امروز: دوشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۹ برابر با ۱۶ رجب ۱۴۴۲ قمری و ۰۱ مارس ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 274916
۳۷۶
۱
۰
نسخه چاپی

پوپولیسم | تاریخچه پوپولیسم در آمریکا | انواع پوپولیسم

در پوپولیسم (عوام‌گرایی) اعتقاد بر این است که سیاست‌های دولتی باید به جای این که توسط گروهی از نخبگان (elite) مشخص شود، بدون واسطه توسطه اراده توده‌ها تصمیم‌گیری شود

پوپولیسم | تاریخچه پوپولیسم در آمریکا | انواع پوپولیسم

پوپولیسم نوعی فلسفه سیاسی است که خیلی از مکاتب سیاسی، از راست تا چپ تعریفی از آن برای خود دارند.

پوپولیسم (populism)

پوپولیسم (populism) از ریشه‌ی لاتین «populus» به معنای مردم مشتق شده است.

پوپولیسم که در فارسی معادل واژه های عوام گرایی و مردم باوری استعمال شده است.

در ساده‌ترین تعریف، در پوپولیسم (عوام‌گرایی) اعتقاد بر این است که سیاست‌های دولتی باید به جای این که توسط گروهی از نخبگان (elite) مشخص شود، بدون واسطه توسطه اراده توده‌ها تصمیم‌گیری شود.

پوپولیسم در واقع، نوعی روش سیاسی است که در آن حاکمان جامعه از ترس‌ها، نگرانی‌ها و نیاز‌های مردم سوءاستفاده می‌کنند و حکومت بر آن‌ها را به نفع خویش پیش می‌برند. این روش به جای حل مسائل، به ارائه‌ی راه حل‌های مقطعی و کوتاه مدت می‌پردازد. این نظام فکری به مرم وعده می‌دهد، اما برآورده نمی‌کند.

پوپولیسم به طور مستقیم با نخبه‌گرایی مخالف است. نخبه‌گرایی به این معنا که گروه‌های کوچکی که معمولاً ثروتمند و تحصیل‌کرده هستند، باید قدرت بیشتری را در یک کشور یا سازمان داشته باشند. پوپولیسم قدرت توده‌ها را افزایش می‌دهد. توده‌هایی که هرگز ثروتمند نیستند و معمولا دسترسی به تحصیلات برابر با نخبگان را ندارند.

این نظام، قشر ضعیف جامعه را هدف قرار می‌دهد و با حرف‌های بی اساس، به آنان احساس مثبت می‌دهد، اما این سخنان برای متخصصان و حرفه‌ای‌ها بی‌معناست. یک سیاست مدار پوپولیست، با قول‌های بی پایه، تحریک احساسات مردم و بازی با غرایز و احساسات آن‌ها تلاش می‌کند نظر آن‌ها را به منظور جمع کردن رای یا بدست آوردن قدرت جلب کند. او در واقع پشتیبانی مردم را بدست می‌آورد، خود را هم سطح آنان قرار می‌دهد و مخالفت صریح، اما دروغین خود را با ثروت و قدرت فریاد می‌زند. اما او تنها شعار می‌دهد و مردم را فریب.

پوپولیسم معمولا قشری را مخاطب قرار می‌دهد که زیر بار مشکلات جامعه بیشترین زیان را دیده‌اند. این گروه معمولا یا درآمد کمی دارند، یا امکان تحصیل ندارند و بی سواد هستند. اگر بخواهیم به طور خلاصه بگوییم، یک سیاستمدار پوپولیست از کمبود‌ها و خلاء‌های این قشر جامعه بال و پر می‌گیرد و مردم نیز، با این خیال باطل که او نجات دهنده‌ی زندگی سختشان است، از او حمایت می‌کنند؛ و به همین خاطر است که افراد روشنفکر و متخصص سخنان او را باور نمی‌کنند.

در بحث های نظری پیرامون پوپولیسم، دو نوع رویکرد وجود دارد: در یک نگاه پوپولیسم معادل مردم باوری قرار می گیرد و اعطای آزادی ها و امتیازات دمکراتیک به مردم و شریک کردن آنان در ساختار قدرت است که در عین حال، در مقابل نخبه گرایی و نخبه باوری قرار می گیرد و از بعد سیاسی و اجتماعی چندان مذموم نیست. از نگاه دیگر، پوپولیسم به معنای مردمداری است که تزریق نوعی امید واهی به جامعه و تأکید بر عقاید فراموش شده توده جامعه است که به بهره برداری هایی از جامعه منجر می شود.

تاریخچه پوپولیسم (عوام‌گرایی)

جنبش‌های پوپولیستی در طول تاریخ وجود داشته‌اند. اولین پوپولیست را می‌توان از جناح غیررسمی سنای روم که به بسیج توده‌ها اعتقاد داشت، نام برد. آنها از مردم استفاده می‌کردند که با رای آنها، افرادی نظیر ژولیوس سزار و سزار آگوستوس را از سنا دور کنند.

پس از روم، حرکت بعدی پوپولیسم در اروپا، جنبش اصلاح دینی بود؛ توده را قادر می‌کند که کتاب مقدس را بخواند و ارتباطی روحانی با خدا داشته باشد؛ و بعضی از گروه‌ها نظیر آناباپتیست‌ها حتی اساس تئولوژیک (حکومت دینی) جوامع خود را بر بنیان پوپولیست پیشنهاد دادند. در قرن‌‌های شانزدهم و هفدهم، چندین شورش یا تلاش مردمی بر مبنای آرمان‌های پروتستانی در آلمان و انگلستان وجود داشت.

قرن هجدهم با خود، انقلاب‌های مشهور فرانسه و آمریکا را به همراه آورد. هر دو خود را جنبش پوپولیستی معرفی می کردند ، اگر چه هر دو آنها، توسط گروه‌های نخبه روشنفکری و ثروتمند رهبری می‌شدند. اولین حزب پوپولیست، در دهه ۱۸۹۰ در آمریکا ایجاد شد. این حزب عمدتا متشکل از کشاورزان و کارگرانی بود که احساس می‌کردند سرمایه‌داری آمریکایی به نفع یک طبقه نخبه ثروتمند عمل می‌کند. آنها به‌خصوص در مورد قدرت بانک‌ها و شرکت‌های راه‌آهن ناراحت بودند.

در طول قرن بیستم، می‌توان از پوپولیسم برای توصیف بسیاری از جنبش‌ها و رهبرانی که بسیار متفاوت از هم بودند، استفاده کرد؛ از جمله می‌توان حزب مترقی تدی روزولت، مک‌کارتیسم در دهه ۵۰، انقلاب‌های سوسیالیستی آمریکای لاتین، هویی‌پی‌لانگ، حزب چای، رالف نیدر (Ralph Nader)، روز پروت (Ross Perot)، برنی سندرز و دونالد ترامپ را نام برد. اساساً، پوپولیسم به معنای مخالفت با نخبگان است و تاکیدش بر مردم عادی یا توده‌ هست و به همین دلیل توسط سیاستمداران متعدد و احزاب مختلف استفاده می‌شود و هر یک مدعی آن هستند.

پوپولیسم | تاریخچه پوپولیسم در آمریکا | انواع پوپولیسم

تاریخچه «پوپولیسم» در آمریکا

ریشه اولین جریانات پوپولیستی به دهه ۱۸۴۰ در آمریکا برمی‏گردد. در این سال‏ها با توجه به نفوذ کاتولیک ‏های ایرلندی و مهاجران آلمانی، جریانات سیاسی بیگانه ‏هراسی در این کشور شکل گرفت. در واقع آمریکایی‏ ها عقیده داشتند این افراد شغل‏ های آنها را می ‏دزدند و هویت مذهبی و فرهنگی آنان را با خطر مواجه می ‏سازند. این جریان اما سال‏ها بعد به‌ دلیل شکاف میان مخالفان و حامیان برده‏ داری از میان رفت.

با این‌حال واژه «پوپولیسم (populism)»‏ نخستین بار در فضای سیاسی این کشور در دهه ۱۸۹۰ میلادی مورد استفاده قرار گرفت. این واژه انگلیسی از ریشه «پوپولوس» که در ادبیات لاتین به معنی «مردم» است نشأت گرفته است. بر این اساس، در دهه ۱۸۸۰ میلادی جنبش سیاسی با نام «اتحاد کشاورزان» در ایالت‏ های غربی و جنوبی آمریکا ظهور کرد، گروهی که از اوضاع نامناسب محصولات، کاهش قیمت‏ ها، بازاریابی ضعیف و تسهیلات اعتباری ناراضی بودند.

گرچه این گروه در برخی مجادلات سیاسی توانستند موفقیت‏ هایی کسب کنند اما در مقیاس تصمیم‏گیری‏ های ملی قدرتی نداشت. بنابراین در سال ۱۸۹۲ رهبران این جنبش آن را منحل و «پوپولیسم» یا «حزب مردم» را شکل دادند. بر این اساس این حزب تلاش زیادی کرد تا گروه‏ های دیگر همچون کارگران را به خود ملحق کند اما در نهایت یک حزب کاملا کشاورزمحور باقی ماند.

در واقع جریان «پوپولیسم» در این دوره جوامع کشاورزی و حزب دموکرات‏ را در مقابل جمهوری‏خواهان شهرنشین قرار داده بود. از خواسته ‏هایی که این حزب دنبال می ‏کرد می ‏توان به افزایش پول در جریان (که آن زمان سکه نقره بود)، ایجاد تغییرات در مالیات بر درآمد، برگزاری انتخابات مستقیم برای انتخاب سناتورها و اصلاحاتی که باعث تقویت بیشتر دموکراسی سیاسی و مشارکت اقتصادی بیشتر کشاورزان در کسب‏وکارها و صنعت می‏ شد اشاره نمود. بعد چه اتفاقی افتاد؟

بسیاری از ایدئولوژی‏ های اصلی این جریان مبنای سیاست‌های حزب دموکرات و بخصوص سیاست‌های رئیس‏ جمهور فرانکلین روزولت برای مقابله با بحران بزرگ دهه ۱۹۳۰ قرار گرفت. گرچه از این دوران به بعد جریان‏های پوپولیستی در آمریکا دچار افول شدند، اما در سال ۲۰۰۸ و با وقوع بحران مالی بارقه‏ هایی از ظهور مجدد این جریان دیده شد. در این رابطه پوپولیست‏ ها که در تاریخ آمریکا هیچگاه نتوانسته بودند نقش ‏اثرگذاری در عرصه سیاست داشته باشند و همواره در رقابت‌های انتخاباتی مغلوب بودند، در سال‏های اخیر توانستند جایگاه خود را در فضای سیاسی مستحکم کنند، تا جایی که در سال گذشته شاهد پیروزی یکی از رادیکال‏ترین پوپولیست ‏ها در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بودیم.

تاریخچه «پوپولیسم» در اروپا

گرچه تصور می ‏شود شکل ‏گیری واژه «پوپولیسم» در ابتدا در فضای سیاسی آمریکا بوده، اما روایت‏ هایی نیز وجود دارد که نشان می‏دهد که این واژه در اروپا و بخصوص در کشور روسیه قدمتی دیرینه دارد. به گزارش «اکونومیست»، در دهه ۱۸۶۰ میلادی در روسیه جریانی تحت عنوان «نارودنیچستوو» که معادل روسی واژه «پوپولیسم‏» است شکل گرفت. این جریان معتقد بود تبلیغات سیاسی در میان قشرهای ضعیف و روستایی جامعه می‏ تواند به بیداری توده ‏ای بینجامد که اثرگذاری آنها باعث آزادی از سلطه رژیم تزاری می‏ شود.

در آن دوران اقتصاد روسیه غالبا کشاورزی‏ محور بود و روستائیان اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل می ‏دادند. به همین خاطر بود که نام این جریان «نارودنیچستوو یا پوپولیسم» نام گرفت (در زبان روسی «نارود » به معنی «مردم » است).

در حقیقت این جریان به دنبال رهایی روستائیان از نظام ارباب-رعیتی و ترغیب مالکان به سهیم نمودن روستائیان در مالکیت زمین‏هایشان بود. گرچه این جریان سیاسی کوچک نتوانست در تصمیم‏گیری‏ های سیاسی روس ‏ها چندان اثرگذار باشد اما اثرات گسترده ‏ای بر روند سیاسی کشورهای اروپای شرقی گذاشت و در اوایل قرن بیستم میلادی باعث شکل‏ گیری چندین حزب پوپولیستی در این کشورها شد. با این‌حال در آن دوران این جریانات پوپولیستی چندان در تصمیم‏گیری‏ های سیاسی کشورهایشان نقشی نداشتند. همچنین پس از جنگ جهانی و تا دهه ۱۹۹۰ نیز کم و بیش جریان‏های پوپولیستی در اروپا دیده می‏ شد.

گرچه در اروپا نیز همانند آمریکا «پوپولیسم» در دوره‏ای دچار افول شد، اما این جریان سیاسی در سال‏های اخیر با روند روبه رشد مواجه شده است. بر اساس مطالعات صورت گرفته، سهم حزب‏ های پوپولیستی در انتخابات کشورهای اروپایی از دهه ۱۹۶۰ تا سال ۲۰۱۲ بیش از دوبرابر شده است (این سهم از ۱/ ۵ درصد از دهه ۱۹۶۰ به ۲/ ۱۳ درصد در سال ۲۰۱۲ رسیده است). همچنین سهم پوپولیست‏ ها از صندلی نهادهای سیاسی در این دوران بیش از سه برابر شده است و از ۸/ ۳ درصد به ۸/ ۱۲ درصد افزایش یافته است.

در سال‏های اخیر جریان‏ های پوپولیستی در کشورهای اروپایی (چه کشورهای عضو اتحادیه اروپا و چه کشورهای خارج از آن) همانند آنچه در آمریکا اتفاق افتاد توانسته ‏اند با سرزنش اوضاع نامساعد اقتصادی و بحران ‏هایی همچون بحران پناهندگان نفوذ خود را در میان مردم افزایش دهند. بر این اساس رأی مردم انگلیس به جدایی این کشور از اتحادیه اروپا (برگزیت) را می ‏توان به عنوان یکی از بارزترین شواهد نفوذ پوپولیسم در اروپا دانست.

رواج پوپولیسم در شرق

در سراسر قاره آسیا از حوالی قرن بیست ‏و یکم بطور بی‏ سابقه‌ای رهبران پوپولیسم قدرت گرفته‏ اند. در واقع به نوعی آغاز این جریان به بحران مالی ۱۹۹۷ بر می‏ گردد، بحرانی که موجی از نارضایتی مردم را به همراه داشت و موقعیت رهبران سیاسی را با چالش رو به ‏رو ساخت. در این سال‏ ها در شرق آسیا مردم به نامزدهای مستقلی که شعار ریشه‏ کنی فساد و ارائه برنامه‏های جدید اقتصادی را سر می‏دادند رأی دادند. از رهبرانی که در این دوران بر مسند قدرت قرار گرفتند می‏ توان به تاکسین شیناواترا در تایلند، جوزف استرادا در فیلیپین، رو موهیون در کره‏جنوبی، چن شوی‏بیان در تایوان و جونیچیرو کویزومی در ژاپن اشاره کرد.

در سال‏های اخیر اما کشورهای شرقی از موج فراگیر «پوپولیسم» که در کشورهای غربی ایجاد شد هم بی ‏نصیب نماندند. جهان پر است از رهبرانی که در ابتدا وعده‏های مردم‏پسند می‌دهند و شاید در حوزه‌هایی موفق به عوام فریبی شوند اما در اصل، اقتصاد کشور و سرنوشت مردم را به بازی می‌گیرند.

در این رابطه یکی از بارزترین نمونه‏ های مکتب «پوپولیسم»‏ را می ‏توان در ترکیه دید. پس از کودتای نافرجامی که در سال ۲۰۱۶ در ترکیه به وقوع پیوست، شرایط به گونه‏ ای رقم خورد تا رجب طیب اردوغان بتواند قدرت بلامنازع این کشور شود. او که حالا از رضایت نسبی مردم کشورش به خود می‏بالد، در ماه‏های اخیر توانست با برگزاری رفراندوم، قانون اساسی را برای تبدیل شدن به قدرت مطلق به نفع خود تغییر دهد. اما موضوع تعجب‏ آور آن است که پس از دو دهه حضور در رأس قدرت کشور ترکیه و ایجاد اوضاع نابسامان اقتصادی و سیاسی در سال‏های اخیر، چرا اردوغان هنوز در این کشور از محبوبیت نسبی برخوردار است؟

شهردار سابق استانبول توانست با ایجاد همزمان وجاهت دولتی (برای مثال او توانست عرضه آب پاک و سالم را احیا کند) و برقراری قوانین محافظه‏ کارانه عامه‏ پسند (قوانینی همچون ممنوعیت الکل در کافی‏ شاپ‏ های شهر) محبوبیت خود را در میان مردم عادی که صداقت و اصالت او را تحسین می‏ کردند و همچنین نخبگان اقتصادی که او را فردی باکفایت و بصیر می‏ دیدند افزایش دهد. اردوغان در دهه اول حضورش در رأس قدرت ترکیه موفق شد رفاه اقتصادی و ثبات سیاسی بی‏ سابقه ‏ای را در این کشور برقرار سازد. تمرکز تدریجی قدرت در دستان اردوغان و شکست کودتای اخیر در براندازی دولت او نیز موجب شد تا اکثریت مردم تصور کنند که او پاسدار نظم و صلح، و آخرین محافظ دولت ترکیه در مقابل دسیسه‏ جویان داخلی و خارجی است. بنابراین به‏ رغم شرایط نابسامان فعلی اقتصاد ترکیه، بخش زیادی از مردم این کشور به‌خاطر ایجاد یک دهه رشد اقتصادی باثبات که باعث ذوق و قدرت ملی‏ گرایان ترک شد، هنوز قدردان او هستند.

مشابه شرایط اردوغان و حزب عدالت و توسعه ترکیه را نیز می ‏توان در هند دید. با وجود اینکه نخست‌وزیر نارندرا مودی و حزب بهاراتیا جاناتا نتوانستند به وعده ‏های اقتصادی خود همچون رشد اقتصادی، ایجاد شغل و کاهش فقر عمل کنند، اما توانستند در انتخابات منطقه ‏ای در ایالت اوتار پرادش (پرجمعیت ‏ترین ایالت هند) پیروزی بی ‏سابقه‌ای را کسب کنند، ‏ پیروزی که تحلیل‏گران معتقدند یک رفراندوم مثبت برای دولت او بوده است. در ماه ‏های اخیر انتقادات شدیدی علیه سیاست‌های بحث‏ برانگیز نخست‌وزیر در خصوص بی ‏ارزش‏ سازی پول ملی هند (کشوری که تمام اقتصادش بر مبنای پول نقد است) وجود داشته است، اقدامی که اثرات ناگواری بر ده‏ها میلیون خانوار فقیر هندی که در تلاش برای تامین اسکناس ‏های جدید بودند گذاشت. با این‌حال این ملی‏ گرای هندو در حال حاضر از وجاهت سیاسی و عمومی بالایی برخوردار است چرا که خود را وفادار و خادم مردم معرفی کرده است. در واقع مردم او را به‌عنوان فردی از طبقه ضعیف جامعه که توانست با تلاش، رهبری و درایت به چنین جایگاهی برسد عمیقا تحسین می‏ کنند.

پوپولیست کیست؟

پوپولیست کسی است که به طریقی خاص و با شعاری فراگیر علیه نخبگان یک جامعه قیام می‌کند. طریق وی معرفی خود به‌عنوان نماینده مردم واقعی است، کسی هم نمی‌پرسد نماینده؟کدام مردم؟آن مردم واقعی هستند؟،یعنی خود را نماینده اقلیتی یا بخشی از جامعه می‌داند و آن‌ها را مردم واقعی معرفی می‌کند و خود را به‌عنوان نماینده به آن مردم می‌چسباند و خود را صدای آن‌ها نشان می‌دهد و با این طریق هرکس را که طرفدار او باشد مردم واقعی و هرکس که نباشد را خائن به مردم و مملکت معرفی می‌کند.شعارش هم این است که حاکمان نخبه جامعه افرادی دزد هستند و باید کشور را به دست مردم واقعی سپرد و با این حرف‌ها به پیشروی در مسیر ریشه زدن در قدرت ادامه می‌دهند و هر اقدام و تصمیم سیاسی خویش را خواست ملت می‌نامند.

پوپولیستی که شعارش این است که مردم واقعی و اصیل لایق حمایت و حکمرانی‌اند و من نماینده ایشانم به سه طریق جلوه می‌کند:

الف) کشور را و ساختار سیاسی را تغییر می‌دهد

ب)طبقه‌ای اجتماعی به وجودمی آورند که حامی آن‌ها هستند.

ج) سرکوب نظام‌مند جامعه مدنی.

پوپولیسم | تاریخچه پوپولیسم در آمریکا | انواع پوپولیسم

انواع پوپولیسم

از آنجا که پوپولیسم به عنوان برچسبی با دلایل و صورت‌های مختلف سیاسی مطرح شده‌است، می‌توان انواع مختلفی از آن را نام برد. در ادامه با انواع اصلی آن که توسط نظریه‌پردازان کنونی سیاسی به رسمیت شناخته شده را مرور می‌کنیم:

پوپولیسم کشاورزی (Agrarian)

این نوع، اشاره به جنبش‌های پوپولیستی دارد که به رهبری کشاورزان و متحدان آنها، مانند اغلب اتحادیه‌های کارگری در دهه ۱۹۸۰ انجام شده‌است. این جنبش‌ها در مخالفت با سیاست‌هایی که بهره‌برداری از کار کشاورزان و سایر کارگران به نفع صاحبان قدرت را قانونی می‌کرده‌است، شکل گرفته‌است.

دموکراسی پوپولیستی

این نوع به تلاش‌های برای جذب حداکثری مردم و کنش فعالانه آنها اشاره دارد. کنش‌های نظیر شرکت در رفراندوم‌های عمومی و انتخابات را می‌توان جزء این دسته شمرد.

پوپولیسم واکنشی (Reactionary)

پوپولیسم واکنشی جناح راست افراطی را توصیف می‌کند و در واقع مترادف با «راست رادیکال» است. این سیاست‌ها بیشتر به سیاست‌های ضدمهاجرتی و ملی‌گرایی افراطی مربوط است؛ کمپین دونالد ترامپ یک نمونه کامل برای این نوع پوپولیسم است. این نوع احزاب، امروزه در بسیاری از کشورهای اروپایی طرفداران زیادی دارد.

سوسیالیسم پوپولیست

پوپولیسمِ چپ غالباً با مخالفت با سرمایه‌داری و حمایت کمونیسم یا سوسیالیسم همراه بوده‌است. اما این برچسب معمولا به شورش‌های سوسیالیستی و انقلابی‌های آمریکای لاتین اشاره دارد.

ویژگی کلی پوپولیسم

پوپولیسم دارای چند ویژگی کلی به شرح زیر است:

1- جلب پشتیبانی مردم با توسل به وعده‌های کلی و مبهم، و معمولاً تحت کنترل رهبر فرهمند و شعارهای ضد امپریالیستی.

2- پیشبرد اهداف سیاسی، مستقل از نهادها و احزاب موجود، با فراخوانی تودهٔ مردم به اعمال فشار مستقیم بر حکومت.

3- بزرگداشت و تقدیس مردم یا خلق، با اعتقاد به اینکه هدف‌های سیاسی باید به اراده و نیروی مردم و جدا از احزاب یا سازمان‌های سیاسی پیش برود.

البته آیین و سنت سیاسی پوپولیستی، در هر کشوری شکل ویژه‌ای دارد. در نهضت‌های پوپولیستی، معمولاً ائتلافی آشکار یا ضمنی، میان طبقات مختلف با منافع متفاوت و گاه متعارض برقرار می‌شود. تداخل قشرهای گوناگون در این نهضت‌ها، به طور عمده ناشی از عدم تشکل طبقاتی و عدم وجود مرزبندی روشن طبقاتی است. پوپولیسم دارای مشخصات عوام فریبی، تقدیس شخص رهبر فرهمند، تعصب، تکیه بر توده‌های محروم، نداشتن ایدئولوژی مشخص، اصلاح طلبی، بورژوایی بودن و عناصری از ضدیت با امپریالیسم و ملی‌گرایی است. توسعه خواهی و پر و بال دادن به نیروهای وابسته به بازار داخلی و گاه آزادی‌های سندیکایی و دموکراتیک از خصلت‌های عمده دوران پوپولیسم است.

پوپولیسم | تاریخچه پوپولیسم در آمریکا | انواع پوپولیسم

پوپولیسم و عوام فریبی

پوپولیسم ارتباط تنگاتنگی با عوام فریبی (Demagogie) دارد. این واژه از ریشه‌ی کلمه‌ی یونانی یعنی demos به معنای مردم و agein به معنای رهبری کردن مشتق شده است و به حق عوام فریبی معنا شده است. سیاست عوام فریبانه، مدام در حال تحریک احساسات مردم و شعاردادن است و هیچ گونه اعتقادی به دموکراسی ندارد.

در سیاست عوام فریبانه، حاکمان با یک نگاه ساده‌بینانه اعتقادات خود را به نفع مردم معرفی می‌کند. در واقع عوام فریبی حقایق را به شکلی نادرست بیان می‌کند و معتقد است تنها این سیاست است که پاسخگوی نیاز بشر است. همانطور که می‌بینید، این تفکرات می‌توانند ارتباط خوبی با یک پوپولیست برقرار کنند. یک پوپولیست همانطور که مردم او را بالا می‌برند، خود را بالا و بهترین می‌بیند.

  • منبع
  • انگاره
  • حوزه
  • دنیای اقتصاد
  • ویرگول

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید