امروز: دوشنبه, ۳۰ فروردين ۱۴۰۰ برابر با ۰۶ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۱۹ آوریل ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 272123
۱۰۴۶
۱
۰
نسخه چاپی
گفتمان کتاب

تحول گفتمان کتاب در ایران

در دوران پیشامدرن، کتاب یک ابزار یا رسانه انتقال معانی در گستره ای بسیار محدود بود. در این دوران، کتاب عمدتاً توسط نخبگان نوشته می شد و مخاطب یا خوانندگان کتاب نیز همه از نخبگان جامعه بودند. در این دوره تعداد افراد باسواد اندک بود. در نتیجه مطالعه کتاب به گروه های اجتماعی محدودی مانند نخبگان سیاسی، درباریان، روحانیان و ثروتمندان یا اعیان و اشراف محدود می شد

تحول گفتمان کتاب در ایران

فرهنگ کتاب در ایران پیشامدرن

کتاب یکی از صورت های فرهنگی مهم در تاریخ فرهنگی انسان است. کتاب در نتیجه پیدایش خط، الفبا و سپس کتابت ایجاد شد و با پیدایش و اختراع چاپ توسعه یافت.

باستان شناسان دست نوشته هایی در ۵۲۰۰ سال پیش در منطقه بین النهرین و جنوب عراق کشف کرده اند. مردم این منطقه که ساکنان ایران بزرگ بودند با اختراع یک نوع خط یا تصویرنگاری و علایم نوشتاری برای انتقال ایده و اندیشه های خود به دیگران، آنها را بر روی لوح های سفالین و گلی حک کرده اند.

این لوح های سفالین احتمالاً نخستین کتاب هایی است که انسان آنها را تألیف و منتشر ساخته است. از خرابه های شهرهای باستانی سومریان چنین برمی آید که سومریان در حدود ۲۷۰۰ سال پیش از میلاد، کتابخانه های شخصی، مذهبی و دولتی برپا کرده بودند. مشهور است که کتابخانه «تلو» مجموعه ای متجاوز از ۳۰۰۰۰ لوحه گلین داشته است. تمدن سومریان از ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد پاگرفت و در عهد طلایی «اور» شکوفا شد.

کتاب از آن روزگار تاکنون، سرنوشت پرفراز و نشیبی در ایران داشته است.

رجبی در کتاب مروری کوتاه بر تاریخ کتاب در ایران (۱۳۹۰) نشان می دهد که ایرانیان باستان نوشته های خود را بر روی سنگ کنده کاری می کردند، یا بر روی الواح گلی زرین و سیمین می نوشتند و گاهی نیز از پوست دباغی شده گاو استفاده می کردند.

از نخستین قرون اسلامی صنعت کاغذسازی - که ماده اصلی کتاب بود - در بسیاری از شهرهای ایران رواج یافت. در دوره صفوی کتابخانه های ارزشمند و باشکوهی پدید آمد و دوره قاجار نیز با ورود صنعت چاپ به ایران و رواج کتاب های چاپ سنگی در کشور مصادف بود.

مهدی محسنیان راد در کتاب ایران در چهار کهکشان ارتباطی (۱۳۸۴)، روایت تاریخی دقیقی از نظام ارتباطات در ایران عرضه می کند. بر اساس روایت او، ایرانیان از دوره داریوش هخامنشی یک نظام ارتباطی پیچیده و پیشرفته داشته اند، در دوره اشکانیان موفق می شوند چاپ را توسط مانی ابداع نمایند. وی می نویسد که ایران در عصر داریوش به علت حوادث دوره کمبوجیه و وسعت بزرگ سرزمین، نیازمند یک سیستم ارتباطی بسیار سریع و کاربردی می شود.

داریوش با ایجاد شبکه ای از برج های مخابراتی نوری که با دو نوع آتش رنگی کار می کرده است و ابداع الفبایی ۳۶ حرفی برای استفاده در این برج ها، توانسته به نوعی اولین سیستم تلگرافی تاریخ را در عصر خود ۲۵۰۰ سال پیش، ایجاد نموده و امپراطوری عظیم هخامنشی را بیش از پنجاه سال اداره کند. این سیستم عملاً ایران را از فضای شفاهی فراتر برده و به جهان جدید وارد کرده است.

این سیستم در پی ضعف هخامنشیان، آرام آرام از هم پاشیده و فراموش شده است، هر چند در طی قرون بعدی شواهدی از استفاده های مقطعی از این روش به صورت غیر متمرکز دیده شده است. دستگاه دیوانی داریوش چنان گسترده بوده است که فقط بخشی از آمار بایگانی آن که متعلق به یک دوره شش ماهه بوده و در محوطه تخت جمشید کشف شده (همان الواح معروف هخامنشی که دانشگاه شیکاگو پس نمی دهد)، خود شامل سی هزار لوح گلی است که باید به این مجموعه بسیاری اسناد بر پاپیروس و پوست را که در گذر ایام نابود شده است، نیز اضافه کرد.

محسنیان راد استدلال می کند که بر اساس تحقیقات و مدارک موجود، ایرانیان در دوره اشکانیان، با ظهور مانی که مبدع آیینی تازه بوده و تبلیغات مذهبی و آیینی او بر تصویر و نوشته متکی بوده است، نیازمند توسعه ارتباطات می شوند. پس در آن زمان «نوع خاصی از چاپ» به صورت ابتدایی در سرزمینی که آن زمان جزء ایران بوده، ولی امروز آسیای میانه (خوارزم، ماوراء النهر) نام دارد، شکل گرفته است. همچنین در آن زمان، در پی ممنوعیت آیین مانویت در ایران و کشتار و نابودی پیروان این آیین، نوعی کاغذ (برخلاف ادعای چین که خود را در قرن یازده یا سیزده مبدع كاغذ میداند) و پاپیروس مصری، توسط مانویان به چین منتقل و پایه تحولی در تاریخ و فرهنگ چین می شود. در این انتقال، مانویان عقاید و دستاوردهایشان را به چین و اروپا هم می برند و تا بیش از هفتصد سال بر این دو منطقه اثر می گذارند.

در دوره اسلامی نیز ایران مرکز علمی و فرهنگی جهان می شود که برای عرضه این علوم و فرهنگ، شبکه وسیعی از وراقان (کاغذسازان، کاغذ فروشان، کتاب فروشان، صحافان، رونویسان یا تکثیر گران) به کمک صدها کتابخانه و صنعت گران دیگر که مورد حمایت شدید حاکمان بوده اند، اوج تمدن و فرهنگ ایرانی و اسلامی را بنیان می نهند.

به اعتقاد محسنیان راد، هجوم اقوام ترک و مغول، این تمدن و فرهنگ مکتوب را نابود می سازد، تا اینکه زمان صفویه ایرانیان مجدداً در تلاش برای چاپ کتاب اقدام می کنند. در سال ۱۶۴۰ میلادی در دوره صفویه، بازرگانی ارمنی که از ارامنه ساكن آمستردام بود، دستگاه چاپی را با حروف ارمنی خریداری و به جلفای اصفهان وارد کرد. به دنبال آن، عده ای از بزرگان و پادشاهان صفوی به فکر ایجاد چاپخانه با حروف فارسی و عربی افتادند که پس از چندی به فراموشی سپرده شد.

بر اساس مدارک موجود، نخستین کتابی که در خود ایران چاپ شده، زبور داوود یا ساغموس است که در 1047/1638 به زبان و خط ارمنی در ۵۷۲ صفحه در جلفای اصفهان و به دست کشیشان ارمنی به چاپ رسیده است .

به روایت محمد حسن رجبی در دوره صفویه، تولید و انتشار کتاب با روش های دستی رواج داشت و کتابخانه های بزرگی در این دوره شکل گرفت. تاریخ کتاب در ایران را می توان تا آستانه انقلاب مشروطه که آستانه ورود ایران به دنیای مدرن است، دوره پیشامدرن دانست. اگرچه ایران چندی قبل از وقوع انقلاب مشروطیت در سال ۱۲۸۵ پا به دنیای مدرن گذاشت و ایرانیان از دهه های نخست قرن سیزدهم صنعت چاپ را در کشور خود گسترش دادند، تا وقوع انقلاب مشروطه کتاب همچنان بخشی از فرهنگ عمومی جامعه ایران نیست. در این دوره تاریخی طولانی، کتاب های متعددی تأليف و منتشر می شود. این دوره فرازونشیب های مختلفی دارد.

در کل می توان ویژگی های این دوره را چنین برشمرد:

1- در دوران پیشامدرن، کتاب یک ابزار یا رسانه انتقال معانی در گستره ای بسیار محدود بود. در این دوران، کتاب عمدتاً توسط نخبگان نوشته می شد و مخاطب یا خوانندگان کتاب نیز همه از نخبگان جامعه بودند. در این دوره تعداد افراد باسواد اندک بود. در نتیجه مطالعه کتاب به گروه های اجتماعی محدودی مانند نخبگان سیاسی، درباریان، روحانیان و ثروتمندان یا اعیان و اشراف محدود می شد.

در چنین شرایطی طبیعتاً مباحث و موضوعاتی که در دنیای کتاب عرضه می شد، متناسب با نیازها و علایق نخبگان مذکور بود. توده مردم اساساً از کتاب به مثابه ابزاری برای تولید و انتقال فرهنگ استفاده نمی کردند. برای این توده به جای کتاب، آیین ها و مناسک شایده عمده ترین رسانه تولید و انتقال فرهنگ بود.

2. در دوران پیشامدرن، کتاب عمدتاً «معنای قدسی و متافیزیکی» داشت. از آنجایی که جامعه پیشامدرن مذهب و اندیشه متافیزیکی روح فرهنگ را شکل می داد، تمام چیزهایی که در جامعه پیشامدرن وجود داشت به کمک روح مذهبی و متافیزیکی معنای خود را پیدا می کرد. کتاب شاید بیش از تمام عناصر ومقولات دیگر زندگی انسان پیشامدرن، روح مذهبی داشت؛ زیرا کتاب از زمان پیدایش ادیان الهی به عنوان رسانه اصلی انتقال پیام خدا به انسان بود. متون مقدس و کتاب های دینی، نه تنها به طور مستقیم دربردارنده پیام های الهی بودند، بلکه این کتاب ها بازتاب یا رزونانس ویژه ای برای کلیت معنای کتاب در زندگی بشر داشتند.

البته این سخن به معنای آن نیست که در طول تاریخ پیشامدرن، کتاب ها حامل و حاوی اندیشه های غیر دینی نبوده اند. بسیاری از اندیشمندان ملحد و لاادری کتاب های متعددی را نوشته اند، اما این کتاب ها تأثیری به معنای کلی کتاب در جامعه انسان پیشامدرن نداشت؛ زیرا کتاب های مقدس مانند تورات، انجیل و قرآن از نفوذ و تأثیرگذاری فرهنگی و قدرتمندی برخوردار بودند که هیچ متن دیگری نمی توانست معنای کتاب را خارج از نیروی رزونانس این آثار تحت الشعاع قرار دهد.

قدسی بودن معنای کتاب در جهان پیشامدرن، پیامدهای گوناگون برای کتاب از جمله اینکه در تمام طول تاریخ زندگی بشر، از پیدایش ادیان الهی تا به امروز، وجود کتاب به مثابه امری فرهنگی هرگز در معرض چالش و نقد قرار نگرفته است. جامعه ی متمدنی را نمی شناسیم که کتاب را از فرهنگ خود حذف کرده باشد. به نوعی می توان اذعان داشت کتاب، دانش، حکمت و عقلانیت به مثابه واژگان مترداف وهم معنای فرهنگی برای همه فرهنگ های متمدن بوده اند.

پیامد فرهنگی دیگر قدسی بودن معنای کتاب در جامعه پیشامدرن این است که کتاب ها در دنیای پیشامدرن عمدتا به مثابه رسانه های مذهبی، حاملان و ناقلان معناهای دینی و متافیزیکی بودند. آثار مکتوب پیشامدرن حتی زمانی که درباره مقولات زمینی مانند دامپروری، کشاورزی، صنایع پزشکی، یا امور اقتصادی هستند، همچنان نوعی لحن یا طنین مذهبی دارند. شیوه نگارش، صحنه آرایی، تزیین و چاپ کتاب ها همواره به نوعی روح مذهب را در خود داشته است.

3. یکی از مهم ترین ویژگی های کتاب در جامعه پیشامدرن، محدود بودن قلمرو موضوعی کتاب ها است. اساساً دانش انسانی در فرایندی تاریخی و تدریجی شکل گرفته و روی هم انباشته شده است. تا قبل از دنیای مدرن، روند تولید و تراکم دانش بسیار کند بوده است. امروز دانش انسان هر پنج سال دو برابر می شود. به عبارت دیگر، هر پنج سال یک بار به اندازه کل دانشی که انسان در تاریخ خود کسب کرده است، به آن افزوده می شود، اما اگر به پانصد سال پیش بازگردیم، سرعت تولید دانش و انقلاب های علمی آن قدر کند بود که حتی در هر صد سال یک بار نیز تولید دانش دو برابر نمی شد. طبیعتاً در چنین شرایطی تولید کتاب که وابستگی به تولید دانش دارد، بسیار کند بوده است.

علاوه بر این، از لحاظ فناوری نیز تا پیش از پیدایش صنعت چاپ در قرن ۱۵، امکان تولید انبوه کتاب وجود نداشت. کتاب ها در گذشته با فناوری های ساده و ابتدایی فقط در تعداد نسخه های محدود امکان تولید داشتند. همچنین در جامعه پیشامدرن، تعداد افراد باسواد اندک بود. در این صورت، قلمرو محدود کتاب در محدوده های کوچکی از زندگی اجتماعی قرار می گرفت. البته این سخن به معنای پایین بودن اهمیت فرهنگ کتاب نیست؛ زیرا کتاب به عنوان رسانه ای که خداوند، پیام خود را از طریق آن در اختیار بشر قرار داده است و این پیام برنامه زندگی انسان را که همان دین باشد در برمی گیرد، طبعأ جایگاه والایی در کلیت فرهنگ داشت.

4. علاوه بر نکاتی که گفتیم، کتاب در جامعه پیشامدرن از نظر اقتصادی فاقد نقش و اهمیتی جدی بود؛ اگرچه در گذشته عده ای به عنوان كاتب، نویسنده، وراق، صحاف، کتاب دار و دیگر مشاغل مربوط به کتاب و کتاب خوانی با فرهنگ کتاب فعالیت می کردند، در مجموع به دلیل محدود بودن چاپ و نشر، کتاب از اهمیت تجاری بسیار ناچیزی برخوردار بود.

در گذشته بازار کتاب بیش از آنکه نوعی حرفه و صنعت پررونق باشد، بازاری کوچک و محدود به گروه کم شمار نخبگان می شد. از این رو در تمان دوران پیشامدرن، کتاب هرگز نوعی کالا شناخته نمی شد، بلکه مانند آثار هنری نوعی اثر یکتا و منحصر به فرد بود. از این نظر کتاب صنعتی ذی قیمت و ارزشمند شناخته می شد، اما این قیمت و ارزش بیش از آنکه جنبه پولی و بازاری داشته باشد، ارزش معنوی و فرهنگی داشت. اگر بخواهیم مجموعه ویژگی هایی را برای کتاب در جامعه پیشامدرن خلاصه کنیم، باید بگوییم کتاب در جامعه پیشامدرن به رغم اهمیت قدسی ای که داشت و به رغم اینکه مهم ترین رسانه تولید و انتقال اندیشه های علمی و دانشی رسمی بود، در زندگی روزمره انسان پیشامدرن و فضاهای اجتماعی و فرهنگی آن جایگاه چندانی نداشت.

تحول گفتمان کتاب در ایران

فرهنگ کتاب در دوره ایران مدرن

داستان کتاب در دوره مدرن ایران را باید در دو مرحله توصیف و تحلیل کرد: مرحله نخست از آغاز دوره ناصرالدین شاه و به خصوص اصلاحات میرزا تقی خان امیرکبیر و تأسیس دارالفنون شروع می شود؛ مرحله دوم از آغاز قرن چهاردهم هجری و به طور مشخص از زمان پهلوی اول به بعد آغاز می شود.

دوران بعد از انقلاب اسلامی را به دلیل تحولات چشمگیر تولید کتاب در ایران، من به عنوان مرحله تازه ای از کتاب در ایران، از دوره های قبل متمایز می سازم. در این سه دهه، علاوه بر رشد چشمگیر تولید کتاب، فناوری های جدید مانند رایانه و اینترنت و گسترش رسانه های تصویری و مطبوعات نیز وجود داشته اند. این فناوری ها نیز بر سرنوشت کتاب در ایران تأثیرگذار بوده اند. از این رو می توان دوره بعد از انقلاب اسلامی را دوره مابعد مدرن نیز نامید. در اینجا ابتدا به بررسی دو مرحله دوران مدرن می پردازم و سپس مرحله مابعد مدرن را توضیح میدهم.

کتاب و دوران آغازين مدرنیته در ایران

آبراهامیان کتاب تاریخ ایران مدرن را با عرضه گزارشی خواندنی از وضعیت ایران در ۱۲۸۵ و مقایسه آن در سال ۱۳۸۵ یعنی صد سال بعد شروع می کند. وی در این گزارش، تحولات همه جانبه را در ساختارهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نشان داده است.

برای مثال، می نویسد:

جمعیت ایران در ابتدای سده، کمتر از ۱۲ میلیون نفر، شامل ۶۰ درصد روستایی،25 - 30 درصد ایلیاتی و کمتر از ۱۵ درصد شهری بود... اما در پایان سده (۱۳۸۵)، شمار جمعیت به ۶۹ میلیون نفر رسید. جمعیت ایلات و عشایر به کمتر از ۳ درصد رسیده و بخش شهری آن به بیش از ۶۶درصد رشد یافته است ... میزان باسوادان کشور در ابتدای سده حدود ۵ درصد بود... کمتر از ۵۰ درصد جمعیت، قادر به درک زبان فارسی بودند... اما پایان سده نرخ باسوادی به ۸۴ درصد رسید... و بیش از ۸۵ درصد جمعیت اکنون می توانستند به زبان فارسی سخن بگویند... اگر یک ایرانی در سال ۱۹۰۰ به خواب رود و در سال ۲۰۰۰ از خواب بیدار شود، به سختی می تواند شرایط جدید را درک کند.

آبراهامیان در گزارش خود شکل گیری دولت ملی و متمرکز، گسترش راه های حمل و نقل، تحول در روش ها و ابزارهای سرگرمی و فراغت، گسترش رسانه های ارتباط جمعی، گسترش رفاه و خدمات بهداشت، درمان و امکانات زندگی را از جمله ابعاد مهم تحول ساختارهای اجتماعی ایران طی یک قرن گذشته ذکر می کند. وی در گزارش خود از «تاریخ ایران مدرن» به تحول کتاب هم اشاره ای گذرا می کند: «تعداد عناوین کتاب های جدید از صفر در سال ۱۲۸۵ به ۲۳۳۰۰ عنوان در سال ۱۳۸۵ تغییر می کند. تعداد کتابخانه های عمومی از ۳ به ۱۵۰۲ می رسد». بر اساس گزارش وی می توان به روشنی علل و زمینه های شکل گیری انقلاب کتاب در ایران را توضیح داد.

داستان تحول ایران به سوی دنیای مدرن سال ها پیش از ۱۲۸۵ شروع شد. در واقع، انقلاب مشروطیت محصول تحول مدرن ایران از نخستین دهه سده سیزدهم بود، زمانی که صنعت چاپ جدید وارد ایران شد.

در دوره قاجار صنعت چاپ در ایران، وارد مرحله تازه ای شد. از این زمان دوره مدرن جامعه ایران شروع شد. در دوران عباس میرزای نایب السلطنه، اولین چاپخانه سربی با حروف فارسی و عربی توسط میرزا زین العابدین در تبریز دایر شد و اولین کتاب منتشر شده آن، رساله جهادیه میرزا عیسی خان قائم مقام بود که در سال 1233، در جریان جنگ ایران و روسیه و پس از عهدنامه گلستان به چاپ رسید.

این رساله حاوی فتوای جهاد علمای آن زمان بود. در همین چایخانه کتاب مآثر السلطانيه و بعضی کتب دیگر از جمله رساله آبله کوبی به طبع رسیده است.

این چاپخانه در سال ۱۲۴۵ تعطیل شد. پس از عباس میرزا، میرزا زین العابدین استاد چاپ، در سال ۱۲۴۰ به فرمان فتحعلی شاه به تهران فراخوانده شد تا به کمک منوچهرخان معتمدالدوله، اولین چاپخانه سربی دارالخلافه را راه بیندازد. کتاب محرق القلوب از آثار آن است.

نخستین کتاب چاپ سنگی تهران، معجم است که در ۱۲۵۹ به چاپ رسید. چاپ سنگی هم مانند چاپ حروفی و سربی، نخستین بار به دستور عباس میرزا و همت میرزاصالح شیرازی از روسیه به تبریز وارد شد و آغاز به کار کرد. اولین کتاب هایی که توسط چاپ سنگی به چاپ رسید، قرآنی به خط میرزا حسین خوشنویس معروف، در سال ۱۲۵۰ بود. از دیگر کتاب ها می توان به زادالمعاد تألیف علامه محمدباقر مجلسی چاپ شده در ۱۲۵۱ و حديقه الشيعه ملااحمد مقدس اردبیلی در سال ۱۲۶۰ اشاره کرد.

ناصرالدین شاه در سفر اول خود به اروپا، هنگام بازگشت به ایران یک دستگاه چاپخانه سربی با حروف فارسی و لاتین خرید و به ایران فرستاد. این چاپخانه مدتی به علت نبودن سرپرست و حروف چین معطل ماند تا اینکه در سال ۱۲۹۲ هجری، بارون لویی دونرمان فرانسوی از ناصرالدین شاه امتیاز روزنامه لاپاتری را به زبان فرانسه گرفت و چاپخانه به وسیله او به کار افتاد. در این دوره، چاپخانه های دیگری در تبریز، بوشهر و اصفهان دایر شد و روزنامه هایی از قبیل روزنامه ملتی، روزنامه علمی و مریخ انتشار یافت.

توجه ناصرالدین شاه به امر تاریخ نویسی و ترغیب نویسندگانی چون رضاقلی خان هدایت و محمد حسن خان صنیع الدوله و لسان الملک سپهر به نوشتن کتب تاریخی، یک امر طبیعی بود؛ زیرا می خواست حوادث دوران سلطنت قاجاریه - مخصوصا وقایع دوره سلطنت خودش - را در کتاب ها ثبت و ضبط کند.

در این زمان، چاپ در ایران چنان رونق گرفت که به روایت محسنیان راد چندین چاپخانه دست ساز در این سو و آن سوی کشور به وسیله طبقات مختلف مردم ساخته شد. به عنوان مثال، او نشان می دهد در شهر شیراز که روزگاری تعداد درخواست برای روزنامه دولتی منتشر شده در پایتخت، فقط ۶۶ نسخه بود، حداقل ۲۶ چایخانه مردمی تأسیس شد و آنها توانستند در دوره حکومت احمدشاه قاجار، ظرف یک سال ۱۹۹ کتاب منتشر کنند. تا سال ۱۳۰۰ شمسی ۱۰ مؤسسه انتشاراتی و در میان سال های ۱۳۰۱ - ۱۳۱۰، جمعاً ۱۶ مؤسسه انتشاراتی در ایران تأسیس شد (روشنگران، ۱۳۹۰).

همچنین در دوران مشروطه و پیشتر از آن، کتاب به عنوان رسانه فرهنگی روشنفکران و نواندیشان نوخواه ایرانی از اهمیت چشمگیری برخوردار شد. تأسیس «مدرسه دارالفنون» در ۱۲۳۰ را می توان سرآغاز یا نطفه اولیه انقلاب کتاب در ایران دانست. این مدرسه چاپخانه چاپ سنگی داشت که تا سال ۱۳۲۶ قمری (صد و شش قبل) فعالیت می کرد. همچنین استادان و دانشجویان این مدرسه به کار نگارش نخستین کتابهای درسی و آموزشی و انتقال علم جدید به ایران پرداختند و کتابهای متعددی نوشتند.

ظهور جنبش روشنفکری ایران که با نویسندگانی مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده (۱۱۹۱ --۱۲۵۷)، میرزا آقاخان کرمانی (۱۲۳۲-۱۲۷۵)، میرزا ملکم خان (۱۲۴۹-۱۳۲۶)، و میرزا عبدالرحيم طالبوف تبریزی (۱۲۵۰-۱۳۲۹) شکل گرفت، تأثیر بسزایی در شکل گیری معنای تازه ای از کتاب در ایران داشت. این روشنفکران نه تنها خود به نگارش کتاب برای گسترش آرمان هایش پرداختند، بلکه با نقادی از سبک های نگارش مغلق و دشوار گذشته و نظام زبانی سنتی فارسی، برای خلق ادبیات تازه و زبان ساده که همگان بتوانند آن را بخوانند و بفهمند، اقدام کردند.

برای مثال، آخوندزاده برای نخستین بار به خلق نمایشنامه نویسی در ایران پرداخت. همچنین طالبوف تبریزی و دیگران، سبک های تازه ای از نگارش را رواج دادند. این روند در دوران مشروطیت به بلوغ خود رسید و مؤلفانی مانند زین العابدین مراغه ای (1328-1255) با نگارش کتاب سیاحتنامه ابراهیم بیگ (۱۳۲۱) نقش مهمی در رواج کتاب خوانی در ایران داشتند؛ زیرا این گونه کتاب ها هم به زبانی ساده و شیرین و خواندنی نگاشته شده بودند و هم دربردارنده نوعی نگرش انتقادی و بیدارگر بودند.

اهمیت دیگر این آثار در این است که نگارش کتاب برای اولین بار در چارچوب فرهنگی متفاوت و مبتنی بر ایدئولوژی ناسیونالیسم و ارزشهای غیردینی متداول می شود.

کتاب و ظهور دولت - ملت در ایران

دومین موج تحول انقلاب کتاب در ایران، با شکل گیری نخستین دولت - ملت ایرانی و ظهور رضاشاه شروع می شود. با توجه به سیاست های نوسازی فرهنگی دولت در این زمان، شاهد گسترش نظام آموزشی، تأسیس دانشگاه تهران، اعزام گسترده دانشجو به خارج، گسترش کتابخانه های عمومی، افزایش نرخ رشد طبیعی جمعیت، گسترش شهرنشینی، گسترش صنعت چاپ و بسیاری تحولات دیگر در این برهه هستیم. این تحولات تا زمان وقوع انقلاب اسلامی ادامه یافت.

این تحولات موجب گسترش چشمگیر نشر کتاب و کتاب خوانی در ایران شد. البته آنچه در این دوره پنجاه سال رخ داد، در مقایسه با تحولاتی که در موج سوم انقلاب کتاب در ایران، در سه دهه اخیر شکل گرفت، بسیار ناچیز می نماید.

عبدالحسین آذرنگ از برجسته ترین محققان حوزه کتاب در مقاله «دوره های عادی و بحرانی نشر کتاب در ایران در نیم قرن اخیر» نوشته است:

سال ۱۳۳۸ در کشوری که حدود ۲۰ میلیون جمعیت داشت، فقط ۴۸۵ عنوان کتاب منتشر می کردند؛ یعنی به ازای هر یک میلیون نفر، ۲۴ عنوان کتاب. سال ۱۳۴۰ تعداد عنوان کتاب ها ۵۸۷ شد و سال ۱۳۴۹ چهارهزار و سیصد و پنجاه و نه کتاب؛ یعنی به ازای هر یک میلیون نفر ۸۸ عنوان. در سال ۱۳۵۰ تعداد ۳۴۷۴ عنوان کتاب منتشر شد و سال ۵۵ تعداد ۱۶۸۹ کتاب که حتی نسبت به۱۱ سال قبلش هم کمتر بوده است.

آذرنگ معتقد است که اگر بخواهیم از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ را از لحاظ تولید و نشر کتاب در نظر بگیریم، باید این موارد را در نظر بگیریم:

پایین بودن سطح سواد و فرهنگ عمومی، نقص نظام آموزشی، عدم اعتیاد به مطالعه، کافی نبودن دانش و تخصص ناشران، کافی نبودن سرمایه و سرمایه گذاری به ویژه در تولید چاپ و نشر، فقدان سیاست ها و برنامه های آینده نگر و هماهنگ چه در بخش عمومی چه در بخش خصوصی، ضعف مدیریت نشر و یاری نرساندن رسانه ها به کتاب.

پایین بودن میزان تولید کتاب در دوره مذکور را می توان مربوط به میزان توسعه ساختارهای مدرن جامعه ایران دانست. همان طور که قبلا گفتیم هرقدر فرایندهای مدرن شدن به رشد و بلوغ بیشتری می رسند، میزان تولید و مصرف کتاب نیز رشد می کند. در این دوره بنیان تازه ای برای کتاب در ایران گذاشته شد. ساختارهای اصلی مولد کتاب و کتاب خوانی در این دوره تاسیس شدند و در دوره های بعد گسترش یافتند. رشد، توليد و مصرف کتاب در سال های بعد از انقلاب اسلامی وارد مرحله ای شد که شاهد رشد چشمگیر و همه جانبه کتاب در ایران هستیم.

در این دوره همچنین فرایندهای مدرنیته مانند شهرنشینی، نظام آموزش مدرن، آموزش عالی، صنعت و نظام دیوان سالاری دولتی نیز به نحو چشمگیری گسترش و رشد می یابند. از این رو، برای فهم روند تحول کتاب در ایران از دوره رضاشاه تا انقلاب اسلامی و از انقلاب اسلامی تا امروز باید به بررسی روابط بین فرایندهای مدرن شدن و کتاب بپردازیم.

در ادامه به بررسی برخی از این ساختارها و نقش و تأثیر آنها در زمینه کتاب می پردازیم:

تحول گفتمان کتاب در ایران

کتاب و شهرنشينی

همان طور که به نقل از آبراهامیان گفتیم، یکی از تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران در قرن اخیر گسترش شهرنشینی است.

جامعه ایران طی قرن اخیر از «جامعه روستایی» به «جامعه شهری» تحول یافته است. شهرنشینی به مثابه شیوه زندگی، شخصیت، هویت و رفتار مردم ایران را تحت تأثیر خود قرار داده است.

یکی از این تحولات به موضوع گسترش فرهنگ مدرن و تمدن جدید مربوط می شود.

در این فرهنگ، الگوی ارتباط شفاهی به تدریج جایگزین الگوی فرهنگی مکتوب می شود و اقتضائات شیوه زندگی شهری به گونه ای است که افراد باید سواد خواندن و نوشتن داشته باشند و از طریق مدارک مکتوب زندگی خود را سامان دهند.

همچنین زندگی شهری در برگیرنده نهادهایی است که کتابخانه ها، کتاب فروشی ها، دانشگاه ها، سازمان های چاپ و پخش کتاب و مطبوعات از مصادیق آن محسوب است.

کتاب و صنعتی شدن

یکی دیگر از تحولات بنیادین در جامعه ایران طی قرن گذشته، پیدایش مجموعه وسیعی از «صنایع فرهنگی» است.

صنعت چاپ و صنعت کتاب حلقه هایی از زنجیره بزرگ صنایع فرهنگی در جامعه امروز هستند. امروزه در کشور، بیش از شش هزار ناشر وجود دارد. صدها چاپخانه، کارخانه تولید و توزیع کاغذ، هزاران نفر فعال در صنایع مذکور، هزاران کتاب فروشی و بسیاری مؤسسات دیگر در این زمینه در ایران فعالیت می کنند.

صنایع فرهنگی دیگری نیز وجود دارد که هریک به نوعی به حمایت و گسترش کتاب کمک می کند. برای مثال رادیو، تلویزیون، ماهواره، وبلاگ ها، وب سایت ها، سینماها، تئاتر و دیگر فعالیت های فرهنگی و هنری هرکدام به نحوی در توسعه فرهنگ مکتوب و صنعت کتاب نقش دارند، هرچند گمان می رفت که این صنایع به نوعی مانعی نیز در راه کتاب و کتاب خوانی باشند. این صنایع کارکردهای متناقضی دارند؛ یعنی هم به توسعه کتاب خوانی و هم محدودساختن آن به طور همزمان کمک می کنند.

در جامعه امروز این صنایع برای عده ای در خدمت گسترش کتاب خوانی و برای عده ای دیگر، به عنوان مانعی در کتاب و کتاب خوانی عمل می کنند.

كتاب و تحول ساختار طبقاتی

یکی از تحولات تأثیر گذار بر جامعه ایران که این جامعه را به سوی جامعه ای با «فرهنگ مکتوب» سوق داده است، ظهور طبقه متوسط اجتماعی در ایران است.

طی قرن گذشته، در نتیجه تحولات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در ایران گروه های زیادی از مردم توانسته اند امکانات و فرصت های گوناگونی برای زندگی به دست آورند. این طبقه اجتماعی ارزش ها، نگرش ها، فرصت ها و امکاناتی دارد که یکی از ابعاد آن تحول شیوه های ارتباطی این طبقه از ارتباطات شفاهی یا فرهنگ شفاهی به ارتباطات مکتوب یا فرهنگ کتبی است.

این گروه اجتماعی فرصت بیشتری برای خواندن و نوشتن، و توجه بیشتر به هنر و ادبیات دارند.

به طور کلی این طبقه به نیازهای ثانویه، ارزش های زیبایی شناختی و فعالیت های خلاقه هنری توجه بیشتری نشان می دهد. این گروه اجتماعی زمان کافی یا فراغت، پول کافی، ثروت و ارزش های اجتماعی مناسب برای خواندن، نوشتن و توجه به مطالعه و کتابخوانی دارد.

تحول گفتمان کتاب در ایران

کتاب و تحول ساختار جمعیتی

یکی دیگر از تحولات اساسی در جامعه امروز ما «تحول نسلی» و جمعیتی است.

جامعه ایران طی قرن گذشته، بیش از پانزده برابر افزایش یافته است و تراکم جمعیت در کشور رشد یافته است.

این رشد و افزایش جمعیت و تراکم آن، پیامدهای گوناگونی برای جامعه و فرهنگ ایران دارد. یکی از این پیامدها، فراهم شدن زمینه برای شکل گیری تقسیم کار پیچیده اجتماعی و همچنین تحولات اخلاقی و فرهنگی در جامعه است.

جمعیت کنونی کشور نیازمند نهاد و مقولات سیاسی و فرهنگی ای است که بتواند پاسخگوی جمعیت هفتاد و پنج میلیون نفری باشد.

این جمعیت عمدتا در کانون های شهری متمرکز شده اند، در جامعه ارتباطی و اطلاعاتی نیز زندگی می کنند، تحت تأثیر فرایندهای جهانی شدن نیازهای فرهنگی گوناگونی دارند و نمی توانند مانند جامعه ایلی و روستایی پیشامدرن، تنها با تکیه بر فرهنگ شفاهی ارتباطات چهره به چهره و اقتضائات زندگی معیشتی و مبتنی بر اقتصاد کشاورزی و دامپروری گذاشته به حیات خود ادامه دهند.

گسترش فرهنگ مکتوب و صنعت نشر و پیدایش گام های مربوط به کتاب، برای پاسخ به نیازهای این جمعیت انبوه شهرنشین شکل گرفته است. از این رو شاهد هستیم طی یک قرن گذشته با گسترش شهرنشینی، صنعت نشر نیز رشد کرده و نهادهای مربوط به کتاب و کتابخوانی نیز گسترش یافته است.

یکی از ویژگیهای مهم جمعیت امروز ایران، جوان بودن آن است. قریب به نیمی از جمعیت کنونی کشور را جوانان و نوجوانان تشکیل می دهند. این جمعیت بزرگ برای نیازهای تربیتی، جامعه پذیری، فراغتی، گسترش خلاقیت و شکوفایی استعدادهای خود و کسب مهارت های زندگی نیازمند روش ها و ابزارهای فرهنگی جدیدی است که قطعا روش و ابزارهای پیشامدرن قادر به پاسخگویی این نیازها نیست. از این رو کتاب و نهادهای وابسته به آن، در پاسخ گویی به نیازهای این نسل جوان توسعه یافته است. علاوه بر این، طی قرن گذشته، جامعه ایران از لحاظ فرهنگی دستخوش نوعی تنوع و تکثر فرهنگی شده است.

از نظر تاریخی، جامعه ایران همواره موزاییکی از فرهنگ ها و اقوام گوناگون بوده است، اما در قرن گذشته شاهد ظهور مجموعه های جدیدی در ایران بوده ایم.

از این موزاییک های فرهنگی، پاره فرهنگ جوانان بود که به آن اشاره کردیم، اما زنان و کودکان نیز همواره گروه های فرودست بوده اند و نه تنها حقوق فرهنگی، بلکه حقوق اقتصادی و سیاسی ناچیزی داشته اند.

طی قرن گذشته زنان و کودکان ضمن برخورداری از سواد، آموزش و دستیابی به فرصت های کسب درآمد و حق رأی و مشارکت در سیاست از «حقوق فرهنگی» نیز برخوردار شده اند. منظور از حقوق فرهنگی، داشتن فرصت و امکان برای بازنمایی، ابراز یا بیان خود است. سینما، تئاتر، رمان ها، تلویزیون، رادیو و به طور کلی رسانه ها این فرصت را برای کودکان و زنان ایجاد کرده اند تا بتوانند به بازنمایی خود بپردازند.

این امر، نقش اساسی در گسترش کتاب و کتاب خوانی در جامعه ایران داشته است. برای مثال، ما در گذشته چیزی به نام «ادبیات زنان» یا «ادبیات کودکان» نداشته ایم، اما طی قرن گذشته این دو شاخه از ادبیات، حجم انبوهی از کتابها را تولید و منتشر کرده اند.

امروزه یکی از اصلی ترین مخاطبان کتاب، زنان و کودکان هستند و بدون وجود آنان بازار نشر آسیب جدی می بیند و رونقش را از دست می دهد. ورود کودکان و زنان به عرصه کتاب خوانی و نشر کتاب، تحولی فرهنگی است که پیامدهای گسترده ای برای ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران داشته است. در اینجا نمی خواهم این موضوع را بررسی کنم، تنها یادآور می شوم که برای درک و بررسی اهمیت جایگاه و تأثیرات کتاب در ایران امروز، باید به پیامدهایی که این نوع تحولات در جامعه داشته اند، به دقت توجه کنیم.

کتاب و نظام آموزشی

یکی دیگر از تحولات بنیادین در قرن گذشته در جامعه ایران که به نحو بنیادینی کلیت «فرهنگ کتاب» در ایران را تحت تأثیر قرار داده است، تحول در نظام آموزشی ما است.

نهاد آموزشی در ایران، طی قرن گذشته به طور کامل دگرگون شده است. از یک قرن پیش شاهد تأسیس و توسعه مدارس جدید در ایران بوده ایم. از یک قرن پیش نظام آموزشی مدرن در ایران فراگیر شده و به تدریج «انقلاب آموزشی» در ایران پدید آمده است.

به طور که گفتیم حداقل دستاورد این انقلاب، گسترش سواد در بین حداقل هشتاد و پنج درصد جامعه امروز ما است. علاوه بر انقلاب آموزش عمومی، در دهه های اخیر شاهد وقوع «انقلاب آموزشی عالی» در ایران هستیم. طی سی سال گذشته میلیون ها دانش آموخته در ایران داشته ایم. این جمعیت عظیم از دانش آموختگان اگرچه کتاب نویس های قهاری نیستند و بسیار کمتر از آنچه مورد انتظار است کتاب می نویسند و می خوانند، سهم اصلی بازار کتاب ایران را تشکیل میدهند.

دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی ایران طی دوره حیات خود، انقلاب عظیمی در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران به وجود آورده اند. یکی از این انقلاب ها انقلاب کتاب است.

تقریبا تمام پنجاه هزار عنوان کتابی که در ایران سالیانه منتشر می شود، توسط این جمعیت تولید و خوانده می شود. دانشگاه ها و رشته های دانشگاهی هر کدام سبب پیچیده تر شدن «تقسیم کار معرفتی» در کتاب هستند.

در جهان امروز، بیش از 8630 رشته دانشگاهی وجود دارد. در ایران نیز صدها رشته دانشگاهی در مؤسسات آموزش عالی تدریس می شود. به واسطه این رشته های دانشگاهی، به طور میانگین هزاران کتاب و ده ها مجله پژوهشی برای پاسخ گویی به نیازهای آموزشی و پژوهشی دانشجویان تولید می شود. از این رو فرایند توسعه فرهنگ مکتوب در ایران، توسط کارخانه عظیمی به نام دانشگاه و موسسات آموزش عالی حمایت می شود. بدون تردید اگر مجموعه عظیم مؤسسات آموزشی عالی کشور که شامل قریب به ۷۰ دانشگاه بزرگ و ده ها مؤسسه بزرگ و کوچک می شود به نحو ایده ال و مناسب کارکردی عالی در زمینه تولید علم و فرهنگ داشتند، امروز ایران باید در زمینه تولید و نشر کتاب یکی از سرآمدهای جهان بود.

از این رو ضمن توجه به چالش ها و کاستی هایی که نهادهای آموزشی عالی ایران دارند، نباید این واقعیت را نادیده گرفت که دانشگاه ها، انقلاب فرهنگی بزرگی در زمینه گسترش فرهنگ مکتوب در جامعه ایران ایجاد کرده اند. پیامدهای این انقلاب فرهنگی نه تنها به حوزه کتاب و کتاب خوانی، بلکه به سایر حوزه ها مثل خانواده نیز مربوط می شود. برای مثال، هر دانشجو یا دانش آموخته ای در خانه یا خانواده خود کتابخانه کوچکی دارد که در آن کتاب های درسی، آموزشی و متونی برای «مطالعه آزاد» وجود دارد. این کتاب ها و کتابخانه های کوچک روی محیط خانه و خانواده تأثیر عمیقی می گذارند و بخشی از «سرمایه فرهنگی» خانواده ها هستند. از این رو دانشگاه ها از طریق دانشجویان خود همه افراد جامعه را به سوی فرهنگ مکتوب سوق می دهند.

کتاب و نظام بوروکراسی

نظام سیاسی ایران، مانند تمام نظام های سیاسی دیگر جهان، مبتنی بر نوعی «نظام دیوان سالارانه» یا بوروکراتیک مدرن است.

نظام بوروکراسی مدرن ماهیتاً مبتنی بر «نظم فرهنگ مکتوب» است. در تمام سازمان ها و دیوان سالاری های مدرن باید رویه های سازمان، مقررات و آیین های آن، به نحو مکتوب تدوین شده و انتشار یابند. در بالاترین سطح کلان نظام سیاسی، «کتاب قانون اساسی» و در سطوح میانی نیز مجموعه وسیعی از کتاب های مقررات تعریف کننده ساختار و تشکیلات سازمانها وجود دارد.

کل عملکرد دولت ها نیز در قالب «کتاب های برنامه توسعه» عرضه می شود. همچنین در سطح پایین تر انبوهی از کتاب ها و کتابچه هایی که حاوی راهنمای عمل در سازمان ها هستند، وجود دارند. گذشته از این، برای ورود و عضویت در سازمان های جدید، همه افراد باید مجموعه ای از مهارت ها و قابلیت ها را به دست آورند و گواهینامه مناسب مانند مدارک تحصیلی عرضه کنند. طبیعتا این امر بدون در نظر گرفتن مطالعه و خواندن و نوشتن میسر نمی شود. به همین ترتیب می توان از ساختارهای سیاسی و اقتصادی دیگر و پیوندی که با فرهنگ کتاب دارند، سخن گفت. برای مثال، نه تنها نظام بوروکراسی موجود، بلکه کلیت نظام اجتماعی امروز به دانش و فرهنگ مکتوب اتکا پیدا کرده است. این امر سبب گسترش نفوذ کتاب در لایه های مختلف زندگی مردم شده است.

تحول گفتمان کتاب در ایران

فرهنگ کتاب در دوران مابعد مدرن

همان طور که در بخشهای بالا اشاره کردیم، طی سال های بعد از انقلاب اسلامی کتاب وارد مرحله تازه ای در ایران شد. این امر ناشی از تحولات ساختاری از یک سو و سیاست فرهنگی دولت ها بعد از انقلاب اسلامی برای ترویج کتاب از سوی دیگر، و همچنین گسترش فناوری های نوین بود. همان طور که در بالا اشاره کردیم تحولات ساختاری جامعه ایران اگرچه از مشروطیت به بعد شروع شد و در دوران پهلوی اول سرعت و شدت بیشتری گرفت، بلوغ و کمال این تحولات در دهه های پس از انقلاب اسلامی رخ داد. از این رو باید دوران اخیر را برجسته ترین دوران تحول کتاب در تاریخ ایران بنامیم.

بنده این دوران را به دلیل نقش و اهمیت فناوری های نوین در ایجاد تغییر در سرنوشت کتاب، دوران مابعد مدرن می نامم. در ادامه تلاش می کنم به نحو اجمال این موضوع را شرح دهم.

یکی دیگر از تحولات بزرگی که موجب گسترش کتاب و کتاب خوانی در ایران شده است، مجموعه تحولات فرهنگی است که گاه از آنها با نام «فرایندهای فرهنگی پست مدرن شدن» نام می برند. این فرایندها عبارت اند از: رسانه ای شدن، شبکه ای شدن، اطلاعاتی شدن، دانشی یا دانش محورشدن و جهانی شدن.

در اینجا مجال اینکه به بررسی دقیق و نظام مند تمام تأثيرات و پیامدهای هر یک از فرایندهای مذکور در زمینه گسترش فرهنگ کتاب در ایران بپردازیم، وجود ندارد، اما برای اینکه تصویری کلی در زمینه کتاب عرضه کنیم به بررسی برخی از آنها می پردازیم:

کتاب و مطبوعات

مطبوعات شامل روزنامه ها و مجلات در تمام قرن گذشته، یکی از اصلی ترین مجاری اطلاع رسانی، نقد و بررسی و گفت وگو درباره کتاب، نهادها و مؤسسات مربوط به آن بوده اند. مطبوعات نقش اساسی در توسعه فرهنگ کتاب در تمام جوامع از جمله ایران داشته اند.

معتبرترین روزنامه های جهان مانند گاردین با ضمیمه های پربار خود در زمینه نقد و معرفی کتاب ها از شهرت جهانی برخودارند. بهترین منتقدان کتاب معمولاً در روزنامه های معتبر جهان می نویسند.

در سال های اخیر روزنامه های ایران نیز گرایش بیشتری به کتاب و فرهنگ آن داشته اند. روزنامه های روشنفکری معتبر مانند شرق یا روزنامه های پرتیراژ همشهری یا مجلات روشنفکری معتبر مانند مهرنامه یا بسیاری از مجلات فرهنگی دیگر همگی صفحاتی را به کتاب اختصاص می دهند. از این رو، مطبوعات در کنار ناشران به مثابه نهادی مهم برای گسترش کتاب در ایران امروز عمل می کنند.

نویسندگان بزرگ، امروزه از طریق رسانه ها شهرت خود را به دست می آورند. اگر رسانه ها و مطبوعات درباره کتاب ها و نویسندگان سکوت کنند، به سختی این امکان وجود دارد که کتاب ها یا نویسندگان بتوانند به جایگاه مناسبی در جامعه کتاب خوان ایرانی دست یابند.

کتاب و اینترنت

اینترنت یکی از مهم ترین شبکه های ارتباطی است که تمام ابعاد زندگی انسان امروز را تحت تأثیر خود قرا داده است.

فرهنگ کتاب از جمله قلمروهای فرهنگی است که به شدت تحت تأثیر اینترنت دگرگون شده است. شبکه اینترنت، تولید و توزیع و مصرف کتاب را بسیار سهل، سریع و ارزان و دلنشین کرده است.

امروزه مردم ایران، مانند دیگر ملت ها از طریق شبکه اینترنت به هزاران و میلیون ها متن مکتوب که در سراسر جهان تولید می شود، دسترسی می یابند. از طریق اینترنت، کهن ترین تا امروزه ترین متن ها و کتاب ها در دسترس همگان است. اگرچه شهروندان ایرانی نمی توانند به نحو برابر و عادلانه ای همانند شهروندان بریتانیایی یا امریکایی از منابع مکتوب که توسط اینترنت منتشر می شود استفاده کنند، امروزه به کمک اینترنت بیش از هر زمان دیگر امکان استفاده از دانش روز را پیدا کرده اند.

رایانه ها این امکان را فراهم کرده اند که شهروندان بتوانند ایده ها و دانش خود را به راحتی تولید و از طریق اینترنت منتشر کنند. وبلاگ ها انقلاب عظیمی از لحاظ منابع مکتوب ایجاد کرده اند. امروزه منابع مکتوب در اینترنت نشان میدهند که منابع فارسی یعنی وبلاگها و وب سایت ها از جایگاه مهمی برخودارند، طوری که خط و زبان فارسی جزء پنج زبان نخست موجود در جهان اینترنت یا فضای مجازی است. این امر به معنی آن است که ما نه تنها از لحاظ دسترسی به دانش و منابع مکتوب، بلکه از لحاظ تولید دانش و منابع مکتوب به موقعیت بسیار مهمی دست یافته ایم. علاوه بر این، شبکه های اینترنتی و مجازی در زمینه مبادله، خرید و فروش کتاب ها در جامعه ایران تأثیرگذار بوده اند.

ناشران اغلب از طریق شبکه اینترنت به بازاریابی کتاب می پردازند. اگرچه ما نسبت به کشورهای پیشرفته استفاده مطلوبی از اینترنت نمی کنیم، منابع موجود نشان میدهد شبکه های اینترنتی در زمینه معرفی و نقد کتاب نقشی بیش از بازاریابی آن داشته اند. بسیاری از خوانندگان ایرانی، امروزه در وبلاگها و وب سایت هایشان به بحث و گفت وگو درباره کتاب هایی می پردازند که خوانده اند. از این رو، شبکه اینترنت نقد کتاب را رونق بخشیده است و این روند در آینده توسعه خواهد یافت.

دنیای دیجیتال کنونی، به هزار راه و روش، فرهنگ مکتوب را رونق بخشیده است، اگرچه ممکن است روش های معمول و سنتی، دسترسی و مطالعه کتاب را دگرگون نموده و این احساس را در برخی ایجاد کند که عصر دیجیتال پایان عصر کتاب است.

برای تایید صدق و درستی نقش صنعت دیجیتال در رونق بخشیدن به فرهنگ مکتوب، برای مثال به این مطلب اشاره می کنم: اکنون که این مقاله را می نویسم، کتابخانه محل کارم (دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی) یک سی دی در اختیار استادان قرار داد که حاوی ۲۶۰۰۰ عنوان کتاب الکترونیک بود. کتابخانه اعلام داشت این مجموعه کتابهای لاتین ویژه علوم اجتماعی است و به تازگی آنها را تهیه کرده است. همچنین اعلام شد بر این مجموعه، به طور منظم افزوده می شود.

حُسن کتاب های الکترونیک این است که وقتی آن را از کتابخانه امانت گرفتیم، دیگر نیازی نیست آن را به کتابخانه بازگردانیم. همچنین می توانیم آن را به دیگران نیز بدهیم. مطالعه کتابهای الکترونیکی نیز آسان تر است؛ اولاً می توانیم اندازه قلم کتاب را متناسب با نور چشم خود تنظیم کنیم، ثانیاً می توانیم از قسمت های مورد نیاز خود کپی برداریم، بدون آنکه لطمه ای به اصل کتاب وارد شود، ثالثاً می توانیم از روی صفحه مونیتور آن را بخوانیم که از نور و صفحه آرایی و زیبایی شناسی مناسبی برخوردار است و چشم را خسته نمی کند و نهایتاً اینکه می توان به کمک لپ تاپ و سی دی و حافظه های الکترونیکی صدها و هزاران جلد کتاب را با خود حمل و جابه جا کنیم. در عین حال، می توان به سادگی از طریق پست الکترونیکی کتاب ها را ارسال یا دریافت کنیم.

اینها برخی از امتیازاتی است که نشر الکترونیک و صنعت دیجیتال برای توسعه کتاب و کتاب خوانی در اختیار انسان دیجیتال امروزی قرار داده است.

کتاب و تلویزیون

ممکن است ما نسبت به عملکرد رسانه هایی مانند تلویزیون درباره نقش و تأثیر آن در زمینه جهت دادن به ذائقه خوانندگان انتقاد داشته باشیم. برای مثال، افرادی مانند نیل پُستمن در کتاب زندگی در عیش، مردن در خوشی (۱۳۷۳) استدلال می کنند که تلویزیون با ترویج «فرهنگ بصری» به تدریح عادات خواندن و قلمرو فرهنگ مکتوب در جامعه آمریکا را به شدت تضعیف کرده است.

پستمن نشان می دهد که در قرن ۱۸ و ۱۹ جامعه امریکا از لحاظ فرهنگی و کتاب خوانی جامعه ای با فرهنگ مکتوب و بسیار توسعه یافته بوده است، اما به تدریج بعد از گسترش تلویزیون در نیمه دوم قرن بیستم، این فرهنگ مکتوب و توسعه یافته رو به افول می گذارد. من با این دیدگاه پُستمن و منتقدانی که معتقدند تلویزیون می تواند تأثیرات مخرب داشته باشد، موافق نیستم؛ زیرا همان طور که گفتیم تلویزیون می تواند همزمان نقش دوگانه ای را که در قبل به آن اشاره کردیم، داشته باشد.

منبع: تاریخ فرهنگی ایران مدرن - نعمت اله فاضلی

  • منبع
  • حقوق نیوز

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید