امروز: دوشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ جمادى الآخر ۱۴۴۲ قمری و ۱۸ ژانویه ۲۰۲۱ میلادی
کد خبر: 274538
۲۶۹
۱
۰
نسخه چاپی
Johann Wolfgang von Goethe

گوته | زندگی گوته | آثار ادبی گوته | گوته و حافظ

یوهان ولفگانگ ون گوته فیلسوف، شاعر، نویسنده و متفکر بزرگ آلمانی در ۲۸ اوت سال ۱۷۴۹ در « فرانکفورت » متولد شد و در ۲۲ مارس سال ۱۸۳۲ در « ویمار » چشم ازجهان فرو بست. پدرش مشاور سلطنتی و یک وکیل موفق بود که به قدر کافی ثروت داشت تا به لحاظ مالی مستقل باشد و می خواست پسرش یک حقوق دان با تجربه شود

گوته | زندگی گوته | آثار ادبی گوته | گوته و حافظ

یوهان ولفگانگ گوته در سال ۱۷۴۹ متولد شده و یک نابغه ی آلمانی بود که در رشته های مختلف از جمله نقاشی، رمان نویسی، درام نویسی، شعر، فلسفه، دانش و حتی امور سیاسی مهارت داشت.

گوته نه تنها یک شاعر و نویسنده‌ی بااستعداد که اولین روشن‌فکر شناخته‌شده آلمان نیز به حساب می‌آمد. به لطف زندگی طولانی او و صنعت بی‌مرز روشن‌فکری، در طی مجموعه‌ای از جنبش‌ها و فراز و نشیب‌ها در تاریخ ادبی این کشور، او یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ اروپا باقی ماند. گوته در تمام این جنبش‌ها به میزان‌های مختلفی شرکت داشت؛ در تمام آن‌ها، گوته بیش از هر نویسنده دیگری می‌توانست با نثر خود با عموم مردم آلمان ارتباط برقرار کند. «فائوست» یکی از موفق‌ترین آفریده‌های او که شخصیت اصلی‌اش روح خود را در ازای موفقیت و شهرت به شیطان می‌فروشد، به نوعی تبدیل به بیانیه‌ای علیه کلیسا و مذهب شد.

کمک‌هایی که گوته در طول زندگی‌ حرفه‌ای‌اش به ادبیات اروپا کرد، بسیار بزرگ بود. اولین رمان او، «رنج‌های ورتر جوان» در اروپا به شهرت قابل توجهی رسید. حتی بسیاری از مردان به خاطر تقلید از پروتاگونیست تراژیک داستان خودکشی کردند! این امر به وضوح از اهمیت تأثیرگذاری هنرمندان نویسنده حکایت می‌کند. آن‌ها بایستی برای بیان خلاقیت خود راهی سازنده انتخاب می‌کردند. در آخرین کار او، یا شاهکارش، فائوست، مهارت او به قدری خودنمایی می‌کند که بسیاری از آلمانی‌ها او را ویلیام شکسپیر فرانکفورت می‌نامند. شاید ادعای گزافی نباشد اگر بگوییم ادبیات مدرن آلمان با گوته آغاز شد و او یکی از مهم‌ترین نام‌های سرشناس ادبیات اروپا به‌شمار می‌رود.

زندگی گوته

یوهان ولفگانگ ون گوته فیلسوف، شاعر، نویسنده و متفکر بزرگ آلمانی در ۲۸ اوت سال ۱۷۴۹ در « فرانکفورت » متولد شد و در ۲۲ مارس سال ۱۸۳۲ در « ویمار » چشم ازجهان فرو بست. پدرش مشاور سلطنتی و یک وکیل موفق بود که به قدر کافی ثروت داشت تا به لحاظ مالی مستقل باشد و می خواست پسرش یک حقوق دان با تجربه شود. مادرش هم دختر یک شهردار محلی بود و گوته جوان را به بسیاری از افراد طبقه بالای آلمان معرفی کرد که بعدها تأثیر مهمی در آینده او داشت.

گوته دوران کودکی خود را در آغوش پر مهر خانواده گذراند و تحصیلات اولیه را نزد استادان خصوصی و معلمین سرخانه به اتمام رساند. آنها زبان های یونانی . لاتین . ایتالیایی . انگلیسی . عبری . زبان یهودیان اروپای شرقی . موسیقی و نقشه کشی را به وی آموختند.

در سال ۱۷۶۵ بنا به اصرار پدرش برای فراگیری علم حقوق به « لایپزیگ » رفت و سه سال در آن شهر ماند و در آنجا با دختر یک پانسیون دار ارتباطی صمیمی و عاشقانه برقرار کرد ؛ نخستین اشعار او از همین عشق الهام گرفته است. پس از چندی عاشق دختر استاد نقشه کشی خود شد . اما این عشق عمیق تر و آرام تر بود. روح پر عطش گوته در شهر لایپزیگ خرسند نبود و او اغلب به مطالعه ادب و فلسفه می پرداخت ؛ با این وجود تحصیل دررشته حقوق را به پایان رسانید و مدتی هم به مطالعه و بررسی شیمی، کالبد شناسی و معماری پرداخت و بر تمام آنها مسلط شد.

در سال ۱۷۶۸ در حالی که بیمار بود . به فرانکفورت بازگشت و به تقلید از مادرش به محافل مذهبی راه پیدا کرد. وقتی حالش بهتر شد برای تکمیل تحصیلات حقوق خود به « استراسبورگ » رفت و در اوت ۱۷۷۱ به اخذ دانشنامه لیسانس توفیق یافت. در این شهر هم دلباخته دختر وزیری شد. اگر چه این ماجرایعشقی به ازدواج نکشید. اما روح حساس « گوته » را سخت متاثر ساخت. در مراجعت به فرانکفورت به تشویق « هردر » . حکیم و فیلسوف آلمانی که نفوذ زیادی در گوته داشت . به نوشتن درام پرداخت که در سال ۱۷۷۴ منتشر شد و بدین ترتیب نام او در شمار بزرگان ادب جای گرفت. از این زمان به بعد به فکر آفرینش بزرگترین شاهکار خود « فاوست » افتاد.

از ماه مه تا سپتامبر ۱۷۷۲ ضمن اقامت در « وتزلار » با دختر جوانی به نام « شارلوت بوف » آشنا شد و سخت عاشق و دلباخته او گشت ؛ ولی این دختر زن رفیقش « کستنر » بود و به همین جهت گوته امیدی به این عشق نداشت. لیکن محصول این عشق آفرینش یکی دیگر از شاهکارهای او به نام « ورتر » است که در سال ۱۷۷۴ انتشار یافت.

در مراجعت به فرانکفورت یک سری درام های عالی نوشت که از آن جمله می توان « پرومته » در ۱۷۷۲ . « کلاویگو » در ۱۷۷۴ و « استلا » در سال ۱۷۷۶ که به یاد دختری زیبا از اهل فرانکفورت نگارش یافته است را نام برد. در این دوران قسمتی از شاهکار جاویدان خود یعنی « فاوست » را نیز به رشته تحریر در آورد. از سال ۱۷۷۵ مسیر زندگی گوته تغییر کرد. دوک بزرگ « ویمار » با نام « کارل او گوست » او را به دربار خود فرا خواند. گوته مشاور دوک شد و به امور سیاسی و اقتصادی علاقه پیدا کرد و ضمناً تحقیقات علمی و مطالعات ادبی خود را نیز ادامه داد. لیکن مجال او برای ادبیات و تالیف آثار کمتر بود زیرا او مدتی مشاور سفارت و مدتی نیز وزیر دربار ویمار شد.

با این وصف گوته از مکتب رمانتیسم ورتر خود پا را فراتر گذاشت و پخته تر و کامل تر شد. درام « ایفی ژنی » او که درسال ۱۷۷۹ در ویمار به نمایش درآمد . شاهدی بر این مدعاست. سفر ایتالیا . مرحله جدیدی در سیر افکار گوته به شمار می رفت و بازگشت به هنر عهد باستان . اندیشه او را سخت به خود مشغول داشت. با این وجود . در آثاری که وی در این زمان در ایتالیا نوشته است اثر فکر ایتالیایی دیده نمی شود.

وی طی سال های ۱۷۹۲ و ۱۷۹۳ در جنگهای پروس با فرانسه شرکت کرد و بیست سال بعد خاطراتی راجع به این جنگ ها نوشت.

آشنایی او با « شیلر » شاعر بزرگ آلمان در سال ۱۷۹۴ نور تازه ای به حیات او تاباند و گوته با همکاری شیلر در سال ۱۷۹۶ مجموعه اشعاری به نام « گزنیا » منتشر ساخت. سپس رمان بزرگی را که شرح حال خود اوست . تألیف کرد و آن را « سال های کار آموزی ویلهم مستر » نامید. در سال ۱۷۹۷ منظومه بورژوائی به نام « هرمان و دوروته » را منتشر ساخت و این منظومه شهرت او را بیشتر کرد. در این سال ها . « دوک ویمار » او را از همه القاب و عناوینش معزول کرد و گوته به مدیریت تئاتر ویمار اشتغال ورزید و ضمناً به مطالعات زمین شناسی و گیاه شناسی پرداخت و رساله هایی نیز در این باره به رشته تحریر در آورد. در سال ۱۸۰۵ شیلر در گذشت و گوته نیز به بیماری مهلکی دچار گشت که نزدیک بود او را از پای در آورد.

این بیماری گوته را بسیار ضعیف ساخت. در سال ۱۸۰۸ نخستین قسمت « فاوست » منتشر شد. در آن سال . جشنی به افتخار « ناپلئون بناپارت » امپراطور فرانسه در « ارفوست » برپا شد که گوته در آن شرکتکرد ؛ مذاکره او با ناپلئون در آن شهر معروف است. گوته از طرف ناپلئون به دریافت نشان « عقاب لژیون دونور » مفتخر گردید. سالهای آخر عمر گوته به تکمیل شاهکار بزرگش فاوست گذشت و قسمت دوم این اثر بزرگ در سال ۱۸۳۳ یعنی چند روز قبل از مرگش به اتمام رسید.

گوته | زندگی گوته | آثار ادبی گوته | گوته و حافظ

آثار ادبی گوته

مهم‌ترین اثر گوته قبل از عزیمت به وایمار، تراژدی «گوتس فون برلیخینگن» (Götz von Berlichingen) بود که در سال ۱۷۷۳ نوشت و اولین کاری بود که برای او شهرت به ارمغان آورد. کتاب بعدی نیز «رنج‌های ورتر جوان» بود که برای او به عنوان یک نویسنده محبوبیت زیادی رقم زد. در طی سال‌های زندگی در وایمار و قبل از ملاقات با شیلر، «ویلهلم مایستر» را آغاز کرد و درام‌های «ایفیژنی در تاوریس» و «اگمونت» را نوشت.

دوران دوستی او و شیلر، نوشتن ویلهلم مایستر ادامه پیدا کرد و نوشته‌های کوتاه «هرمان و دوروتئا» (Hermann and Dorothea) و «سوگواره‌های رومی» (Roman Elegies) خلق شدند. در آخرین دوره که بین مرگ شیلر و مرگ خود او بود، شاهکاری به نام فائوست متولد شد.

رنج‌های ورتر جوان

رمان کوتاه «رنج‌های ورتر جوان» داستان عاشقانه غمگینی را روایت می‌کند که به خودکشی منجر می‌شود. گوته ادعا کرد که «قهرمان داستان را کشتم تا خودم را نجات دهم.» این رمان به ده‌ها زبان ترجمه شد. قهرمان جوان و پرخروش این داستان از جامعه و عشقی دست نیافتنی به یک زن، ناامید شده و به خاطر خودکشی این شخصیت اصلی بلافاصله بعد از انتشارش به خاطر گناه کبیره بودن این امر مورد نقدهای مختلفی واقع شد. نکته جالب توجه دیگری که در انتهای داستان خشم عده‌ای را برانگیخت، عدم حضور یک روحانی در مراسم تدفین این قهرمان بود.

فائوست

شاهکار بعدی گوته، «فائوست»، در چند مرحله کامل شد و تنها پس از مرگش به‌طور کامل انتشار یافت. اولین بخش که در سال ۱۸۰۸ منتشر شد و منبع الهام هنرمندان بسیاری بود. بعدها الگوی فروختن روح به شیطان برای کسب قدرت در جهان فیزیکی در ادبیات ارزش ویژه‌ای پیدا کرد و تبدیل به استعاره‌ای از پیروزی تکنولوژی و صنعت بر انسان شد.

کار شاعرانه گوته، به عنوان الگویی برای جنبش شعر آلمانی «درون کاوی» مورد استفاده قرار گرفت و کلام او آهنگسازان مختلفی مانند «موتزارت»، «بتهوون»، «شوبرت» یا «برلیوز» را الهام بخشید.

به طور کلی مهم‌ترین آثار گوته عبارت از:

1- ورتر
2- فائوست
3- اگمونت
4- نغمه‌ئون رومی
5- دیوان غربی-شرقی (تقدیم به حافظ شیرازی)
6- سفرنومه ایتالیا
7- تئوری رنگ‌ئون

کارهای علمی

جدای از کارهای ادبی، گوته در زمینه علم و دانش هم فعالیت داشت. اگر چه او هرگز توسط دانشمندان به ویژه دانشمندان متدولوژیِ نیوتونی به رسمیت شناخته نشد اما در زمینه‌های گوناگونی کار کرد و از میان آن‌ها می‌توانیم به «تئوری رنگ‌ها» اشاره کنیم که مهم‌ترین کارش به شمار می‌آید. در این تئوری او رنگ را نه به عنوان نور که به عنوان عاملی بین دو قطب نور و تاریکی معرفی می‌کند.

گوته | زندگی گوته | آثار ادبی گوته | گوته و حافظ

گوته و حافظ

ژان ولفگانگ گوته ؛ شاعر، فیلسوف، نویسنده ، سیاستمدار و دانشمند بزرگ در میان آثار خود ، یک اثر مهم دارد به نام دیوان شرقی . این اثر نه تنها یکی از عالی ترین آثار شعر و حکمت گوته است بلکه یکی از بزرگ ترین آثار ادبی آلمان و اروپا به شمار می آید . گوته این اثر برجسته را با خواندن دیوان شعر حافظ به وجود آورد .

نقادان ادب جهان ، گوته را یکی از ارکان چهارگانه ادب جهان نام داده اند و چنین شخصیتی با شیفتگی و دلبستگی درباره حافظ فراوان گفته است :« ای حافظ ، آرزوی من آن است که فقط مریدی از مریدان تو باشم » .

گوته خطاب به حافظ متن های ادبی سلیس ، عمیق ، پرمعنا و پر از روح و احساس خلق کرد که در نوع خود شاهکاری بزرگ محسوب می شوند.

در نوشته های او با نام حافظ مواجه می شویم . او با حافظ سخن می گوید ، به تحلیل اشعارش می پردازد ، احساس قلبی خود و دریافت هایش را نسبت به اندیشه های حافظ بیان می کند . حافظ را می ستاید ، سروده های او را جاودانه و آسمانی می خواند اما گاهی هم عاجز و درمانده می شود از بیان درک عمیق حقیقت نهفته در اشعار او .

متنی که می خوانید نظر گوته درباره شخصیت ، اندیشه و ادبیات حافظ است که در دیوان غزلیات او جلوه گر شده است:

ای حافظ ، سخن تو هم چون ابدیت بزرگ است ؛ زیرا آن را آغاز و انجامی نیست . کلام تو هم چون گنبد آسمان ، تنها به خود وابسته است و میان نیمه ی غزل تو با مطلع و مقطع آن فرقی نمی توان گذاشت ؛ زیرا همه ی آن در حد جمال و کمال است .

اگر روزی دنیا به سرآید ، ای حافظ آسمانی، آرزو دارم که تنها با تو و در کنار تو باشم . چرا که این ، افتخار زندگی من و مایه ی حیات من است .

درباره ی غزل های حافظ هرگونه سخن بی فایده است؛ زیرا باید نخست آنها را خواند و عمقشان را درک کرد و با آنها هم آهنگ شد تا بتوان پی برد که چگونه سخن حافظ اعجاز واقعی ذوق و هنر بشری و سرچشمه ی فیاض کمال و جمال و حکمت و عرفان است .

غزلیات حافظ را همه دوست دارند؛ زیرا عارفان از آثار حکمت و عامیان از شیوایی گفتارش لذت می برند.

ایرانیان همه هوشمند و باذوق و شاعرپیشه اند ؛ بنابراین بعید نیست چنین ملتی قریحه ی تابناک بی شمار در دامان خویش پرورش دهد . ولی اگر این ملت در طول پانصد سال ، مقام اول را در میان جمله ی سخنوران خود تنها به هفت شاعر ( فردوسی ، انوری ، نظامی ، مولوی ، سعدی ، حافظ و جامی ) اختصاص دهد و توده ی مردم نیز میان این هفت نابغه ی دنیای ادب، حافظ شیراز را بیش از همه عزیز دارند و در دل جای دهند ، می توان دریافت که چنین کسی واقعا چه مقامی در دنیای ذوق و هنر می تواند داشته باشد .

حافظ در همه ی عمر از آن چه مردم عادی می طلبند و می جویند دوری گزید و آن چه را که برای دیگران مجهول است جست و جو کرد و در همه حال هم چنان صاحب نظر و زنده دل باقی ماند.

در عین پارسایی ، دست از لذات جهان شست و قدر زندگی را چنان که شایسته بود ، دانست . بدیهی است مقام واقعی حافظ را جز با توجه به ملیت و محیط و عصر وی نمی توان شناخت ، ولی این نکته یقین است که هرکس یک بار حافظ را بشناسد و با او آشنا شود در سراسر زندگی دست از این یار آسمانی برنخواهد داشت و در راه ناهموار زندگی او را راهنمای سفر خواهد کرد.

در باغ زیبا، گل سرخ و زنبق کنار هم شکفته اند تا بر رخ ژاله ی بامدادی بوسه زنند . پشت باغ ، صخره ای پوشیده از گیاه و گل سر به سوی آسمان کرده و پیرامون آن را جنگلی خرم فراگرفته که یک سره تا دره ای سرسبز ادامه دارد . همه جا مانند آن روزگاران که من در آتش عشق می گداختم و هر بامدادان با چنگ خویش به پیشواز مهرفروزان می رفتم ، از عطر گل آکنده است. (یادبود گفتمان گوته و حافظ در دیوان غربی شرقی گوته در شهر وایمار آلمان)

حافظا، آرزو دارم از شیوه ی غزل سرایی تو تقلید کنم . همچون تو قافیه پردازم و غزل خویش را به ریزه کاری های گفته ی تو بیارایم . نخست به معنی اندیشم و آن گاه بدان لباس الفاظ پوشانم . هیچ کلامی را دو بار در قافیه نیاورم ؛ مگر آن که با ظاهری یکسان معنایی جدا داشته باشد . آرزو دارم همه ی این دستورها را به کار بندم تا شعری چون تو ، ای شاعر شاعران جهان ، سروده باشم ای حافظ ، هم چنان که جرقه ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپراطوران کافی است ، از گفته ی شورانگیز تو چنان آتشی بر دلم نشسته که سراپای این شاعر آلمانی را در تب و تاب افکنده است .

ای حافظ، ای حامی بزرگوار، ما همه به دنبال تو روانیم تا ما را با نغمه های دل پذیرت در نشیب و فراز زندگی رهبری کنی و از ودای خطر به سوی سرمنزل سعادت بری .

حافظا خویش را با تو برابر نهادن جز نشان دیوانگی نیست. تو آن کشتی ای هستی که مغرورانه باد در بادبان افکنده است تا سینه ی دریا را بشکافد و پای بر سر امواج نهد و من آن تخته پاره ام که بی خودانه سیلی خور اقیانوسم . در دل سخن شورانگیز تو گاه موجی از پس موج دگر می زاید و گاه دریایی از آتش تلاطم می کند ، اما این موج آتشین مرا در کام خویش می کشد و فرو می برد . با این همه ، هنوز در خود جرات اندکی می یابم که خویش را مریدی از مریدان تو شمارم ؛ زیرا من نیز چون تو در سرزمینی غرق نور زندگی کردم و عشق ورزیدم.

گوته در یک نگاه

- بیش از ده هزار نامه و سه هزار طراحی از گوته به جا مانده است.
- او در سن ۲۵ سالگی یک چهره مشهور ادبی به شمار رفته و در سال ۱۷۷۵ به خاطر رمان «رنج‌های ورتر جوان» به موفقیت زیادی رسید.
- او در جنبش‌های ادبی متعددی شرکت داشت.
- گوته جدای از ادبیات و دانش، در سیاست نیز دستی داشت.
- کمک‌های او به نقشه‌کشی پارک گیاه‌شناسی وایمار و بازسازی کاخ دوک که در سال ۱۹۹۸ هر دو جزو میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیدند، قابل ستایش است.
- اولین کار علمی بزرگ گوته کتاب «دگردیسی گیاهان» بود که بعد از بازگشت از ایتالیا در سال ۱۷۸۸ نوشته شد.
- در سال ۱۷۹۱، او به مدیریت تئاتر وایمار گماشته شد و در سال ۱۷۹۴ دوستی خود را با «فردریش شیلر»، نمایشنامه نویس، تاریخ نگار و فیلسوف برجسته آغاز کرد.
- در همین زمان مدیریت، او دومین رمان خود یعنی «کارآموزی ویلهلم مایستر» را نوشت.
- فائوست یکی از برجسته‌ترین آثار او در تاریخ ادبیات اروپا به شمار می‌رود و آهنگسازان زیادی مانند موتزارت، شوبرت یا بتهوون را تحت تأثیر قرار داد.
- فیلسوف آلمانی، «آرتور شوپنهاور»، رمان کارآموزی ویلهلم مایستر را یکی از چهار رمان برتر آن زمان نامید.
- تمام خواهرها و برادرهای او به جز «کورنلیا» در سنین پایین درگذشتند.
- پدر و معلم‌های خصوصی او تمام رشته‌های مهم آن زمان به ویژه زبان‌های گوناگون مانند لاتین، یونانی، ایتالیایی، انگلیسی و عبری را به او آموختند.
- او حتی در زمینه رقص، سوارکاری و شمشیربازی نیز آموزش دید.
- اگر چه علاقه اولیه او به طراحی بود اما خیلی زود به ادبیات روی آورد و در آن ماندگار شد.
- او از سال ۱۷۶۵ تا ۱۷۶۸ در دانشگاه لیپزیگ به تحصیل حقوق پرداخت.
- در سال ۱۷۷۰ او با نام مستعار اولین مجموعه شعرش را منتشر کرد.

  • منبع
  • ایوار
  • تبیان
  • گپ 8

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید