حقوق خبر
دانیل گیلبرت

نظریات روانشناسان جهان (قسمت هفتم)

گیلبرت معتقد است مغز انسان قادر است تمام تجربه ها، خاطرات و دانشی را که کسب می کنیم در خود ذخیره کند، ولی در موقع یادآوری آن ها نمی توانیم آن ها را به طور کامل به خاطر بیاوریم؛ بلکه فقط سرنخ هایی را به خاطر می آوریم

نظریات روانشناسان جهان (قسمت هفتم)
 

نظریات روانشناسان جهان

دانیل گیلبرت

دانیل گیلبرت استاد روانشناسی در دانشگاه هاروارد است و علاوه بر آن مدیریت آزمایشگاه روانشناسی لذت دانشگاه هاروارد را نیز بر عهده دارد. ویراستار کتاب راهنمای روانشناسی اجتماعی بوده و مقالات متعددی در این زمینه به رشته ی تحریر درآورده است. او در دوران کودکی به کتاب خطاهای بصری علاقه ی زیادی داشت. به تصاویر معروف گلدان ها و چهره ها خیره می شد و با خودش می اندیشید فریب دادن چشم ها و مغز آسان است.

بعدها که روانشناس شد به مطالعه ی خطاهای مغز برای ایجاد یک تصویر فوری از واقعیت علاقمند شد. او متوجه شده بود که مغزمان نیز دقیقاً مثل چشم هایمان دچار خطا می شود. برای مثال، اکثر آدم ها مشغول انجام دادن کارهایی هستند تا بتوانند خوشبختی آینده ی خود را تضمین کنند، ولی شناخت آن ها از آینده و احساسی که از آن خواهند داشت چندان کامل نیست.

هزاران سال است که مردم به خطاهای ذهن در مورد پیش بینی آینده می اندیشند. گیلبرت با نوشتن کتاب «شیرجه در خوشبختی» سعی کرده است با گردآوری ایده های مختلف از حوزه های روانشناسی، عصب شناسی، فلسفه و اقتصاد رفتاری، موضوع فوق را توضیح دهد. او معتقد است انسان تنها موجودی است که می تواند آگاهانه در مورد آینده فکر کند. اگرچه برخی موجودات از جمله سنجاب ها، می توانند آینده را پیش بینی کنند و مثلاً برای زمستان خود بلوط ذخیره کنند، ولی آن ها این کار را بر اساس غریزه ای که آن ها را وادار می کند تا با کم شدن طول روز به ذخیره سازی بپردازند انجام می دهند.

میلیون ها سال پیش مغز انسان های اولیه به یک باره رشد زیادی پیدا کرد و اکثر این رشد در بخش جلویی مغز و بالای چشم رخ داد. مدت ها تصور می شد لوب جلویی مغز کارکرد خاصی ندارد، ولی در بررسی های بعدی روی بیمارانی که لوب جلویی مغزشان آسیب دیده بود نشان دادند که این بخش مربوط به توانایی تجسم آینده و قدرت انتخاب برای مسیری که در پیش می گیریم و در نتیجه کنترل محیط است.

گیلبرت معتقد است مغز انسان قادر است تمام تجربه ها، خاطرات و دانشی را که کسب می کنیم در خود ذخیره کند، ولی در موقع یادآوری آن ها نمی توانیم آن ها را به طور کامل به خاطر بیاوریم؛ بلکه فقط سرنخ هایی را به خاطر می آوریم. ولی مغزمان بخش هایی را که به یاد نمی آوریم برایمان پر می کند و تفسیری از واقعیت ارائه می دهد که چنان ماهرانه است که ما متوجه نمی شویم این فقط تفسیری از واقعیت است نه خود آن. به همین خاطر ادراکات ما نیز می توانندد اشتباه باشند. به ویژه وقتی به آینده می اندیشیم جزئیاتی که از آن ترسیم می کنیم تصویر کاملی به ما نمی دهد. به علاوه تصور ما از اتفاقات آینده اشتباه است و امکان دارد خیلی از چیزهایی را که اتفاق می افتند فراموش کنیم. همان طور که آزمایش های روانشناسی نشان می دهند ذهن انسان برای شناخت چیزهایی که غایب هستندخوب سازماندهی نشده است، ولی مغز با حقه و ترفند این باور را در ما ایجاد می کند که تفسیر ما حقیقی است و ما نیز آن را بدون پرسش می پذیریم.

گیلبرت در مورد خوشبختی معتقد است که این موضوعی شخصی است و به ادراک ما از آن مربوط می شود. ولی تصور ما از خوشبختی در طول زندگی تغییر می کند. همان طور که عشاق هرگز نمی توانند تصور کنند احساس آن ها بعد از مثلاً ده سال نسبت به هم چگونه خواهد بود یا مادرها وقتی که عاشق کودک نوزاد خود می شوند هرگز نمی توانند تصور کنند دوباره بتوانند به سر کار برگردند. برای همه ی این خطاهای ادراکی یک دلیل عصب شناختی وجود دارد. ما به طور کلی در مورد رویدادهای آینده منطقی نیستیم و جنبه های مثبت و منفی وقایع را درست ارزیابی نمی کنیم. احساسی که در لحظه ی حال داریم به تصورات ما در مورد اتفاقات آینده شکل می دهد. ما از کجا می توانیم بفهمیم که بیست سال دیگر چه چیزی ما را خوشبخت و خوشحال خواهد کرد؟

به طور کلی، مغز انسان ممکن است به خوبی بتواند آینده را تجسم کند، ولی این تجسم بی عیب و نقص نیست و به همین خاطر معمولاً میان آنچه که تصور می کنیم باعث خوشبختی و سعادتمان می شود و آنچه واقعاً ما را شاد و رستگار می سازد تفاوت زیادی وجود دارد. برای مثال ممکن است تمام عمر خود را در راه پول درآوردن و ثروتمند شدن صرف کنیم و در نهایت به این نتیجه برسیم که کارمان بی ثمر بوده یا این که ممکن است برایمان ثابت شود وقایع یا افرادی که مطمئن بودیم ما را بدبخت می کنند اصلاً چنین نکنند.

به خاطر نحوه ی عملکرد مغز، پیش بینی این که در آینده چه احساسی خواهیم داشت همیشه دقیق نیست و این در مورد چیزهایی که ما را خوشبخت می کنند نیز صادق است.

بیشتر بخوانید:

نظریات روانشناسان جهان (قسمت اول)

نظریات روانشناسان جهان (قسمت دوم)

نظریات روانشناسان جهان (قسمت سوم)

نظریات روانشناسان جهان (قسمت چهارم)

نظریات روانشناسان جهان (قسمت پنجم)

نظریات روانشناسان جهان (قسمت ششم)

ویکتور فرانکل؛ پایه‌گذار مکتب معنا‌درمانی (logotherapy)

 

تهیه کننده: عاطفه کریمی

منبع: مکاتب روان شناسی - حمیدرضا بلوچ

پایگاه خبری حقوق نیوز - روانشناسی



+ 0
مخالفم - 0

 

سرخط خبرها: