تا کف اطاق 10 و 3 متر ارتفاع دارد.

سنگهای بزرگی که در این بنا به کار رفته همه با بست های آهنی به یکدیگر مربوط شده است.

بلندی آرامگاه، از پایه ی سکو یا صفه تا انتهای خرپشته ی مثلثی بام، در حدود 11 متر است. درون آرامگاه هیچ گونه نوشته قدیمی موجود نیست اما به طوری که مورخین یونانی چون استرابون، آریان و پلوتارک نوشته اند دو لوح میخی در داخل قبر بوده است با این مضمون که، ای انسان هر که باشی و از هر جا که بیایی زیرا می دانم که خواهی آمد، من کوروشم که برای پارسیها این دولت وسیع را بنا کرده ام پس بدین مشتی خاک که تن مرا می پوشاند رشگ مبر.

در دوره ی اسلامی که این قبر به صورت مسجد درآمده بر دیوار جنوبی داخلی آن محرابی درآورده اند. در حاشیه ی دور محراب چهار آیه ی اول سوره فتح با خط ثلث معمولی نقش شده است که به زحمت حروفی از آن را می توان خواند. این مقبره به نام قبر مادر سلیمان هم شهرت دارد چرا که، نام قبر مادر سلیمان در آن روزگار مانع از خراب شدن این آرامگاه می شده است. در سال 1337 خورشیدی هنگام تعمیر و تمیزکاری سقف خرپشته دو قبر مخفی در بالا، یعنی در داخل سقف کشف شد . راجع به هویت و چگونگی دو قبر کشف شده متصل به هم می توان تصور کرد که یکی مربوط به پادشاه و قبر دیگر مربوط به کاسادان ملکه وقت است. وجود این دو قبر در چنین جایگاه مرموزی برای مصون ماندن اجساد از خطر احتمالی دستبردها و مهاجمین کاملاً معلوم می کند که ساختمان قبر کوروش اگر هم در زمان خود او شروع شده باشد چندی پس از مرگش به اتمام رسیده و برای پذیرفتن جسد او حاضر شده است، به این ترتیب اطاق زیرین و یا اطاق مقبره که مورد بحث باستان شناسان و تاریخ نویسان بوده است و همگی آن را مقبره ی کوروش حدس زده اند یا جایگاه روحانی عالی مقام، نگاهبان آرامگاه، بوده و یا موزه ی البسه و سلاحهای مربوط به کوروش بوده است. چرا که نوشته های مورخین قدیمی از قبیل آریستو بولوس، آریان پلوتارک، کنت کورث و استرابون نسان می دهند جسد مومیایی شده ی کوروش روی میزی از طلا درون اطاق بوده است و اگر با این کشف تطبیق داده شود باید این احتمال ضعیف را داد که شاید، قالب و تقریباً شبیهی از کوروش ساخته اند و روی میز طلا، درون اطاق آرامگاه گذاشته اند.

آرامگاه و دخمه های سنگی

آرامگاههای اردشیر دوم(361-405 م) و اردشیر سوم(338-361ق.م) هخامنشی، مانند دخمه هایی در بالای تختگاه تخت جمشید در دامنه ی کوه رحمت کنده شده اند. نمای این دخمه ها مانند نمای دخمه های نقش رستم صلیبی شکل است و در میان آن دری است که به اطاق آرامگاه راه دارد. در اطاق آرامگاه اردشیر دوم، دو قبر سنگی قرار داده شده است ولی در اطاق آرامگاه اردشیر سوم، سه قبر سنگی یک تخته موجود است. روی پیشانی هر آرامگاه نمایندگان ملل تابع، تخت شاهنشاهی را روی دست خود حمل می کنند و در بالای تخت، پادشاه مقابل آتشدان ایستاده و اهورامزدا را ستایش می کند. در جنوب تخت جمشید آرامگاه داریوش سوم (331 – 336 ق.م) است که ناتمام مانده و فقط قسمت بالای آن نقش شاه را مقابل آتشدان نشان می دهد، بقیه ی آرامگاه با وضع نتراشیده باقیمانده است. احتمال دارد که مشغول ساختن آرامگاه بوده اند و آمدن اسکندر به ایران باعث توقف کار شده است.

علاوه بر دخمه های سنگی در کوه رحمت، باید به این نوع قبرها در نقش رستم اشاره کرد. این دخمه ها خود مدارک مهمی از تاریخ ایران در زمان هخامنشیان و ساسانیان است. از جمله، داریوش اول(485- 521 ق.م)، خشایار شاه اول(465- 485 ق.م)، اردشیر اول (424 – 465 ق.م) و داریوش دوم( 405 – 442 ق.م) تمام این دخمه ها از روی یک نمونه ساخته شده اند، نمای دخمه به شکل صلیب است و در میان آن دری است که در دو طرف آن دو نیم ستون با سر ستونهایی شبیه سرگاو قرار داده شده است. در قسمت فوقانی نمای دخمه، نقش برجسته ای است که مللی را که تابع شاهنشاهی ایران بوده اند نشان می دهد. این ملتها تخت شاهی را در بالای سر خود گرفته اند. شاهنشاه در روی تخت جلوس کرده و مقابل او آتشدانی است. خداوند اهورامزدا، در بالای این منظره در حال پرواز است و در زیر دخمه ها لااقل هشت نقش برجسته از دوره ی ساسانیان دیده می شود.


 

کعبه ی زرتشت

در مقابل دخمه های سنگی نقش رستم بنای سنگی مکعب شکلی معروف به کعبه ی زرتشت قرار گرفته است. این بنا که از دوره ی هخامنشی است روی سکویی واقع شده و با قطعات بزرگ سنگ سفید ساخته شده است و دارای پلکانی است که منتهی به یک در و یک اطاق کوچک می شود جای پاشنه های در هنوز معلوم است. در هر یک از چهار دیوار این اطاق شش نمای پنجره دیده می شود. به عبارت دیگر پنجره ای وجود ندارد ولی از دور نمایش پنجره دارد. اطراف هر یک از این پنجره نماها تزییناتی که نمایش قاب پنجره را دارد دیده می شود. این بنا شباهت زیاد به آتشکده ی نورآباد و بنای مشهور به زندان پاشارگاد دارد. هرتسفلد تصور کرده که این یک آرامگاه بوده است و دکتر اشمیدت در سال 1936 کاوشهای در اطراف این بنا انجام داد و در قسمت خارجی بنا کتیبه ی مهمی که به سه زبان پهلوی، اشکانی، پهلوی ساسانی و یونانی نوشته شده است، پیدا کرد. این کتیبه مربوط به عملیات مهم سیاسی و نظامی آن زمان و در حقیقت به منزله ی گزارشی از کارهای مهم شاپور اول است. پیدا شدن این کتیبه تا اندازه ای این مطلب را که کعبه ی زرتشت یک بنای مذهبی است، تایید می کند. اما بعضی از باستان شناسان تصور می کنند اینجا محلی بوده که آتش دایمی در آن حفظ می شده است. اما با توجه به این که بنا هیچ منفذی به خارج نداشته و در سنگی قطوری مدخل آن را پوشانده است، این تصور پذیرفتنی نیست. عده ای این بنا را آرامگاه هخامنشی و گروهی هم عقیده دارند که اسناد و کتاب اوستا، که به روایتی بر روی 12 هزار پوست گاومیش نوشته شده و سایر نوشته های مذهبی زرتشت در این مکان حفظ می شده است. به هر حال این بنا از دوران هخامنشی است و در نزدیکی این محل دو آتشدان سنگی موجود است که گویای اعتقاد مردم به آتش و استفاده از آن است.

اما گفته ی هرودوت هم درباره ی هخامنشیان قابل توجه است، او می گوید پارسیان نه معبد داشته اند و نه قربانگاه و نه مجسمه های خدایان، این نظر تاریخ نویس یونانی درست است زیرا که پارسیان معابد یا قربانگاه و مجسمه های خدایان به آن صورتی که در یونان رایج بود، نداشته اند و در محیطی باز روی سکویی نیایش می کردند. معهذا نشانه هایی از این که هخامنشیان در مکانهای سرپوشیده عبادت و مراسم مذهبی به جا می آوردند نیز وجود دارد. این مکانها به شکل برج مکعب و دارای یک اطاق است که در اینجا مُغ و یا موبد، آتش مقدس را نگهبانی می کرده است. شاید کعبه زرتشت هم یکی از این مکانها باشد.

بیشتر بخوانید:

هنر معماری در دوران هخامنشی(قسمت اول)

هنر معماری در دوران هخامنشی(قسمت دوم)

هنر معماری در دوران هخامنشی(قسمت سوم)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: آشنایی با هنر در تاریخ 1 - دکتر غلامعلی حاتم

پایگاه خبری حقوق نیوز - معماری

 

 



+ 0
مخالفم - 0
نظرات : 0
منتشر نشده : 0

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید

سرخط خبرها: